تبليغاتX
http://ruralology.blogfa.com

http://ruralology.blogfa.com

مطالعات روستایی و شهری

نظرية‌ سيستمها:

نظرية‌ سيستمها:

 در 20 سال‌ گذشته‌، نوشته‌ها و تحقيقات‌ جغرافيايي‌، بيشتر روي‌ تحليل‌ سيستمي‌ در داخل‌ موضوعات‌ جغرافيايي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. در نتيجه‌ اين‌ تحقيقات‌، دانش‌ جغرافيا به‌ مسيرهاي‌ كاملاً علمي‌ كشيده‌ شد و به‌ تكامل‌ در ميان‌ ساير شاخه‌هاي‌ علوم‌ دست‌ يافت‌. تا آنجا كه‌ ديويد هاروي‌ به‌ حق‌ مي‌گويد كه‌ مفهوم‌ سيستم‌ مطلقاً اساس‌ درك‌ ما از تبيين‌ در جغرافيا مي‌باشد.

 هر چند كه‌ مفاهيم‌ «برخورد سيستمي‌»، «تفكرات‌ سيستمي‌»، «تحليل‌ سيستمي‌» و «نظريه‌ سيستمي‌» به‌ وسيلة‌ محققان‌ و جغرافيدانان‌ بطور گوناگون‌ و گاهي‌ مبهم‌ بكار گرفته‌ شده‌ است‌، امّا در نهايت‌ «تحليل‌ سيستمي‌» در تبيين‌ جغرافيا، اين‌ دانش‌ كهن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ دانش‌ كاملاً علمي‌ و شايد ممتاز ميان‌ همه‌ علوم‌ محيط‌ زيست‌ قرار داده‌ است‌.

مفهوم تحلیل سیستمی، یک مسیر تازه ای در علوم نمی باشد. از سالیان دراز، تیوتون در مورد سیستم خورشیدی ، اقتصادانان در زمینه سیستم های اقتصادی ، بیولوژیستها در باره سیستم های زنده و گیاهی و بالاخرهء جغرافی دانان از بدو تولد دانش جغرافیا ، روی سیستم های مکانی ناخیه ای تاکیده کرده اند.     

 در علم‌ جغرافيا نظريه‌ سیستم ها ابتدا بوسيلة‌ «ويليام‌ وارنتز» مطرح‌ شده‌ است‌، و ويليام‌ وارنتز دانش‌ جغرافيا را كاملاً يك‌ دانش‌ تحليلي‌، فلسفي‌ و علمي‌ معرفي‌ مي‌كند. بر اين‌ مبنا، مفهوم‌ تحليل‌ سيستمهاي‌ فضاي‌ زندگي‌ عبارت‌ است‌ از:

 1- قوانين‌ معيني‌ بر همه‌ پديده‌هاي‌ طبيعي‌ و انساني‌ حاكميت‌ دارد و جغرافيا نيز نمي‌تواند در جدايي‌ از ساير علوم‌ ادامه‌ حيات‌ دهد.

 2- مراد ما از سيستمهاي‌ عمومي‌ فضاي‌ زندگي‌، هم‌ شامل‌ سيستمهاي‌ فضاي‌ اشغال‌ شده‌ به‌ وسيله‌ انسان‌ و هم‌ سيستمهاي‌ فلسفي‌ است‌ كه‌ عهده‌ دار سازمان‌ فضايي‌ است‌.

خصیصه های عمدۀ هر سیستم را می توان به این شرح خلاصه کرد: 

الف) کلیت: که ازخصیصه های اصلی هر سیستم است با خود صفت عمده ای به همراه دارد. این صفت سلسله مراتب است. سیستم ها همواره از رده بندی ساختی و یا رفتاری برخوردارند. به این معنی که عناصر سیستم ها در سطوحی از فرم یا عملکرد واقع می باشند، هریک ازاین سطوح خود سیستم کاملی است که همچون عنصری برای کل سیستم عمل می کند و نیز هر مرتبه ازاین سلسله مراتب نمایشگر عنصری از مرتبۀ بالاتروسیستمی نسبت به مرتبه پایین ترازخودش می باشد. نظربعضی ازمحققين سیستمی بر آن است که تبیین یک سیستم را حداقل بایستی ازسه دیدگاه و در سه سطح متفاوت انجام داد:  
1- از نقطه نظر جامدیت و کلیت خارجی سیستم و خواص مربوط به آن.      
2- از نقطه نظر ساختمان داخلی سیستم و سهمی که عناصرش در تشکیل و کلیت بخشیدن به سیستم دارند .
3- از دیدگاه تفسیر یک سیستم به عنوان عنصری سیستمی از یک سیستم  بزرگ تر.
ب) عنصر:
مراد از عنصر کوچک ترین واحد سیستم که قادر به اجرای یک کارکرد (نقش)نسبتاً مستقل باشد . این ویژگی کارکردی عناصر،بیانگر فعال بودن همۀ عناصر در درون سیستم است.
ج) ارتباط:
از مشخصات اصلی سیستم ، ارتباط میان عناصر آن است ،عاملی که  بیش ازوسعت سیستم اهمیت دارد. پس تعادل و توازن سیستم به عناصرتشکیل  دهندۀ آن بستگی خواهد داشت.

به طور کلی سیستم عبارت است ازمجموعه ای ازعناصر که بر یکدیگر تأثیرات متقابل دارند . تغییر هر یک از عناصر سیستم ،بر سایر عناصر سیستم تأثیرمی گذارند و موجب تغییرات در کل سیستم می شود. بدین سان که در تحلیل مفهوم سیستم اصول مهم آن کلیت و سلسله مراتب است که حاکی از برتری سیستم به عنوان یک کل بر عناصرش می باشد.

سیستمهای جغرافیایی ومفاهیم پس خورندگی:       
اگردریک سیستم متشکل ازعلت و معلول ، معلول به نوبه خود روی علت اثر بگذارد حلقۀ پس خوراندگی تشکیل می شود. پس خوراندگی مثبت اصول علت را تقویت می کند و پس خوراندگی منفی اصول علت را تضعیف می نماید و از طریق این تضعیف سبب تضعیف خود می گردد.  
پسخورندگی در سیستم های باز از عوامل مهم تبادل اطلاعات و کنترل سیستم است. پس خورندگی به طور کلی عبارت از اطلاعاتی است که عملکرد یا بازده یک دستگاه درانتها و یا در جایی از آن مجدداً به ابتدای دستگاه و یا به نقاط دیگری پس فرستاده شود. مکانیسم های کنترل کننده و تنظیم کننده با استفاده از این اطلاعات در می یابند کد سیستم چگونه عمل کرده است. در صورتی که نیازی به تغییر اعمال سیستم باشد براساس آن اطلاعات کنترل های لازم توسط مکانیسم کنترلی اعمال می شود. در رابطه با پدیدۀ پس فرستی یا پس خوراندگی معمولاً دو نوع پس خورندگی مشخص می شود که یکی پس خورندگی مثبت و دیگری پس خورندگی منفی می باشد.   
پس خورندگی مثبت آن چنان پس خورندگی است که دریافت اطلاعات موجود در آن منجر به تقویت جریان ورودی و تحریکات و ادامه رفتار سیستم در وضع کنونی گردد. پس خورندگی منفی از سوی دیگر اطلاعاتی است که به مکانیسم های کنترلی هشدار می دهد که روند عملکرد سیستم در جهت مطلوب نیست و باید از ورود به سیستم یعنی از تحریکات وارد به سیستم کاسته شود.

سيستم‌ و اكوسيستم‌ در جغرافيا:

 در چند دهه‌ گذشته‌ به‌ سبب‌ تحليلهاي‌ علّت‌ و معلولي‌، مفاهيم‌ تحليل‌ سيستمي‌ وارد جغرافيا شد، شايد ميان‌ جغرافي‌ دانان‌ آنهائيكه‌ علم‌ جغرافيا را علم‌ اكولوژي‌ انساني‌ مي‌دانسته‌اند، نظير «هارلن‌ باروز» به‌ تفكرات‌ سيستمي‌ در جغرافيا اعتبار بخشيدند. مراد جغرافيدانان‌ از تحليل‌ سيستمي‌ بيشتر در مفاهيم‌ كلي‌ نگري‌ ناحيه‌اي‌ بيان‌ مي‌شود و يا جغرافيداناني‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ تفسير و تحليل‌ جغرافيايي‌ را در مفاهيم‌ اكوسيستم‌ جستجو مي‌كنند اغلب‌ تحليلهاي‌ سيستمي‌ را در جغرافيا وسعت‌ مي‌دهند.اكو سيستمها از نظر وسعت‌، مشخصات‌، موقتي‌ يا دائمي‌ بودن‌، طبيعي‌ يا كمتر طبيعي‌ بودن‌ تفاوت‌ هايي‌ را نشان‌ مي‌دهد. يك‌ رشتة‌ كوهستاني‌، يك‌ درياچه‌، يك‌ گندم‌ زار، يك‌ ناحيه‌ و يك‌ شهر مي‌تواند يك‌ سيستم‌ و اكوسيستم‌ محسوب‌ شود.

جغرافیای کاربردی و نظریه سیستم ها

 در جغرافيا تحليل‌ سيستمي‌ به‌ عنوان‌ موتور تحقيقات‌ در دو مورد بكار گرفته‌ مي‌شود:

 1- تحليل‌ سيستمهاي‌ طبيعي‌ و انساني‌.

 2- بكارگيري‌ چارچوب‌ سيستمها جهت‌ تحليل‌ موضوعات‌ جغرافيايي‌

 بطور كلي‌ در علم‌ جغرافيا، بيشتر از سيستمهاي‌ باز استفاده‌ مي‌شود، سيستم‌ باز سيستمي‌ است‌ كه‌ در آن‌ اثرات‌ متقابل‌ محيط‌ و سيستم‌ وجود دارد و مبادله‌ انرژي‌ صورت‌ مي‌گيرد، اما سيستم بسته، سيستمي است با مرزهاي معين که درآن هيچگونه مبادله انرژي صورت نمي گيرد. يعني در آن نه جريان ورودي ماده وجود دارد ونه جريان خروجي ماده. در سيستم هاي بسته، تاثيرات متقابل محيط و سيستم ديده نمي شود، در جغرافیا به ندرت می توان یک سیستم بسته پیداکرد.

 تفكرات‌ سيستم‌ باز، توجه‌ به‌ ناهمگن‌ بودن‌ فضاي‌ زندگي‌، بوجود آمدن‌ جدايي‌ گزيني‌ و افزايش‌ تفاوت‌هاي‌ سلسله‌ مراتبي‌ را كه‌ در طول‌ زمان‌ بوقوع‌ مي‌پيوندد، بيشتر مي‌كند. اين‌ مشخصات‌ قبل‌ از همه‌ بيانگر سير تحول‌ اجتماعي‌ و بيولوژيكي‌ است‌. از اين‌ رو مدلهاي‌ سيستم‌ باز از مشخصات‌ ديدگاه‌ كاركردي‌ محسوب‌ مي‌شود.

   جامعه به طور کلي، سيستمي باز است و مانند هر سيستم باز ديگر، با محيط خويش مرتبط مي باشد. ارتباط هر جامعه با محيط علاوه بر ارتباط مادي که در سيستم هاي مادي باز وجود دارد شامل مبادلات اطلاعاتي و کنترلي نيز مي شود. در سيستم هاي اجتماعي، عناصر سيستم نه تنها با محيط خارج مبادلات ماده و انرژي و اطلاعاتي دارند که تبادل مادي و اطلاعاتي در درون سيستم نيز از مشخصات اصلي اين گونه سيستم هاست.

در تحليل‌ سيستمي‌ از مسائل‌ جغرافيايي‌ تأكيد بر نظام‌ و الگوي‌ فضاي‌ زندگي‌ است‌.  اصولاً سيستمهاي‌ جغرافيايي‌ تمايل‌ به‌ تعادل‌ بخشي‌، حفاظت‌ الگوها، انطباق‌ يا خود سازماندهي‌ و از همه‌ مهمتر ساختهاي‌ سلسله‌ مراتبي‌ دارد.

 در يك‌ سيستم‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، هر خرده‌ سيستم‌ كاركرد ويژه‌اي‌ دارد. اما مكان‌ مركزي‌، كاركردهاي‌ مركزي‌ بوجود مي‌آورد. سيستمهاي‌ صنعتي‌ سود توليد مي‌كند، در حكم‌ نهائي‌، موجوديت‌ فقط‌ دلالت‌ بر شرايط‌ ضروري‌ دارد، بنابراين‌ مكان‌ مركزي‌ سيستمهاي‌ صنعتي‌ و حمل‌ و نقل‌ ممكن‌ است‌ به‌ عنوان‌ «سيستمهاي‌ خودپايا» در نظر گرفته‌ شود، آنها تابع‌ تبيين‌ كاركردي‌ مي‌باشند، از طرفي‌ شرط‌ لازم‌ در هر سيستم‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، موضوع‌ نيازها است‌. وحدت‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، يك‌ وحدت‌ كاركردي‌ است‌. در اين‌ زمينه‌  ويدال‌ دولابلاش‌ اظهار مي‌دارد: پديده‌هاي‌ جغرافياي‌ انساني‌ به‌ وحدت‌ مكاني‌ وابسته‌ است‌ و وحدت‌ مكاني‌ ناحيه‌اي‌، چيزي‌ جز وحدت‌ كاركردي‌ ميان‌ خرده‌ سيستم‌هاي‌ طبيعي‌ و انساني‌ داخل‌ يك‌ ناحيه‌ و يا يك‌ فضاي‌ زندگي‌ نمي‌باشد.

 سيستم هاي جغرافيايي
   حوضه آبريز رودخانه هاي بزرگ، از حوضه هاي فرعي و کوچک يا سيستم هاي فرعي تشکيل مي شود و سلسله مراتب سيستمي که در نظريه سيستم ها مورد بحث است در اينجا نيز ديده مي شود. در سال 1933، که سازمان دره تنسي امريکا تاسيس گرديده حوضه رودخانه به عنوان يک واحد برنامه ريزي و يا يک اکوسيستم (سيستم اکولوژيکي) در نظر گرفته شد. در اين برنامه ريزي که بعدها در حوضه رودخانه هاي سراسر دنيا به عنوان الگو مورد استفاده قرار گرفت ميزان آب مورد نياز در آبياري، توليد نيروي برق از قدرت آب، کشتيراني و مهار کردن سيلابها همه به صورت پيوسته بهم وتحت يک سازمان کنترل واحد درآمد. يعني واحدهاي حوضه آبريز، به عنوان يک واحد طبيعي فضاي زندگي با کل و کليت و نظام سلسله مراتب سيستمي، در جغرافيا مورد مطالعه است.

سيستمها در رابطه‌ با سكونتگاههاي‌ روستايي‌ و شهري‌:

 براين‌ بري‌ ، جغرافيدان‌ معروف‌ آمريكايي‌، شايد براي‌ اولين‌ بار تئوري‌ سيستمها را در مطالعات‌ شهري‌ بكار گرفت‌. مفهوم‌ سيستم‌ شهري‌ مبني‌ بر وجود مجموعه‌اي‌ از مراكز شهري‌ ـ ناحيه‌اي‌ است‌. در اين‌ نگرش‌ هر شهرك‌ و هر شهر داراي‌ منطقه‌ نفوذي‌ است‌ كه‌ با هم‌ كل‌ منطقه‌ نفوذ را در بر مي‌گيرد. كاركردهاي‌ اقتصادي‌ ميان‌ اين‌ نواحي‌ بر اساس‌ ملاكهاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و سياسي‌ توزيع‌ شده‌ است‌. پاره‌اي‌ از كاركردها در همه‌ جا وجود دارد و حتي‌ در پايين‌ترين‌ سطح‌ سلسله‌ مراتب‌ مكان‌ مركزي‌ نيز يافت‌ مي‌شود.

 پاره‌اي‌ تنها به‌ مكانهاي‌ ويژه‌ اختصاص‌ يافته‌ و چه‌ بسا كه‌ فقط‌ در بزرگترين‌ شهر ناحيه‌، آنهم‌ با هدف‌ خاص‌ بوجود آمده‌ باشد. هر شهر و شهرك‌ و منطقة‌ آنها بطور مستقيم‌ و غير مستقيم‌ از جهت‌ كالا و خدماتي‌ كه‌ توليد مي‌كنند و يا توليد آن‌ در محل‌ امكان‌پذير نيست‌ به‌ ديگري‌ وابسته‌ است‌ و اين‌ سيستم‌ بوسيلة‌ شبكه‌اي‌ از راهها، جريان‌ كالا، خدمات‌، سرمايه‌ها و نيروي‌ كار، قابليت‌ نظام‌ پذيري‌ و كليت‌ يافتن‌ را دارا مي‌باشد.

 در جغرافيا هر ناحيه‌ شهري‌ - روستايي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ اکوسيستم‌ بررسي‌ مي‌شود. اين‌ ناحيه‌ شامل‌ همه‌ سكونتگاههاي‌ انساني‌ است‌ كه‌ با سازمان‌ فضاي‌ زندگي‌ پيوند مي‌خورند اين‌ سكونتگاهها كوچكتر از شهر مي‌باشند اما مثل‌ خرده‌ سيستمها، سيستمهاي‌ فرعي‌ در داخل‌ يك‌ (سيستم‌) عمل‌ مي‌كنند. پيوند اين‌ سكونتگاهها با شهر، سبب‌ مبادله‌ و حركت‌ مردم‌، مواد غذايي‌، پول‌، اطلاعات‌ و ساير عوامل‌ مي‌شود. بدين‌ سان‌ مي‌بينيم‌ كه‌ ناحيه‌ شهري‌ نيز مثل‌ حوضه‌ آبريز از  سلسله‌ مراتب‌ يا خرده‌ سيستمها تشكيل‌ مي‌شود كه‌ در درون‌ ديگري‌ جاي‌ مي‌گيرند. ناحيه‌ شهري‌ - روستايي‌ نيز مثل‌ هر اكوسيستم‌، نياز به‌ جريان‌ انرژي‌ و ماده‌ دارد. اگر ما حركت‌ مردم‌ و جريان‌ پول‌ را در اين‌ ناحيه‌ قطع‌ كنيم‌ اين‌ سيستم‌ از حركت‌ باز مي‌ايستد ولي‌ در صورت‌ افزايش‌ جريانها، وسعت‌ ناحيه‌ افزايش‌ مي‌يابد.

 بطور كلي‌، اكوسيستمهاي‌ نواحي‌ شهري‌ ـ روستايي‌ همواره‌ در يك‌ حالت‌ تعادل‌ بسر مي‌برند. يعني‌ تعادل‌ ميان‌ حلقه‌هاي‌ پس‌ خورندگي‌ مثبت‌ و پس‌ خورندگي‌ منفي‌ تعادل‌ سيستم‌ را بوجود مي‌آورند. سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌، ساخت‌ منظم‌ دارند و كاركرد آنها مثل‌ هر سيستم‌ در ارتباط‌ با ميزان‌ همبستگي‌ در ساخت‌ داخلي‌ آن‌ و وابسته‌ به‌ ادامه‌ جريان‌ انرژي‌ و مواد مي‌باشد.در جغرافياي کاربردي، سيستم هاي باز ناحيه اي عموميت دارد. اين سيستم هاي ناحيه اي داراي مشخصاتي است که اهم آنها به اين قرار است:
1- سيستم باز ناحيه اي نياز به تهيه و ذخيره انرژي براي بقاي سيستم و پايداري آن دارد.
2- در سيستم باز ناحيه اي،ورود و خروج انرژي و ماده در حد تعادل مي باشد.
3- سيستم باز ناحيه اي، به وسيله تعادل سلسله عمليات داخلي حالت خود تنظيمي دارد.

4- پايداري مطلوب سيستم باز ناحيه اي در دوره هايي از زمان به وجود مي آيد.
   هر سازمان ناحيه اي، نياز به حرکت دائمي مردم، کار، پول و اطلاعات در جهت بقاي خود دارد. افزايش حرکت ها و جريان هاي بالا به داخل سيستم، ممکن است به تغييراتي در شکل و وسعت سيستم بينجامد که توسعه شهر و گسترش بي قواره و نامنظم آن نمونه روشن براين گفته است. البته کاهش حرکتها و جريانها به داخل سيستم نيز ممکن است انقباض شهري را فراهم آورد.

 

طلا مينايي‌در کتاب تحلیلی از ویژگیهای منطقه ای در ایران (نوشهرهاس صنعتی در ایران) ، سيستمها را در ارتباط‌ با سكونتگاههاي‌ روستايي‌ و شهري‌ و مراكز جمعيتي‌ به‌ شرح‌ زير طبقه‌ بندي‌ مي‌كند:

1- سيستمهاي‌ ساده‌:

 شامل‌ يك‌ عنصر واحد بوده‌ و ساده‌ترين‌ فرم‌ خود را كه‌ «خوديار» است‌ تشكيل‌ مي‌دهند.  در اينجا عنصر عبارت‌ از واحد بنيان‌گذار سيستمهاي‌ پيچيدة‌ منطقه‌اي‌ خواهد بود(طلا مينايي‌در ص 97).

 2- سيستم‌ مداري‌:

 سيستمي‌ كه‌ در آن‌ تك‌ عنصرها بصورت‌ مداري‌ دور هم‌ و به‌ صورت‌ زنجيري‌ پيوسته‌ يكديگر را دنبال‌ مي‌كنند. در شكلي‌ از روابط‌ مراكز جمعيتي‌ كه‌ در آن‌ اجزاي‌ سازندة‌ هر مركز جمعيتي‌ (عنصر) از قبيل‌ مزارع‌ و مراكز مسكوني‌ بصورت‌ واحدي‌ «خوديار» تشكيل‌ عنصري‌ را مي‌دهند و عامل‌ داد و ستد همه‌ را به‌ هم‌ مربوط‌ كرده‌، تشكيل‌ زنجيري‌ را مي‌دهند كه‌ آنرا سيستم‌ مداري‌ مي‌ناميم(طلا مينايي‌در ص 97).

 البته‌ چنين‌ مداري‌ مي‌تواند بسته‌ بوده‌ و يك‌ واحد خود مختار بسته‌ در مقياس‌ بالاتر را مطرح‌ نمايد و يا باز و ادامه‌ دار باشد كه‌ در اين‌ حالت‌ شروعي‌ از فرم‌ ساده‌ سيستمهاي‌ باز است‌. در تشكيل‌ سيستمهاي‌ مداري‌ عامل‌ اقتصادي‌ را نمي‌توان‌ عامل‌ منحصر به‌ فرد مؤثر دانست‌، چه‌ اغلب‌ موارد عامل‌ فرهنگي‌ باعث‌ بوجود آمدن‌ چنين‌ زنجيره‌هاي‌ بسته‌اي‌ در مجموعه‌اي‌ از روستاها مي‌گردند(طلا مينايي‌در ص 97).  

3- سيستمهاي‌ بسته‌:

 مجموعه‌اي‌ از مراكز جمعيتي‌ است‌ كه‌ هر واحد جمعيتي‌ بصورت‌ خودمختار و بسته‌ در كنار واحد جمعيتي‌ خودمختار و بسته‌ ديگر قرار گرفته‌ و مجموعه‌اي‌ از عناصر بسته‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. در چنين‌ سيستمي‌ هر واحد جمعيتي‌ بصورت‌ قطبي‌ كار مي‌كند به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ مراكز جمعيتي‌ در وسط‌ مزارع‌ و غيره‌ در اطراف‌ هر قطب‌ قرار دارند. نمونه‌هاي‌ اين‌ نوع‌ نظام‌ كه‌ در سطح‌ خود نظامي‌ است‌ با كارايي‌ پايين‌، در اغلب‌ مناطق‌ ايران‌ وجود دارد. علت‌ عدم‌ وجود روابط‌ دو طرفه‌ بين‌ اين‌ عناصر عبارتند از:

 بسته‌ بودن‌ نظام‌ اجتماعي‌ گروههاي‌ ساكن‌ در هر كدام‌، عدم‌ وجود تشابهات‌ و هماهنگي‌هاي‌ لازم‌ بين‌ آنها، نقش‌ جداكننده‌ عوامل‌ طبيعي‌ جغرافيايي‌ و بالاخره‌ در مواردي‌ كه‌ وجود مركزي‌ عظيم‌ كه‌ قادر به‌ تأمين‌ مايحتاج‌ اين‌ سكنه‌ در خارج‌ از محيط‌ مي‌باشد، به‌ فرمي‌ كه‌ هر يك‌ از عناصر بصورت‌ مجزا مايحتاج‌ خود را در رابطه‌ با آن‌ تأمين‌ مي‌نمايند(طلا مينايي‌در ص 97).

4- سيستم‌ و مركزيت‌ در مراكز جمعيتي‌:

 پايه‌ اين‌ سيستم‌ بر نظام‌ تسلسلي‌ و سلسله‌ مراتبي‌ كه‌ تحت‌ تأثير قوانين‌ عرضه‌ و تقاضا مي‌باشد، قرار دارد. مراكز اين‌ نوع‌ سيستمها با برخورداري‌ از اصول‌ سلسله‌ مراتبي‌ در درجات‌ مختلف‌ سرويس‌ دهندگي‌، توليد و بالاخره‌ مركزيت‌ قرار دارند(طلا مينايي‌در ص 98).

 5- سيستم‌ تكامل‌ يافته‌ (مكمل‌):

 اصولاً در تئوري‌ «كريستالر» (سيستم‌ مركزيت‌) اساس‌ سلسله‌ مراتب‌ را احتياجات‌ مصرفي‌ و الگوي‌ حاصله‌ از آن‌ تشكيل‌ مي‌دهد. در حالي‌ كه‌ مي‌توان‌ از نظام‌ كاملتري‌ نام‌ برد كه‌ بر اساس‌ هر دو عامل‌ عرضه‌ و تقاضا شكل‌ يابند، زيرا فقط‌ در سيستم‌هاي‌ بسته‌ يا عناصر خود يار است‌ كه‌ مي‌توان‌ مسئله‌ عرضه‌ و تقاضاي‌ متقابل‌ را به‌ علت‌ مقياس‌ نسبتاً ناچيز و خود مختاري‌ آنها ناديده‌ گرفت‌. بنابراين‌ تبادلات‌ حاصل‌ از حركات‌ و ارتباطات‌ تجارتي‌ بين‌ عناصر جمعيتي‌ در داخل‌ هر كدام‌ از آنها، شروع‌ مسئله‌ تكامل‌ سيستمها را مطرح‌ مي‌كند. زيرا در سيستم‌هاي‌ متكي‌ بر سيستم‌  عرضه‌ و تقاضا، نظام‌ روابط‌ بر دو اصل‌ متكي‌ است‌. از يك‌ طرف‌ حركت‌ براي‌ دستيابي‌ به‌  سرويس‌ مورد احتياج‌ و از طرف‌ ديگر حركت‌ براي‌ عرضه‌ محصولات‌ توليدي‌ به‌ آن‌ مركز وجود دارد.

 ضرورت‌ وجود بازار مشترك‌ براي‌ برآوردن‌ نيازهاي‌ مراكز جمعيتي‌، اين‌ مركز را يك‌ مرحله‌ به‌ تكامل‌ جمعيتي‌ نزديك‌تر مي‌كند. اين‌ مرحله‌ زماني‌ است‌ كه‌ امكانات‌ لزوم‌ ايجاد بازار مشترك‌ در نقطه‌اي‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ آن‌ براي‌ همه‌ امكان‌پذير باشد را ايجاب‌ مي‌نمايد(ص 98). چنين‌ مركز مهم‌ جمعيتي‌، عمده‌ فروشيهاي‌ مراكز جمعيتي‌ اطراف‌ را بخود جلب‌ نموده‌، عامل‌ تماس‌ آنها با مراكز مشابه‌ مي‌شود و اساس‌ منطق‌ داد و ستد تكميلي‌ را كه‌ نقش‌ مكمل‌ براي‌ قسمت‌ ديگر به‌ عهده‌ دارد، بنيان‌ مي‌گذارد. باين‌ معني‌ كه‌ اين‌ مراكز مهم‌ جمعيتي‌ (شهرك‌) علاوه‌ بر نقش‌ فرستندة‌ كالاها و محصولات‌ اين‌ دسته‌ از مراكز جمعيتي‌، نقش‌ دريافت‌ كننده‌ محصولات‌ و كالاهاي‌ ديگر از مراكز جمعيتي‌ را خواهد داشت(طلا مينايي‌در ص 99).

 6-  مرحله‌ بعدي‌ تكامل‌ سيستم‌ نيز مرحله‌ شروع‌ و جهت‌ تكامل‌ مشابه‌ حالت‌ قبل‌ را دارد بدين‌ معني‌ كه‌ احتياج‌ به‌ عرضه‌ و تقاضا در سطح‌ بالاتر، مجموعه‌اي‌ از اين‌ شهرك‌ها را بر آن‌ مي‌دارد كه‌ در نقطه‌اي‌ با موقعيت‌ جغرافيايي‌ مناسب‌ كه‌ دسترسي‌ مشترك‌ و متوازني‌ را براي‌ همة‌ آنها ارائه‌ نمايد، ايجاد و يا مراكز موجود را در سطح‌ بالاتري‌ از سرويس‌دهندگي‌ قرار خواهد گرفت‌، تقويت‌ مي‌نمايد(طلا مينايي‌در ص 99).

انواع سيستم هاي جغرافيايي  
   به طوريکه گفته شد هر سيستم از مشخصات زير ترکيب مي شود:      
1- مجموعه اي از عناصر.       
2- مجموعه اي از وابستگي ها ميان اين عناصر.   

3- مجموعه اي از وابستگي ها ميان سيستم و محيط آن.      
   در جغرافيا معمولا چهار نوع سيستم مورد تاکيد قرار مي گيرد:  

1-    سيستم هاي مورفولوژيکي: سيستم هاي مورفولوژيکي تفسير و تحليل وابستگي هاي ايستا و بيانگر روابط ميان عناصر آن مي باشد. سيستم هاي مورفولوژيکي ممکن است به صورت نقشه، مکانهايي را نشان دهد که در آن، مکانهاي جغرافيايي به وسيله راهها با هم ارتباط دارند.
2- سيستم هاي جريانات منظم: در اين سيستم، ارتباط از طريق عبور انرژي از يک عنصر به عنصر ديگر است. کارخانه ها مي توانند تصويري از سيستم جريانات منتظم را بدست دهند. در اين سيستم، در موارد بسيار، ممکن است ستاده ها از يک کارخانه به عنوان داده هاي عناصر ديگر عمل کند. از طرفي هر عنصري ممکن است خودبه مثابه يک سيستم محسوب گردد (نظير ادارات و سازمانها در داخل يک کارخانه)

3-     سيستم هاي روند واکنشي: اين قبيل سيستم ها با اثرات عناصر وابسته به يکديگر مشخص مي شوند و به جاي تاکيد در شکل سيستم، تاکيد بر روندها و بيان علت مناسبات مشترک داخلي صورت مي گيرد. اثرات تورم ايالات متحده در بيکاري انگلستان و يا انتقال امراض از يک ناحيه به ناحيه ديگر در يک کشور ازآن جمله است. در جغرافياي کاربردي،تحليل تاثيرات مکان A بر مکانB از جهات مختلف، اساس کار تحليل سيستم هاي جغرافيايي به شمار مي آيد.

4-    سيستم هاي کنترل: سيستمهاي کنترل موارد ويژه از سيستم هاي روند واکنشي است که داراي ويژگي اضافي يک يا چند عنصر اصلي است که مي تواند عملکرد سيستم را تنظيم و در کنترل سيستم به کار گرفته شود.

 


 

مراحل‌ تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌:

 پيترهاگت‌، جغرافيدان‌ معروف‌ انگليسي‌ با قبول‌ نواحي‌ به‌ عنوان‌ سيستم‌هاي‌ باز در تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌ به‌ شش‌ مرحله‌ اشاره‌ مي‌كند:

 1- حركت‌ و جريان‌:

 حركت‌ و جريان‌ يكي‌ از مشخصات‌ سازمان‌ ناحيه‌اي‌ است‌ كه‌ در شاخه‌هاي‌ مختلف‌ جغرافياي‌ انساني‌ بر آن‌ تأكيد بسيار مي‌شود زيرا حركت‌هاي‌ جمعيتي‌، جريان‌ كالا و انرژي‌، محور اصلي‌ مطالعات‌ جغرافيايي‌ است‌. مثلاً در زمينة‌ مهاجرت‌، عامل‌ جمعيت‌ نه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پديده‌ ايستا، بلكه‌ به‌ مثابه‌ اجزاءق‌ پيچيده‌ و در حال‌ حركت‌، با حلقه‌هاي‌ كوتاه‌ وابسته‌ به‌ محل‌ خواب‌، كار، گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ و با حلقه‌هاي‌ دراز وابسته‌ به‌ زادگاه‌ و مبدأ مهاجرت‌ است‌. جريان‌ كالا و مواد در مناطق‌ كشاورزي‌ و با رشد شهر بر حسب‌ آمد و شد روزانه‌ نظير همان‌ حركت‌هاي‌ جمعيتي‌ است‌، روشن‌ است‌ كه‌ هر يك‌ از اين‌ حركت‌ها و جريانها اثرات‌ ويژه‌اي‌ در چهرة‌ زمين‌ باقي‌ مي‌گذارد. در تحليل‌ حركت‌ و جريان‌ مسائل‌ مختلف‌ نظير رابطه‌ متقابل‌ حركت‌ و فاصله‌، حدود قلمرو حركت‌ در رابطه‌ با وسعت‌ حوزه‌ حركت‌ و رابطه‌ حركت‌ و زمان‌ بررسي‌ مي‌شود.

2- شبكه‌ها:

 پاره‌اي‌ از حركت‌ها و جريانها به‌ مسيرهاي‌ معيّني‌ محدود مي‌شود و پاره‌اي‌ ديگر آزادانه‌ جهات‌ مختلفي‌ را مي‌پيمايند. پاره‌اي‌ از حركت‌ها و جريانها در طول‌ مسيرهاي‌ ويژه‌ مثل‌ راهها، خط‌ لوله‌ و خط‌ تلفنها صورت‌ مي‌گيرد. همة‌ اين‌ مشخصات‌ به‌ پاره‌اي‌ از مسائل‌ مكاني‌ امكان‌ مي‌دهد. در سالهاي‌ اخير، تحليل‌ شبكه‌ها هم‌ در جغرافياي‌ طبيعي‌ و هم‌ در جغرافياي‌ انساني‌ مباحث‌ مهمي‌ را مطرح‌ ساخته‌اند. در بررسي‌ شبكه‌ها، محل‌ يك‌ مسير واحد ميان‌ دو سكونتگاه‌، شبكه‌هاي‌ مسيرهاي‌ انتخابي‌ در رابطه‌ با حداقل‌ فاصله‌، طرح‌ عملي‌ شبكة‌ مطلوب‌ تأثير عوامل‌ سياسي‌ در مسير يابي‌ شبكه‌ها، حمل‌ و نقل‌ و سياست‌، سياست‌ جهاني‌ يك‌ كشور در رابطه‌ با مسير يابي‌ شبكه‌ها، الگوهاي‌ تراكم‌ شبكه‌ راهها به‌ سطوح‌ محلي‌، ناحيه‌اي‌، جهاني‌ و مسائل‌ ديگر مورد توجه‌ است‌. از طرفي‌ رابطه‌ توسعه‌ شبكه‌ راههاي‌ زميني‌، دريايي‌ و هوايي‌ با توسعه‌ اقتصادي‌ و عمرانهاي‌ ناحيه‌اي‌ بويژه‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ از موارد مهم‌ در مطالعات‌ جغرافيايي‌ و تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌ مي‌باشد.

 3- گره‌هاي‌ ارتباطي‌ روي‌ شبكه‌ها:

 در تحليل‌ سيستم‌هاي‌ ناحيه‌اي‌ در جغرافياي‌ كاربردي‌، موارد زير بررسي‌ مي‌شود:

 الف‌) مرفولوژي‌ الگوهاي‌ سكونتگاهي‌ در رابطه‌ با شرايط‌ طبيعي‌ ناحيه‌، شرايط‌ زماني‌، منابع‌ طبيعي‌، شبكه‌ راهها و... .

 ب‌) تراكم‌ جمعيت‌: رابطه‌ جمعيت‌ با وسعت‌، شكل‌ پراكندگي‌ جمعيت‌، سلسله‌ مراتب‌ شهري‌ و جمعيت‌، رابطه‌ فضاي‌ سكونتگاهي‌ با متغيرهاي‌ گوناگون‌ مثل‌ منطقه‌ كشاورزي‌، منطقه‌ دامپروري‌، منطقه‌ گندم‌ خيز و... .

 4- سلسله‌ مراتب‌:

 نظام‌ سلسله‌ مراتبي‌ سكونتگاهها، سلسله‌ مراتب‌ كاركردي‌ سكونتگاهها، رابطة‌ ميزان‌ جمعيت‌ يك‌ سكونتگاه‌ و ميزان‌ كاركرد آن‌، رابطه‌ سكونتگاههاي‌ بزرگ‌ با كاركردهاي‌ خدماتي‌ آنها، رابطة‌ شرايط‌ محيطي‌ با ميزان‌ كاركردها مثل‌ كاركردهاي‌ خدماتي‌، سلسله‌ مراتب‌ مكان‌ مركزي‌، مراكز تخصصي‌ در داخل‌ سلسله‌ مراتب‌ ناحيه‌اي‌، مسائل‌ عدم‌ هماهنگي‌ در سطوح‌ ناحيه‌اي‌.

5- سطح‌:

 در تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌، مشخصات‌ سطح‌، رابطه‌ شيب‌ با تراكم‌، شيب‌ و حوزه‌هاي‌ شهري‌، شيب‌ و حوزه‌هاي‌ روستايي‌، نحوة‌ استفاده‌ از زمين‌، حداقل‌ حركت‌ در رابطه‌ با شيب‌، مراحل‌ توسعه‌ در طول‌ زمان‌، مدل‌هاي‌ توسعه‌ شهري‌ (بصورت‌ دو دايره‌ متحدالمركز توسعه‌ قطاعي‌ شهر، توسعه‌ چند هسته‌اي‌ شهر) در رابطه‌ با مشخصات‌ سطح‌ مطالعه‌ مي‌گردد.

6- پخش‌ در فضاي‌ جغرافيايي‌:

 الگوهاي‌ اشغال‌ زمين‌ بوسيلة‌ انسان‌، غالباً در جامعه‌هاي‌ جديد تغيير مي‌يابند. تغييرات‌ از يك‌ يا چند مكان‌ منشأ مي‌گيرد و از طريق‌ مسيرهاي‌ حركت‌ گره‌هاي‌ ارتباطي‌ روي‌ شبكه‌ها و يا در طول‌ سطح‌ به‌ بخش‌هاي‌ ديگر مي‌رسد. اين‌ مسير تغيير در مكان‌ و زمان‌ به‌ عنوان‌ پخش‌ در فضاي‌ جغرافيايي‌ خوانده‌ مي‌شود.

منایع :

1-    دکتر حسین شکوئی ، جغرافیای کاربردی و مکتبهای جغرافیایی ، 1364.

2-    دکتر اصغر طلا مینائی ، تحلیلی از ویژگیهای منطقه ای در ایران (نوشهرهاس صنعتی در یران)،انتشارات دانشگاه تهران ، 1353.

 http://ruralology.blogfa.com :آدرس وبلاگ

+ نوشته شده در  89/11/23ساعت 12:21  توسط ابوالفضل مددی  | 

مقاله ای در مورد تعاریف روستا در ایران و جهان

تعاریف از "روستایی"

چکیده :

تعاریف متعددی از "روستا" در کشورهای مختلف در دسترس هست. هر تعریف بر معیارهای مختلف (اندازه جمعیت، تراکم، بافت) متکی بوده و و با آستانه های همراه است.مثل اندازه واحد ارضی (بلوک ساختمان) که از آن ساخته شده است هر تعریف از یک کشور به کشور دیگر نیز متفاوت است. در نتیجه،در تعریف روستا باید مسائل و عناصر مورد توجه قرار گیرد و اگردر تعریف "روستا"از معیار جمعیت استفاده شود باید این افراد مختلف به عنوان "روستایی" در هر تعریف، طبقه بندی شوند. به طور کلی ، هر تعریف در تحلیلی نتیجه مشابه فراهم می کند (به عنوان مثال، استخدام کمتر مردم روستایی را سطح درآمد پایین تر از میانگین درامد کشور)، اما سطح هر یک از مشخصه ها برای هر تعریف از روستا متفاوت است. توصیه می شود  که تحلیل گران در تعریف "روستایی"و تخلیل موضوع آن مقیاس محلی، جامعه و یا منطقه ای را قبل از انتخاب یک تعریف در نظر بگیرند و با توجه به کاربری ارضی ، در تجزیه و تحلیل از تعریف مناسب استفاده گردد .همچنین تحلیلگران به در تعریف روستا باید به ابعاد جغرافیایی، اندازه جمعیت ، تراکم جمعیت ، بازار کار و یا بستر حل و فصل توجه نمایند.

لازم به ذکر است که در تعریف روستا نه تنها یک کاراکتر بلکه باید معیارهای دیگر را با توجه به سیساست ملی و موضوع مطالعه در نظر گرفت و در بین این معیارها باید به معیار جمعیت روستا بیشتر متمرکز شد .بنابراین توجه به معیار جمعیت می تواند نقطه شروع تعریف روستا باشد ، این امر می تواند درک خوبی از جمعیت روستایی ارائه دهد و بعنوان روستا یا شهر کوچک تعریف گردد که این جمعیت در شهر ها یا مناطق بدون شهرداری و یا خارج ازمراکز شهری بزرگتر و با جمعیت 10 هزار و یا بیشتر زندگی کنند.     

 

1-   مقدمه

موضوع تحلیل روستا اغلب با این سوال آغاز می شود. اندازه جمعیت روستایی چقدر است ؟ و پاسخ مناسب بستگی به موضوع و هدف مطالعه شما دارد.پاسخ به این سوال خیلی مهم است ، چون آلترناتیوهای متعددی برای تعریف روستا وجود دارد که به سیاست ملی و استانی و سطح تحلیل، چالش ها ، تصمیم گیریها بستگی دارد.  

بعنوان مثال تعاریف که محققین کانادا در ترسیم نمودن اندازه جمعیت روستایی استفاده کردند : 

-        سرشماری نواحی روستایی

-        روستاها و شهرهای کوچک ، نواحی شهری و سرشماری مناطق تحت نفوذ

-        جوامع روستایی

-        مناطق عمدتاً روستایی

-        مناطق غیر شهری

-        کد پستی روستایی

موضوع این مقاله ، ارائه اطلاعات در مورد اشتراکات و اختلافات میان این شش گزینه که محققین بتوانند انتخاب آگاهانه تری از انتخاب تعریف مورد نیاز خود داشته باشند.

1-1-        طراحی تحقیق:

ما در شرح و مقایسه بلوک های ساختمانی ، معیارهای جغرافیایی و تعیین آستانه های روستایی / شهری از شش تعاریف ذکر شده در بالا استفاده خواهیم کرد.

سپس ما بخواهیماین سوال را مطرح کنیم."آیا مهم است که درتحقیق و تجزیه و تحلیل موضوع ، تعریفهای  برای مناطق روستایی استفاده می شود"؟ به این سوال را در سه بخش ما پاسخ داده می شود  :

1-    انداز جمعیت روستایی :از نتایح مورد استفاده این تعریف مقایسه جمعیت روستایی استانها ، سرزمین ها است .

2-    اشتراک جمعیت : ما در تعریفهای اشتراک جمعیت اندازه آلترنتیوها را تعیین می کنیم.ما گروه بندی می کنیم تعاریف انتخاب شده را در دوازده قسمت و ارتباط می دهیم تعریف روستا را با آلترنتیوهای دیگر  و جدول بندی متقاطع جمعیت روستایی و قرار می دهیم هر تعریف را سطوح سرزمینی و استانی

3-    شاخص اقتصادی- اجتماعی: ما می توانیم با مقایسه نتایج شاخص های کلیدی اقتصادی – اجتماعی از این شش تعریف در سراسر کشور استفاده کنیم.ما همچنین از مقایسه نتایج این شاخص در محصولات اشتراکی و غیر اشتراکی جمعیت در سطح کشور استفاده کنیم.

 بر اساس نتایج این تخقیق، چرا ما تصمیم می گیریم که در تحقیق و تحلیل موضوع از تعریف روستا استفاده کنیم.ما  به این سوال در آخر و پایان مقاله و انتخاب یک استراتژی برای تعریف "روستایی"بر اساس مقیاس جغرافیایی و ابعاد مسئله مورد مطالعه پیشنهاد  می کنیم. تحلیگران با توضیح دو گزینه دیگر از تعاریف روستا می توانند استفاده کنند:

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  89/10/29ساعت 8:16  توسط ابوالفضل مددی  | 

روستای غریبدوست

1-    موقع ریاضی روستای غریبدوست :

      قریه ای است در یک کیلومتری جاده شوسه ای و در 6 کیلومتری شمال غربی بخش ترکمانچای قرار گرفته است . طول جرافیای آن  47 درجه ، 18 دقیقه و 38 ثانیه و عرض جغرافیای آن 37 درجه ، 37 دقیقه و 4 ثانیه و ارتفاع آن از سطح دریا 1690 متر و در فاصله 60 کیلومتری از شهر میانه قرار گرفته و از روستاهای دهستان بروانان و از توابع بخش ترکمانچای ، جزء شهرستان میانه و در استان آذربایجان شرقی قرار دارد و پیرامون آن را روستای بالسین شریف آباد ، سانیان سفلی و مهماندوست ، قرجه قیا ، شیخ احمدلو ، صومعه علیا ، دستجرد ، ورزقان و کلهر قرار گرفته است .

2-   موقع نسبی روستای غریبدوست :

      روستای غریبدوست یکی از روستاهایی سرسبز و خوش آب هوای شهرستان میانه بخش ترکمانچای میباشد که در دامنه کوههای سر به فلک کشیده بزگوش قرار گرفته وتقریبا درشمال شرقی شهرستان میانه می باشد و با از سمت غرب با روستای مهماندوست و ازسمت شرق با بخش ترکمانچای واز سمت جنوب شرقی با روستای شیخ احمدلو و از سمت جنوب غربی با روستای قرجه قیا همسایه می باشد در قدیم تقریبا مانند ترمینال برای روستاهای اطراف بود.قرار گرفتن روستا در کنار محور قدیمی ، وجود بازار بازار هفتگی و وجود شرکت تعاونی این روستا بعنوان روستای مرکزی عمل می کند . مواد غذایی و تولیدات شهر و سایر وسایل مورد نیاز کشاورزی را بین روستاهای پیرامون خود پخش می کند و همین محور ارتباطی باعث شده که در روستا بازار هفتگی در روزهای چهارشنبه ایحاد شود و خود بازار نیز در کنار جاده ساخته شده و از روستاهای دور و نزدیک و از شهر تبریز ، سراب ، بستان آباد، قرچمن ، ترکمانچای ، میانه و.. جهت خرید وفروش به این بازار می آیند.دورتا دور این روستا را روستاهای چون بالسین شریف آباد ، سانیان سفلی ، مهماندوست ، قرجه قیا ، شیخ احمدلو ، صومعه علیا ، دستجرد ، ورزقان قرار گرفته است .   

3-   علت تسمیه و وچه نام گذاری :

احتمالاً نزدیکی به جاده قدیمی از قدیم الایام که در زمستانها برف سنگین و کولاک باعث بسته شدن راه وتوقف مسافران گشته ودر نتیجه آنها در روستا مانده و مورد پذیرایی قرار گرفتند احتمالً همین مهمانوازی روستائیان باعث شده که این روستا غریبدوست نام گیرد. یکی از دلیل اصلی که اسم این روستا را در تاریخ به ثبت رسانده عبور جاده ابریشم از این روستا می باشد.

4-    تاریخ روستای غریبدوست :   

ریش سفیدان معتقد هستند که روستای غریبدوست قذمت طولانی دارد.وجود جاده ابریشم ، پیدایش قبور مغولان در کنار مسیر ارتباطی و اطراف روستا ، و جود تپه باستانی " بروانان غربي" قدمت این روستا را اثبات می کند و این تپه در جنوب غربی روستا و بالای شعبه نفت روستا قرار دارد.و اهلی روستا متعقد هستند که در  اثر زلزله روستا به تپه تبدیل شده و حفاری که در گذشته توسط اهالی صورت گرفته است از آن تنورها و سفالی های شکسته پیدا شده که نشان می دهد که این جا یک استقرار گاه روستا یوده و احتمالاً مقر اولیه روستا این تپه بود که بعد از  وقوع زلزله و تخریب کامل روستا بازماندگان روستای کنونی را در دو طرف رودخانه و در روی دو دامنه که با شیب ملایم به خط القعر رودخانه می رسد  ساختند . این روستا  در طول تاریخ مخصوصاً در دوره قاجار و اوایل رضاخان شاهد تعدی و غارت اقوام روس و عثمانی و قزاقان ایران بود ، بطوری که سواران امیرخان وخالو قربان این روستا را مورد چپاول و غارت قرار داده بودند . در واقعه ننگین عهده ترکمانچای نیروهای روسی در نزدیکی این روستا مستقر بودند . در جنگ جهانی دوم و ماجرای پیشه وری مردم این روستا بعلت ظلم و ستم اربان از نیروی آذربایجان حمایت نموده ودر این دوره بحرانی اهالی روستا اربان و مباشران ارباب ها را از روستا رانده و به تقسیم زمین های زراعی پرداختند ولی بعد از سقوط دولت پیشه وری در آذربایجان ارباب ها مجداً به روستا بازگشته و زمین های زراعی را پس گرفتند سپس در دوران اصلاحات ازضی روستائیان مطابق با حق نسق صاحب زمین شدند ، لازم به ذکر است که قبل از اصلاحات ارضی در این روستا خرده مالکی نیز وجود داشت و حتی تعدادی از روستائیان در روستاهای مجاور صاحب زمین بودند.در واقعه کشف حجاب اهالی روستا مرد وزن مورد آزار و اذیت قزاقان قرا گرفتند و مردان جرات نداشتند که بدون کلاه پهلوی در کوچه ظاهر شوند و ریش سفیدان توانستند با پرداخت رشوه به ماموران قزاق مانع کشف حجاب در روستا شوند.

5- مقر روستا:

این روستا در کنار رودخانه ای و بر روی دامنه های کوههای کم ارتفاع و در ناودیسی مستقر شده است. جریان رودخانه در طول ناودیس، اراضی حاصلخیز و مستعد به کشاورزی و وجود جاده ارتباطی قدیم تبریز- تهران  از عوامل کشش و مکان یابی و استقرار روستا بوده است.در سالهای گذشته وجود رودخانه و بستر آن امکان دسترسی آب را برای اهالی فراهم ساخته و برای روستائیان از ارزش و اهمیت خاصی بر خودار است ، زیرا حیات روستا به وجود رودخانه بستگی دارد . شرایط طبیعی و توپوگرافی چوت وسعت زمین ، زهکشی خوب و طبیعی و مناسب و شیلاب مدلایم دامنه ها باعث شده آب های سطحی و فاضلاب به آسانی خارج از محیط مسکونی هدایت شود و نیز دسترسی آسان به آب باعث شده که سایر احتیاجات روستا تا حدودی با توپوگرافی روستا هماهنگ باشد.با وجود این توسعه روستا در بستر طغیانی رودخانه باعث شده که در مواقع طغیانی وسیل های شدید با مشکلاتی مواجه شود .روستای غریبدوست به لحاظ مکانی جزء روستاهای میان کوهی و کناره ای بوده و عبور رودخانه از وسط ناودیس باعث شده روستا در جهت شمال جنوب دارای بافت طولی باشد و مساکن روستا به شکل خطی به موازات دره رودخانه در دو طرف آن کشیده شود که هیچ حفاطتی در استقرار روستا و مکان یابی مسکن مشهود نیست.  چنانکه اشاره شد این روستا میان کوهی بوده و توازی دو کوه کم ارتفاع و عبور رودخانه از میان آن ، موجب شده که مساکن روستا تا دامنه و در طول سواحل کشیده شود. وجود شیب ملایم دامنه به طرف رودخانه و استقرار مساکن در پای این کوههای کم ارتفاع یک زهکشی طبیعی و قابل قبولی بوجود آورده است.  مقر این روستا و مساکن موجود آن در رابطه با شرایط طبیعی و توپوگرافی و انسانی بوده و اهالی مساکن خود را با در نظر گرفتن توپوگرافی و حجم و مقدار تولیدات کشاورزی و دامی و فضای مورد نیاز برای دامها و ظرفیت انبارهای مواد غذایی ایجاد نموده بودند. ولی نتوانستند از گسترش مساکن و باغات و زمین های کشت یونجه در بستر طغیانی رودخانه جلوگیری نمایند و خانه های مسکونی بارها مورد هجوم سیلاب قرار گرفتند. لازم به یاد آوری است که در روستاهای ایران نقش مساکن و موقعیت مقر این مساکن در پروسه های تولید زراعی بر کسی پوشیده نیست و ساختمانها و تاسیسات ساختمانی وایستگی پثابتی با زمین های کشاورزی دارند که شامل خانه های مسکونی ، اصطبل و انبار که به بعد خانوار و وسعت رمین های کشاورزی و تعداد دام بستگی دارد و برای جا دادن انسان و محصولات زراعی و دامی و دام ها احداث می شوند.

 6- تفسیر و تحلیل توپوگرافی روستای غریبدوست  :

این روستا بر روی مخروط افکنه در مناطق پایکوهی واقع شده و علت استقرار آن وجود خاک مناسب برای کشاورزی و دسترسی آسان به آب رودخانه و سوار شدن آب بر روی زمین های زراعی و مراتع مصنوعی و باغات و شیب ملایم دامنه و کم ارتفاع بودن کوهها و تپه های متعدد و سفره های زیر زمینی و چشمه ها سارها می باشد. در این روستا ، دره ها و مخروط افکنه های حاصلخیز متعددی بصورت دشتهای کوچک سیلابی که در اثر فرسایش سیلاب از کوهها و تپه ها کنده شده و در زمین های پست و پائین دست رسوب کرده بوجود آمده است .مقر روستا در درون ناودیس (دره) قرار دارد و قسمت عمده زمین های آبیاری و باغات و یونجه زارها در طول این ناودیس قرار دارد.                 

 7-  شبکه هیدروگرافی روستا:

 دراین روستا رودخانه ای که جریان دائمی داشته باشد وجودندارد تنهایک رودخانه فصلی ازوسط روستادرطول ناودیس جریان دارد که مسیرش را با این ناهمواری تطبیق داده است.  ازکوههای بزغوش نزدیک روستای ینگجه سرچشمه گرفته درطول مسیرخود بامشروب کردن نواحی اطراف سبب به وجود آمدن چمنزارهای سرسبزوخرم شده وپس ازعبورازوسط روستا چه درقسمت علیا ویادرقسمت سفلی کمک زیادی به کشاورزان این سامان می کند وآب آن به مصرف زراعت ساکنین وزمین های ساحل یمین ویساررودخانه می رسد سپس بعدازالحاق شعبه های دیگری وارد شهرچای می شود وآب این رودخانه از باران های بهاری وزمستانی وذوب برف های کوه های بزغوش وسایر ناهمواری ها وچشمه های داخلی روستا واطراف وکانالی که به تازگی ایجادشده،تامین می شود.ومرتفع بودن کوه های بزغوش وبارش برف درزمستان ذخیره بزرگی برای آب رودخانه وقنوات تشکیل می دهد وقسمت عمده آب این رودخانه ازبرف های ذخیره شده درکوههای بزقوش تامین می گردد ومیزان آب رودخانه درفصل پائیزوزمستان وبهاربمقدار قابل ملاحظه ای زیاد بوده است ولی درفصل تابستان خشک می گردد وتنها آب کاتال ویک چشمه به نام<< سنگ چشمه نصیر>> آب جاری رودخانه رابوجود می آورند.

وعلت افزایش آب دربهارواوایل تابستان ذوب برف های ذخیره شده وباران میباشد وعلت خشک شدن آب رودخانه درفصل تابستان این است که آب رودخانه درطول مسیرخود به وسیله روستائیان برای آبیاری زمین های زراعی خوداستفاده می کنند وعدم بارش باران را نیزباید به آن اضافه کرد ودرفصل های زمستان وپائیزآب رودخانه به علت اینکه موردمصرف آبیاری نمی گیردافزایش مییابد

1-7- نیمرخ دامنه: 

نیمرخ دامنه های مشرف به رودخانه بسیارمتغییرمی باشد ودامنه های آن دارای پوشش ریزونرم میباشد وسطح دامنه پوشیده ازعلف ومراتع مصنوعی وباغات بوده وبسترمعمولی رود وبستر معمولی رودخانه از مواد غلطیده ومدور وگرد بو سیله سیل حمل شده وپس ازکاهش سرعت آب ته نشین شده است پوشیده شده دراین بسترپوشش گیاهی فوقالعاده کم ولی تعداد اندکیدرخت وجوددارد وبستر طغیانی رودخانه راخانه ها ودرختان ومراتع مصنوعی وباغات درقسمت علیا وسفلی روستا تشکیل می دهد.

8- منابع آب روستا:

عمده ترین منابع آب روستا باران ونزولات جوی-رودخانه وآبهای زیرزمینی وچشمه ها هستند.

1-8-  آبهای سطحی شامل رودخانه وچشمه هاهستند رگ حیاتی روستا می باشند وآب مصرفی و زراعی روستارادر دسترسشان می گذارد ومنشاآبگیری رودخانه ازذوب برف ها وباران های فصول سرد ومعتدل است ومیزان آب ونوسان آن درهر فصل در ارتباط با میزان نزولات  جوی سالیانه است .مسلما درهنگام بارندگی آب فراوان،وپس از قطع بارندگی آب بسرعت کاهش می یابد وپس ازذوب برف وقطع بارندگی سرچشمه این رودخانه چشمه های متعدد وکانال در کوههای حاشیه ای است بنابراین هراندازه درفصل سرد ومعتدل آب بیشتربه زمین نفوذ کرده باشد چشمه ها ورودخانه پرازآب خواهد بود همچنانچه اشاره شد گاهی به میزان بارندگی در بهاروزمستان وتابستان وپائیزوذوب تدریجی برف ها وقابلیت نفوذ زمین که منابع آبی زیرزمینی غنی می سازد تابصورت چشمه روان گردد دارد و نفوذ آبها درداخل منشا ایجاد چشمه ها درطول رودخانه ودره های متعدد روستا می باشد .واهمیت این چشمه ها ومیزان آب آنهادر فصل گرم یعنی هنگام قطع نزولات جوی وپایان ذوب برفها قابل ملاحظه است واین نوع چشمه ها درداخل روستا ودرهای آن پراکنده بوده ازاهمیت ویژه وکیفیت خوبی برای تهیه آب مصرفی وآشامیدنی خالص برخوردارهستند همچنین برای آبیاری وپرکردن استخرها وبرکه ها بکار میروند ودرتمام سال فعال وبه ندرت خشک می گردد ومهمترین چشمه های روستا عبارتند از: چشمه سنگ،چشمه نصیروچشمه حسن آلی می باشد وچشمه های متعدد دیگری نیزوجوددارند که از ذکر نام آنها خودداری میگردد ولازم به یادآوری است که آب چشمه های سنگ ونصیربرای آشامیدن بکار میرود .

  2-8- چاه: طبق واحد آماربرنامه ریزی جهادسازندگی دراین روستا 25حلقه چاه وجوددارد بوسیله موتورپمپ مورداستفاده آبیاری درمزارع وباغات قرار میگیرد وقسمت عمده این چاهها درقسمت سفلی روستا قراردارد واین چاهها اکثرا در کنارزمینهای دیمی ایجاد شده اند تاآنهارا تبدیل به مراتع مصنوعی کنند.

9- وضعیت اقلیمی روستا:

درتقسیما ت آب وهوای کشورآذربایجان جزء آب وهوای معتدل کوهستانی بوده ازجریان هوای مدیترانه متاثر میباشد وجریان هوای مدیترانه از اواخرپائیزوتمام زمستان تااوائل بهارمنطقه رافراگرفته  ونزولات آن درارتفاعات بصورت برف است همچنین این استان تحت تاثیررطوبت دریای مازندران وتودهای سیبری قرارمیگیرد وتوده عظیم سبلان سد مهمی رادرمقابل جریانات خزری تشکیل داده وآن را به دوقسمت تقسیم میکند که یک شاخه آن ازطریق اردبیل به میانه میرسد، به باد مه معروف است درتمام فصول میوزد وبادیست سردومرطوب که غالبا درفصول گرم موجب ریزش باران میشود درحالیکه درزمستان سبب ریزش برف میگردد درمقیاس کوچک کوهستانی بودن منطقه ازعوامل برودت روستا بوده وجریانات توده های منطقه نیزموثر می باشد وهمچنین تحت تاثیرزمستانهای بسیار سرد وتابستانهای معتدل بزغوش میباشد وخود روستا بازمستانهای بسیارسرد وتابستانهای خنک وگرم وخشک شناخته می شود ولازم به یاد آوری است اگربادغالب درروستا بادسفید باشد هوای روستا درتابستان خیلی گرم می شود.ووزش باد مه نیزموجب خنکی هوا میگردد درگذشته درزمستان برفهای سنگین میبارید وسطح رودخانه یخ می بست واهالی را مجبور میکرد برای شستشووتامین آب مصرفی یخهای سطحی رودخانه رابشکنند وتوپوگرافی روستا واستقرار آن در دره وکناررودخانه باعث شده که درجه حرارت درشب کمترازدامنه ورطوبت نسبی بیشتر ازدامنه باشد واین روستا تحت تاثیرنسیم کوه ودره بین دره ترکمانچای بارشته کوه بزغوش است وبه هنگام روزخورشید برسینه کوه عمود میتابد تابه دره درنتیجه کوه سریعتر ازدره گرم شده وهوای مجاورآن نیز گرمتر می شود وبه بالا می رود وهوای سرد دره جایگزین آن میشود همین مکانیسم حرارتی باعث می شود درروز از اواخرصبح تا غروب آفتاب از دره ترکمان به بزغوش ودرموقع شب جریان معکوس از بزغوش به دره ترکمان چای بوزد همچنین استقرار واسکان یابی روستا دردامنه و پای کوه موجب شده که تحت تاثیر نسیم های دامنه ای به نسیم دره ای ترکمانچای مربوط است قرار گیرد . بالا رفتن هوا درطول دامنه های گرم شده روستا وپائین آمدن هوای سردروستا در موقع شب جزء نسیم های دامنه ای به حساب می آورند. لازم به یاد آوری است که فرهنگ جغرافیائی ایران ،آب وهوای این روستا را، کوهستانی ومعتدل ذکر نموده است.علاوه برسرد شدن هوابارندگی ها زیادترمی گردد شتقریبا آب وهوای روستا مشابه اب وهوای مدیترانه میباشد.

 

10- درجه حرارت:

موثرترین عامل ایجاد آب و هوانیروی آفتاب است عوامل موثر در حرارت عبارتند از : مدت روشنائی وزمان آفتابی-زاویه تابش یا ارتفاع آفتاب دربالای افق –فصول مختلف –عرض جغرافیائی ودوری ونزدیکی بهدریا میباشد همچنین عوامل توپوگرافی چون قرار گرفتن دره هاهمچنین دره ها در صبح وعصردرسایه قرار گرفته تابش آفتاب گاهی تا چندساعت نسبت به بخش هابی فوقانی دامنه هاوقلل کم ارتفاع و تپه ها کاهش مییابد وجهت گیری دامنه ها تاثیر مهمی در حرارت دارد و دامنه هائی که رو به آفتاب یا رو به جنوب هستند بیشتر از دامنه های پشت به آفتاب یاروبه جنوب هستند دما دریافت میکند نتیجتا برف در زمین های آفتابی زودذوب می شود و هوایش گرمتر است.وشخم زنی وبذر افشانی زودتر ازدامنه های پشت به آفتاب صورت میگیرد محصولات کشاورزی  در زمین های رو به آفتاب زود تر از زمین های پشت به آفتاب می رسد و درو می گردد و وزش باد نیز در میزان درجه حرارت موثر بوده بطوریکه وزش باد سفید در روستا موجب گرمی هوا ورسیدن محصولات می گردد و وزش باد مه موجب خنکی هوا وکاهش حصول و دیر رسیدن آن می شود بعلت نبودن ایستگاه هواشناسی میزان درجه شهرستان و بستلان آباد ذکر می گردد. معدل درجه حرارت ماهیانه در ایستگاه های قرانقو و استور 9/12 و معدل حداکثر حرارت 3/20 و معدل حداقل 7 و حداکثر مطلق 9/40 و حداقل مطلق 9/11 درجه می باشد و بعلت کوهستانی بودن روستا آب وهوا و درجه حرارت آن از آب وهوای این منطقه نسبتاً سردتر است . و متوسط سالانه درجه حرارت بستان آباد 8 درجه سانتی گراد می باشد و تبخیر حقیقی شهرستان میانه 269 و تبخیر حقیقی آن نسبت به بارندگی 99 می باشد.

11- نزولات آسمانی روستا:

جریانات هوای منطقه ازاواخر پاییزوتمام زمستان تااوائل بهاردراثر وزش بادهای غربی در فصل های سرددرارتفاعات موجب ریزش برف ودر فصل گرم و معتدل موجب ریزش باران می گردد.

وقسمت عمده بارندگی در روستاازاواسط پاییز وتااوائل بهار بصورت برف میباشد وبیشترین مقدار بارش در روستا در فصل بهار از اواخر اسفندماه تااواخر بهار بعلت جریانات غربی صورت می گیرد در بعضی اوقات مخصوصا در سالهای اخیر در فصل پاییز وزمستان بارش بصورت باران بوده وبارش درفصل نامعلوم وتابع تغییرات ناگهانی جوی است و تابستان وفصل خشک وبارندگی خیلی کم است

واغلب بارش بصورت رگبارهای ناگهانی وتگرگ است که به کشاورزان ومحصولات آنهاخسارات فراوانی وارد می سازد.درسالهای اخیر بارش برف در زمستان کاهش یافته است وبارندگی نافع درروستا

در فصل بهارصورت میگیرد وحداکثر بارندگی از اواسط اسفند ماه تا فروردین و اردیبهشت منطبق است و به علت نبودن ایستگاه هواشناسی از آمار بارندگی شهر میانه استفاده می شود دراین شهر آب وهوایش بر اساس روش کوپن نیمه مرطوب ومعتدل وتابستان گرم وخشک وحداقل بارندگی آن درماه اوت است ورقم بارندگی آن دارای دوحداکثر درماههای آوریل ودسامبر می باشد وبه وسیله یک حداقل درماههای ژوئیه و اوت قطع می شود واختلاف بارندگی دراین شهر زیاد است 4ماه خشک -3ماه نیمه خشک و5ماه مرطوب داردومتوسط بارش 271وتبخیر حقیقی آن269 میباشد.تبخیر حقیقی ان نسبت به بارندگی99وضریب خشکی دوماتن برای این شهر12وضریب رطوبت آمبرژه آن40می باشد.

12- میزان رطوبت روستا:

بعلت فقدان ایستگاه هواشناسی از میزان رطوبت شهرستان میانه وبخش بستان آباد استفاده میشود گرمای تابستان ازاواسط خرداد ماه شروع تااواسط مرداد ماه ادامه دارد فصلی خشک وبارندگی خیلی کم است ورطوبت کمتر مخصوصا حداقل رطوبت درتیر ماه است و ضریب خشکی بستان آباد 15وضریب رطوبت آمبرژه72میباشد.وضریب خشکی دوماتن برای شهرستان میانه 12وضریب رطوبتی آمبرژه آن 40می باشد.

لازم به یاد اوری است که حد اکثر رطوبت متوسط در دی ماه 5/80درصد وحداقل متوسط آن 8/46مرداد ماه است ورطوبت نسبی روستا درفصل بهار وزمستان وپائیز افزایش می یابد(.حدود6 ماه ازسال در بستان آباد و5 ماه در میانه مرطوب بوده ) .

علت افزایش رطوبت نسبی در فاصله اواخر پائیز تا اوائل بهار علاوه برکاهش درجه حرارت ورود توده هائی از هوای سرد ومرطوب اروپا است که با گذشتن از دریای مدیترانه وارد ایران می گردد.

13- یخبندان روستا:

هوای روستا از اواسط فصل پائیز رو به سردی می گذارد ودر آذرماه برف ویخبندان شروع می شود و زمستان روستا فصلی سرد وطولانی است حدود 6 ماه ادامه دارد وتمام فعالیتهای کشاورزی متوقف   می شود حدود 6  ماه یخبندان وجود دارد تعداد روزهای یخبندان در ماههای مختلف متفاوت است امسال یخبندان در روستا تا اوایل اسفند ماه ادامه داشت ولی در سالهای گذشته تا اوایل بهار یخبندان دیده  می شد و بعلت نبودن ایستگاه هوا شناسی،یخبندان شهر میانه ذکر می شود دراین شهر تعداد روزهای یخبندان 4/91 روز درسال بوده وبیشتر یخبندان درماه به دی میباشد

14- بادهای محلی روستا:.

 شامل بادهای وعد وباد سفید وباد مه میباشد.باد وعد از 12 اسفند ماه شروع به وزیدن می کند وباد سفید از اوایل تابستان شروع به وزیدن می کند ازطرف شمالغرب به طرف روستا وارد می شود و منشأ باد سفید از غرب استان میوزد ورطوبت مدیترانه رابا خود میآورد درفصل تابستان باعث رشد سریع گیاهان وبه ثمر رسیدن آنها می گردد.وبه علت آوردن ابرهای باران آورکه موجب ریزش باران میشود مرغوبیّت محصول را در روستا بالا می برد ودر اواخر پائیز سوزناک بوده موجب سرما زدگی محصولات می شود وباد مه از طرف دره ترکمنچای به طرف روستا می وزد جهت جنوب به شمال دارد وزش این باد باعث کاهش ودیر رسیدن محصولات کشاورزی میگردد ولازم به یادآوری است که باد سفید موجب گرمی هوا در تابستان وباد مه موجب خشکی هوا میگردد .

15- خصوصیات جمعیتی واجتماعی: طبق واحد آمار سازمان برنامه وبودجه در سال 1365 تعداد خانوار روستا 135وکل  جمعیّت آن 931 نفر وجمعیّت 6ساله وبیشتر 751 نفر بوده وبعد متوسط خانواردرهمان سال 7نفر بودوجمعیّت روستا در سال 55 از تراکم بالائی برخوردار بوده تعداد خانوار ساکن 312خانوار وکل جمعیّت 1282نفر بود وجمعیّت روستا طبق فرمول پیش بینی جمعیّت درسال 1370 5/755 بوده وتعداد خانوار روستا تقریباً 5/46 میباشد (بعد متوسط خانوار در سال 70) وجمعیّت باسواد روستا با توجه به آمار،412نفر بوده یعنی55درصد جمعیّت6 ساله وبیشتر را افراد باسواد تشکیل می دهند  مراجعه به آمار روستا نشان می دهد که در این روستا مهاجرت روند صعودی شدیدی داشته و4/3 روستائیان به شهر های دور ونزدیک مهاجرت نموده اند که این نشان میدهد روستا شروع به خالی شدن از جمعیّت ورو به متروک شدنوتبدیل به ویرانه میگردد. درصد رشد سالانه روستا 03/- میباشد رشد سالانه جمعیّت در این روستا منفی بوده نشان دهنده این است که افراد سنین بین 15تا 45سال روستا را ترک می کنند واین گروه سنی نیروی فعال روستا را تشکیل می دهد و مهاجرت این گروه باعث می شود که بازده تولید کاهش یافته از میزان زادو ولد روستا کاسته می گردد وافراد سالخورده ونوجوانان از انجام کارهای کشاورزی ناتوان شده وروستا را با کاهش تولید مواجه کرده است .

16- مشاغل روستا: از کل 931نفر جمعیت روستا فقط 180نفرآن شاغل بوده وبخش عده جمعیت روستا   کشاورزهستند.وازراه کشت وزرع زندگی خودرامی گذرانند.غیر از کشاورزی ،دامداری وباغ داری عده کمی به کارهای جنبی مثل راننده اتومبیل ،تراکتور ،مغازه داری،قصابی،آسیابانی،سلمانی ,             لحیم کاری, تعمیروسایل خانگی وقهوه چی می پردازند دراین روستافروشگاه تعاونی وشعبه نفت نیمه فعال وجوددارد که اجناس سهمیه بندی شده مانندروغن وشکروبرنج وپودررختشوئی وبرخی حبوبات ونفت دراختیارروستائیان قرار میدهدودرزمان گذشته شرکت تعاونی به روستائیان وام میدادوازاین 

 طریق درصد کمی از مردم بااین مشاغل زندگی میکنند.

17- سوادوسیستم آموزشی درروستا:

قبل ازورود آموزش وپرورش به سبک غربی به ایران،دراین روستا آموزش به روش مکتب خانه ای بود برای مثال:مکتب خانه میریحیی وحاجی اشرف ومیر محمد وجود داشت وبچه ها درزمستان درمکتب خانه درس می خواندندوشهریه میپرداختند وکتابهائیکه دراین مکتب خانه ها تدریس می شد به ترتیب قرآن گلستان، بوستان نصاب صرف میر(صرف ونحو امروزی)تاریخ پادشاهان یاتاریخ معجم واعراب متداول بود.کسانی که ادامه تحصیل می دادند پس ازپایان تحصیل درروستا،برای ادامه تحصیل به تبریزوازتبریزبه حوزه علمیه می رفتند.ولی باشروع نهضت فرهنگی وورود سیستم آموزش وپرورش جدید،سیستم قدیم آموزش روستا برچیده شد.آموزش به سبک غربی جایگزین آن گشت واولین مدرسه ابتدائی درسال1342تاسیس شد و5کلاس داشت بعد ازانقلاب درسال1364مدرسه راهنمائی درروستاتاسیس شد.لازم به یادآوری است که قبل ازورود سیستم آموزش جدید اکثریت مردم باسوادبودند وعده ای اززنان روستا توانائی خواندن قرآن راداشتند.

علل مهاجرت: بعد از اصلاحات ارضی درایران اهالی این روستا نیز مثل سایرمناطق ایران درجریان روند مهاجرت قرارگرفتند. اصلاخات ارضی وضعیت روستائیان وخیم نموده و بعلت عدم توجه دولت و عدم کارآیی شرکت تعاونی روستا ، کشاورزان با مشکلات زیادی روبرو شدند و بنا به گفته یکی از اهالی روستا اصلاحات ارضی باعث کاهش بازده تولید شد و روستائیان با مشکل مالی وتامین امکانات مورد نیاز مواجه شدند،که قبلاً این مشکلات بوسیله اربابان و مباشر تامین می شد و اربابان به موقع به زارع کمک می کرد و آب و بذر لازم را در اختیار او قرار می داد و شبکه های آبرسانی را خفظ و بازسازی می کرد.     

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  89/10/27ساعت 13:39  توسط ابوالفضل مددی  | 

پیشنه پایدار

« حسن‌نژاد، يوسف » در بررسي خود به اين نتيجه رسيده است كه روستاهاي موردمطالعه داراي مساكني مجتمع و متمركز هستند.درحال حاضر بافت جديد اينگونه روستاها بدلايل اجتماعي - اقتصادي افزايش در تعداد بهره‌برداران زراعي داراي مساكني بصورت پراكنده و متفرق از هسته اصلي روستا مي‌باشند.چنين روندي بافتي پراكنده را به اين گونه مساكن دربافت جديد آنها داده است بخصوص كه اين پراكندگي در اينگونه روستاها با اشغال زمينهاي زراعي از يكطرف ، و از طرف ديگر باعث تغيير در شكل و تيپ روستاهاي منطقه شده است .اين تغيير شكل در روستاهاي همچون گوگ تپه، درياس - يوسفكند،اگريقاش ... بيشتر به چشم مي‌خورد بطوريكه توسعه و بافت جديد اين روستاها بصورت خطي و در مسير جاده‌ها شكل ميگيرد تغييردر شكل روستاها مي‌تواند ناشي از عواملي چون تغيير كاركردهاي روستا بدليل توسعه و ارتباط با شهر همراه با اثرات آن، موقعيت طبيعي و جغرافيايي، رشد اقتصادي، اجتماعي، خاكهاي حاصلخيز و فراوان ...بوده كه اين عوامل نقش خود را در روستاهاي نام برده نشان داده اما در تعدادي از روستاهاي منطقه (داشخانه، كهنه‌ده، گرده‌گرو،گاپيس ...) بعلت دوري از جاده‌هاي ارتباطي و شهر مهاباد،و كمبود اراضي كشاورزي اين تغييرات چندان چشمگير نبوده و همچنان در حالت انزوا و ركود قرار دارند و از رشد چنداني برخوردار نيستند.به تبع اين تحولات مساكن روستايي نيز در چند دهه اخير به علت رشد فرهنگي و اقتصادي و ارتباط بيشتر با شهرها تحولي سريع داشته‌اند بطوري كه قبل از دهه 40 و اجراي برنامه‌هاي اصلاحات ارضي كه هنوز ارتباط بين شهر و روستا وسعت پيدا نكرده بود مساكن به شكل نسبتا" ساده و ابتدايي داراي مساكن يكپارچه بوده‌اند وجود چنين مساكن دراين دروه ناشي از ضعيف بودن شيوه‌ها و مناسبات توليد و همچنين اثرات اين موارد را در رشد كند اقتصادي و اجتماعي اينگونه روستاها مي‌توان جستجو كرده به نحوي كه شيوه‌هاي توليد، نوع توليد و بهره‌برداري به علت نظام اجتماعي حاكم براين گونه روستاها و عدم ارتباط آنها با شهرها درحد بسيار پاييني قرار داشت و اين امر اثرات خود را در روابط اقتصادي و اجتماعي آنها نشان مي‌داد.بعداز اصلاحات ارضي و رند سريع رابطه شهر با روستاها كم‌كم فرهنگ وظواهر شهرنشيني به داخل روستاها بصورت شكل‌گيري مساكني با پلان و نما به شيوه معماري شهرها،داشتن گلخانه ...رسوخ ميكند چنين مساكني در روستاهايي شكل گرفته‌اند كه معمولا" نزديك مهاباد هستند و اين امر همراه با اهميت يافتن اينگونه روستاها، بالارفتن ارزش زمين و سرمايه‌گذاري بيشتر در آنها خواهد بود، چنين تغييري ناشي از رشد تاثيرپذيري از شهرها، تغيير درميزان درآمد،و تغيير كاركردهاي روستا و مناسبات توليدي و اقتصادي دراينگونه روستاها بوده است بخصوص كه در ساخت اينگونه مساكن از مصالحي با دوام برخلاف گذشته استفاده خواهدشد.اندازه و شكل قطعات زراعي نيز در طي اين دوره براثر عوامل اجتماعي، اقتصادي (تقسيم ارث ، معاملات زمين،افزايش تعداد بهره‌برداران زراعي و تغيير در مناسبات توليد همراه با ارتباط بيشتر با شهرها) تغيير پيدا كرده است .درواقع شكل تحولات مزارع روستايي بيانگر تغيير در شيوه‌ها، عوامل و مناسبات توليدي است به نحوي كه بارشد اقتصادي و تغيير در شيوه‌هاي توليد و مناسبات آن منجر به تغيير در نوع محصول، تنوع محصول، تنوع آن و افزايش درآمد زارعين در مواردي شده كه نتايج اين امر را مي‌توان در تقطيع اراضي زراعي - خريد و فروش زمينهاي كشاورزي، تغيير در الگوي كشت و تنوع محصولات زراعي خلاصه كرد.ورود ماشين‌آلات كشاورزي سموم ...خلاصه كرد.كه ناشي از ورود مظاهر و تكنولوژي شهرها به روستاها است .كم‌كم موجب بازدهي در محصول، تغيير در شيوه‌هاي بهره‌برداري، تنوع محصول شده است و اين ارتباط طوري بوده كه انتخاب محصول دررابطه با تغيير و تحولات اقتصادي منطقه،بازار مصرف و درعين حال با شرايط زماني و اقتصادي پيوند پيدا كرده است .

« نظري، عبدالحميد » در: بررسي نحوه شكل‌گيري و روند تحولات جامعه روستايي مورد مطالعه، نقش تاثير عوامل فرهنگي - معيشتي را در شكل دهي به بافت روستاهاي تركمن صحرا به خوبي روشن ساخت . از جمله آنها تاثيرپذيري آرايش خطي خانه‌هاي روستايي از آرايش خطي آلاچئق‌هاي عشايري است . توجه به اين مساله در بررسي بافت سكونتگاهي و اجراي پروژه‌هاي بهسازي روستائي از چند جهت حائز اهميت است : - تاثيرپذيري آرايش خطي خانه‌ها از عوامل طريعي نظير جهت وزش باد، پستي و بلنديها، شيب زمين و مبين انطباق بيشتر آنها با شرايط محيط جغرافيايي است . اين مساله باعث ميشود كه نه تنها جريان هوا در ميان فضاهاي مختلف زيستي به خوبي انجام گيرد، بلكه اجراي پروژه‌هاي سيستم دفع فاضلاب روستايي نيز به راحتي ممكن ميگردد. - به تبعيت از اين شيوه آرايش ، شبكه ارتباطي و معابر بين فضاهاي زيستي بصورت خطوط مستقيم شكل بگيريد. اين نوع شبكه ارتباطي موجب ميگردد كه هر خانوار بطور مستقيم با فضاهاي عمومي (خيابانها و كوچه‌ها ...) ارتباط داشته باشد. نتيجتا" انطباق بيشتري با گرايشات زندگي خصوصي دارد. - عبور و مرور ماشين آلات در اين سيستم شبكه ارتباطي، به خوبي انجام ميگيرد، شايد يكي از دلايل پذيرش زود هنگام ماشين آلات كشاورزي در روستاهاي تركمن صحرا همين مساله باشد كه خود به نحو بارزي در تحولات اقتصادي - اجتماعي روستائيان موثر بوده است . - در صورت افزايش تراكم مسكوني و يا اجراي پروژه‌هاي بهسازي روستائي، تعريض مابر و خيابانها و حتي احداث خيابانها و كوچه‌هاي جديد با كمترين تخريب انجام گيرد. اما از نكات منفي تاثير پذيري روستائيان از فرهنگ عشايري، گرايش به زيستن در فضاهاي باز و گسترده است . توجه به اين مساله از نظر برنامه ريزي روستايي، در نقاطي كه هم اكنون اسكان عشاير بصورت خودجوش انجام ميگيرد، حائز اهميت است . چرا كه در اين گونه روستاها فاصله زياد خانه‌ها اجراي بسياري از پروژه‌هاي خدماتي نظير، شن ريزي خيابانها، لوله‌كشي آب آشاميدني، تعيين محل مدرسه و ساير خدمات روستايي را با مشكل مواجه ميسازد. بطوريكه در پاره‌اي موارد بواسطه بالا رفتن هزينه سرانه اجراي پروژه‌ها، مسئولين را از اجراي آن باز ميدارد. همانگونه كه قبلا" گفته شده گرايش به زيستن در فضاهاي باز هم اكنون نيز در روستاهاي عشايري به چشم مي‌خورد. آثار اين گرايشات در روستاهاي مورد مطالعه از طريق احداث مسكن در زمينهاي زراعي بوضوح قابل رويت ميباشد. اين مسلاه علاوه‌بر اينكه موجب ميشود سالانه بخش قابل ملاحظه‌اي از اراضي زراعي به اماكن مسكوني تبديل شوند. مسائل ديگري را نيز بدنبال دارند كه از نظر برنامه‌هاي روستايي بايستي مورد توجه قرار گيرند. بسياري از اين خانه‌ها در زمينهايي ساخته ميشوند كه در مجاور سكونتگاه روستا قرار ندارند و لذا فاصله بيشتري با بخش مسكوني فعلي روستا پيدا مي‌كنند . و چون بر روي زمين زراعي ساخته ميشوند فاقد راه ارتباطي هستند، بنابراين بخشي از زمين عملا" به راه ارتباطي تبديل ميگردد. چون استفاده از ماشين‌آلات در روستاهاي مورد مطالعه امري همگاني است : ضرورت شن ريزي خيابان يا كوچه جديد هزينه اضافي را بدنبال دارد كه خانواده بايستي آنرا تحمل نمايد. از طرفي انتقال آب ، برق و ساير خدمات عمومي نيز هزينه‌هاي زيادي را بدنبال دارد. هر چند تمامي اين هزينه‌ها را مالك خانه تامين مي‌نمايد. اما بايستي توجه كرد كه اين مساله به نحوي در افزايش هزينه‌هاي عمومي دولت نيز تاثير ميگذارد. اما نكته مهم تبديل زمينهاي زراعي به خانه مسكوني است . مطالعات موردي نگارنده نشان داد كه در يك روستاي 2500 نفري سالانه حدود يك هكتار از اراضي زراعي به بخش مسكوني تبديل شده است . با توجه به اينكه از حدود 700 روستاي دشت گرگان قريب نيمي از آنها بالاي 2000 نفر جمعيت دارند، ميتوان گفت كه در اين دشت سالانه حدود 350 هكتار از بهترين خاكهاي زراعي تغيير كاربردي داده و عملا" به بخش مسكوني اضافه ميشوند. با توجه به روند شتابان افزايش جمعيت روستايي بنظر ميرسد در سالهاي آينده اين مساله شكل حادتري به خود بگيرد. اين در حالي است كه بخش قابل ملاحظه‌اي از اراضي نيز در اثر تقطيع اراضي از بين ميرود. يكي از دلايل تشديد اين مسائل فقدان مديريت و برنامه‌ريزي صحيح در نقاط روستايي است . به نحويكه بهره‌برداري از فضاهاي مختلف به نحوه مطلوب انجام نمي‌گيرد. بنابراين بايستي در اين خصوص اقدامات موثري صورت گيرد. پيشنهاد ميشود كه اولا"، لوايحي در اين رابطه خصوصا" در نقاط دشتي كه داراي جمعيت روستايي متمركز هستند، تهيه و به مجلس شوراي اسلامي ارائه گردد. ثانيا" مطالعاتي در خصوص تعيين حريم مسكوني روستاها انجام گيرد كه در مراحل مختلف زماني مبين توسعه فيزيكي روستا باشد.

« كركه‌آبادي، زينب » در پژوهش چنين اظهار نظر كرده است ,  براساس مدارك تاريخي شهر سمنان از گذشته دور نظر به مركزيت شهري داراي اعتبار خاصي در ميان مراكز پيراموني خود بوده است كه عواملي چون اهميت ارتباطي و تجاري شهر، مساعدت طبيعي، مذهبي بودن (وجود مسجد جامع در قلب شهر) توان جذب جمعيت و مقام ناحيه‌اي آن سبب اين اعتبار گشته‌اند كه تائيد و تاءكيد مورخان و محققان بر اين عوامل مصداقي بر مطلب ميباشد. بخش قديم شهر نيز تحت تاءثير عوامل فوق داراي ساخت و بافت هماهنگ با ساير شهرهاي شرق اسلامي ميباشد بگونه‌ايكه بررسي و مطالعه آن در اين رساله نشان داد كه چشم انداز فضاهاي سنتي شهر تحت تاءثير شبكه آبها و اقليم گرم و خشك ناحيه بوده و شهر سمنان بعنوان يك شهر شرق اسلامي با وجود عناصر بازار، مسجد جامع، ارگ ، محلات ، دروازه‌ها، گذرهاي ارتباطي و پيوند فضائي اين عناصر بسياري از نظريات ارائه شده در مورد توسعه شهري در كشورهاي جهان سوم را مورد، تائيد و تاكيد قرار ميدهد. با توجه به اين حقايق اهميت و نقش اين عوامل در حفظ تعادل اكولوژيكي و پويايي شهر در برنامه ريزيهاي شهري نبايد ناديده انگاشته شود اگرچه دردهه‌هاي اخير مردم و سياستهاي ملي در بهم زدن اين تعادل نقش بسزائي داشته‌اند بطوريكه با گسترش شهر و استقرار مراكز مسكوني جديد در شمال شهر و بطور پراكنده در نواحي مختلف شهر اين عدم تعادل و بي‌تناسبي بوضوح آشكار و قابل رويت است در بافت جديد شهر وجود خانه‌هاي يك طبقه با كاربرد مصالح و فنون جديد (همسان با ساير شهرهاي ايران) بدون توجه به شرايط طبيعي، خيابانهاي غريض ، كمبود و يا فقدان تاءسيسات و امكانات زيربنائي و رفاهي همه حاكي از اين عدم تعادلها و ناهماهنگي ميباشد. از اواخر سده گذشته و اوايل قرن حاضر مقارن با تغير بافت اقتصادي، اجتماعي كشور و بازتاب حاصله از آن، و شهر از وضعيت خودكفائي نسبي بسوي وابستگي پيش ميرود. بگونه‌ايكه روند مصرف تغير يافته و فرآيند توليد پويائي خود را از دست داده است بنابراين توجه به اين بخش در جهت حفظ، احياء و يا گسترش اين فعاليتها ضروري بنظر ميرسد. از دهه 1335 بويژه از سال 1345 ببعد بسبب تحولات اجتماعي - اقتصادي در كل كشور و سياستهاي ناشي از باصطلاح "انقلاب سفيد" روند توليد در بخش عمده اقتصاد دگرگون ميشود. تضعيف و يا منسوخ شدن برخي از رشته‌هاي صنايع دستي در سالهاي اخير و ورود قاليبافي بعنوان جانشين اين صنايع سبب تغييراتي در درآمد و اقتصاد خانوارهاي شاغل به اين رشته گرديده است . اگرچه در اكثر موارد حاصل زحمت بافندگان از دست آنها خارج شده و سود خالص نصيب دلالان و تجار فرش شده است (اهلرز 1975) كه گسترش صنعت قاليبافي با ايجاد كارگاههاي بزرگ دولتي و با شيوه پرداخت دستمزد عادلانه موجب اشتغال در منطقه شده بويژه آنكه ايجاد اين كارگاهها از مهاجرت روستائيان جلوگيري مينمايد. وجود 1818 واحد تجاري و كسب و پيش نشان دهنده افزايش اين واحدها در سالهاي اخير و تغيير روند مصرف و توليد با توجه به نقش ضعيف توليدي اين واحدها ميباشد. احداث مراكز صنعتي مانند شهركهاي صنعتي اعلاء و سمنان در شرق شهر بسبب گرايش شهر به صنعت تحت تاءثير برنامه‌ريزيهاي ملي و همچنين تبيين جايگاه شهر سمنان در سطح ملي بعنوان قطب صنعت و دانشگاه سبب تشديد و دگرگوني بافت اقتصادي و اجتماعي بويژه جذب جمعيت روستاها و شهرهاي اطراف و ساير مكانهاي كشور گرديده است كه در اين رابطه ارائه خدمات بيشتر مانند انتقال آب رودخانه گل‌رودبار و در صورت عدم تامين نيازهاي انتقال آب خطير كوه به سمنان در سالهاي آينده، لوله كشي گاز (در حال حاضر) ايجاد مراكز آموزش عالي و جذب دانشجويان مكانهاي مختلف كشور، احداث مراكز رفاهي و تسهيلاتي گسترش فضاي سبز جذابيت بيش از پيش اين شهر گرديده است تمركز اين واحدها در شهر و سيطره آن برحوزه پيراموني تائيدي بر نظريات بازن، كاستللو، انگليش ، ميباشد. روند سريع شهرنشيني، وجود امكانات ارتباطي و موقعيت سهل و آسان دشت سمنان جهت دسترسي مكانهاي تابعه باين مركز، كاهش بخش فعاليت كشاورزي و رشد بخش خدمات ، بورس بازي زمين، فعاليتهاي ساختماني و بهره‌گيري از، امكانات و خدمات شهري موجب تشديد روند مهاجرت بشهر سمنان از حوزه‌هاي پيراموني گرديده است كه كاهش جمعيت روستائي در طي دهه‌هاي گذشته به نسبت 23 در سال 1355 و 11 در سال 1365 بيانگر واقعيت فوق ميباشد بنابراين با حمايتهاي دولتي، سرمايه گذاري و اعطاي وام بروستائيان در جهت ايجاد بعضي از كارگاهها مانند قاليبافي و ساير صنايع سبك (با توجه به منابع مادي روستاها)ميتوان از مهاجرت آنها بشهر جلوگيري بعمل آورد . در اين رساله آنچه اهميت ميباشد نقش فعال شهر سمنان در ارائه امكانات و خدمات به حوزه پيراموني خود ميباشد اگرچه بتبع حوزه جغرافيائي آن مانند اختلافات توپوگرافي و تاثير مرفولوژي پيرامون شهر، فواصل و ابعاد مختلف آنها با شهر سمنان تاثيرات اين نقش متفاوت ميباشد.

« ميرعلي‌كتولي، جعفر » معتقد است , بمنظور فراهم آوردن فضايي كه قادر باشد بخش عمده‌اي از جمعيت منطقه را در خود جاي دهد و در فرايند توسعه اقتصادي و اجتماعي منطقه، اين فضاها از موقعيت مناسبي برخوردار باشند، و در نهايت ، منطقه‌اي متعادل، منسجم و توسعه يافته‌اي داشته باشيم، توجه به نكات زير حائز اهميت است : بكارگيري ترفندهايي جهت كند يا قطع كردن جريان يكطرفه سرما روستا به شهر، اين مهم از طرق مختلف ، از جمله طرق زير قابل حصول است ، ايجاد بازار مبادله محصولات توليدي روستا، در نقاط مختلف نواحي روستايي و همچنين ايجاد و يا رونق بازارهاي محلي در طول هفته، ايجاد منظومه‌هاي روستايي و سلسله مراتب مراكز روستايي، از طريق استقرار مراكز خدماتي در سطوح مختلف و اصلاح شبكه ارتباطي روستا از شرايط فعلي دسترسي مستقيم به شهر در جهت دسترسي سلسله مراتبي به مراكز شهري اصلاح مناسبات اجتماعي نامناسب و غيرمنطقي همچون مالكيتها، ....، باقي ماندن سرمايه بتنهايي در روستا براي توسعه كافي نيست ، بلكه سرمايه‌گذاري و به جريان انداختن سرمايه است كه رونق و پويايي اقتصادي را به فضاي روستايي عرضه مي‌دارد، كه از راه سرمايه‌گذاري‌هاي اصولي با همكاري دستگاههاي دولتي در زمينه‌هاي معيشتي همچون صنايع دستي، آب و خاك و يا در اموري كه كاركرد منطقه‌اي دارند همچون كارخانه‌هاي مختلف مرتبط با فعاليتهاي توليدي روستاها، ...، كه فرصتهاي جديد شغلي ايجاد نموده و ايجاد درآمد براي ساكنين روستايي نموده كه اين امر نه تنها در جذب مهاجرت در محيط هاي روستايي كمك مي‌كند بلكه در اين زمان نه تنها قادر به نگهداري و حفاظت از پروژه‌هاي عمراني انجام شده بوسيله دستگاههاي دولتي هستند بلكه در اجراي پروژه‌ها و طرحها نيز مي‌توانند مشاركت جدي داشته باشند. مسكن يكي از عناصر نهادي در زندگي انسان روستايي بشمار مي‌رود، چرا كه هم محل زندگي و استراحت او محسوب مي‌گردد و هم بخشي از كاركردهاي اقتصادي و توليدي آن در فضاي مسكوني صورت مي‌گيرد، لذا بمنظور جلوگيري از اجراي پلانهاي غيرمرتبط با سكونتگاههاي روستايي، لزوم مطالعه موردي روستاها يا روستاهاي تيپ ، جهت ارائه الگوهاي مسكن متناسب با روحيات آنها و كاركرد اقتصادي و فعاليتهاي توليدي آنها را ضروري مي‌سازد كه نه تنها در هماهنگي با روحيات و آداب و رسوم آنها و كاركرد اقتصادي و توليدي آنها خواهد بود بلكه در افزايش كارايي و شكوفايي عرصه روستايي موثر خواهد بود، همچنين، از اتلاف بخشي از درآمدها و نيروي آنها جلوگيري مي‌كند، چنانكه در يكي از روستاهاي مورد بررسي در اين مطالعه به نمونه جالب توجهي برخورد شد، بدين صورت كه چيزي حدود 2.3 خانه‌هاي با پلان سرويسي كامل داراي فضاي مربوط به توالت بودند، عليرغم آماده بودن توالت در ساختمان از توالت طراحي شده در فضاي حياط استفاده مي‌نمودند كه اكثرا" عدم استفاده توالت درون ساختمان را مغاير بودن آن با روحياتشان ذكر مي‌نمودند. همچنين طراحي پاسيودر مساكن روستاهاي منطقه بنظر امري غيرضروري بوده اولويت‌دار بنظر نمي‌رسد، در حالي كه در اكثر ساختمانهاي جديد چنين فضايي طراحي و ساخته هم مي‌شود. تحت كنترل در آوردن گسترش بافت روستاها با استفاده از روشهاي مختلف بگونه‌اي كه اولا" از رشد بي‌رويه و بي‌ضابطه آن جلوگيري شود، حداكثر دسترسي را براي ساكنين در استفاده از اماكن عمومي، مذهبي، بهداشتي و بويژه آموزشي و ...، فراهم آورده و در كنار آن، از طريق انسجام و جلوگيري از گسيختگي بافت روستايي نه تنها از تقطيع اراضي مزروعي، و بورس بازي زود هنگام زمين در روستاها جلوگيري مي‌شود، بلكه با طراحي و جهت دادن به شكل و كالبد روستا، بعضي از سنتها و آداب و رسوم، ارتباطات اجتماعي، همياري و مشاركت‌هاي عمومي و تمايل به زندگي جمعي احياء مي‌شود. اين امر از طريق كنترل زمينه‌هاي مناسب ساخت و ساز اطراف روستاها امكان پذير است .

« به نظر مشرفي، مهدي»  سياستهاي توسعه روستايي كه مستقيما" بر ساختار مولد روستاها تاثير داشته است ، در كشور ما همواره با چالش‌ها و تنگناهاي فراواني دست به گريبان بوده است . همانگونه كه قبلا" نيز گفته شد مشخصه اصلي اينگونه سياستها، عدم انسجام، عدم هدفمندي و ناهماهنگي و از همه مهمتر تاثيرپذيري از هدفهاي غيراقتصادي بوده است . اتخاذ سياستهاي نوين توسعه از دهه چهل به بعد، كه متاثر از اوضاع پيچيده بين‌المللي و نيازهاي داخلي جهت تحولات ساختاري در كشور بوده است ، با محتوايي بروكراتيك و ليبرالي، جهت سياستهاي عمده كشور را در دوره‌هاي بعدي تعيين نمود. جوهره اصلي اينگونه سياستها صنعتي كردن كشور و همپايي با دنياي سرمايه‌داري با اتكاء به سرمايه‌هاي نفتي بوده است . اعتقاد به سنتي‌بودن توليد كشاورزي، توجه به اين بخش را به مثابه يك ارتجاع اقتصادي قلمداد مي‌نمود. علاوه بر اين سياستهاي صنعتي كردن كشور، چنين بي‌توجهي را توجيه مي‌نمود، چرا كه بدين ترتيب بسياري از پتانسيل‌ها، سرمايه‌ها و نيروهاي بخش كشاورزي بسوي ساير بخشها از جمله صنعت و خدمات انتقال يافت و زمينه رشد و توسعه آنها را فراهم آورد. در چنين جوي سياستهاي توسعه روستايي تدوين گرديد. بديهي ست كه نگرش‌هاي فوق‌الذكر در قالب دهي و جهت‌گيري سياستها و اهداف توسعه روستايي ايران نقش مؤثري داشته است . سياست اصلاحات ارضي قبل از آنكه بر توانائي‌هاي كشاورزي كشور بيافزايد، زمينه را جهت انتقال سرمايه‌ها كشاورزي اعم از مالي و انساني بسوي ساير بخشهاي اقتصادي، آفريد. اين انتقال به صورت فضايي و جغرافيايي، به انتقال سرمايه از روستا به شهر انجاميد و بدنبال سرمايه پتانسيل‌ها و امكانات نيز بسوي ساير بخشها انتقال يافتند. به اين ترتيب بود كه بازتاب اينگونه از سياستها چهره كنوني كشاورزي در كشور را با ساختاري نامتجانس و با ارزش توليدي ناچيز شكل داد. توزيع اراضي در قطعات زراعي كوچك بعد از اصلاحات ارضي و گسترش روزافزون واحدهاي بهره‌برداري خرده مالكي كه مانع عمده در يكپارچگي اراضي و كشت وسيع مي‌باشند، مي‌تواند از بزرگترين بازتابهاي سياستهاي اتخاذ شده باشد. در واقع اگر مالكيت و ساختار آنرا زيربنايي‌ترين عامل در توليد كشاورزي به حساب آوريم، در آن صورت مي‌توان ادعا كرد كه اكثر مسايل و مشكلات كشاورزي كشور به نحوي به مساله مالكيت و تنگناهاي اساسي آن مربوط مي‌گردد. از طرف ديگر عدم بهره‌برداري كامل و علمي از منابع آب و ابتدائي بودن شيوه‌هاي بهره‌برداري از منابع آب و روشهاي آبياري و در نتيجه پايين بودن راندمان آبياري، بهره‌گيري از دومين عامل اساسي توليد در كشاورزي را دچار مشكلات فراوان كرده است . سياستهاي غلط دولت در زمينه سرمايه‌گذاري در بخش كشاورزي از يكطرف و ضعف بنيه مالي اكثر كشاورزان و ابتدائي بودن شيوه كشت و كار كشاورزي بعلت عدم امكان كشاورزان در سرمايه‌گذاري براي استفاده از ماشين‌آلات ، مواد و وسايل و شيوه‌هاي نوين كشاورزي از طرف ديگر، از توانائيهاي كشاورزي كاسته و امكانات توليد بيشتر و بهتر از آن سلب نموده است . در زمينه سازمان توليد، غيراقتصادي بودن و حتي غيرممكن بودن بكارگيري ماشين‌آلات و تجهيزات كشاورزي در قطعات كوچك اراضي مزروعي و در نتيجه پايين بودن بازدهي نيروي كار در بخش كشاورزي، همه و همه توليد بخش كشاورزي را دچار اختلال نموده است . سياستهاي دولت در زمينه قيمت محصولات كشاورزي و ثابت نگه‌داشتن آنها، باعث گرديده است كه كشاورزان كوچك و متوسط براي تامين مايحتاج اوليه زندگي ناچارا" محصول خويش را پيش فروش كرده و وام‌هايي با بهره زياد دريافت نمايند. همه اين عوامل در كاهش درآمد كشاورزان در مقايسه با ساير فعاليتهاي اقتصادي تاثير عمده‌اي داشته‌اند. اين امر باعث روند نزولي اشتغال بخش كشاورزي در طول زمان شده است . بدين ترتيب بخش كشاورزي بعد از اتخاذ سياستهاي توسعه نوين كه با اصلاحات ارضي شروع گرديد همه عناصر سازنده و مولد خود از جمله، زمين و مالكيت مناسب سرمايه و نيروي انساني را بتدريج از دست داد. از طرف ديگر سرمايه‌گذاريهاي بعمل آمده نيز به علت ناكافي و نامناسب بودن نتوانستند، كمبودها و نواقص اين بخش را جبران نمايند. بدين ترتيب طي يك دوره نسبتا" كوتاه در سطح مكان ارزش افزوده بخش كشاورزي به نازلترين سطح خود تنزل يافت و در ساختار توليد ناخالص ملي كشور تنها درصد ناچيزي را بخود اختصاص داد. در سطوح خردتر، افزايش توليد محصولات كشاورزي همگام با افزايش جمعيت و نيازهاي مصرفي آنها توسعه نيافت . عملكرد توليد در سطح نازلي قرار گرفت و در مواقعي نيز كه تمام عناصر توليد جهت يك توليد اقتصادي جفت و جور گرديد، ساختار تجاري بازار جهت توليد را تحت‌الشعاع قرار داده و آنرا بسوي توليد محصولاتي سوق داد كه نه در جهت تقويت بخش كشاورزي بلكه برطرف كردن نياز ساير بخشها، بكار مي‌روند. همه اين عوامل در بوجود آمدن ساختاري وابسته در كشاورزي نقشي بسزا ايفا نمودند. بدين ترتيب كشاورزي در طول زمان نه تنها توسعه نيافت بلكه از تامين نيازهاي اساسي خود نيز باز ماند و واردات محصولات كشاورزي به يكي از پديده‌هاي اقتصادي معمول تبديل گرديد. چنين ساختاري بازتاب ويژه‌اي را در نواحي گوناگون كشور آفريده است در اين بررسي اوضاع كشاورزي شهرستان اروميه بعنوان نمونه‌اي فضايي از سرانجام تحولات كشاورزي كشور مورد بررسي قرار گرفت . در اين بررسي مشخص گرديد كه عليرغم امكانات ويژه و پتانسيل‌هاي بالقوه‌اي كه محيط طبيعي در اختيار قرار داده است ، با اين همه تنگناها و محدوديتهاي كشاورزي در منطقه اساسي و زيربنايي مي‌باشد. كشت محصولاتي كه بعد از گذشت ساليان دراز هنوز بازار ثابت و مطمئني را كسب نكرده‌اند همه حكايت از بي‌هدفي و سر درگمي در ساختار كشاورزي كشور دارد. علاوه بر اينها اين شيوه از توليد، امكانات و قابليتهاي ويژه محيطي كه مستقيما" با دخالت انسان به معرض بهره‌گيري خواهد رسيد، را نيز از بين برده و امكانات توليد مجدد را سلب مي‌نمايد.

«به نظر  اعظم‌نورفريماني، كبري » مطالعهء تحولات تاريخي منطقه مويد اين واقعيت است كه در پي نفوذ فرهنگ غرب و رواج ارزشها و نظام اقتصادي آن در ايران كه باعث تحول الگوهاي اقتصاد منطقه‌اي و روابط سنتي شهر و روستا گرديد، منطقهء فريمان و روستاي تقي‌آباد نيز از نتايج چنين رويدادي بي‌بهره نمانده است . تا قبل از بسط روابط سرمايه‌داري، تفاوت ميان اقتصاد و بخشهاي روستايي و شهري چندان فاحش نبود و سكونتگاههاي روستايي داراي تركيبي مناسب از فعاليتهاي كشاورزي و صنعتي متناسب با نيازهاي موجود بود و علاوه بر توليد محصولات كشاورزي، به توليد صنايع روستايي نيز مبادرت مي‌ورزيدند. "شهرمازاد اقتصاد منطقه را استخراج و در مقابل خدمات لازم را براي منطقه تامين مي‌نمود و در كل شبكهء شهري تمركز چنداني از لحاظ سرمايه، امكانات اشتغال و غيره وجود نداشت . " بدليل اينكه شهر فضاي تحقق مناسبات توليد و روابط اجتماعي سرمايه داري بود و روستا جايگاه مناسبات كهن توليد و اجتماعي است كه تحول مناسبات شهر در آن دگرگوني بوجود مي‌آورد. اگرچه پتانسيل طبيعي روستاي مورد مطالعه به نحويست كه در صورت بهره‌برداري معقول و صحيح قادر به تامين نيازمنديهاي جمعيت مي‌باشد ولي از سويي ساختار اقتصادي - اجتماعي دروني روستا، .. نه تنها نيروي فعال را در جهت بهره‌وري از طبيعت در منطقه تثبيت ننموده بلكه گسترش روند مهاجرت به مراكز شهري را بدنبال داشته است و از سوي ديگر مناسبات بيروني روستا، تمركز سرمايه گذاري در شهر مشهد و فريمان و انتقال بخش عظيمي از ثروت حاصله در روستا به شهرهاي مذكور و نيز شهر تهران، روابط و مناسبات عادلانه بين شهر و روستا و ناهمگوني ساختار فضايي روستا كه باعث افزايش نابرابريهاي فضاي شهري و روستايي گرديده تواما" در ايجاد چنين شرايطي موثر بوده‌اند. در واقع شهر مركز مبادلهء توليدات كشاورزي، محل سكونت سرمايه‌داران و مالكين و در ضمن تامين كنندهء خدمات و كالاهاي مورد نياز روستائيست و عمدتا" تحولات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي از شهر سرچشمه مي‌گيرد. مكانيسم اين مناسبات و سلسله مراتب سكونتگاهي در منطقه به نحويست كه حاكميت سرمايه داري بهره‌وري را در بسياري از ابعاد نشان مي‌دهد . تجاري شدن محصولات كشاورزي و دامي، نظام پيش فروش ، تمركز مراكز اداري در شهرها،وجود زير ساخت‌ها و تاسيسات زير بنايي در شهرها، از رشد مستقل فعاليتهاي اقتصادي روستا جلوگيري مي‌نمايد. روستاي تقي آباد بدليل سهولت دسترسي و مناسبات گسترده‌اي كه با شهر فريمان برقرار مي‌نمايد، در بسياري از موارد تحت سيطرهء اين شهر است ، اما وجود شهر مشهد بعنوان بزرگترين شهر ناحيه‌اي كه مانعي در مقابل توسعهء مكانهاي مركزي كوچكتر مي‌باشد و كاركردهاي آنرا به سوي بزرگترين مكان مركزي (شهر مشهد) ترغيب مي‌نمايد، مانع از تسلط كامل اين شهر (فريمان) مي‌گردد و روابط اقتصادي عمده در اين شهر صورت مي‌گيرد. (در اين رابطه به فروش شير بطور عمده، محصولات باغي بصورت پيش فروش ، سرمايه گذاري روستائيان و ساكنين شهر فريمان به شهر مشهد، و سرمايه گذاري سهامداران كارخانه اشاره شد) و اما پايتخت بعنوان قطب جاذب سرمايه‌ها، منافع اقتصادي كليهء مراكز را به سوي خود جذب مي‌نمايد و اين سلسله مراتب از كوچكترين سكونتگاهها گرفته و تا شهرهاي بزرگ و مراكز استان قابل ملاحظه است . (در اين رابطه كاركردهاي اقتصادي كارخانهء قند فريمان به محل سكونت سهامداران عمده در اين شهر و مكانيسم فعاليتهاي صنايع دستي در روستا مورد اشاره قرار گرفت) البه كارهاي خدماتي شهري نيز نبايد ناديده گرفت . لذا دگرگوني در سازمان‌بندي فضايي روستا و بوجود آمدن شرايط توسعه، توسعه‌اي وسيع و همه جانبه و بعبارتي "انساني كردن" رشد و توسعهء روستا به معناي ايجاد كيفيت‌هاي جديد زندگي در جهت رشد و تعالي انسانها ضروري مي‌نمايد. دستيابي به چنين امري مستلزم ايجاد تحول در سازمان دروني و بروني روستاست . كوشش در جهت مطلوبيت بخشيدن چنين مناسباتي و ايجاد كيفيت‌هاي جديد زندگي در جهت رشد و تعالي انسانها ضروري مي‌نمايد. دستيابي به چنين امري مستلزم ايجاد تحول در سازمان دروني و بروني روستاست . كوشش در جهت مطلوبيت بخشيدن چنين مناسباتي و ايجاد اعتدال دو عوامل برون‌زا و تعديل نابرابريهاي شهر و روستا و تحول در جهت توانمند نمودن عناصر پديدآورندهء فضاي روستا و تعادل بخشي به مناسبات نامعقول در جهت ايجاد فضاي متعادل روستاها ساختاري متعادل و متناسب را پديد خواهد آورد.

« جاودان، مجتبي»  معتقد است كه : عملكرد تحولات تحقق يافته از ابتداي قرن جاري به همراه تنوع و گوناگوني در نظام جغرافيايي سرزمين منجر به روند توسعه ناهمگن و قطبي در خصوص توزيع جمعيت ، فعاليت و امكانات ميان حوزه‌هاي شهري - روستايي شده است ; مصاديق و بازتابهاي نه چندان خوشايند اين پويش ، هم اكنون تغيير در روند و نحوه اشغال فضا به گونه‌اي نابهنجار و شتابان در قالب تخليه بي‌رويه روستاها و بويژه روستاهاي كوچك و پراكنده و متورم شدن شهرهاي بزرگ و در نتيجه از هم گسيختگي در سازمان فضايي و سلسله مراتب اسكان تبلور يافته، امري كه در نهايت توسعه پايدار و محيط زيست را به مخاطره انداخته است ; بدين اعتبار، در اين برهه از زمان ساماندهي فضا در جهت مديريت هدفمند و بهينه به منظور پوياسازي فعاليت ، استفاده از منابع نقطه‌اي و پراكنده در سطح سرزمين، جلوگيري از مهاجرتهاي بي‌رويه و نظم بخشي به الگوي استقرار و در نهايت اتصال معقول و مقدور حوزه‌هاي روستايي به شبكه عام نظام سكونتگاهي در راستاي نيل به توسعه پايدار ضرورتي بس ويژه مي‌يابد ; با چنين نگرشي به مقوله نابساماني در ساختار و سازمان فضايي نظام سكونتگاهي بويژه در حوزه‌هاي روستايي، تحقيق حاضر به آزمون بخشي از آن در قالب شهرستان فريمان پرداخته است . با اتكاي بر واقعيتهاي ذكر شده و تبيين مسائل موجود در سازمان فضايي سكونتگاهها، درصدد يافتن پاسخ به سؤال اصلي زير بر آمده است : چگونه مي‌توان با تحليل نظام سكونتگاهي و عوامل تاثيرگذار در آن به ساماندهي متناسبي از جمعيت ، فعاليت و خدمات دست يافت ؟ در اين رهگذر موقعيتهاي نامعيني كه با استعانت از روشهاي كمي و كيفي به صورت موقعيتهاي مساله‌اي در نظام فضايي - كالبدي و زيستي روستاهاي ناحيه مورد مطالعه (شهرستان فريمان) ادراك شده‌اند، عبارتند از : نابساماني در عملكردهاي نظام فضايي (عملكردهاي اجتماعي، اقتصادي و ...) ; نابساماني در روابط نظام فضايي (روابط ميان كانونها و سلسله مراتب دسترسي) ; و نابساماني در ترتيب توزيع و نحوه استقرار مراكز كه مكمل يكديگر نيز نيستند. با عنايت به مسائل ياد شده و تلاش در جهت حل يا تعديل آنان، دستيابي به هدف غايي زير كانون توجه تحقيق قرار گرفته است : رهيابي به چارچوبي (مقدور و مناسب) جهت تفكيك و سطح‌بندي نظام سكونتگاهي كه براساس آن هر مركز (از كوچك تا بزرگ) با توجه به ويژگيهاي دروني و بيروني خود كاركردهاي مشخصي را در قالب يك سلسله مراتب فضايي - كالبدي عهده‌دار گردد تا بر اين اساس هم از هدر رفتن نيروها و امكانات معدود و محدود موجود جلوگيري شود و هم تا حد ممكن تمامي مراكز روستايي، خدمات ضروري را براي رفع نياز خود در يك فاصله دسترسي معقول و مقدور دريافت داشته و در نهايت با انتظام سازماني خود يكپارچگي فضايي را در سطح مختلف عملكردي عينيت بخشند. سازمان تحقيق شامل سه فصل اصلي و زيربخشهاي آن است : در فصل اول، چارچوب نظري - تجربي تحقيق مورد بررسي و تدقيق قرار گرفته است ; هدف از اين فصل طرح مساله و شناخت ابعاد آن در سطح ملي ˆ منطقه‌اي و همچنين مروري بر پيشينه نظريه‌اي و سوابق تجربي در ايران بوده تا در نهايت شالوده نظري لازم براي برخورد با مساله نابساماني شبكه نظام سكونتگاهي و در هنگامه بعد ساماندهي و سازماندهي آن فراهم شود. در فصل دوم، ساختار و سازمان فضايي نظام سكونتگاهي روستايي ناحيه (شهرستان فريمان)، مورد بررسي و تدقيق واقع شده است ; اين مرحله از تحقيق، در واقع به تحليل و تبيين وضع موجود در قالب خصيصه‌هاي ساختاري نظام اكولوژيكي و فرهنگي - اجتماعي و همچنين خصوصيات فضايي - كالبدي پرداخته، تصويري كلي و در عين حال راهبردي را از سازمان فضايي موجود ناحيه بدست مي‌دهد ; و در نهايت در فصل سوم، با استنتاج از احكام راهبردي و آزمون فرضيات ، الگوي يكپارچه سازمان فضايي - كالبدي و كاركردي ناحيه ارائه شده است ، الگويي كه در آن كانونها، دسترسيها، خدمات ، فعاليت و اندازه جمعيت مبتني بر نظامي سلسله مراتبي در مقياسهاي ناحيه، حوزه، منظومه، مجموعه، مجموع روستا و روستا به خود معني و مفهومي دوباره مي‌بخشد و از خصيصه‌هايي چون تعادل، تقارن و تباين در ساختار و كاركرد از ذره تا كلان، در فضاهاي استقرار برخوردار مي‌گردد.

« رحيمي، حسين» . در پژوهش خود سه فرضيه مورد آزمايش قرارداده است كه عبارتند از: 1 - حوزه نفوذ روستايي در حدود 60000 نفر و ارتباط اوليه آنها با شهر بردسكن موجب رشد فيزيكي شهر مذكور شده است . 2 - روابط نابرابر شهر و روستا موجب مهاجرت روستائيان به شهر و بدين ترتيب موجب بروز مشكلاتي براي شهر و روستاها شده است . 3 - عدم تعادل ناحيه‌اي تحت تاثير وضعيت موجود (وجود يك كانون شهري بعنوان مركز و بالغ بر 100 روستا و آبادي بعنوان پيرامون) و روابط نامعقول اين دو مكان با پيدايش هسته‌هاي ثانوي شهري و ايجاد يك شبكه شهري ناحيه‌اي كاهش مي‌يابد. در فصل دوم، از آنجاكه عمران ناحيه‌اي با ويژگيهاي طبيعي محيط، با شكل ناهمواريها، جنس زمين، آب و هوا و جريان آبها و رويش گياهي و زيست حيواني و منابع معدني ناحيه در ارتباط است و در واقع محيط طبيعي است كه بعنوان بستر برنامه‌ريزي شناخته شده و همين ويژگيهاي جغرافيايي است كه ظرفيت و سطح و امكان پذيرش برنامه‌هاي عمراني را تعيين مي‌كند به تحليل عوامل اكولوژي طبيعي در روابط شهر و روستا شامل: شناخت ناحيه جغرافيايي مورد مطالعه، ويژگيهاي اكولوژي طبيعي از جمله ساختار زمين‌شناسي، ژئومرفولوژي، ويژگيهاي اب و هوايي، منابع اب ، خاك و پوشش گياهي پرداخته‌ايم. در فصل سوم اكولوژي انساني در مناسبات فضايي شهر و روستا مورد تحليل قرار گرفته است . اين فصل شامل مواردي چون سابقه سكونت در ناحيه، جمعيت و ساختار دموگرافيك آن، مسائل اقتصادي و توليدي، مسائل اجتماعي و فرهنگي و بررسي تاسيسات زيربنايي ناحيه مي‌باشد. در فصل چهارم به بررسي روابط فضايي شهر و روستا شامل مهاجرت و انواع آن در محل، مناسبات شهر و روستا و مهاجرت ، اثرات فضايي مهاجرت از روستا به شهر، توزيع فضايي مهاجرين، مقصد و مبداء مهاجرين، مهاجرت و رشد فيزيكي شهر بردسكن پرداخته‌ايم. در فصل پنجم تحت عنوان برنامه‌ريزي ناحيه‌اي و نقش آن در تعادل روابط شهر و روستا به بررسي وشناخت برنامه‌ريزي ناحيه‌اي، اهداف و رسالت اين شاخه علمي، شناسائي توان محيطي ناحيه، حوزه نفوذ شهر، شدت و ضعف حوزه نفوذ در رابطه با روستاها، برنامه‌ريزي ناحيه‌اي در بردسكن، تعيين الگوها و خط مشي‌هاي توسعه براي مكانها، تعيين مكانهاي مركزي و نقش سلسله مراتب شهري در داخل ناحيه و ايجاد شبكه شهري ناحيه‌اي با ذكريت سه نقطه شهري يعني شهرآباد، انابدوكبودان پرداخته‌ايم. فصل ششم فصل انتهايي رساله بوده شامل نتايج و پيشنهادها، و پرسشنامه و منابع و ماخذ مي‌باشد.

ج – آن دسته منابعي كه فقط به تاريخچه توسعه پايدار و مفاهيم پرداخته و به صورت مقالات در ماهنامه , فصلنامه , نشريات وابسته به وزرارت خانه منتشر شده است به اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم :

1- بوسل , هارتموت در مقاله خود « توسعه پايدار , مفاهيم و محدوديتها ضمن تعريف از پايداري و ناپايداري معتقد است كه توسعه پايدار جامعه انساني داراي ابعاد شايان توجه زيست محيطي , مادي و اكولوژيكي , اجتماعي , اقتصادي , قانوني , فرهنگي , سياسي , و رواشناسي است . اشكالي از توسعه پديرفته است كه براي انسانها قابل پذيرش باشد و از خطر اضمحلال به دور باشد . به نظر نامبرده روند توسعه پايدار با محدوديتهاي طبيعي و ماهيت واهداف انساني انطباق داشته باشد و امكان انطباق با زمان را داشته باشد .

2- موحد , علي در مقاله توسعه پايداري شهري بر توسعه پايدار و اهميت فعاليتهاي شهري و توجه به منابع اكو لوژيكي مربوط به حال وآيندة تاكيد داشت و همچنين برشناخت توسعه پايدار شهري و به مسائل شهري و برنامه هاي محيطي و به استراتژيهاي توسعه پايدار شهري تاكيد دارد معتقد است كه توسعه پايدار شهري از چهار جنبه اقتصادي , اجتماعي و زيست محيطي و نهادي سعي در حل اين مشكلات دارد . به طوري كه دربخش اجتماعي , حقوق افراد , دمكراسي , عدالت اجتماعي را مد نظر دارد .و در بخش اقتصادي بر طرف كردن نيازهاي اساسي مردم , جلوگيري از فقر و برنامه ريزي درجهت مشاركت مردم در فعاليتهاي اقتصادي و فعاليتهاي انحصارگرانه اقتصادي مورد نظر است . در اين مقاله ابعاد توسعه پايدار به پايداري زيست محيطي , پايداري اقتصادي , پايداري اجتماعي , پايداري نهادي تقسيم بندي شده به نظر نامبرده ابعاد فوق باعث توسعه پايداري شهري , حل نيازهاي اساسي , خوداتكايي و ثبات اكولوژيكي خواهد شد .  

3- اصلاني , رضا , در مقاله تحت عنوان توسعه پايدار تاريخچه , تعاريف و ديدگاهها , سعي دارد كه ضمن مرور تاريخچه رويكرد توسعه پايدار , در ادامه به معرفي تعاريف و ديدگاههاي مختلفي كه ازاين مقوله وجود دارد بپردازد و درنهايت اصول اساسي آن را باز شناسي و ارائه نمايد .          

4- ملكي , سعيد در مقاله خود به اهداف و ابعاد و اصول توسعه پايدار شهري و نقش برنامه ريزان وشهرسازان در ترسيم شهرپايدار اشاره نموده و سپس به بررسي وژگيها وخصوصيات يك شهر سالم و اكولوژيك پرداخته است و در نهايت راهبردها و نقش برنامه ريزان وشهرسازان در مورد توسعه پايدار شهري مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است . نامبرده در اين مقاله به تعريف توسعه و توسعه پايدار پرداخته است . 

5- بحريني , حسين و مكنون رضا در مقاله خودشان , ضمن مرور مبدا ومنشا پايداري , تعاريف و اهداف پايداري و شناخت كاربرد مفهوم پايداري در توسعه شهري , راهها و زمينه هاي تحقق عملي پايداري در شهرها مورد مطالعه قرار دادند و درصدد ارائه چارچوب مناسبي براي توسعه شهري پايدار بودند .    

6- نقي زاده , محمد در مقاله خود سه موضوع بنيادين مرتبط با فعاليتهاي انسان در دنياي معاصر را در مورد ايران با ويژگيهاي خاص خود به طور اجمال مورد بررسي قرار داده و وجوه اشتراك و ارتباط آنها را معرفي نموده است . جهان بيني اسلامي به عنوان بستر و فضاي فعاليت مسلمين , نظريه توسعه پايدار به عنوان يكي از نظريات مطرح شهرهاي بياباني ايران كه به عنوان يكي از بارزترين ساخته هاي انسان كه ضمن تاثير پذيري از جهانبيني اسلامي پاسخگوي اصول توسعه پايدار نيز بوده اند . نگاهي اجمالي به شهرهاي بيابان ايران بيانگر اين است كه اين شهرها محيطي پايدار و مناسب زندگي نه تنها پاسخگوي نيازهاي انسان بودند بلكه نقش مهمي در رشد و تعالي آنها ايفا مي نمودند .    

7- شاراچاندرا م . در اين مقاله به بررسي نارسايي ها و كاستيهاي توسعه پايدار اشاره كرده است و اين نارسايي ها شامل درك ناقص از مسئله فقر و تخريب زيست محيطي و نوعي سردرگمي در باره نقش رشد اقتصادي و نيز مفهوم پايدار بودن و مشاركت است . وي دراين مقاله پيشنهاده نموده است اگر قرار است توسعه پايدار تاثيري اساسي داشته باشد , بايد ابهامات مصلحتي سياسي آن رفع گردد تا وضوح قوت فكري آن رخ نمايد . 

8-  شاه حسيني(1382):در پژوهش خود با عنوان «تبيين فرايند شكل گيري و ناهنجاري هاي كالبدي و اقتصادي سكونتگاههاي خودرو و پيرامون كلان شهر تهران مورد مطالعه شهرك پاكدشت »به اين نتيجه مي رسد كه مهمترين عوامل تشكيل دهنده سكونتگاههاي خودرو و پيرامون كلان شهر تهران ارزان بودن قيمت زمين و مسكن و خروج صنايع آلوده و مزاحم شهر تهران و استقرار و گسترش آنها در روستاها و شهركهاي صنعتي اطراف بوده است .اين عوامل از دهه 60 13به بعد شدت گرفته و در حال حاضر تشديد شده است.بعلاوه از آنجا كه اين نقاط سكونتي خودرو و نه براساس توان هاي اقتصادي،بلكه براساس عوامل برون زا شكل گرفته اند،فاقد كاركرد اقتصادي مشخصي هستند.

9-    عليزاده و سجادي (1373) در بررسي«روابط مكاني-فضايي مادرشهرهاي منطقه اي و مراكز جمعيتي پيرامون آنها»به مطالعه كم و كيف روابط مكاني فضايي مادرشهرها و شهرهاي كوچك اندام مي پردازند.دستاوردهاي  تحقيق  آنها  تداعي كنندة روابط جهاني مركز-پيرامون در مقياس منطقه اي است و نشان مي دهد كه هدايت عام تحولات اجتماعي-اقتصادي منطقه اي توسط كانون جمعيتي مسلط صورت مي گيرد كه البته نوع  و روند آن مطابق با توانمنديهاي پيراموني متغير است.

10- تاج (1367)در پژوهش خود به« بررسي نقش تهران در تحول بافت و فرم سكونتگاههاي روستايي لواسانات» پرداخته است به گونه اي كه «روستاگريزي»و«حومه نشيني»نمود خاصي در ناحيه داشته و تحول بافت و فرم روستاها تيشتر متأثر از اين مقولة مهم بوده است.

 با همه كوشش هاي انجام شده در راستاي تبيين نقش تهران در دگرگوني نواحي اطراف،تحقيق حاضر سعي دارد تحولات كالبدي- فضايي روستاهاي پيرامون كلان شهر تهران،مورد مطالعه اسلام شهر،از سال 1355 به بعد،رويكرد ونگرش جديدي را در زمينه اثرات و پيامدهاي  كلان شهر تهران بر نواحي روستايي پيراموني  ارائه نمايد،كه در پژوهش هاي انجام شده تا امروز به اين جنبه پرداخته نشده است.

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:46  توسط ابوالفضل مددی  | 

پيشينه تحقيق : 1

پيشينه تحقيق :

 

مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق وقت گيرترين فعاليت پژوهش است . اينكه پژوهشگر قسمت عمده اي از وقت خود را به شناسايي و مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق اختصاص مي دهد نمايانگر اهميت اين بخش از فعاليت پژوهش است . جان ديويي اين مطالعه را به عنوان سومين مرحله پژوهش علمي مورد بحث قرار داده است و معتقد است كه پيشينه تحقيق عمق دانش وشناخت پژوهشگران و ميزان احاطه اورا برموضوع مورد تحقيق نشان مي دهد و در زمينه ‌عوامل‌موثردرناپايداری اجتماعی ـ اقتصادی سكونتگاههاي روستايي و زمينه‌يابي‌جهت پايداري‌آنها، مطالعات مختلفي توسط پژوهندگان ايراني وخارجي انجام گرفته است در اينجا نتايج برخي از اين پژوهش ها براي كمك به تدوين اهداف، فرضيه ها و ... به اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم , بنابراين منابع موجود در اين زمينه به سه گروه تقسيم مي شود  :

الف :  آن دسته منابعي كه به بررسي   ‌عوامل‌موثردرناپايداری اجتماعی ـ اقتصادی سكونتگاههاي روستايي و زمينه‌يابي‌جهت پايداري‌آنها پرداخته است .   

«كونل وهمكاران»»درخصوص كشورهاي درحال توسعه اظهار مي دارند :« عدم توازن فرصت هاي بين مناطق روستايي با ساير مناطق ونبود فرصت هاي مالي و سرمايه گذاري در مناطق روستايي به خصوص براي جوانان كه طالب فرصت هاي متعدد اجتماعي و اقتصادي منجر به خروج آنها از روستاها شده و ناپايداري اجتماعي و اقتصادي روستاها را تشديد مي كند».    connell. John ., and al ., (1976)  , P . 228 )).

«براون» در مطالعات خود در منطقه كاراكاس (پايتخت ونزوئلا ) ،  تفاوت هاي منطقه اي را از دلايل مهم جابجايي جمعيت از  روستاها به  شهرمي‌داند. بطوريكه سطوح  متفاوت توسعه يافتگي بين مناطق باعث خالي شدن  روستاها از جمعيت و ناپايداري آنها مي شود ((Wenk ,Deann ., & Hardesty  , Constance . , (1993) ,  PP .77.

« سينگ » در مقالة خود در خصوص كشورهاي درحال توسعه (بويژه كشورهاي آسيايي ) به اين نتيجه مي رسد : « عموماً در بسياري از كشورهاي جهان سوم بخش كشاورزي در سطح پايين از تكنولوژي قرار دارد و به دليل‌بهره وري پايين زمين و نيروي كار، مازاد حاصله پايين مي باشد و هنگامي كه همة فعاليت ها  در اين بخش در سطح پايين از تعادل قرار داشته باشد اين مقوله به محدود شدن ارتباطات با جهان خارج مي انجامد.در نتيجه بخش قابل توجهي از جمعيت وابسته به كشاورزي امكان جذب در اين بخش برايشان وجود نداشته و به ناچار روستا را ترك مي كنند».(( Sing , Surjit . , (1993) P .395

«جن جالرن»در تحقيقي تحت عنوان تمركززدايي برنامه‌ريزي توسعه روستايي در شمال تايلند به اين نتيجه مي رسد : ‌« سرمايه‌گذاريهاي متمركز اقتصادي دركلان شهر ملي براي اكثريت جمعيت روستايي منافع اساسي و قابل توجهي بهمراه نداشته است. برنامه اشتغال‌زايي روستايي اولين تلاش مهم براي تمركززدايي برخي از جنبه‌هاي قدرت و اقتدار در برنامه‌ريزي توسعه براي سازمانهاي پايين‌تر محسوب مي‌شود» . ( Jengjalern, P., (1989), P.807)

ب – آن دسته منابعي به بررسي روابط شهر و روستا و دالايل ناپايداري در يك روابط نابرابر مورد مطالعه قرار داده و به تحولات جمعيتي و كالبدي ـ فضايي پرداخته اند .   

« رهنمايي , محمد تقي  » در پژوهش خود تحت عنوان« توسعه تهران و دگرگوني در ساختارهاي نواحي روستايي اطراف» به تبيين نقش عوامل جغرافيايي در توسعةتهران و اثرات توسعه تهران برروند شهرنشيني درنواحي پيراموني ، اثرات تهران بر تحولات كالبدي نواحي روستايي و اثرات محيطي و جغرافيايي نواحي پيراموني پرداخته است.نتايج تحقيقات وي نشان داده است ،تهران با توسعه و گسترش روزافزون خود در مناطق روستايي اطراف براساس يك سلسله مكانيسم هاي ناشناخته،اثرات بنيادي وسيعي برجاي مي گذارد كه افزايش تعداد شهرها،تورم جمعيتي روستاها بويژه روستاهاي با قابليت دسترسي بهترو...از نمودهاي برجسته آن است.طي چنين فرايندي مي توان پيش بيني كرد كه منطقه تهران برزگ با رشد غير طبيعي خود ناگزير است فشارهاي جمعيتي زيادي را تحمل كند . بالا رفتن تراكم جمعيت پي آمدهاي فضايي معيني را به همراه دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :

-        تبديل كشت هاي سنتي گسترده به كشت متمركز

-        آلودگي منابع آبهاي سطحي و زيرزميني

-        مسموميت خاك

-        رويش سرطاني و گسترش ني زارها

-        توسعه شبكه ارتباطي و تشديد روابط شهر وروستايي

« نظريان  , اصغر » در مقاله «گسترش فضايي شهر تهران  و پيدايش شهرك هاي اقماري»نتيجه مي گيرد،شهر تهران به دنبال عدم تعادل در سطح ملي به علت بيشتر شدن تسلط منطقه‌اي‌‌اش باعث ايجاد ناهماهنگي هايي در سطح منطقه نيز شده است واين ناهماهنگي نظم فضايي برو ن شهري و بافت درون شهري را دگرگون كرده , همراه جاذبه هاي متعدد , پيدايش قطبهاي جمعيتي را در اطراف تهران غير قابل اجتناب كرده است , در اين ميان نظم فضايي منطقه كه در پيوستگي كامل با تهران و در ارتباط با نظم ملي شكل گرفته است اختلاف در نظم اجتماعي را نيز موجب مي شود وبدين ترتيب قابليت منطقه را در جذب نيرو و جمعيت اضافي از ديدگاههاي مختلف زيرسؤال قرار مي گيرد و ناموزونيهاي اجتماعي ـ قومي ـ فرهنگي و حتي اقتصادي را تشديد مي كند و باعث رشد ماكرو سفال شهري ايران , كاهش بيشتر تعداد جمعيت روستاهاي كشور و اختلال در پتنانسيل و ظرفيت منطقه اي بخشهاي مختلف كشور مي شود . 

« مستولي زاده , سيد اصغر » در مطالعه خود با عنوان « علل عدم دستيابي  به توسعه پايدار در جوامع روستايي استان  اصفهان » به اين نتيجه مي رسد : « علي رغم اجرايي برنامه ها در مقياس وبخش هاي مختلف ، كاهش سطح زير كشت توليد محصولات كشاورزي روند فزاينده مهاجرت از مناطق روستايي باعث ناپايداري سكونتگاهها ي روستايي شده است.

« شمس الديني , شهباز » در مطالعة خود در استان چهار محال بختياري به نتايج زير دست يافته است :  « نبود فرصتهاي شغلي مناسب به دنبال آن پايين بودن  سطح درآمد روستاييان، تمركز درحوزة فعاليت هاي عمران روستايي ، دوگانگي ساختار اقتصادي مناطق شهري و روستايي، توزيع نامتعادل امكانات زندگي در شهر و روستا از موانع ومشكلات توسعة روستايي پايدار است كه باعث  ناپايداري اجتماعي ـ اقتصادي سكونتگاههاي روستايي در استان شده است».   

« زيني‌وند , محمدجواد »در پژوهش خود  درصد است با توجه به اين مشكل (نبود ادبيات غني در كشور) از يكسو و وجود ديدگاههاي متضاد در ادبيات دنياي صنعتي در اين مورد از سوي ديگر، به يكي از اساسي‌ترين سئوالهاي مطرح شده در ادبيات توسعه روستائي پاسخ علمي دهد. در اين پژوهش ، با اعتقاد به ديدگاه و نگرش توسعه پايددار (حفظ محيط زيست با در نظر گرفتن توسعه اقتصادي) روستائيان، تلاش گرديد تا با نگرش رفتاري و روش شناختي نگرش‌سنجي، اين نظريه مهم در ادبيات توسعه پايدار را با ساخت مكاني-اجتماعي جامعه روستائي ايران در شهرستان دره‌شهر مورد آزمون قرار گيرد. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه روستائيان در مجموع موافق با محيط زيست و سازگار با رشد مي‌باشند يا بعبارت ديگر اغلب روستائيان ارزشهاي زيست محيطي و اقتصادي را باور دارند.

« سليماني ، حسين » در پژوهشي  تحت عنوان توسعه روستايي با تاكيد بر بخش كشاورزي در دهستان خرقان از توابع شاهرود , معتقد است كه دستيابي به توسعه اقتصادي - اجتماعي و نيز به ثمر رسيدن پروژه‌هاي عمراني بدون شناخت دقيق مشكلات و توانمنديهاي محيطي امكان‌پذير نيست . در همين راستا ابتدا با نگرشي سيستمي به مطالعه عوامل طبيعي، انساني و اقتصادي و تاثير متقابل آن بر توسعه كشاورزي توجه شده است . تحقيقات انجام شده در بخش طبيعي و انساني نشانگر توان بالاي دهستان مورد تحقيق جهت توسعه كشاورزي مي‌باشد، ولي در همين رابطه نيز مشكلاتي وجود دارد كه مهمترين آن عبارتند از ضعف نيروي انساني در مديريت كشاورزي و عدم سرمايه‌گذاريهاي لازم در اين بخش ، استفاده بي‌رويه و غيراصولي از منابع آب ، و در نتيجه كاهش دبي قنوات و چاههاي عميق، مهاجرت بي‌رويه روستائيان بويژه قشر تحصيل كرده روستايي به شهر و در نتيجه تهي شدن روستاها از افراد باسواد و در نهايت پايين بودن سطح بهره‌وري از منابع طبيعي و انساني. با تكيه بر مطالعات انجام شده راهبردهاي توسعه روستايي در اين دهستان، متكي بر آموزش نيروي انساني بويژه ارتقاء مهارت و كارآيي جمعيت شاغل در بخش كشاورزي، تامين سرمايه لازم جهت سرمايه‌گذاري‌هاي بنيادي و اساسي توسعه روستايي و كشاورزي، تامين امكانات لازم براي افزايش درآمد و اشتغالزايي در دهستان خرقان مي‌باشد.

« ابراهيمي ‌تربقان ، عباس » در مطالعه خود چنين اظهار نظر كرده است , اگر چه در روابط شهر و روستا در كشور ما تحولاتي به وجود آمده و اين تحولات اثراتي را در روستاها به جاي گذاشته و تئوري هانس‌بوبك كه ساليان سال اساس روابط شهر و روستا در ايران را تشكيل مي‌داد، رفته رفته اهميت خود را از دست داده اين اثرات و تغييرات جنبه‌هاي مثبت و منفي داشته‌اند. از يك طرف باعث شده كه خدمات و امكانات رفاهي در روستاها گسترش يابد و از طرف ديگر اين امر سبب وابستگي روستاها در زمينه رفع احتياجاتش به شهر گرديده است . شهر كاشمر در ناحيه مورد مطالعه با سلطه تجاري و خدماتي خود باعث انتقال سرمايه و ارزش افزوده توليدات كشاورزي صنايع دستي (قالي) توسط تجار، واسطهها و دلالان از روستاهاي پيرامون به شهر گرديده‌اند. تدامه اين روند توسعه نيافتگي روستاهاي ناحيه را به دنبال داشته است . البته بعد از انقلاب اسلامي اقدامات بعمل آمده در زمينه حمايت‌هاي همه جانبه از روسصتاييان و ايجاد عدالت اجتماعي در نقاط شهري و روستايي موجب شده است كه مشكلات مزبور تا حدودي كاهش يابد.

« سورگي ، محمدباقر» در پژوهش خود چنين اظهار نظر كرده است :   روابط شهر و روستا در كشور ما در حال تحول مي‌باشد. اين تحول، اثراتي را در روستاها بجاي گذاشته و تغييراتي نيز در آنها ايجاد نموده است . اين اثرات و تغييرات ، جنبه‌هاي مثبت و منفي داشته‌اند. از يك سو باعث شده‌اند كه خدمات و امكانات رفاهي به درون روستاها نفوذ نمايند، و از ديگر سو، وابستگي روستاها در زمينه رفع نيازمنديهايشان به شهرها را افزايش داده‌اند و شهرها امروزه، برخلاف تئوري هانس بوبك بيشتر از طريق سلطه تجاري و خدماتي خود باعث انتقال سرمايه و ارزش افزوده توليدات روستايي به شهر مي‌گردند اين روابط هنوز به حالت مكمل يكديگر كه ايده‌ال هر برنامه‌ريز مي‌باشد، نرسيده‌اند. بطور كلي سرمايه و ارزش افزوده توليدات روستايي به شيوه‌هاي مختلف از روستاها خارج مي‌شوند كه عبارتند از: -1وجود مالكيتهاي سنتي در بعضي از روستاها -2 بافت و توليد قالي در روستاها -3اشتغال نيروهاي غيربومي و ساكن شهر در روستاها -4 خريد خانه در شهر، توسط روستائيان -5 سلطه شهر در زمينه توزيع نيازمنديهاي روستائيان. اين روابط از جنبه‌هايي باعث تقويت روستاها و بازگشت سرمايه به آنها مي‌گردد، كه به اين موارد مي‌تواند اشاره نمود. -1 افزايش درآمد و اشتغال از طريق بافت قالي. -2 اشتغال فصلي نيروي كار روستاها در شهر. -3 توسعه كشتهاي تجاري مانند زرشك كه باعث افزايش درآمد روستائيان مي‌گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:45  توسط ابوالفضل مددی  | 

محيط ‌زيست و توسعه پايدار

محيط ‌زيست و توسعه پايدار

مفهوم توسعه پايدار و ابعاد چندگانه آن و حفظ محيط‌زيست و بويژه بعد مهم آن يعني تنوع زيستي از جمله مفاهيم مورد بحث در جوامع امروزي مي‌باشند. ميزان پايبنندي جوامع به مسـائل زيست محيطي و حفاظت از آن بويژه در سال‌هاي اخير و نيز، رعايت اصول توسعه پايـدار و حفـظ‌ تنـوع ‌زيستي يعني‌حفظ طبيعت‌وگسترش فرهنگ آن، معيارهاي اساسي بـراي ارزيـابي رشـد جـوامع به شمار مي‌آيند. در جهان امروز، توسعه پايـدار و حفـظ محيط‌زيست، به عنوان دو هدف ارزشمند، يگانگي بوم شنـاختي طبيعت و جامعه را نه تنها در سطـح كشورهـا بلكه در سطـح كـره مسكـوني قـرارداده است. اين امر به اين معناست كه كشورها به دور ازمرزهاي‌قراردادي و خط كشي‌هاي سياسي، توسعه پايدار، حفاظت از محيـط‌زيست، وجود تنوع و غناي فرهنگي را براي بالندگي جوامع ضروري و حتي حياتي مي‌دانند.

       تفكر زيست‌محيطي شايد بسياري از آرزوها و آمال بشري را محقق سازد و اين امر صرفاً ازطريق ترويج ونشرگسترده و مستمر فرهنگ زيست محيطي‌درميان اقشار مختلف جامعه امكان‌پذير خواهد بود. توسعه پايداررا مي‌توان‌ساختاري متعادل دانست كه داراي ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و زيست‌محيطي مي‌باشد. در گذشته توجه به بعد اقتصادي و گزينش فعاليت‌هايي‌پيشنهادي تنها به‌لحاظ مزايا ومنابع اقتصادي صورت مي‌گرفت. در حال حاضر اجراي پروژه‌ها وفعاليت‌ها جهت‌توسعه در بخش‌هاي مختلف بدون توجه به پيامدهاي منفي و آثار مخرب زيست محيطي آن، موجب ناپايداري در بخش توسعه گرديده است.

       توسعه پايدار در بخش محيط‌زيست مي‌تواند زمينه‌هاي مختلفي همچون، حفاظت از اتمسفر، استفاده مناسب از زمين، حفاظت از جنگل‌ها، كويرزدايي، توسعه كوهستان‌ها، كشاورزي و تنوع زيستي، مديريت منابع آب، مديريت مواد شيميايي خطرناك و... را در برگيرد. در اين مشاركت همه‌گير جامعه، سازمان‌هاي خصوصي و دولتي نقش بسزايي دارند. فرايند توسعه پايدار با عنايت به محيط‌زيست (طبيعي و انساني)، قابليت زيست دراز مدت و استفاده‌ازروش‌هاي‌اجرايي‌مناسب اجرا مي‌شود. در اين فرايند عواملي چون منابع مالي‌و‌نحوةتأمين آنها، انتقال فن‌آوري، كاربرد دانش در كمك به امرتوسعه، آموزش عمومي جامعه (كه مي‌تواند از سطوح پايين آموزش و از دبستان‌ها شروع گردد) و نيز ظرفيت‌سازي‌به‌منظور ايجاد زمينة اشتغال‌و‌كارزايي‌حائز‌‌اهميت ‌بوده و نهادهاي بين‌المللي وسازمان‌هاي‌ارتباطي، اطلاعاتي و نيز آشنايي با قوانين و مقررات جهاني از ديگر عوامل مهم براي رسيدن به توسعه‌اي پايدار مي‌باشند.

مفهوم توسعه پايدار

 امروزه اصطلاح توسعه پايدار به عنوان موضوع مورد بحث كنفرانسها، مؤسسات پژوهشي و نهادهاي بين‌المللي و بخصوص برنامه‌ريزان رشد و توسعه اقتصادي كشورها درآمده است. چنين به نظر مي‌رسد كه «توسعه پايدار» به صورت الگويي مناسب براي توسعه در دهه‌هاي اخير و آتي ظاهر گشته است.صاحبنظران تعريفهاي متعددي از توسعه پايدار ارائه داده‌اند.

1-  برخي معتقدند «توسعه پايدار» توسعه‌اي است كه نيازهاي زمان حال را بدون اينكه توانائي نسل‌هاي آينده را در تأمين نيازهايشان به مخاطره اندازد، فراهم كند (كمسيون جهاني محيط زيست و توسعه 1987 ) . 

2-   عده‌اي ديگر با لحاظ كردن مفهوم عدالت، توسعه پايدار را مفهوم جديدي از رشد اقتصادي قلمداد كرده‌اند كه عدالت و امكانات زندگي را براي تمامي جهانيان و نه براي تعداد اندكي از افراد برگزيده به ارمغان مي‌آورد و همچنين اين رشد بدون پيامدهاي مخرب و نه بيش از ظرفيت منابع محدود جهان مي‌باشد (رحماني، 1372، 82).

3-   در تعريف عام‌تر توسعه پايدار به عنوان يك فرآيند، لازمه بهبود و پيشرفت است، فرآيندي كه اساس بهبود وضعيت و از بين برنده كاستيهاي اجتماعي-فرهنگي جوامع است. همچنين از توسعه پايدار به منزله نيروي محركه پيشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمامي كشورها بويژه كشورهاي در حال رشد نيز ياد شده است (سلامي، 1376، 44).

4-  برنامه محيط زيست سازمان ملل متحدد توسعه پايدار را « پيشرفت كيفيت زندگي انسانها با توجه به حفظ ظرفيتهاي سيستم تامين كننده حيات كره زمين » يعني برزآوردن نيازهاي نسل كنوني بدون صدمه زدن به منافع كره زمين و بدون اينكه جلوي تامين نيازهاي نسل آينده گرفته تعريف مي كند (ص 2 , پايداري كشاورزي , ترجمه محسن تشكري ) .

5-   تعريفي با نگرش وسيعتر توسعه پايدار را بدينگونه تعريف مي كند « نوعي فعاليت انساني كه آشكارا بقاي تمامي گونه هاي حيات بر روي كره زمين را در طول تاريخ , تقويت و تداوم مي بخشد ( توسعه پايدار , مفاهيم و محدوديها , هارتموت بوسل , مترجم حسن دارابي , فصلنامه علمي ـ پژوهشي مسكن وانقلاب , شماره 89 , بهار 1379 )

6-   بانك جهاني توسعه پايدار را چنين تعريف مي كند : « توسعه اي كه دوام يابد » لمن و ككس              (Leman and Cox ,1991 ) نيز توسعه پايدار را چنين تعريف مي كنند : « توسعه پايدار روندي است كه بهبود شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي و فن آوري به سوي عدالت اجتماعي باشد ود جهت آلودگي اكوسيستم وتخريب منابع طبيعي نباشد ( عزيزي , محمد مهدي , 1380 , توسعه شهري پايدار , برداشت تحليلي از ديدگاه جهاني , نشريه علمي ـ پژوهشي صفه , دانكده معماري وشهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي سال 11 شماره 33 ص 22 ).

7-    عرصه پيوند انديشه و حفاظت زيست محيطي و توسعه

8-    بهكرد كيفيت زندگي انساني از طريق حفاظت از ظرفيت نگهداشت  اكوسيستم ها

9-  توسعه پايدار بازگشت به طبيعت پس از يك قرن حاكميت صنعتي شدن , تجارت وشهرگرايي به عنوان شاخصهاي پيشرفت ملي توصيف كرد (ميكسل ريموند ص 27 )

10- توسعه پايدار ويژگيهاي خاصي چون متوازن بودن با ارزشهاي منطبق با جامعه ,سرعت تحولات درآن كشش مردم و حساس بودن به تحولات طبيعي را شامل مي شود ( باقريان محمد , ص 76 )

11-توسعه پايدار در صدد فراهم آوري استراژيها و ابزاري است كه بتواند به پنچ نياز اساسي زير پاسخ دهد :

-        تلفيق حفاطت و توسعه

-        تامين نيازهاي اوليه زيستي انسان

-        دسيابي به عدالت اجتماعي

-        خودمختاري وتنوع فرهنگي

-        حفظ يگانگي اكولوژيكي  ( شاراچاندرا م. لله , ص 53 )

12 – توسعه پايدار را تلاش انسان براي برقراري آشتي بين پيشرفت و توسعه به موازات حفاظت ومحيط زيست و منابع موجود دانسته اند (اليوت 1994 , براتي , ناصر , ص 71) 

13- اگر نگاهي دوباره به مفهوم توسعه پايدار داشته باشيم توسعه‌اي را توسعه پايدار مي‌ناميم كه ضمن بهبود وضعيت اقتصادي و ايجاد رفاه همگاني كه توأم با عدالت اجتماعي واقتصادي است، از آثارمخرب زيست محيطي و ناهنجاريهاي اجتماعي نيز به دور باشد .

14 – مفهوم مورد نظر برنامه محيط زيست سازمان ملل از توسعه پايدار , شامل اين عنصار بود :

1- كمك به افراد فقير , چرا كه آنان هيچ راهي جز تخريب محيط خود ندارند .

2- ايدة توسعة برخود – متكي , درچاچوب محدوديتهاي طبيعي ,

3- ايدة توسعه مقرون به صرفه , با استفاده اط شاخصهاي اقتصادي غير سنتي ,

4- موضوعات مهم كنترل سلامتي , تكنولوژي مناسب , خودكفايي غذايي , آب سالم وسرپناه براي همه ,

5- اين انديشه كه ابتكارات مردم ـ محور مورد نياز است ( شاراچاندرا م . لله  , ص 52 )

    با استفاده از تعاريف به عمل آمده، نكات و ويژگيهاي زير را مي‌توان براي توسعه پايدار برشمرد:

1- توسعه پايدار يك فرايند محسوب مي‌شود؛

2- توسعه پايدار مبنا و لازمه پيشرفت است (نيروي محركه توسعه محسوب مي‌شود)؛

3- توسعه‌اي متوازن است (متعادل كننده و هماهنگ كننده جنبه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است)؛

4- توسعه‌اي همه جانبه است (تأمين‌كننده نيازهاي حال وآينده بشر است)؛

5- توسعه‌اي بدون تخريب و مخاطره است.

الزامات توسعه پايدار

براي رسيدن به توسعه پايدار لزوماً نياز به در اختيار بودن مجموعه‌اي از عوامل و شرايط است. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED) الزامات زير را براي رسيدن به توسعه پايدار بر مي‌شمارد:

-         وجود يك نظام سياسي كه با تأمين امنيت براي شهروندان، آنها را در تصميم‌گيري‌ها مشاركت دهد.

-        وجود يك نظام اقتصادي كه بتواند براي تنشهاي ناشي از ناموزوني توسعه، چاره‌انديشي كند.

-         وجود يك نظام توليدي كه ملزم به حمايت از محيط زيست باشد و محيط را اساس توسعه بداند.

-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهاي پايدار از تجارت فراهم نمايد.

-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهايي مناسب از تجارت را ايجاد كند.

-         و سرانجام وجود يك نظام مديريتي قابل انعطاف كه ظرفيت خود اصلاحي را داشته باشد (اليوت، 1378، 6).

نگرش اجتماعي ـ اقتصادي به پايداري استقرار گاههاي روستايي

پايداري در ابعاد اجتماعي ـ اقتصادي روستا , با روندهاي مسلطي كه در توسعة شهري و روستايي مشاهده مي شود افزايش شكاف درآمد و ثروت بين اقشار اجتماعي , ازدياد فقر , رشد اقتصادي بدون رشد متناسب فرصتهاي شغلي , ازهم گسيختگي اجتماع شهري وروستايي , تخريب زمنهاي كشاورزي , زوال جوامع روستايي از جمله نمودهاي ناپايداري توسعه به زوال كنوني است كه به نوبه خود ناپايداري درابعاد بوم شناختي را موجب شده است و اين نيز متقابلاً ناپايداري اجتماعي ـ اقتصادي را باعث مي شود و در نتيجه چرجة نامطلوبي در تشديد ناپايداري به وجود مي آيد .بنابراين , درحالي كه مقولة ناپايداري با تاكيد برعناصر فضايي و از بعد بوم شناسانه در آغاز مورد توجه قرار گرفت , به زودي به همبستگي با ابعاد اجتماعي ـ اقتصادي نيز پي برده شد . بسياري از علل تعيين كننده در معلول عدم تعادل بوم شناسانه محيط هاي روستايي را در عرصه هاي اجتماعي ـ اقتصادي ردگيري كرد . مطالعات نشان مي دهد كه ناپايداري استقرارگاههاي روستايي , زوال جوامع روستايي همچنان در حال گسترش است و به ويژه روستاهاي در نامناسب ترين مكانها استقرار  يافته اند و چه از نظر مسكن , تسهيلات , تاسيسات زيربنايي , اشتغال , امكانات بهداشتي , تفريحي , كمترين امكانات را دارند  و در نتيجه بيشترين پيامدهاي ناپايداري متوجه آنهاست . بايد توجه داشت پايداري سكونتگاههاي روستايي در ابعاد اجتماعي ـ اقتصادي به نگرش همه جانبه اي نياز است تا با استفاده از امكانات اجتماعي ـ  اقتصادي روابط اورگانيك بين جوامع شهري و روستايي برقرار شود و اين روابط با احساس تعلق مكاني متبلور شود و اين سكونتگاهها توانمند گردد و ارتباط متقابل با پايداري جوامع شهري ,منطقه اي داشته باشد .

تعريف مفاهيم پايه

      شناخت موضوع اين تحقيق وبدست آوردن يك بينش و چارچوب فكري مشخص در زمينه ‌عوامل‌موثردرناپايداری اجتماعی ـ اقتصادی سكونتگاههاي روستايي و زمينه‌يابي‌جهت پايداري‌آنها ،آگاهي و شناخت ازمفاهيمي از قبيل ناپايداري , پايداري , توسعه پايدار , ناپايداري سكونتگاههاي روستايي  , سكونتگاه روستايي , كلان شهر  ,  فضا , فضاي جغرافيايي , تحولات كالبدي , ..... لازم مي باشد . ابتدا به بررسي مفاهيم فوق مي پردازيم سپس ديدگاههاي مربوط به نقش توسعه پايدار را در چارچوب مفاهيم ارائه شده مورد بررسي قرار مي دهيم .

 

پايداري :

پايداري (Sustainability)، به معناي تداوم درامري همچون فعاليت وايجاد ” موازنة پويا“                (Dynamic balance) ميان عوامل موثرفراوان نظيرعوامل طبيعي، اجتماعي، اقتصادي، موردنيازنوع بشرمي باشد. اماآنچه دراين تحقيق مدنظر است عبارتندازمجموعه شرايطي كه منجربه وضعيت مطلوب مي گرددبه طوري كه باعث مي شودتداوم حيات روستاهاازجنبه هاي اجتماعي ـ اقتصادي وكالبدي ازشرايط مطلوبي برخوردارشده وبه توسعه دست يابد1

ناپايداري :

ناپايداري ((Unsustainably ، دقيقآ عكس پايداري بوده ، وعبارتست ازوضعيت وياشرايطي‌كه به تعامل بين ساختارهاي طبيعي، اجتماعي ـ اقتصادي وفضايي ـ كالبدي ازتعادل برخوردارنبوده واين امرمنجربه عدم توانايي يك سكونتگاه به پاسخگويي به نيازهاي ساكنين خودشده كه درنهايت سكونتگاه توان لازم براي تداوم حيات روبه تكامل خودنداشته ويادچاراشكال مي گردد .

 ناپايداري گزينه اي است كه در مقابل پايداري وجود دارد . پايداري دربرگيرنده بعد زمان است . ناپايداري دال بر تهديدات آينده است كه شايد در آينده شناخته شوند حتي در اين صورت دليلي براي تمركز روي آنها وجود ندارد . به نظر مي رسد زمان كافي براي از بين بردن تهديدات و يا يافتن راه حلي براي تمركز روي انها وجود دارد . در گذشته پايداري جامعه انساني بطور جدي در خطر نبوده است . تحولات پس از دوران يخچالي زمان بسياري را براي انطباق واكنشهاي مناسب و يا گربز از تحولات باقي گذارد . اگر شدت يغيرات با سرعتي انجام پذيرد كه سيستم نتواند واكنش مناسبي داشته باشد تهديدات پايداري سيستم , نيازمند توجه فوري است . چنانچه ميزان تغييرات واكنش را از بين ببرد سيستم امكان بقا ء و پايداري خود را از دست مي دهد امروزه پايداري حيات بشر از سوي منجموعه اي از عوامل تهديد مي شود : تحول تكنولوژيكي (فن آوري ) , پويايي اقتصادي , رشد شتابان جمعيت , ميزان تغييرات زيست محيطي و اجتماعي1. ناپايداري سكونتگاههاي روستايي :

هر سكونتگاه روستايي از عرصه هاي گوناگوني مانند عرصه اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي , سياسي كه هريك نمايگر يكي از حنبه هاي زندگي در اجتماعي است تشكيل مي شود . براين اساس فضاي روستايي با توجه به ويژگيهاي محيطي و اكولوژيكي و خصوصيات اجتماعي ـ اقتصادي خود داراي ساختار معيني است كه گوياي توانمنديهاي بنيادي , و استعدادهاي بالقوه و بالفعل آن است كه درمكاني معين بربنيادهاي محيط طبيعي , تحت تاثير نيروها و روند هاي دروني و بيروني شكل گرفته است 2 . هرگاه در روند تحول و تكامل سازمان  فضايي سكونتگاهها , عوامل موثر در آن , تحت تاثير نيروها و روند هاي دروني و بيروني از لحاظ زماني در تقابل با يكديگر و شرايط مكاني قرار گيرند , در نظام و عملكرد اين سازمان ناباسامانيهاي بوجود مي آيد كه منجربه ناپايداري سكونتگاههاي روستايي مي شود . در چنين شرايطي  دخالت در نظام سكونتگاهي به منظور پايدارنمودن و بهينه سازي آن ضروري مي باشد 3.

ناپايداري سكونتگاههاي روستايي :   

ناپايداري در جوامع روستايي حاشيه اي تنها باعث تخريب منابع طبيعي نيست بلكه ويژگي هاي كيفي ديگر نظير چشم انداز روستا , ميراث گذشته , قابليت نواحي روستايي براي تامين زندگي لذت بخش , ايمني وسلامت در معرض تخريب قرار مي گيرد و با كاهش جمعيت و تنزل كيفيت محيط , كاهش اشتغال , افزايش مهاجرت , عدم توازن در تركيب اجتماعي ـ دموگرافيكي ,با فقر , نابرابري , از دست رفتن فرصتها , عدم مطلوبيت  مواجه مي شود . اين نواحي با پديده نابرابري هاي فضايي در رشد و توسعه منطقه اي در گيرند , به اين معنا كه نه تنها منابع و امكانات طبيعي به طور نامتوازن درسطح ملي توزيع مي گردد بلكه فرايندهاي اقتصادي و فرصتها و زمينه هايي را فقط در درون نواحي خاصي پديد مي آورد . اين فرصت ها خود سرمايه گذاري هاي جديدي را جذب مي كنند و اين نيز به نوبه خود امتيازات متفاوت و نابرابري هاي اساسي به وجود مي آورد .     

سكونتگاه روستايي :

سكونتگاه روستايي واحدي طبيعي , جغرافيايي , انساني و صورتي از استقرار انسان بر سطح زمين با اجزا وزيرساختهاي خود در تعامل مي باشد .مشتمل است بر مورفولوژي ده و اراضي زير كشت وباير آن را احاطه كرده است ومانند طرفي است اجتماع انساني دربرگرفته است .

سكونتگاههاي روستايي پديده فضايي ـ مكاني بوده وبه همين علت شناخت و تبين آنها در چارچوب روابط متقابل انسان انسان و محيط يك موضوع جغرافيايي بوده ودر محورمطالعات جغرافيايي  قرار دارد . اين سكونتگاه ها , تبلور فضايي و ايفاي نقشهاي انساني مي باشند كه برحسب شرايط محيط طبيعي , اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي , سياسي و تاريخي شكل گرفته ومتحول شده و سازمان يافته اند1 , كه علاوه بر كنش بين اجزا دروني ( طبيعي , اجتماعي , اقتصادي , كالبدي ـ فضايي ) در حال تقابل با ساير نظامها و نيروهاي بيروني قرار دارد2.

ناپايداري اجتماعي ـ اقتصادي :

 

ناپايداري اجتماعي :

    عدم  توانايي حفظ ارزشهاي اجتماعي , سنتها , فرهنگها , يا ساير ويژگيهاي اجتماعي ضروري (ص 50 ) 1.

كلان شهر  :

رشد سرطاني , غذه يي و زنجيروار شهري است كه ژان گوتمن به آن اصطلاح مگالوپليس و يا كلان شهر داده است . مسلم آنكه زايش شهرها و گسترش آنها امري جهاني و همه گير است و به تدريج شهرها به سبب نزديكي به هم وشرايط مساعد ديگر درشبكه شهري همكار وارد شده و با رشد غول آساي خود سيماي جغرافيايي كلانشهر پيدا مي كنند . لوسين گاشون كلانشهر را بخش كامياب و اشغال فشردة فضاي قابل سكني فرداي انسانها مي داند , برعكس بعضي از جغرافيدانان و شهرسازان براين باروند كه كلانشهر يك پديدة استثنايي است وچندان مورد آرزو ئخواسته انسانها نمي باشد و به مانند شهري بزرگ محكوم به زوال است و دورة مرگ و تباهي آن نيز فرا خواهد رسيد 1.

كلان شهر تهران :

      تهران به مقتاضي ساخت اقتصادي و اجتماعي پنجاه سال گذشته كشور بر رشد فيزيكي خود سرعت بخشيد و به صورت شهر ماكرو سفال و علاج ناپذير درآمد 2 وبا مسايل حاد اقتصادي و اجتماعي روبرو شد ه و تنگناهايي در شرايط زندگي و مسكن و محل اشتغال جمعيت بوجود آمده است . بنابراين براي پاسخگويي برنيازهاي جمعيت اضافي به اراضي سبز و خرم و روستاهاي نزديك را زير سلطه و نفوذ خود مي گيرد و به مدد  سرمايه و تكنيك زمان برا اراضي پيرامون خود چنگ انداخته (و تا لواسان در شمال غربي تهران  ) پيش تاخته است3 .

تحول :

كالبد :

 تحولات كالبدي ـ فضايي :

      افزايش يا كاهش كمي و كيفي كاربري ها وفضاهاي كالبدي (مسكوني , تجاري , مذهبي , ارتباطي , آموزشي , صنعتي , ... ) يك روستا در ابعاد مختلف كه در طول زمان انجام مي گيرد تحولات كالبدي گويند .

ساختار كالبدي :

ساختار كالبدي عبارت از الگوي انتظام و سازمان فضايي عناصر اصلي هسته ها و مجوعه ها و محورهاي اصلي و فرعي متشكله استخوان بندي اصلي  روستا مي باشد 

بافت روستايي :

   نحوه تقسيم اراضي روستايي و فضاهاي باز و ساخته شده و فضاهاي كشاورزي و نحوه مجاورت فضاهاي باز يا ساختمانها يا گذرها و نيز ساير فضاهاي باز روستايي يعني ميادين يا راهها شكل دهنده بافت روستايي هستند .

فضا4 :      

     پيتر هاگت5  به معني حوزه يا ناحيه اي بزرگ است و معمولاً برحسب سطح زمين نشان داده مي شود وبه مفهوم فضاي خارج ( مثل مركز فضايي ناسا ) يا به معناي تنظيم شسته رفتة اشياء نيست  6.

فضا

فضا حجم مكاني و زماني مجموعه اي از تمام فعاليتهايي است كه در راه تسلط بر طبيعت و براي بقاء خود انجام ميدهد و بعبارت ديگر منظور فضايي است اقتصادي ـ اجتماعي كه منعكس كننده تمام هستي جوامع انسااني است ( معصمومي اشكوري ,سيد حسن , ص 53 ) فضا مجموعه اي از كالبد و محتوا است , هنگاميكه صفتي به فضا نسبت داده ميشود , بنابرآنكه كالبد يا محتوا را در نظر داشته باشد , حوزه يا قلمروي فضا را مشخص ميسازد و بنابر محتوا و عملكرد , حيطه خود را تعيين ميكند (معصمومي اشكوري ,سيد حسن  ,1370 , ص 54 ) .    

 فضاي جغرافياي :

      دولفوس , اوليويه1  فضاي جغرافيايي چنين تعريف كرده است : فضاي جغرافيايي را بايد بصورت نظامي تلقي كرد كه در آن عناصري از قلمرو محيط طبيعي (مانند اشكال ناهمواري , آبها , آب وهوا و پوشش گياهي ), با عناصر وابسته به قلمرو محيط انساني (مانند جمعيتها و درجة تراكم آنها , شيوه هايي

از زندگي كه اين جمعيتها) , در سطح سيارة زمين در ارتباط قرار مي گيرند 2

 به نظر ژ.گوتمن3  فضاي جغرافيايي فضايي است كه دست يابي بدان براي انسانها ميسر است , فضايي كه توسط بشريت وبراي ادامة بقاي او مورد استفاده قرار مي گيرد4  .

سازمان فضايي :

عبارت از ترتيب نظام يافته واحدهاي يك مجموعه در جهت اهداف و عملكردهاي مجموعه اي كه فضا را اشتغال كرده است . به عبارت ديگر  ترتيب واحدهاي يك مجموعه كه جميعت داشته باشد و براي آن مجموعه فضايي را اشتغال كرده است , سازمان فضايي ناميده مي شود . بطور كلي ميتوان گفت كه سه عنصرمهم تشكيل دهنده فضا در اصطلاح جغرافيايي آن عبارتند از انسان , فعاليتهاي اقتصادي , اجتماعي , طبيعي , نحوه قرارگيري اين سه عنصرمهم در رابطه با يكدگير و روابط و پيوندهاي آنها دريك جهت معين كه عملكرد فضا آنرا تعيين مي كند , سازمان فضايي ناميده مي شود ( فريد, يداله , 1369 ) 

ساختار فضايي :

انطباق سازمان فضايي برمحيط فيزيكي , ساختار فضايي خوانده مي شود . ساختار فضايي عبارت از تجلي روابط دروني و بيروني واحدهاي يك مجموعه فضايي و جايگاه اجراي آن بربستر محيط فيزيكي مي باشد (معصمومي اشكوري ,سيد حسن  ,1370 , ص 62 ) .    

توسعه فضايي :

تجلي تلاش انسانها در جوابگويي به نيازهايشان در جامعه , رشد و توسعه را پديد مي آورد . گاه اقدامات هدفمند و تلاشهاي آگاهانه انسان و گاه فعاليتهاي خود بخود و اتفاقي او به توسعه فضايي منجر مي شود . الگوهاي سكونتي و بناهاي احداث شده , مراكز فعاليت سيستم هاي ارتياطي و بسياري پديده هاي ديگر تغيير و تكامل دوران مختلف يك اسقرارگاه , ناحيه , منطقه , كشور را نشان مي دهد و تحولات رشد و توسعه را در فضا منعكس مي سازد(معصمومي اشكوري ,سيد حسن  ,1370ص 53 )     

تحليل فضايي

در تحليل فضايي تاكيد روي مكانها , پراكندگي پديده ها , تايثر متقابل مردم , كالا , خدمات مكانها ( نواحي ) ساخت فضايي , آرايش ها و سازمانها و روند فضايي در مطالعات جغرافيايي , اساس كار قرار مي گيرند . روند فضايي نيز به مكانيسمي گفته مي شود كه ساخت يك پراكندگي را بوجود آورد ( شكويي , 1375 )

ساخت :

عبارت مجموعه روابطي است كه ارتباط بين قسمت هاي متخلف يك مجموعه را حفظ مي كند . ( شكويي , 1373 )

ساختار در جغرافيا :

به مجموعه ارتباطي كه مابين اجزا و عناصر طبيعي و انساني و بعنوان عناصر يك سيستم جغرافيايي اطلاق مي شود كه منجر به خلق چشم اندازهاي فرهنگي ـ انساني مسي گردد . در واقع آيئنه اي است از تابش روح وفرهنگ جوامع انساني در طبيعيت ( شكويي , 1373 )

توسعه

            از توسعه تعاريف متعدد و متفاوتي شامل پارامترهاي كم يا زياد به عمل آمده است. در اينجا تعدادي از مهمترين نظريات دانشمندان علوم اجتماعي ذكر مي‌شود:

            ـ مايكل تودارو[1] : «توسعه را بايد جرياني دانست كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي عامة مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه كن كردن فقر مطلق است. توسعه در اصل بايد نشان دهد كه مجموعة نظام اجتماعي، هماهنگ با نيازهاي متنوع اساسي و خواسته‌هاي افراد و گروههاي اجتماعي در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج شده و به سوي وضع يا حالتي از زندگي كه از نظر مادي و معنوي بهتر است، سوق مي‌يابد».( تودارو , مايكل , توسعه اقتصادي در جهان سوم , ترجمه غلامعلي فرجادي , ص 135 ) .

            ـ راجرز[2]  توسعه را چنين تعريف مي‌كند:             «توسعه را مي‌توان به عنوان فراگرد و مشاركت وسيع در دگرگوني اجتماعي تعريف نمود كه به منظور ايجاد پيشرفت مادي و اجتماعي (برابري بيشتر، آزادي و ديگر ويژگيهاي ارزشي) براي اكثريت مردم انجام مي‌شود و از طريق به دست آوردن كنترل بيشتر بر محيط اطرافشان به دست مي‌آيد». (Rogers, 1976)

            ـ دادلي سيرز[3] ، توسعه را جرياني چند بعدي مي‌داند كه تجديد سازمان و سمت‌گيري متفاوت كل نظام اقتصادي ـ اجتماعي را به همراه دارد، به عقيده‌ي وي «توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد، شامل دگرگوني اساسي در ساخت‌هاي نهادي، اجتماعي اداري و همچنين ايستارها و وجهه نظرهاي مردم است. توسعه در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز دربر مي‌گيرد» ( ازكيا , مصطفي , 1381 , ص 8 ) .

ـ ميسرا[4] محقق و صاحب نظر هندي نيز تعريفي از توسعه ارائه نموده كه در آن بر ابعاد فرهنگي تأكيد شده است. به نظر او توسعه از دست آوردهاي بشر و پديده اي است با ابعاد مختلف. «توسعه دستآورد انسان محسوب مي‌شود و در محتوا و نمود داراي مختصات فرهنگي است. هدف از توسعه ايجاد زندگي پر ثمري است كه توسط فرهنگ تعريف مي‌شود. به اين ترتيب مي‌توان گفت توسعه دستيابي فزاينده انسان به ارزشهاي فرهنگي خود است» ( ازكيا , مصطفي , 1381 , صص  8 و 9) . تامل در باب توسعه ما را متوجه اين و اقعيتي مهم مي سازد كه فرايند توسعه به رغم اميدهاي كه اذهان دولتمردان و نظريه پرداران جهان ايجاد كرده بود , به سبب پيامدها و نارسائيهاي نظام اقتصاد جهاني و ملي جز تخريب محيط زيست , افزايش فاصله بين كشورهاي پيشرفته , درحال توسعه و عقب مانده , ازبين رفتن بخش عمده اي از زمينهاي كشاورزي , كاهش تنوع زيستي , ازبين رفتن ظرفيت زيست محيطي , افزايش فاصله بين فقير وغني , نابرابري بهره مندي از توزيع منابع طبيعي , عدالت اجتماعي ,  فضاي زيستي را به عنوان كالاي رايگان به شمار آوردن ؛ عدم دسترسي عادلانه در بازارهاي رقابتي برا ي همگان ؛ اولويت ندادن بودجه ملي در بخش سرمايه‌گذاري نيروي انساني؛  اولويت دادن به فناوريهاي مخرب ومخارج نظامي , براي مردم جهان نتيجه اي نداشت. اين عوامل انديشمندان را واداشت تا در امر توسعه بازنگري داشته باشند، از اين رو، تقريباً از دهه 1980 به طور جدي به مفهوم توسعه با ديدگاه متفاوتي نگريستند. در مجموع توسعه‌اي را براي جوامع پيشرفته و در حال رشد توصيه ‌كردند كه در حين پويايي لازم، رشد اقتصادي به گونه‌اي متوازن و همه جانبه و بدون تخريب منابع باشد. اين مفهوم ( توسعه پايدار ) را بدان اميد به كار گرفتند كه در تمامي سطوح زندگي جوامع و رفاه همگاني بهبود حاصل شود  (اليوت، 1378، 8).

توسعه انساني

            از تعاريف معتبر كنوني كه در محافل رسمي و بين المللي مورد وفاق عمومي و پذيرش قرار دارد مفاهيم «توسعه پايدار» و «متوازن» و «توسعه انساني» مي‌باشد.

            مفهوم توسعه انساني، از ابتداي دهة 1990 مورد توجه در برنامه هاي سازمان ملل متحد در مورد توسعه قرار گرفته است و اغلب كشورهاي عضو اين سازمان بر اين اساس، مكلف به بررسي و ارائه گزارش وضعيت خود هستند. در اين زمينه، توسعه انساني به نوعي به عنوان سطح نهايي و كامل‌تر نظريه‌هاي توسعه پيشين مطرح است. بر اين اساس، تعريف توسعه انساني چنين است:

            «توسعة انساني فرآيند بسط انتخاب هاي انساني در بستر فضاي اجتماعي قابليت زا براي دستيابي به زندگي بهتر است». (سازمان برنامه و بودجه: 1378 : 37)

            به اين گونه، توسعه انساني به عنوان «فرآيند بسط انتخابهاي انساني» تعريف شده است. يعني علاوه بر رويكردهاي مسلط پيشين[5] كه هر كدام به بعدي از توسعه توجه داشت اين رويكرد جامعيت بهتر و پيشرفته تري دارد.

            عناصر ضروري در رويكرد توسعه انساني را مي‌توان چنين معرفي كرد:

            ـ برابري، در قالب دسترسي به فرصتها

            ـ پايداري، در شكل مسئوليت نسبت به نسلهاي آينده كه بايستي سهم مشابهي با نسل حاضر از توسعه داشته باشند.

            ـ بهره وري، در قالب سرمايه گذاري در منابع انساني و ايجاد فضاي قابليت زايي كه افراد را قادر به حداكثر بهره برداري از ظرفيتهايشان مي سازد.

            ـ توانمندسازي، بدين معني كه مردم بايد به سطحي از توسعه فردي دست يابند كه به آنها امكان انتخاب بر اساس خواستهاي خود را بدهد.

            در چهارچوب مفهومي اين رويكرد با توجه به دست آوردهاي علوم اجتماعي و توصيه‌هاي جامعه جهاني در خصوص ايجاد فضايي قابليت زا براي توسعه، پنج نهاد كليدي به عنوان عناصر اصلي براي توسعه انساني معرفي شده‌اند. اين نهادها شامل:

«هويت فرهنگي»، «حكومت قانون»، «دمكراسي»، «بازارهاي رقابتي» و «چتر حمايت اجتماعي» هستند. (سازمان برنامه و بودجه: 1378: 38)

به تجربه ثابت شده است توسعه انساني زير بناي ساير ابعاد توسعه است. كشورهاي توسعه‌يافته بخوبي به اين نتيجه رسيده اند كه براي نيل به اهداف توسعه چون رفاه و بهزيستي انسانها و بالا بردن كيفيت زندگي مي‌بايست به توسعه انساني توجه بشود. به عبارت ديگر، هر چند به لحاظ شاخصهاي كمي چون درآمد ملي و درآمد سرانه مي‌توانند جوامع رشد داشته باشند ولي چنانچه به توسعه انساني نپردازند به معناي واقعي به توسعه پايدار نائل نخواهند شد.اصولاً توسعه انساني در جهت رشد و شكوفايي قابليتهاي انساني مانند سلامتي، دانش، مهارت و بكارگيري اين توانمندي در بهره‌گيري در امور اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است.بر همين مبنا در سالهاي اخير دولتها سرمايه‌گذاري بسزايي در جهت ايجاد محيط مناسب براي پرورش و بهره‌وري نيروي انساني انجام داده‌اند. آنها به اين باور رسيده‌اند، انسان‌هاي پرورش‌يافته كه داراي ذهني پويا و تحليل‌گر هستند در برابر تحولات و تغييرات اجتماعي موفق‌ترند. البته تربيت نيروي انساني نياز به عوامل زيادي دارد يكي از عوامل ضروري در جهت ايجاد محيط و زمينه مناسب براي رشد و ترقي افراد يك جامعه، دسترسي به اطلاعات و مبادلات علمي است . علاوه بر توسعه نيروي انساني ، توسعه پايدار به يك عامل مهم ديگر نيز شديداً نياز دارد :وجود يك نظام اطلاع‌رساني كارآمد و گسترده در جامعه به منظور فراهم آوردن اطلاعات لازم براي هر يك از مقولات فوق، يعني نظامهاي سياسي، اقتصادي، توليدي و غيره. به عبارت ديگر، نظام اطلاع‌رساني بستر و خوراك لازم براي فعاليت ساير نظام‌ها را فراهم مي‌سازد.در يك جمع بندي كلي بايد گفت« توسعه پايدار» به عنوان بهترين راه حل متعادل و عقلاني براي پيشرفت جامعه بشري مطرح شده است كه ملزومات خاص خود را طلب مي‌كند.



1 - سعيدي، عباس،1377 ،صص19و20)

1 - رضواني , رضا ,  1376 , ص 40 

2 - سعيدي ,عباس , 1377 , ص 19

1 – شاراچاندار م . لله , 1371 , ص 50

1 -  فريد , يداله  , 1368 , ص 205 و 209   

2 -  فريد , يداله , 1368 , ص 116

3 - ( فريد ,يداله, 1368 , ص 160

4- space

5- Peter .Hagget

6- هاگت , پيتر, 1373 , ص  16

 

 

 

 

 

1- O.Dollfus

 

2 -  دولفوس , اوليويه ,  1369 , ص 9

 

3 -J .  Gotman

4-   دولفوس , اوليويه ,  1369 , ص 8

 

1- Michael Todaro

[2]- Everett. M. Ragers

[3]- Dudly sears

[4]- R.P.Misra

1ـ رويكردهاي «رفاه اقتصادي»، «نيازهاي اساسي» و «توسعه منابع انساني».

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:41  توسط ابوالفضل مددی  | 

توسعه پايدار

مقدمه

توسعه پايدار مفهومي است كه در سالهاي اخير به عنوان يك مسأله جهاني به آن نگريسته شده است. اين مفهوم، از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و نهادهاي بسياري براي تحقق آن كوشيده‌اند و از آن به عنوان راهبرد مناسب جهت كمك به مقابله با چالشهاي ,  نطير افزايش جمعيت , تخريب زيست محيطي , محدوديت منابع , نابرابري اجتماعي ـ اقتصادي , بيكاري , فقر , ناهنجاري هاي اجتماعي , استفاده كنند .امروزه توسعة پايدار به عنوان الگووارة جديدي درجهان مطرح شده است . ريشه هاي توسعه پايدار به نارضايتي ازنتايج توسعه و رشد اقتصادي ـ اجتماعي در جوامع شهري و روستايي از منظر بوم شناسي (اكولوژي) برمي گردد .اين الگو درصدد است با الگوي هاي توليد , توزيع , و مصرف ناسازگار با طبيعت به مقابله به پردازد از اتمام منابع و تخريب محيط زيست جلوگيري كند , و تنها فرايندي توسعه اي را تاييد مي كند كه به بهبود كيفيت زندگي انسانها درحد ظرفيت پذيرش نظام هاي پشتيبان حيات منجر شود . توسعه اي كه كشورهاي پيشرفته كه بدان نايل شده اند و كشورهاي ديگر مثل ايران و... كه درصدد رسيدن به آن هستند فاقد چنين ويژگيهايي بوده است و آهنگ مصرف منابع طبيعي و ريزش آلاينده ها به محيط , قابل استمرار نيست و ناپايدار تعريف مي شود . بر فرض هم اگر توسعه صورت گيرد تمام جوامع شهري و روستايي دربر نمي گيرد بلكه اين نوع توسعه بيشتر جوامع شهري بخصوص كلانشهر ها و مادرشهرها تحت تاثير قرار مي دهد و جوامع روستايي و جمعيت هاي حاشيه اي را به ورطة فراموشي مي سپارد و به ناپايداري جوامع حاشيه اي و روستايي دامن مي زند . اين الگو واره براي جلوگيري از ناپايداري به عدالت بين نسل ها و وابستگي به طبيعت , برتري كيفيت توسعه بركميت رشد , كل گرايي , و توانمد سازي اجتماعات به همراه ارزش هاي معنوي و انساني , تاكيد ويژه اي دارد ودرصدد گسترش سياستهاي پايداري به پهنه هاي جغرافيايي , توجه به ابعاد اجتماعي ـ اقتضادي در كنار بعد بوم شناسانه است . ( صرافي , مظفر , ص 8 و 9 )

 توسعه پايدار, تاريخچه

چنانچه نگاهي گذرا به پيشينه تاريخي توسعه بيندازيم، ضرورت توجه به آن آشكار مي‌شود.بطور كلي، پس از توسعه صنعتي در دهه‌هاي 1950 و1960 در اروپا، ناهنجاريهاي زيست محيطي زيادي بوجود آمد. عوارض ناشي از اين توسعه علاقه‌مندان به محيط زيست را در وهله اول به واكنش كشان داد.در همين راستا نخستين اجلاس بين‌المللي را در زمينه محيط زيست در سال 1951 در استكهلم تشكيل دادند و بيانيه‌اي در حمايت از محيط زيست منتشر كردند (مكنون، 1376، 3). از زمان به بعد تفكر در زمينه حفظ محيط زيست در كنفرانسهاي بيوسفر يونسكو (پاريس 1968 ) ,جنبه هاي اكولوژيكي توسعه (واشنگتن 1968 ) و محيط انساني ( استكهلم 1972 ) شكل گرفت (بدري , 1376 , ص 44 ) قابل ذكر است پيدايش مفهوم پايداري در دهه 1970 را مي توان نتيجه رشد منطقي و آگاهي تازه اي نسبت به مسائل جهاني محيط زيست و توسعه دانست كه به نوبه خود تحت تاثير عواملي همچون نهضت هاي زيست محيطي دهه 6, انتشاركتابهاي نظير محدوديتهاي رشد ( 1972 ) از دانلاميدوز , بهار خاموش( 1962 )  از راشل كارسون و دايره بسته ( 1971 ) از باري كامونر,  بود  به دنبال اجلاس استكهلم ,در سال 1974 كنفرانس شوراي جهاني كليساها خواستار تحقق جامعه پايدار شد و درهمين سال (1974 ) اعلاميه كوكويوك ( Cocoyoc) كه در آن توسعه بوم شناسانه (Ecodevelopment) مطرح شد كه سرانجام عنوان توسعه پايدار                                                      (Sustainable evelopment ) بخود گرفت مهمترين نسبت در اين نام گذاري طرح الگويي بود كه براي محيط زيست زيان آور نباشد (حسن نصري , ) , با اين حال اصطلاح توسعه پايدار براي اولين بار در اواسط دهه 1970 به خانم بار بارا ( B.Ward ) نسبت داده مي شود (بدري , 1376 , ص 45-44 ).از اجلاس مهم فونيكس نيز به عنوان بخشي از فرايند شكل گيري تفكر توسعه پايدار ياد مي شود . گزارش فونيكس به همراه اعلاميه سال 1972 اسكهلم و اعلاميه كوكويوك  ضمن تصديق پيچيدگي و جدي بودن بحرانهاي اجتماعي و زيست محيطي كه جامعه انساني با آنها روبرو ست , موجب بروژپيامدهاي نويد بخشي شده اند كه همگي نياز به تدوين و اجراي استراتژيهاي سالم زيست محيطي به منظور ترويج توسعه اجتماعي ـ اقتصادي يا توسعه زيست محيطي متفق القول هستند ( جمالي , ويكتوريا ص 2 ) . در سال 1983 مجمع عمومي سازمان ملل متحد كمسيوني را با عنوان كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه ( WCED ) متشكل از 22 كشور به رياست براتنلند نخست وزير تشكيل داد تا خط مشي زيست محيطي درازمدت جامعه بيالمللي را روشن سازد و مهمترين مسائلي كه مورد شناسايي كمسيون برانتلند قرار گرفت و به عنوان شرايط توسعه پايدار مطرح گرديد عبارتند از : جمعيت و توسعه , امنيت غذايي , انرژي و صنعت , چالشهاي شهري . اين گزارش مبناي مذاكرات كشورها براي تهيه دستوركار 21 جهت برگزاري كنفرانس ريو(اجلاس زمين)درسال 1992 گرديد .اين كنفرانس با حضور سران و نمايندگان 172 كشور و تعدادي زيادي از سازمانهاي غير دولتي در شهر ريودوژانيرو برزيل تشكيل گرديد و هرچند كه نتايج آن خواسته هاي طرفداران محيط زيست را برآورده نكرد لكن صدور بيانيه ريو حداقل توانست طرح توسعه پايدار (دستور كار 21 ) را براي سالهاي پاياني قرن بيستم مشخحص سازد( و . م . آدامز , مترجم ملكي معيري , مهناز , مجله بن شماره 6 ص 20 , اقتباس و تلخيص ) . در اين كنفرانس همه اختلاف نظر ها حل شد ولي تا حدودي يك  برنامه پويا به دست آمد تا در طي زمانها بوسيله كشورها و مناطق , به اجرا گذداشته شود . يكي از فراز هاي مهم دستور كار 21 تشكيل كميسيون پايدار )   ( CSDزير نظر سازمان ملل بود كه در دستور كار فوق هدف از تشكيل آن چنين دكرشده است :

 اطمينان موثر از پيگيري اهداف كنفرانس ريو , ارتقاي همكاري هاي بين المللي و منطقي كردن ظرفيت تصميم گيري بين دولتها و مرور اقدامات اجرايي دستور كار 21 درسطوح محلي , ملي , منطقه اي , بين امللي .

در پي تشكيل كمسيون فوق به منظور پي گيري اهداف آن اولين نشست اين كمسيون در سال 1993 برگزار شد و بعداز آن نيز تاكنون اجلاس كمسيون هر ساله برگزار مي شود . در كشورما نيز توجه خاصي به دستور كار 21 شده و كمينه اي تحت عنوان كميته توسعه پايدار جهت برنامه ريزي و تعيين سياستها و ارائه پيشنهادهاي لازم در خصوص دستوركار فوق بوجود آمده كه در ساختار آن كميته هاي فرعي مختلفي در نظر گرفته شده است ( رضا اصلاني ص 45 ) .  

مفهوم توسعه پايدار

 امروزه اصطلاح توسعه پايدار به عنوان موضوع مورد بحث كنفرانسها، مؤسسات پژوهشي و نهادهاي بين‌المللي و بخصوص برنامه‌ريزان رشد و توسعه اقتصادي كشورها درآمده است. چنين به نظر مي‌رسد كه «توسعه پايدار» به صورت الگويي مناسب براي توسعه در دهه‌هاي اخير و آتي ظاهر گشته است.صاحبنظران تعريفهاي متعددي از توسعه پايدار ارائه داده‌اند.

1-    برخي معتقدند «توسعه پايدار» توسعه‌اي است كه نيازهاي زمان حال را بدون اينكه توانائي نسل‌هاي آينده را در تأمين نيازهايشان به مخاطره اندازد، فراهم كند (كمسيون جهاني محيط زيست و توسعه 1987 ) . 

2-     عده‌اي ديگر با لحاظ كردن مفهوم عدالت، توسعه پايدار را مفهوم جديدي از رشد اقتصادي قلمداد كرده‌اند كه عدالت و امكانات زندگي را براي تمامي جهانيان و نه براي تعداد اندكي از افراد برگزيده به ارمغان مي‌آورد و همچنين اين رشد بدون پيامدهاي مخرب و نه بيش از ظرفيت منابع محدود جهان مي‌باشد (رحماني، 1372، 82).

3-     در تعريف عام‌تر توسعه پايدار به عنوان يك فرآيند، لازمه بهبود و پيشرفت است، فرآيندي كه اساس بهبود وضعيت و از بين برنده كاستيهاي اجتماعي-فرهنگي جوامع است. همچنين از توسعه پايدار به منزله نيروي محركه پيشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمامي كشورها بويژه كشورهاي در حال رشد نيز ياد شده است (سلامي، 1376، 44).

4-    برنامه محيط زيست سازمان ملل متحدد توسعه پايدار را « پيشرفت كيفيت زندگي انسانها با توجه به حفظ ظرفيتهاي سيستم تامين كننده حيات كره زمين » يعني برزآوردن نيازهاي نسل كنوني بدون صدمه زدن به منافع كره زمين و بدون اينكه جلوي تامين نيازهاي نسل آينده گرفته تعريف مي كند (ص 2 , پايداري كشاورزي , ترجمه محسن تشكري ) .

5-     تعريفي با نگرش وسيعتر توسعه پايدار را بدينگونه تعريف مي كند « نوعي فعاليت انساني كه آشكارا بقاي تمامي گونه هاي حيات بر روي كره زمين را در طول تاريخ , تقويت و تداوم مي بخشد ( توسعه پايدار , مفاهيم و محدوديها , هارتموت بوسل , مترجم حسن دارابي , فصلنامه علمي ـ پژوهشي مسكن وانقلاب , شماره 89 , بهار 1379 )

6-     بانك جهاني توسعه پايدار را چنين تعريف مي كند : « توسعه اي كه دوام يابد » لمن و ككس              (Leman and Cox ,1991 ) نيز توسعه پايدار را چنين تعريف مي كنند : « توسعه پايدار روندي است كه بهبود شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي و فن آوري به سوي عدالت اجتماعي باشد ود جهت آلودگي اكوسيستم وتخريب منابع طبيعي نباشد ( عزيزي , محمد مهدي , 1380 , توسعه شهري پايدار , برداشت تحليلي از ديدگاه جهاني , نشريه علمي ـ پژوهشي صفه , دانكده معماري وشهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي سال 11 شماره 33 ص 22 ).

7-    عرصه پيوند انديشه و حفاظت زيست محيطي و توسعه

8-    بهكرد كيفيت زندگي انساني از طريق حفاظت از ظرفيت نگهداشت  اكوسيستم ها

9-    توسعه پايدار بازگشت به طبيعت پس از يك قرن حاكميت صنعتي شدن , تجارت وشهرگرايي به عنوان شاخصهاي پيشرفت ملي توصيف كرد (ميكسل ريموند ص 27 )

10- توسعه پايدار ويژگيهاي خاصي چون متوازن بودن با ارزشهاي منطبق با جامعه ,سرعت تحولات درآن كشش مردم و حساس بودن به تحولات طبيعي را شامل مي شود ( باقريان محمد , ص 76 )

11-توسعه پايدار در صدد فراهم آوري استراژيها و ابزاري است كه بتواند به پنچ نياز اساسي زير پاسخ دهد :

-        تلفيق حفاطت و توسعه

-        تامين نيازهاي اوليه زيستي انسان

-        دسيابي به عدالت اجتماعي

-        خودمختاري وتنوع فرهنگي

-        حفظ يگانگي اكولوژيكي  ( شاراچاندرا م. لله , ص 53 )

12 – توسعه پايدار را تلاش انسان براي برقراري آشتي بين پيشرفت و توسعه به موازات حفاظت ومحيط زيست و منابع موجود دانسته اند (اليوت 1994 , براتي , ناصر , ص 71) 

13- اگر نگاهي دوباره به مفهوم توسعه پايدار داشته باشيم توسعه‌اي را توسعه پايدار مي‌ناميم كه ضمن بهبود وضعيت اقتصادي و ايجاد رفاه همگاني كه توأم با عدالت اجتماعي واقتصادي است، از آثارمخرب زيست محيطي و ناهنجاريهاي اجتماعي نيز به دور باشد .

14 – مفهوم مورد نظر برنامه محيط زيست سازمان ملل از توسعه پايدار , شامل اين عنصار بود :

1- كمك به افراد فقير , چرا كه آنان هيچ راهي جز تخريب محيط خود ندارند .

2- ايدة توسعة برخود – متكي , درچاچوب محدوديتهاي طبيعي ,

3- ايدة توسعه مقرون به صرفه , با استفاده اط شاخصهاي اقتصادي غير سنتي ,

4- موضوعات مهم كنترل سلامتي , تكنولوژي مناسب , خودكفايي غذايي , آب سالم وسرپناه براي همه ,

5- اين انديشه كه ابتكارات مردم ـ محور مورد نياز است ( شاراچاندرا م . لله  , ص 52 )

    با استفاده از تعاريف به عمل آمده، نكات و ويژگيهاي زير را مي‌توان براي توسعه پايدار برشمرد:

1- توسعه پايدار يك فرايند محسوب مي‌شود؛

2- توسعه پايدار مبنا و لازمه پيشرفت است (نيروي محركه توسعه محسوب مي‌شود)؛

3- توسعه‌اي متوازن است (متعادل كننده و هماهنگ كننده جنبه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است)؛

4- توسعه‌اي همه جانبه است (تأمين‌كننده نيازهاي حال وآينده بشر است)؛

5- توسعه‌اي بدون تخريب و مخاطره است.

الزامات توسعه پايدار

براي رسيدن به توسعه پايدار لزوماً نياز به در اختيار بودن مجموعه‌اي از عوامل و شرايط است. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED) الزامات زير را براي رسيدن به توسعه پايدار بر مي‌شمارد:

-         وجود يك نظام سياسي كه با تأمين امنيت براي شهروندان، آنها را در تصميم‌گيري‌ها مشاركت دهد.

-        وجود يك نظام اقتصادي كه بتواند براي تنشهاي ناشي از ناموزوني توسعه، چاره‌انديشي كند.

-         وجود يك نظام توليدي كه ملزم به حمايت از محيط زيست باشد و محيط را اساس توسعه بداند.

-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهاي پايدار از تجارت فراهم نمايد.

-         وجود يك نظام بين‌المللي كه الگوهايي مناسب از تجارت را ايجاد كند.

-         و سرانجام وجود يك نظام مديريتي قابل انعطاف كه ظرفيت خود اصلاحي را داشته باشد (اليوت، 1378

پايداري :

پايداري (Sustainability)، به معناي تداوم درامري همچون فعاليت وايجاد ” موازنة پويا“                (Dynamic balance) ميان عوامل موثرفراوان نظيرعوامل طبيعي، اجتماعي، اقتصادي، موردنيازنوع بشرمي باشد. اماآنچه دراين تحقيق مدنظر است عبارتندازمجموعه شرايطي كه منجربه وضعيت مطلوب مي گرددبه طوري كه باعث مي شودتداوم حيات روستاهاازجنبه هاي اجتماعي ـ اقتصادي وكالبدي ازشرايط مطلوبي برخوردارشده وبه توسعه دست يابد1

سكونتگاه روستايي :

سكونتگاه روستايي واحدي طبيعي , جغرافيايي , انساني و صورتي از استقرار انسان بر سطح زمين با اجزا وزيرساختهاي خود در تعامل مي باشد .مشتمل است بر مورفولوژي ده و اراضي زير كشت وباير آن را احاطه كرده است ومانند طرفي است اجتماع انساني دربرگرفته است .

سكونتگاههاي روستايي پديده فضايي ـ مكاني بوده وبه همين علت شناخت و تبين آنها در چارچوب روابط متقابل انسان انسان و محيط يك موضوع جغرافيايي بوده ودر محورمطالعات جغرافيايي  قرار دارد . اين سكونتگاه ها , تبلور فضايي و ايفاي نقشهاي انساني مي باشند كه برحسب شرايط محيط طبيعي , اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي , سياسي و تاريخي شكل گرفته ومتحول شده و سازمان يافته اند1 , كه علاوه بر كنش بين اجزا دروني ( طبيعي , اجتماعي , اقتصادي , كالبدي ـ فضايي ) در حال تقابل با ساير نظامها و نيروهاي بيروني قرار دارد2.

پايداري اجتماعي :

 توانايي حفظ ارزشهاي اجتماعي , سنتها , فرهنگها , يا ساير ويژگيهاي اجتماعي ضروري

تحولات كالبدي ـ فضايي :

      افزايش يا كاهش كمي و كيفي كاربري ها وفضاهاي كالبدي (مسكوني , تجاري , مذهبي , ارتباطي , آموزشي , صنعتي , ... ) يك روستا در ابعاد مختلف كه در طول زمان انجام مي گيرد تحولات كالبدي گويند .

 



1 - سعيدي، عباس،1377 ،صص19و20)

1 - رضواني , رضا ,  1376 , ص 40 

2 - سعيدي ,عباس , 1377 , ص 19

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:37  توسط ابوالفضل مددی  | 

تحليل عوامل موثردرناپايداری اجتماعی – اقتصادی سکونتگاههای روستائي درنواحی حاشيه ای استان تهران

       تحليل عوامل موثردرناپايداری اجتماعی – اقتصادی سکونتگاههای روستائي درنواحی حاشيه ای استان تهران

طرح مساله وضرورت تحقيق: 

روستاهای نواحی حاشيه ای استان تهران، بدور از شهرهای کلان منظومه شهری تهران ومجاور مرزهای آن درنواحی کوهستانی شمال وبيابانی جنوب قرار گرفته وتعداد زيادی ازروستاهای استان رادربر می گيرند.اين روستاهای تحت تاثير شرايط نامساعد وتنگناهای طبيعی، اجتماعی، اقتصادی که تاحدود زيادی براثر کارکرد نظام اجتماعی – اقتصادی حاکم برمنطقه تهران بوجود آمده ؛ پايداري اجتماعي – اقتصادي خود را از دست داده وعدم تعادل وتوازن جمعيتي واقتصادي درآنها بروزكرده است .  بطوريكه ازلحاظ ساختار اجتماعي (نظير ساخت سني وجنسي ؛گرايش جمعيت به پيري و...) وبهره گيري  ازامكانات ومنابع اقتصادي با مسائل ومشكلات عديده اي مواجه هستند .     

عوامل مختلفي درعدم تعادل وناپايداري اين سكونتگاهها موثربوده كه هريك به تنهايي  وگاهي در ارتباط بايكديگر باعث بروز اين نابساماني ها شده است در واقع بايد اظهار نمود هرگاه درروند  تحول وتكامل مكاني سكونتگاهها عوامل موثر درآن از لحاظ زماني وتحت تاثير نيروهاي دروني وبيروني درتقابل با مكان قرار گيرند نابساماني درآن بوجود  ميآيد. بنابراين درناپايداري سكونتگاههاي نواحي حاشيه اي استان نيروهاي دروني كه تابع شرايط طبيعي واجتماعي واقتصادي درون جامعه روستايي اين مناطق است وعوامل بيروني كه تحت تاثير نظام اجتماعي – اقتصادي (ماهيت نظام اقتصاد سياسي ) حاكم برمنطقه بوده ؛ نقش بسزايي داشته وسبب گرديده تادر استان فضاي قطبي شده شهري (بويژه كلان شهر تهران) بصورت جزيره اي در درياي محروميت نواحي حاشيه اي قرارگيرد ونقاط روستايي مناطق حاشيه اي بيش از بيش توان اجتماعي – اقتصادي خود را ازدست بدهند .

اين طرح سعي دارد تا با تحليل وتبين عوامل موثر درناپايداري اجتماعي- اقتصادي سكونتگاههاي روستايي نواحي حاشيه اي ؛ راهكارهاي اساسي را درجهت حل مشكلات روستاييان اين مناطق ارائه نموده وازتخليه شديد جمعيت اين مناطق وازعدم استفاده صحيح امكانات ومنابع اقتصادي آنها جلوگيري بعمل آيد.

اهداف كلي طرح :

       تحليل عوامل موثردرناپايداری اجتماعی – اقتصادی سکونتگاههای روستايي درنواحی حاشيه ای استان تهران

اهداف فرعي طرح :

-        شناخت تنگناها وقابليتهاي نواحي حاشيه اي استان تهران

-        تقوبت قابليتها وظرفيتها وفرصتهاي اين نواحي

-        استفاده بهينه ومطلوب از امكانات وفرصتهاي اجتماعي موجود

-        شناخت محدوديت امكانات توليدي وفعاليتهاي غير كشاورزي

-        شناخت علل گسستگي فضاهاي زندگي وفعاليت وعدم يكپارچگي فضايي آنها

-        شناخت علل تخليه آباديها وكاهش تعداد سكونتگاههاي روستايي نواحي حاشيه اي

-        شناخت علل پركندگي وپايين بودن جمعيت سكونتگاههاي روستايي نواحي حاشيه اي

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:31  توسط ابوالفضل مددی  | 

نظريه‌ مكان‌ مركزي‌

 ابوالفضل مددی

-        نظريه‌ مكان‌ مركزي‌:

با وجود نارساييهاي‌ آشكار نظرية‌ فون تونن ، این نظریه چارچوبي‌ براي‌ سياست‌ مكاني‌، بسياري‌ از جغرافي‌ دانان‌ و اقتصاد دانان‌ را به‌ مطالعه‌ و روند سازماندهي‌ زيستگاه‌ انسان‌ و ساختار سلسله‌ مراتبي‌ آن‌ واداشت‌. در این میان یکی از  مهمترين‌ نظريه هايی‌ که تاثیر فزاینده ای در برنامه‌ ريزي‌ استقرارگاههاي‌ روستايي‌ ایجاد نمود نظريه‌  مكان‌ مركزي کریستالراست‌ . این نظریه در جهت پاسخ گویی به علت توزیع فضایی شهرها  و اندازه سلسله مراتب بین انها طرح ریزی شده است و مزکزیت یک مکان با افزایش و کاهش سرویس دهی آن مکان افزایش یا کاهش می یابد .

مکان مرکزی به مکانی گفته می شود که کالا و خدمات را در اختیار نواحی فراتر از حول و حوش خود قرار می دهد و از این نظر برای مناطق منعددی مرکزیت دارد وومنبع مایحتاج انها به حساب می آید .  

این نظریه بر اساس موقع نسبی مکانهای مرکزی(شهر وروستا) نسبت به یکدیگر بنیاد شده است . در واقع موقع نسبی هر مکان مرکزی تحت تاثیر یک فضای رقابتی اقتصادی و اجتماعی موجود در بین مکانهای مرکزی ناحیه جغرافیایی قرار دارد.

عقاید کريستالر در مورد نظام سلسله مراتبی زیستگاه ، بیتشر به اصول تجاری و حمل ونقل متکی است .این زیستگاهها در سطح ملی به مکانهای مرکزی رده بالاتر ، رده پایین تر ، پاینترین رده و مکانهای مرکزی معین طبقه بندی کرد . آنگاه ، مرکزیت یک مکان ، اهمیت نسبی خود را در رده بندی سلسله مراتب منعکس می کند .

این مدل متکی بر اصل بازار یابی است . نتیجه کاربرد این اصل ، پدید آمدن روابط متقابل سلسله مراتبی بین مکانهای مرکزی است و این نواحی بازاری ، هم از نظر مکانی و از نظر جمعیت ، طیف وسیعی از نواحی بزرگ تا نواحی کوچکتر دارند  ، و توزیع کالا و خدمات را با حداقل هزینه حمل ونقل و با حد اقل تعداد مکانهای مرکزی به حداکثر می رسانند. برای نیل به این هدف حتی المقدرو باید تعداد زیادی از مکانهای مرکزی ، بر روی (شش) خط مستستقیم مستقر شوند .  

کریستالر معتقد است که ضمناً مکانهای مرکزی می توانند نتیجه اصل جدایی مسائل اجتماعی سیاسی باشند مراکز مهم اداری و مراکز تابعه آنها برای تسهیلات اداری ، که لزوماً دنباله رو منطق اقتصادی نیستند ، طراحی می شده اند . به همین نحوه شهرهای مرزی را که عمدتاً برای هدفهای دفاعی بنا شده اند می توان به گونه ای مستقر کرد که دارای حوزه های نفوذ چندان وسیعی نباشد (مهندسان مشاور DHV ، صص 78و83 ) ..  

 اساس نطریه کریستالر بر وجود نظم در تعداد ، اندازه ، فاصله و آرایش فضایی مکانهای مرکزی با توجه به کارکردها و سلسله مراتب سکونتگاهیشان استوار است . نطریه مکان مرکزی در سال 1933 در جنوب آلمان وضع گردید و متکی به فرضیاتی به شرح زیر است :

-        تجانس و همگنی در فضایی جغرافیایی و یکسانی هزینه حمل ونقل درتمامی جهات و وجود آرایش فضایی منطم در نحوه استقرار مکانهای مرکزی در خصوص تعیین حوزه نفوذ و شعاع عملکرد آنها . .

-        توزیع جمعیت روستایی بصورت یکنواخت بوده در استفاده از مکانهای مرکزی از نظر مصرف و برتری یکسان  الگوی رفتاری مشابه داند .

-   در نظر گرفتن آستانه جمعیتی :كه‌ حداقل‌ جمعيت‌ لازم‌ براي‌ يك‌ كالا يا خدمات‌ است‌، بطوريكه‌ سودآوري‌ قابل‌ توجهي‌ نيز داشته‌ باشد. یعنی هر فعالیتی برای بر برپایی به حداقل جمعیتی نیازمند است و مکانهای مرکزی بزرگتر از تنوع کارکردی برخودارند و آستانه جمعیت بیشتری نیز دارند . این عامل نوع ، کیفیت و قیمت کالا و خدمات قابل عرضه در یک مکان مرکزی را تعیین می کند .

-        در نظر گرفتن دامنه یا بردکالا : حداكثر فاصله‌اي‌ است‌ كه‌ مردم‌ براي‌ خريد يك‌ كالا يا خدمات‌ سفر مي‌كنند ، در واقع برد کالا مسافتی است که مردم برای تامین خدمات و کالاهای معینی حاضر به طی آنن می شوند .

-        یک دشت همگن با مرزهای نامحدود وجود دارد و حمل ونقل و تهسیلات به گونه برابر در تمام جهات موجود است .

-        مکانهای مرکزی مستقر در دشت خدمات های مورد نیاز و کالا ها و کارکردهای اداری را به نواحی تحت نفوذشان عرضه می نمایند .

-        مصرف کتتدگان سعی دارند فاصله سفر خود را برای دستری به مکانهای مرکزی به حداقل برسانند .

-        عرضه کنندگان کارکردها به منزله یک انسان اقتصادی عمل می نمایند و می خواهند با استقرار در دشتها امکان دستیابی به بزرگترین بازارها سود را به حداکثر برسانند.

-        مراکز بالاتر کارکردهای ویژه ای را عرضه می نمایند که در سطوح کوچکتر وجود ندارد ولی تمام کارکردهای عر ضه شده در سطوح کوچکتر در این مراکز بالاتر وجود دارند .

-        هیچ مکان مرکزی منافع اضافی بدست نیاورد .

-        کالاهای اساسی از نزدیکترین مکان مرکزی خریداری شود .

 ادامه دارد

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت 14:6  توسط ابوالفضل مددی  | 

نظریه اقتصادی

 نظریه اقتصاد فضایی :

 نخستين‌ تلاش‌، براي‌ شرح‌ الگوهاي‌ مكاني‌ را «فون‌ تانن1‌» انجام‌ داده‌ است‌. وی شهر بزرگی را به تصویر می کند که با دشتی بزرگ که حاصلخیزی یکنواختی دارد ، احاطه شده است . این شهر ، محدود روستایی خود را از نظر کالا و خدمات تامین می کند و برای عرضۀ مازاد تولید کشاورزی نواحی روستایی بازار فراهم می سازد . هزینه های حمل ونقل اهمیت بسیاری دارند . در نتیجه ، کالاهای حجیم و سنگین ، در مجاورت شهر تولید می شوند . کالاهای سبک و کم حجم می توانند هرینۀ حمل ونقل نسبتاً بیشتری در داشته باشند، بنابراین در مکانهای دورتر ساخته می شوند . بدین ترتیب ، نظامی از دایره های هم مرکز ، پدیدار می شوند .

اصولا ایالت منروی فون تانن لا اقل در نمونۀ اولیه آن ، فقط دارای یک شهر بزرگ است و یک نوع حمل ونقل در آن وجود دارد که صرفه جویی مقیاس نیز ندارد . افزون بر این ، هدف اصلی او خود شهر نیست ، بلکه سازمان فضای پیرامون آن است . ظاهراً او معتقد به سلسله مراتب مرکز نیست ، چرا که به اعتقاد وی ، مراکز کوچکتر کارآیی چندانی ندارند . در ضمیمه های بعدی او بطور خواسته وجود شهرهای ایالتی با اندازه متفاوت را می پذیرد . وجود این گونه شهرها  ، نتیجه توازن نیروهای صرفه جوییهای مقیاس (مزایای تجمع و معایب هزینه های هنگفت حمل ونقل ) است(مهندسان مشاور DHV ، صص 78و79 ) .                 

تونن در راستای رابطه شهر وروستا بر جریان تولیدات کشاورزی در بازار شهرها توجه دارد و نظریۀ وی مبتنی بر استقرار کشتهای متفاوت در جلگه هماهنگ یکنواخت در اطراف بازار شهر معینی است .

تونن در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در قیمت فروش تولیدات کشاورزی در بازار معینی ، علاوه بر تاثیر عوامل تولید ، عامل دیگری که همان تعرفۀ حمل ونقل با شد اثر می گذارد . بنابراین تولیداتی که فراتر از فاصله معینی به بازار می رسد نمی تواند برای تولید کننده سود آور باشد و اگر تولید کننده در تولیدات کشاورزی حق انتخاب داشته باشد آن تولید را بر خواهد گزید که حداکثر سود را در واحد هکتار به وی عرضه کند و کمترین تعرفه حمل ونقل را برای رساندن تولیدات خود به بازار شهر پرداخت کند . تونن ، بر حسب ماهیت تولید و سود آوری  آن در واحد هکتار ، مناطق کشت را دراطراف بازار شهری معین در شکل دوایر متحد المرکزی بدینسان رده بندی می کند : (شکل 73) .

-                     منطقه مرکزی که قیمت و اجاره بهای زمین در سطح بسیار بالاست به کشت صیفی و میوه و سبزی و پرورش دامهای شیرده اختصاص داده می شود . زیرا حمل ونقل این محصولات به مناطق دورخالی از اشکال نیست .

-                     دومین کمربند حلقه یی مختص جنگل کاری است .

-                     سومین دایره و حلقه برای کشت های متناوب غلاتی اختصاص دارد .

-                     چهار مین حلقه با آیش زمین برای دامپروی در نظر گرفته می شود .

-                     تونن عللوه بر دوایر متحد المرکز یا شده حلقه پنجم را بر آیش سه ساله و دایره ششم برای دامپروری سطحی در نظر می گیرد .

نظم توزیعی این نظریه با توسعه شبکه ارتباطی و کاهش حاصلخیزی خاک و کاهش تعرفه حمل ونقل بهم می خورد  و نظم حلقه ایی کشت در اطراف شهرها پایان می یابد . ولی هرچه باشد نظریه تونن روشنگر موارد زیر است :

1-    استفاده عمقی و متراکم و فشرده از زمین به موازات دور شدن از مادرشهرها کاهش می یابد .

2-    فاصله بعنوان یکی از عوامل تعیین کننده قیمت تولیدات و کیفیت جذب آنها در بازار شهرها است 1.   

وان تونن برای تبیین نظریه خود در باره ارتباطات بین سکونتگاه های شهری و روستایی به فرضهای توجه می کند که عبارتند از :

-                     ناحیه فرضی به قدری دورافتاده که در ان تنها یک شهر و حومه کشاورز قرار دارد .

-                     حومه شهر محل سکونت کشاورزانی است که می خواهند سود خود را بنا بر تقاضای بازار به حداکثر برسانند.

-                     دسترسی میان حومه و شهر بوسیله یک وسیله نقلیه امکان پذیر است .

-                     هزینه حمل و نقل ارتباط مستقیمی با فاصله محل تولید از بازار دارد  .

اگرچه هدف اصلی وان تونن بافتن بهترین روش توزیع انواع تولیدات کشاورزی بود ، به دلیل فرضیات انتزاعی به تحقق کامل دست نیافت ، لیکن نظریات او به عنوان پایه و اساس نظریات بعدی به حساب می آید ، به طوری که باید ریشه طرح نظریه کلاسیک مکان مرکزی را در کارهای وی باید جستجو کرد (پایلی و سناجری ، نظریه های شهری و پیرامون، ص 182 ).

 

ابوالفضل مددی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت 12:21  توسط ابوالفضل مددی  |