X
تبلیغات
http://ruralology.blogfa.com

http://ruralology.blogfa.com

مطالعات روستایی و شهری

نظرية‌ مركز - پيرامون‌:

 «جان‌ فريدمن‌» يكي‌ چند از نويسنده ای است‌ كه‌ چارچوبي‌ كم‌ و بيش‌ هماهنگ‌ براي‌ ساختار منطقه‌اي‌ ارائه‌ مي‌دهد. وي‌ ضمن‌ فاصله‌ گرفتن‌ از بحث‌ صرفاً اقتصادي‌، به‌ سمت‌ پيوندهاي‌ بين‌ قطبي‌ شدن‌ منطقه‌اي‌، كنش‌هاي‌ متقابل‌ و نظريه‌ سازي‌ حركت‌ مي‌كند. به‌ عقيده‌ وي‌ هر كشوري‌ از يك‌ بخش‌ هسته‌اي‌ و نواحي‌ پيراموني‌ تشكيل‌ مي‌شود و اين‌ حقيقت‌ نظام‌ شهري‌ است‌ كه‌ مناطق‌ هسته‌اي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد و نواحي‌ پيراموني‌ نيز براساس‌ روابطي‌ كه‌ با هسته‌ مربوطه‌ دارند تعريف‌ مي‌شوند. مناطق‌ هسته‌اي‌ اثر تعيين‌ كننده‌اي‌ بر پيرامون‌ داشته‌ و برتري‌ خود را بر آنها اعمال‌ مي‌كنند(مهندسان مشاور )ِDHV ) از هلند ص 48 ). 

همانطور كه‌ بروكفيلد در تفسير كار فريدمن‌ اشاره‌ مي‌كند، نوآوري‌ در مناطق‌ مركزي‌ بيشتر است‌ و بخشي‌ از نظامهاي‌ رده‌ بالا را تشكيل‌ مي‌دهد، بطوري‌ كه‌ فرآيند هماهنگي‌ پيش‌ رونده‌ به‌ صورت‌ خودجوش‌ در رشد منطقه‌اي‌ ممكن‌ است‌ نتايج‌ مثبتي‌ داشته‌ باشد، اما سرانجام‌ غيرعملي‌ خواهد شد، مگر اينكه‌ آثار گسترش‌ توسعه‌ منطقه‌ هسته‌اي‌ به‌ پيرامون‌ قابل‌ تسريع‌ بوده‌ و وابستگي‌ به‌ منطقة‌ هسته‌اي‌ كاهش‌ يابد)ِDHV ) از هلند ص 49 ). 

 مدل‌ فريدمن‌ براساس‌ اصول‌ زير استوار است‌:

 نخست‌، رابطه‌ مركز و پيرامون‌ را مي‌توان‌ اساساً يك‌ رابطه‌ استعماري‌ دانست‌، ظهور ساختار قطبي‌ شده‌ معمولاً با جابجايي‌ عوامل‌ اصلي‌ توليد يعني‌ ارز خارجي‌ و مواد خام‌ همراه‌ است‌.

 دوم‌، تا وقتي‌ كه‌ پيرامون‌ به‌ صورت‌ توليد كنندة‌ عمده‌ محصولات‌ كشاورزي‌ و مواد معدني‌ باقي‌ بماند، رابطه‌ تجاري‌ به‌ نفع‌ مركز خواهد بود.

 سوم‌، نابرابريهاي‌ رو به‌ رشد منطقه‌اي‌ منجر به‌ فشارهاي‌ سياسي‌ به‌ منظور برگرداندن‌ جريان‌ منابع‌ به‌ مركز كه‌ همواره‌ به‌ طور سنتي‌ برقرار بوده‌ است‌ و كمك‌ به‌ افزايش‌ درآمد سرانه‌ در پيرامون‌ تا سطح‌ تساوي‌ تقريبي‌ با بقيه‌ كشور شود[1].

 در چنين‌ چارچوبي‌ است‌ كه‌ مسئله‌ محوري‌ مكانيزم‌ برانگيختن‌ و يا توقف‌ رشد پيرامون‌ مطرح‌ مي‌شود، همانطور كه‌ در نظريه‌ قطب‌ رشد آمد، دو نيرو از مركز به‌ پيرامون‌ وارد مي‌شود كه‌ يكي‌ براي‌ رشد پيرامون‌ مساعد و ديگري‌ نامساعد است‌. جريان‌ سرمايه‌ گذاري‌ از مركز به‌ پيرامون‌، خريد مواد اوليه‌ براي‌ صنايع‌، استفاده‌ از پيرامون‌ به‌ عنوان‌ مركز گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ و خريد محصولات‌ پيرامون‌ توسط‌ مركز را مي‌توان‌ جريان‌ مساعد دانست‌. ميردال‌ اين‌ نيرو را «اثر پخش‌» و هيرشمن‌ آن‌ را «اثر تراوش‌» مي‌خواند. كار اين‌ دو نيرو منجر به‌ ايجاد مراكز جديد در پيرامون‌ ميشود. نيروي‌ دوم‌ كه‌ براي‌ رشد پيرامون‌ نامساعد است‌ همان‌ جريان‌ يافتن‌ نيروي‌ كار و سرمايه‌ از پيرامون‌ به‌ مركز، به‌ خاطر بازده‌ مطلوب‌تر و مطمئن‌تر آن‌، ناتواني‌ فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ پيرامون‌ در رقابت‌ با محصولات‌ مركز و آثار رواني‌ و افسردگي‌ وانزواطلبي‌ در فرهنگ‌ پيرامون‌ بخاطر عقب‌ ماندگي‌ آن‌ كه‌ توأم‌ با رد ارزشهاي‌ مركز است‌، مي‌باشد. از نظر فريدمن‌ گسترش‌ ارزشها و هنجارهاي‌ پيشرفته‌تر مركز در پيرامون‌ از الزامات‌ توسعه‌ است‌. اين‌ نيرو را ميردال‌ «اثر پس‌ موج‌» و هيرشمن‌ آن‌ را «اثر قطبي‌ شدن‌ يا جذب‌» مي‌نامد. آنچه‌ از نظر توسعه‌ منطقه‌اي‌ اهميت‌ دارد تعادل‌ نسبي‌ بين‌ اين‌ دو نيرو است‌. اگرقطبي‌ شدن‌ غالب‌ شود، پيرامون‌ بصورت‌ ناحيه‌اي‌ عقب‌ مانده‌ و كاملاً وابسته‌ به‌ مركز باقي‌ مي‌ماند. در حالي‌ كه‌ با  غلبه‌ اثرپخش‌، يكپارچگي‌ حاكم‌ شده‌ و نظام‌ فضائي‌ نسبت‌ متجانس‌ برقرار مي‌شود و پيرامون‌ از ميان‌ مي‌رود.  هرچه‌ كه‌ مركز براي‌ رشد خود بيشتر بر ستانده‌هاي‌ پيرامون‌ متكي‌ باشد اثر پخش‌ بيشتر غالب‌ خواهد شد. 

 در مورد اينكه‌ نتيجه‌ متقابل‌ ميان‌ اين‌ دو نيرو چه‌ خواهد شد، نظرات‌ متفاوت‌ است‌. هيرشمن‌ مي‌گويد: دير يا زود مركز مجبور است‌ كه‌ تراكم‌ و ازدحام‌ خود را از ميان‌ ببرد و بر مشكل‌ كمبود عرضه‌ غالب‌ شود و بازار خود را افزايش‌ دهد كه‌ در اينجا سياست‌هاي‌ آگاهانه‌ و سنجيده‌ مي‌تواند نقش‌ مهمي‌ در تقويت‌ اثرپخش‌ داشته‌ باشد، ولي‌ گونارميردال‌ در اين‌ مورد بدبين‌ است‌ و اعتقاد دارد كه‌ اگر دخالت‌ دولت‌ را كنار بگذاريم‌ اين‌ فرآيند خود به‌ بيشتر شدن‌ اختلافات‌ منجر نمي‌شود و اگر هم‌ دخالتي‌ بايد شود از مراحل‌ اوليه‌ توسعه‌ بايد آغازشود[2].

 

نقد نظريه‌ مركز - پيرامون‌

 دورانت‌  در مقاله‌ معروف‌ خود «نقدي‌ بر نظريه‌هاي‌ قطب‌ رشد و مركز در برنامه‌ ريزي‌ منطقه‌اي‌» اين‌ نظريه‌ را اينگونه‌ ارزشيابي‌ مي‌كند:

 مفهوم‌ مركز - پيرامون‌ بنحوي‌ كه‌ توسط‌ فريدمن‌ توصيف‌ شده‌ و ديگران‌ آن‌ را مورد بحث‌ قرار داده‌اند اميدبخش‌ترين‌ ديدگاه‌ را در ميان‌ همه‌ آنچه‌ كه‌ نقد كرديم‌ دارد، پرداختن‌ به‌ كل‌ فضاي‌ اقتصادي‌ در يك‌ منطقة‌ مفروض‌ به‌ جاي‌ سروكار داشتن‌ با نقاط‌ يا نواحي‌ خاص‌ از آن‌ و همچنين‌ تعريف‌ كردن‌ زير منطقه‌هاي‌ پيرامون‌ براساس‌ آن‌ دسته‌ از مسائلشان‌ كه‌ نياز به‌ راه‌ حل‌ دارند قدم‌ پرارزشي‌ است‌. پيوندهايي‌ كه‌ بين‌ مدل‌ و نظم‌هاي‌ مشاهده‌ شده‌ تجربي‌ در مراحل‌ مختلف‌ رشد اقتصادي‌ ديده‌ مي‌شود، به‌ آن‌ به‌ عنوان‌ تئوري‌ توزيع‌ فضايي‌ توسعه‌ در طول‌ زمان‌ جاذبه‌ خاصي‌ مي‌دهد و تلاشهايي‌ را كه‌ براي‌ مورد توجه‌ قرار دادن‌ متغيرهاي‌ غير اقتصادي‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ گرفت‌، حركت‌ هايي‌ در جهت‌ صحيح‌ بوده‌ است‌. با اين‌ وجود ارزش‌ مدل‌ مركز - پيرامون‌ در موارد خاص‌ هنوز بخاطر توسعه‌ يافتگي‌ نسبي‌ آن‌ محدود است‌، هرچند كه‌ چون‌ با نظام‌  ، بصورت‌ نظام‌ برخورد مي‌كند. به‌ جاي‌ آن‌ كه‌ بخش‌هايي‌ از آن‌ را برداشته‌ و بطور منفك‌ بررسي‌ كند بصورت‌ ابزار ارزشمندي‌ براي‌ برنامه‌ ريزي‌ منطقه‌اي‌ در مي‌آيد. عليرغم‌ نكات‌ مثبت‌ تئوري‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ اين‌ نظريه‌ مثل‌ بسياري‌ ديگر از نظريه‌هايي‌ كه‌ در برنامه‌ ريزي‌ منطقه‌اي‌ رايج‌ بوده‌ و هم‌ اكنون‌ مورد ترديد قرار گرفته‌اند بيش‌ از حد به‌ جنبه‌ خارجي‌ و شهري‌ توليد منطقه‌اي‌ بها مي‌دهد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر چه‌ محرك‌ تغيير پيرامون‌ از مركز مي‌آيد و تقابل‌ و تضاد ميان‌ اين‌ دو انگيزه‌ توسعه‌ در پيرامون‌ بوجود مي‌آورد، اما بدون‌ تغيير ساختاري‌ در پيرامون‌ اين‌ بخش‌ از اقتصاد حتي‌ توان‌ گرفتن‌ و واكنش‌ نشان‌ دادن‌ به‌ تحريكات‌ خارجي‌ را نخواهد داشت‌. اهميت‌ شهر به‌ عنوان‌ پيشاهنگ‌ نوآوري‌ و توسعه‌ بجاي‌ خود، پس‌ از وارد شدن‌ ضربه‌ تغيير ارزش‌، فقط‌ بازسازي‌ و اصلاح‌ روابط‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و در نتيجه‌ تغييرات‌ فضايي‌ از روستاست‌ كه‌ پيرامون‌ را دگرگون‌ ساخته‌ و يكپارچگي‌ فضايي‌ توسعه‌ را بوجود مي‌آورد[3].



[1] - اجلالي‌، پرويز،تحليل‌ منطقه‌اي‌ و سطح‌ بندي‌ سكونتگاهها، 1370، صص 47-46

[2] - اجلالي‌، پرويز،تحليل‌ منطقه‌اي‌ و سطح‌ بندي‌ سكونتگاهها، 1370، صص 47-48

[3] - اجلالي‌، پرويز،تحليل‌ منطقه‌اي‌ و سطح‌ بندي‌ سكونتگاهها، 1370، صص54-53 

+ نوشته شده در  91/12/24ساعت 8:15  توسط ابوالفضل مددی  | 

تئوري‌ يا راهبرد توسعة‌ روستا - شهري‌

 بدنبال‌ استفاده کشورهای کانادا، فرانسه ، انگلستان، ایالات متحده ، استرالیا، برزیل و مالزی از راهبرد های توسعه منطقه ای (راهبرد صنعتی شدن شتابان و قطب‌‌ رشدو ..)، كشورهاي‌ هند ، تلیند ، فیلیپین ، اندونزی و کره جنوبی در قاره‌ آسيا پس‌ از استقلال‌، اين‌ راهبرد را محور برنامه‌هاي‌ خود قرار دادند. استدلال‌ آنها چنين‌ بود كه‌ رشد صنعتي‌ در قالب‌ مراكز و قطب‌هاي‌ رشد، موجبات توسعه سریع شرکتهای صنعتی زمينة‌ توسعة‌ اقتصادي‌ - اجتماعي‌ و فضايي‌ - آمايشي‌ برای ملتهای خود  فراهم‌ مي‌آورد. در مورد اخير فرض‌ آنها اين‌ بود كه‌ اين‌ مراكز و قطب‌ها (چند مرکز شهری بزرگ)مي‌توانند با انتقال‌ و پخش‌ منافع حاصله از توسعه به سراسر سرزمین ملی ‌، بخصوص ‌ نواحي‌ عقب‌ مانده‌ پيرامون‌ خود زمينه‌ توسعه‌ آمايشی آنها را فراهم  آورند.

مدعیان این راهبرد می گفتند که سرمایه گذاری ها باید بعد فضایی بیابد. اگرچه کارایی سرمایه گذاری با تمرکز در بدو امر در چند قطب و مرکز شهری برزگ به حدکثر برسد ، اما ملاحظات مربوط به عدالت اجتماعی ، اعمال یک سیاست عدم تمرکز را ایجاب می کندو برای اینکه بعد فضایی به برنامه ریزی  رشد ملی داده شود باید اقلاً سه سطح از مجموعه فضایی را در برگیرد: 1- شهری ، 2- منطقه ای، 3- ملی، آنها مدعی بودند که از این طریق یکپارچگی فضایی در اقتصاد ملی به دست خواهد آمد.(ص 9و10)  

 

منابع اصلی تامین راهبرد الگوی صنعتی شدن شتابان:

صادرات مواد اولیه ، 2- سرمایه گذاری خصوصی خارجی ، 3- کمک های بین المللی ، 4- ظرفیت داخلی کشور برای پس اندازکه عمدتا از بخش کشاورزی تامین می شد متکی بود. سه تای آنها شریانهای توسعه کشور را به نظام سرمایه داری جهانی پیوند می داد . سرمایه گذاری دولتی قرار بود برای ایجاد زیر بناهای اجتماعی بکار رود تا از فعالیتهای بخش خصوصی در بخش صنعت حمایت به عمل آید. قرار بود که دولت در فعالیتهای صنعتی جدید  مشارکت کند و در دست سرمایه گذاران بخش خصوصی باقی بماند(ص 13و14).

 

متاسفانه پيامدهاي‌ راهبرد اول (صنعتي‌ شدن‌: جانشین کردن واردات صنعتی) درهرد بعد فضایی و غیر فضایی خود به توقعاتی که از آن می رفت جواب نداد  و نتايج‌ مورد انتظار را ببار نياورد.  تا نيمه‌ دهه‌ 70 روشن شده بود که راهبرد صتعتی شدن شتابان ، نه تنها شاهراه شتابان توسعه ملی نبوده است ، بلكه‌ پيوسته‌ به‌ ايجاد و تحكيم‌ مجموعه‌اي‌ از ساختارهاي‌ مشابه‌ اقتصادي‌ - اجتماعي‌ و آمايشي‌ انجاميده‌ و می انجامد.كه‌ مي‌توان‌ اين‌ ساختارها را «ساختارهاي‌ دوگانة‌ وابستگي‌» ناميد(ص 15). مدل مرزبور ، تضادهای در حد بحران در ساخت توسعه ملی ایجاد کرد و باعث تشدید عدم تعادلهای ساختاری شد.

 

وابستگی دوگانه :

- در بعد عمودی : مجموعه ای از ساختارهاهای متفاوت و متقابل را نشان می دهد :

1-    تسلط بخش شرکتی بر بخش سنتی خانواری اقتصاد

2-    تولد طبقه نخبه بر خاسته از شهر و تسلط آنها بر توده های دهقانی و کارگران کشاورزی بی زمین در مناطق روستایی و کارگران شهری

3-    تسلط تکنولوژی سرمایه بر وارداتی برتکنولوژی بومی در پروسه رقابت 

-        در ابعاد افقی ، در بهترین حالت ، در تعداد کمی  از مناطق هسته ای برتوسعه شهری متجلی می شود . این هسته ها مسیر توسعه اقتصادی مناطق و نواحی اطراف خود را تحت تاثیر قرار می دهند.

وابستگی دوگانه ، البته بیش از روابط دوگانه متضاد است.وابستگی دوگانه عبارت از شیوه خاص ادغام اقتصاد ملی در نظام سرمایه داری جهانی .اجزای عمودی تولید شهرکتها ، طبقه نخبه  شهری ، تکنولوزی سرمایه بر در این هسته متمرکز هستند .این نواحی نقش دوگان ایفا می کنند . از یک در حوزه نظام سرمایه داری جهانی بصورت نقاط اتصال عمل می کنند و از سوی دیگر خود آنها زیر سلطه مناطق هسته کشورهای توسعه یافته غربی و ژاپن قرار دارند و خود این مراکز نیز سلطه خود را به نواحی اطراف خویش اعمال و آن را استثمار می کنند(ص 15و16).  

نتايج‌ مشخص‌ اين‌ راهبرد در شش‌ كشور آسيايي‌به شرح ذیل است : 1- توسعه‌ شهري‌ بي‌ رويه‌ و تراكم‌ جمعيت‌ روستايي‌، 2- تراكم‌ فضايي‌ جمعيت و فعالیتهای نو‌، 3- بيكاري‌ و كم‌ كاري‌، 4- نابرابري‌ درآمد و فقر،5- كمبود هميشگي‌ غذا، 6-شرايط‌ مادي‌ رو به‌ زوال‌ جمعيت‌ كشاورز 7- وابستگي‌ خارجي(ص 16-42)‌، بوده‌ است‌. بدنبال‌ اين‌ شرايط‌، راهبرد توسعه‌ روستايي‌ شتابان‌ ( توسعه‌ روستا شهري)‌ مورد توجه‌ اين‌ كشورها قرار گرفت‌.

 لازم به ذکر است که راهبرد توسعه روستایی شتایان ، برای برنامه ریزی و توسعه ، به چاچوب آمایشی و فضایی مناسبی احتیاج دارد ، این چارچوب ، باید متاسب با شرایط کشورهای آسیایی طراحی شود. برخی از این شرایط ، عبارت است از: سطح‌ پايين‌ شهرنشيني‌، ميزان‌ بالا و رو به‌ افزايش‌ تراكم‌ جمعيت‌ روستايي‌، الگوي‌ سنتي‌ مركب‌ از روستاها و شهرك‌هاي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ و وجود نهايت‌ فقر و محروميت‌ مادي(ص 57)‌.

 

 

گام های اجرایی راهبرد توسعه‌ شتابان‌ روستا - شهري‌:

1ـ تغيير چهره‌ نواحي‌ روستايي‌، از طريق‌ انطباق‌ عناصر زندگي‌ شهري‌ برزمينه‌هاي‌ ويژه‌ روستايي‌. معني‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ تشويق‌ سرمايه‌گذاري‌ در شهرها و تشويق‌ انتقال‌ روستاييان‌ به‌ شهرها با سرمايه‌گذاري‌ در روستاها، روستاييان‌ را تشويق‌ كنيم‌ در جاي‌ خود بمانند و بدين‌ ترتيب‌ آباديهاي‌ كنوني‌ را متحول‌ سازيم‌ و تركيب‌ جديدي‌ به‌ آن‌ بدهيم‌ كه‌ آن‌ را روستا - شهر يا «شهر كشاورزي‌» مي‌ناميم‌. در توسعه‌ روستا - شهري‌ تصادم‌ ديرينه‌ بين‌ شهر و روستا از ميان‌ برداشته‌ مي‌شود.

 2ـ گسترش‌ شبكه‌ كنش‌هاي‌ متقابل‌ اجتماعي‌ در نواحي‌ روستايي‌ كه‌ فراتر از محدوده‌ يك‌ روستاي‌ منفرد است‌ و نيز ايجاد فضاي‌ اجتماعي‌ - اقتصادي‌ و سياسي‌. همچنين‌ توسعه‌ روستا - شهري‌ در قالب‌ ناحيه‌ روستا - شهري‌ مي‌تواند پايه‌ و مبناي‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ و مراكز شهر نيز قرار گيرند و به‌خصوص‌ در مراحل‌ نهايي‌ رشد خود به‌ اين‌ حد برسند.

 3ـ كاهش‌ نابساماني‌هاي‌ اجتماعي‌ در مسير توسعه‌، حفظ‌ انسجام‌ خانواده‌، تقويت‌ تأمين‌ رواني‌ و بناي‌ نظم‌ نوين‌ اجتماعي‌ براي‌  شكوفايي‌ استعدادهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌.

 4ـ تثبیت  درآمدهاي‌ روستايي‌ و شهري‌ و كاهش‌ اختلاف‌ بين‌ آنها از طريق‌ تنوع‌ امكانات‌ كار توليدي‌ و به‌ خصوص‌ از طريق‌ اتصال‌ فعاليت‌ها ي‌ كشاورزي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ غير كشاورزي‌، در درون‌ جوامع روستايي‌.

 5ـ استفاده‌ مؤثر از نيروي‌ كار موجود، از طريق‌ هدايت‌ آن‌ به‌ سوي‌ يك‌ توسعه‌ فشرده‌تر منابع‌ طبيعي‌ ناحيه‌ روستا شهر، شامل‌ بهبود توليد كشاورزي‌ پروژه‌هاي‌ حفظ‌ و كنترل‌ منابع‌ آب‌، تأسيسات‌ عمومي‌ روستايي‌، خدمات‌ گسترده‌ روستايي‌ و صنايع‌  تبديلي و تکمیلی‌.

 6ـ اتصال‌ نواحي‌ روستا - شهري‌ به‌ شبكه‌هاي‌ ارتباطي‌ منطقه‌اي‌، از طريق‌ بهبود كانالهاي‌ ارتباطي‌ ميان‌ نواحي‌ روستا - شهري‌ و شهرهاي‌ بزرگتر و از طريق‌ منطقه‌اي‌ كردن‌ خدمات‌ مهمتر و پيچيده‌تر و فعاليت‌هاي‌ پشتيباني‌، كه‌ به‌ پايه‌ جمعيتي‌ بيشتر از يك‌ ناحيه‌ احتياج‌ دارد.

 7ـ طراحي‌ يك‌ نظام‌ مديريتي‌ و برنامه‌ريزي‌ كه‌ با ويژگيهاي‌ مناطق‌ متناسب‌ باشد و دست‌ مردم‌ محل‌ را براي‌ تعيين‌ اولويت‌ها و اجراي‌ برنامه‌ها باز بگذارد (تعویض قدرت تصمیم گیری به نواحی روستایی).

 8ـ فراهم‌ ساختن‌ منابع‌ مالي‌ براي‌ توسعه‌ روستا از طريق‌ 1- تضمين‌ سرمايه‌گذاري‌ اكثر پس‌اندازهاي‌ محلي‌ در همان‌ ناحيه‌، 2- ایجاد نظام کار به جای مالیات برای هر عضو بالغ اجتماع ،3- انتقال‌ اعتبارات‌ توسعه‌ از مراكز شهري‌ و نواحي‌ صنعتي‌ به‌ روستاشهرها، و4- تغيير شرايط‌ نامساعد داد و ستد بين‌ جمعيت‌هاي‌ روستايي‌ و شهري‌ به‌ نفع‌ روستائيان‌(ص 59-60-61).

 

ناحیه روستا شهری:

 در ناحيه‌ روستا - شهري‌ مانند شهر سنتي‌ اندازه‌ يا تراكم‌ معيّني‌ در آن‌ نقش‌ بازي‌ مي‌كند، خدمات‌ و وسايل‌ رفاهي‌ در خور مقياس‌ خويش‌ دارد كه‌ بر وضع‌ موجود سطح‌ توسعه‌ فرهنگي‌ واقتصادي‌ آن‌ انطباق‌ است‌. مقدار زيادي‌ اشتغال‌ غيركشاورزي‌ دارد و داراي‌ اختيارات‌ خودگرداني‌ مي‌باشد. به‌ اين‌ معني‌ نواحي‌ روستا - شهري‌ را مي‌توان‌ به‌ طور حقيقي‌، شهرهاي‌ كشاورزي‌ (يا شهرهاي‌ واقع‌ بر كشتزارها) ناميد كه‌ از لحاظ‌ جمعيت‌ در جدول‌ توزيع‌ شهرهاي‌ كشورها برحسب‌ اندازه‌ در وسط‌ قرار مي‌گيرد(ص 61-62)..

نواحی روستا شهری را می توان به صورت نواحی روستایی تعریف کرد که تراکم موثر آنه، اقلاً 200 نفر در کیلومتر مربع است . شهری با 10 تا 50 هزار نفر جمعیت را می توان به طور طبیعی روستا شهر در درون ناحیه یافت و مرزهای ناحیه را می توان محدوده ای به شعاع قابل رفت و آمد 5 تا 10 کیلومتر(یک ساعت راه با دوچرخه)دانستچنین ابعادی ، جمعیتی از 50 تا 150هزار نفر را می تواند در برگیرد، که اکثریت آنها در اغاز به کشاورزی مشغولند.(ص62)

 نواحي‌ روستا - شهري‌، ممكن‌ است‌ در اطراف‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ و در حال‌ رشد (مراكز كلان‌ شهري‌) شكل‌ بگيرند. اين‌ راهبرد می کوشد تا شهر به روستا ببرد، روستا نیز می تواند به شهر آورده شود(مزرعه در شهر). به بیانی دیگر ، یک مدل تغییر یافته روستاشهری را ، می توان برای تغییر ساخت شکل کنونی شهرهای برزگ از طریق تبدیل نواحی ساخته شده شهری به کشتزارهاو مزارع شهری به کار بست(ص 62).

مسائل اجرای راهبرد در آسیا:

در طرح عملی این راهبرد ، اصلاحات ارضی ، نخستین و اساسی ترین گام است . رابطه بین توسعه روستا شهر و اصلاحات ارضی به شرح ذیل خلاصه می شود:

1-    توزیع زمین و ثروتهای دیگر در بین اعضای هر ناحیه روستاشهر

2-    تغیییر جریان منابع از شهرهای بزرگ  به روستاشهرها و سرمایه گذاری از محل منافع فعالیتهای محلی به خصوص اجاره بها مالکان غایب در ناحیه روستاشهر ، تا بهره مری افزایش یابد و محیط مناسبی برای رشد اقتصادی پایدار پدید آید.

3-    تعیین حداقل و حداکثر بهره برداری ها تا منابع آب وخاک با بهره دهی بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.

4-    تعدیل مالکیت زمین(ص 63)

 

 

 

1- فريد من‌، جان‌ و داگلاس‌، مايك‌، توسعة‌ روستا ـ شهري‌ ـ ترجمه‌ عزير كياوند، سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌، تهران‌، 1363.


+ نوشته شده در  91/12/24ساعت 8:11  توسط ابوالفضل مددی  | 

نظريه‌ قطب‌ رشد

نظريه‌ قطب‌ رشد

 اين‌ نظريه‌ كه‌ ابتدا توسط‌ «فرانسواپرو» مطرح‌ شد ، عمدتاً با صنعت‌ سروكار دارد. وي‌ معتقد بود كه‌ جوهر و اصل توسعه‌ صنعتي‌ به‌ يكباره‌ و در همه‌ جا ظاهر نخواهد شد، بلكه‌ ابتدا در كانونهايي‌ با شدتهايي‌ مختلف‌ ظاهر شده‌ و از طريق‌ مسيرهايي‌ در نقاط‌ معيّني‌ آغاز و پخش‌ مي‌شود، اين‌ كانون‌ را وي‌ قطب‌ رشد خواند[1].

بودیل" قطب‌ رشد را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ مجموعه‌اي‌ از صنايع‌ تعريف‌ كرد كه‌ در يك‌ ناحية‌ شهري‌ واقع‌ شده‌ و باعث‌ توسعه‌ بيشتر فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ در ناحيه‌ حوزه‌ نفوذ خود مي‌شود." نظريه‌ قطب‌ رشد همانند نظريه‌ مكان‌ مركزي‌ هم‌ براي‌ درك‌ ساختار يك‌ منطقه‌ و هم‌ به‌ عنوان‌ چارچوبي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ تغييرات‌ اين‌ ساختار و همچنين‌ به‌ عنوان‌ يك‌ استراتژي‌ براي‌ توسعه‌ منطقه‌اي‌ بكار رفته‌ است.[2]

‌مفاهيم‌ اصلي‌ نظریه : مفاهیم اصلی این نظریه را می ـوان در اثار پرو، بودیل ، هنس ، هرمانس ، هیرشمن و میردال یافت.

مفهوم‌ فضاي‌ اقتصادي‌

 «پرو» براي‌ گريز از محدودكنندگي‌ واقعيات‌ جغرافيايي‌، فضاي‌ اقتصادي‌ را به‌ عنوان‌ ميدان‌ عمل‌ جريانهاي‌ اقتصادي‌ و بطور مستقل‌ از بستر جغرافيايي‌ آنها تعريف‌ كرد، يعني‌ به‌ جاي‌ فضاي‌ جغرافيايي که از کوهها ، دشتها ، جاده ها ، شهر و روستا تشکیل شده بود ‌، وي‌ ميدان‌ نيرويي‌ را تصور كرد كه‌ داراي‌ مراكز، كانونها و قطب‌هايي‌ مي‌باشد كه‌ از آن‌ نيروهاي‌ گريز از مركز منتشر شده‌ و نيروهاي‌ جذب‌ مركز به‌ آن‌ وارد مي‌گردد كه‌ مي‌توان‌ آنها را به‌ صورت‌ بردارهايي‌ نشان‌ داد. اين‌ نيروها در واقع‌ جريانات‌ اقتصادي‌ هستند مانند جريان‌ نيروي‌ كار،جريان‌ حمل‌ مواد اوليه‌، جريان‌ سرمايه‌ و حتي‌ مي‌تواند جريانهاي‌ اجتماعي‌ مانند حركت‌ دانشجويان‌ براي‌ تحصيل‌، جريان‌ خدمات‌ پزشكي‌، جريان‌ اطلاعات‌، جريان‌ نوآوري‌ و ابتكار و جريان‌ مراجعه‌ به‌ مراكز فرهنگي‌ باشد. وي‌ تصريح‌ مي‌كند كه‌ منظور او از قطب‌ رشد كانون‌ اين‌ نيروها نيست‌، بلكه‌ مركزيت‌ رفت‌ و برگشت‌ جريانهاي‌ اقتصادي‌ است‌، قطب‌ رشد او در فضاي‌ اقتصادي‌ و نه‌ در فضاي‌ جغرافيايي‌ قرار دارد. البته‌ «پرو» قبول‌ داشت  كه‌ قطب‌ رشد در فضاي‌ جغرافيايي‌ نيز بروز و عينيت‌ مي‌يابد و قطب‌هاي‌ رشد موجود در نقطه‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ نيز وجود دارند. ولي‌ اين‌ مفهوم‌ بيشتر توسط‌ بودويل‌ گسترش‌ يافت‌ تا ابعاد جغرافيايي‌ را نيز دربرگيرد[3].

 ولي‌ همانگونه‌ كه‌ گليسن‌ می گوید ، مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ قطب‌ رشد كانون‌ انتشار جريانهاي‌ اقتصادي‌ كه‌ بعداً از طريق‌ مسيرهاي‌ رشد در كل‌ منطقه‌ پخش‌ مي‌شود، اما نقطه‌ جغرافيايي‌ واحد و معيّني‌ ندارد و مركز رشد يعني‌ مكان‌ جغرافيايي‌ معيّني‌ كه‌ محل‌ استقرار اين‌ كانون‌ انتشار جريانهاي‌ اقتصادي‌ رشدزا است‌ و اين‌ يكي‌ از تمايزات‌ بين‌ دو مفهوم‌ قطب‌ رشد و مركز رشد است[4]‌.

 مفهوم‌ قطبش‌

 رشد سريع‌ صنايع‌ پيشاهنگ‌، قطبي‌ شدن‌ ساير واحدهاي‌ اقتصادي‌ در قطب‌ رشد را بوجود مي‌آورد. يعني‌ به‌ همان‌ شكلي‌ كه‌ وارد كردن‌ يك‌ آهن‌ربا در بار ميدان‌ مغناطيسي‌ همه‌ مولكولها را به‌ سمت‌ خود جهت‌ مي‌دهد، قطب‌ رشد نيز همه‌ جريانهاي‌ اقتصادي‌ را در راستاي‌ قطب‌ رشد قرار مي‌دهد. اين‌ قطبي‌ شدن‌ اقتصادي‌ ناگزير به‌ قطبي‌ شدن‌ جغرافيايي‌ و جريان‌ يافتن‌ منابع‌ و تمركز فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ در تعداد محدودي‌ از مراكز در درون‌ يك‌ منطقه‌ منجر مي‌شود، به‌ همين‌ جهت‌ در برنامه‌ريزي‌ منطقه‌اي‌ از منطقه‌ قطبي‌  يا منطقه‌ كاركردي‌ و يا منطقه‌ گره‌دار سخن‌ مي‌رود منظور از آن‌ ناحيه‌اي‌ است‌ كه‌ درجه‌اي‌ از وحدت‌ از نظر كاركرد اقتصادي‌ و وابستگي‌ متقابل‌ اقتصادي‌ از خود نشان‌ مي‌دهد. منطقه‌ قطبي‌ شده‌ از واحدهاي‌ نامتجانس‌ مثل‌ شهرهاي‌ بزرگ‌، شهرهاي‌ كوچك‌ و روستاهايي‌ كه‌ از نظر كاركرد اقتصادي‌ با هم‌ در ارتباطند، تشكيل‌ شده‌ است‌. رابطه‌ كاركردي‌ معمولاً به‌ شكل‌ جريانهاي‌ اقتصادي‌ - اجتماعي‌ مثل‌ جريان‌ مواد اوليه‌، نهاده‌ها و ستانده‌ها، سفر به‌ محل‌ كار، سفر به‌ مراكز خريد، حركت‌ به‌ مركز اشتغال‌، سفر براي‌ خدمات‌ اجتماعي‌ و... مشخص‌ مي‌شود .ايجاد يك‌ قطب‌ رشد و يا استقرار يك‌ مركز رشد در ناحيه‌اي‌ معيّن‌ به‌ علت‌ صرفه‌جوئيهايي‌ كه‌ مي‌كند اثري‌ بوجود مي‌آورد كه‌ به‌ آن‌ اثر قطبي‌  شدن‌ مي‌گويند. اين‌ اثر بدين‌ترتيب‌ عمل‌ مي‌كند كه‌ فعاليت‌ها، نيروي‌ انساني‌ و خدمات‌ را به‌ قطب‌ رشد جذب‌ مي‌كند و باعث‌ رشد سريع‌ آن‌ مي‌گردد، حتي‌ وقتي‌ علت‌ وجودي‌ اين‌ نوع‌ استقرار نيز از بين‌ مي‌رود، مدتهانيز اين‌ مراكز به‌ خاطر وجود صرفه‌جوئيهاي‌ اقتصادي‌ باقي‌ مي‌مانند. از قطبي‌ شدن‌ فقط‌ تأثيرات‌ اقتصادي‌ باقي‌ نمي‌ماند، با توجه‌ به‌ اينكه‌ در پهنه‌  جغرافيايي‌ و ساخت‌ كالبدي‌ منطقه‌ اثر مي‌كند، آثار اجتماعي‌، فرهنگي‌ و رواني‌ نيز به‌ همراه‌ دارد[5].

مفهوم اثر پخش‌:

 اثر پخش‌ يعني‌ اينكه‌ بمرور زمان‌ ويژگيهاي‌ پيشاهنگي‌ قطب‌ رشد، همچون‌ موجي‌ در فضاي‌ اطراف‌ پخش‌ مي‌گردد تا سرتاسر منطقه‌ را دربرگيرد. شايد بتوان‌ گفت‌ كه‌ اثر پخش‌ مهمترين‌ جنبه‌ اين‌ تئوري‌ است‌. به‌ نظر منطقي‌ مي‌رسد كه‌ پس‌ از اينكه‌ منابع‌ و امكانات‌ در اثر قطبي‌ شدن‌ به‌ مركز جذب‌ شدند، با گذشت‌ زمان‌ اين‌ منابع‌ شروع‌ به‌ پخش‌ شدن‌ در فضاي‌ اطراف‌ نمايند. ولي‌ اثبات‌ اين‌ قسمت‌ از تئوري‌ در عمل‌ دشوارتر بوده‌ و به رغم استدلالهایی که شده ، مطالعات‌ تجربي‌ نتوانسته‌اند نشان‌ دهند كه‌ واقعاً رشد از مركز به‌ خارج‌ از آن‌ گسترش‌ مي‌يابد[6].

مطالعات تجربی :

-        ویدانیکو لاس در مطالعه ای کوشیده ، اثر پخش قطب رشد آتلانتا را ، روی بقیه نواحی ایالت به نسبت عقب مانده جورجیا در ایالات متحده امریکا بسنجد ، مشاهدات او نشان داد که تغییر میانه درآمد ، طی یک دوره دهساله ، شامل یک افزایش کلی در سطح منطقه که با افزایش اشتغال کل همبستگی دارد، وهمچنین ، یک افزایش جزئی در حومه آتلانتا و سایر شهرهای برزگ منطقه است .این افزایش دوم متعلق به اثر قطب رشد آتلانتا تشخیص داده شده که در درجه اول ، در سایر شهرهای منطقه و نواحی روستایی ، پیرامون قطب رشد دیده شده و در درجه بعد ، در سایر نواحی دیده شده است.

-        مطالعه هه گراستراند ، همین نکته را تاکید نموده و پیشنهاد کرد برای اینکه اثر پخش به خوبی واقع شود ، علاوه بر قطب های رشد در نقاط بین قطبها نیز ، رشد از طریق سرمایه گذاری و برنامه ریزی القا شود.

-        مازلي‌» در مورد تأثيرات‌ قطب‌ رشد بر نقاط‌ روستايي‌ «آنجلياي‌ شرقي‌» نشان‌ داد كه‌ اثر پخش‌  در واقع‌ وجود ندارد بي‌صرفه‌گيهاي‌ منطقه‌ ثروتمند ممكن‌ است‌ اثر خود را از دست‌ بدهد، چه‌ به‌ دليل‌ اقتصادي‌ و چه‌ به‌ دليل‌ روانشناسي‌ اجتماعي‌. در نتيجه‌ تفاوتهاي‌ بين‌ مناطق‌ و درون‌ منطقه‌ آنطور كه‌ در فرض‌ اثر پخش‌ ادعا مي‌شود خود اصلاح‌كننده‌ نباشد. حداقل‌ در كوتاه‌ مدت‌ و حتي‌ اگر در يك‌ دورة‌ طولاني‌ نوعي‌ همگرايي‌ امكان‌پذير باشد و دشواري‌ و مشكلاتي‌ كه‌ ناحيه‌ فقيرتر بايد تحمل‌ كند تا زمان‌ پخش‌ اثرات‌ رشد برسد، ممكن‌ است‌ نوعي‌ دخالت‌ در منطقه‌ فقير را الزام‌آور سازد. بهرحال‌ حداقل‌ در كوتاه‌ مدت‌ قطب‌ رشد منجر به‌ عدم‌ تعادل‌ در منطقه‌ مي‌شود. اين‌ عدم‌ تعادل‌ ممكن‌ است‌ از نظر سياسي‌ و اجتماعي‌ براي‌ برخي‌ نواحي‌ غيرقابل‌ قبول‌ باشد[7].

  محدوديت‌هاي‌ قطبش‌

 اثر قطبش‌ بطور نامحدود ادامه‌ نمي‌يابد، بلكه‌ داراي‌ محدوديت‌ است‌ اولاً صنعت‌ پيشاهنگ‌  ممكن‌ است‌ رو به‌ زوال‌ برود، به‌ دلايل‌ اقتصادي‌ و تكنولوژيكي‌ ویا سایر دلایل، ثانياً در مراحلي‌ از  رشد امكان‌ بسيار دارد كه‌ بي‌صرفه‌گيهاي‌ مقياس از منافع‌ تجمع‌ پيشي‌ گيرد[8]. لائوسن‌ محدوديت‌ ديگري‌ براي‌ قطبي‌ شدن‌ مطرح‌ مي‌كند و آن‌ تمايل‌ صنايع‌ جديد به‌ داشتن‌ كارخانه‌هاي‌ متعدد و پخش‌ آن‌ در نقاط‌ مختلف‌ مي‌باشد كه‌ از اهميت‌ صرفه‌جوئيهاي‌ تجمع‌ و تمركز مي‌كاهد[9].

نقد نظريه‌ قطب‌ رشد:

 هر چند كه‌ مفاهيم‌ قطب‌ رشد بطور شهودي‌ جذابيت‌ و در مجموع‌ تصوير جالبي‌ از رشد منطقه‌اي‌ ارائه‌ مي‌دهند، اما واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ نه‌ اساس‌ تئوريكي‌ قوي‌ دارد و نه‌ بنيادتجربي‌ و عملي‌ محكم‌، اگر بخواهيم‌ از اين‌ نظريه‌ به‌ عنوان‌ استراتژي‌ توسعه‌ استفاده‌ كنيم‌ با مشكلات‌ زيادي‌ مواجه‌ خواهيم‌ بود:

 1ـ خطر تأكيد بيش‌ از حد بر صنايع‌ پيشاهنگ‌ بزرگ‌ (فرض‌ کنید كه‌ اين‌ صنعت‌ پيشاهنگ‌ زوال‌ يابد آنوقت‌ ما با يك‌ منطقه‌ مسئله‌دار روبرو خواهيم‌ بود كه‌ روزي‌ قطب‌ رشدي‌ بوده‌ است‌ بسیاری از مناط مسئله دار امروز، قطبهای رشد دیروز هستند).

 2ـ فرآيند قطبي‌ شدن‌ بخاطر بي‌صرفه‌گي‌ تجمع ناشی  از مقياس و بی دوامی بنگاهها ‌، محدود است‌.

 3ـ بين‌ اثر جذب‌ و اثرپخش‌ نمي‌توان‌ هيچ‌ تعادلي‌ را تضمين‌ كرد. در عمل‌ همواره‌ اثر جذب‌ بسيار قوي‌تر از اثر پخش‌ بوده‌ است‌.

 با اين‌ وجود نظريه‌ قطب‌ رشد بعنوان‌ مكملي‌ براي‌ نظريه‌ مكان‌ مركزي‌ و به‌ عنوان‌ چارچوبي‌ براي‌ درك‌ ساختار مناطق‌ اهميت‌ دارد. مفاهيمي‌ كه‌ مطرح‌ مي‌كند به‌ ما درك‌ جالبي‌ از مسائل‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ و برنامه‌ريزي‌ منطقه‌اي‌ مي‌دهد. اهميت‌ مجتمع‌هاي‌ صنعتي‌ پيشاهنگ‌ رشد قطبي‌ شده‌، صرفه‌جوئيهاي‌ تجمع‌ و تراوش‌ رشد را يادآوري‌ مي‌كند و فهميدن‌ درك‌ آن‌ راهنماي‌ مناسبي‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ خواهد بود[10].

 نارسائی های قطب رشد

1-    اجرای قطب رشد با ابزار بخشی و در خدمت برنامه ریزی ملی به جای استفاده از ابزار فضایی و در خدمت برنامه ریزی منطقه ای

2-    عدم پیوند نظام یافته برنامه ریزی قطب رشد با سطوح بالاتر و پایین تر

3-    منطبق نکردن قطب رشد با شرایط بومی و در پیوند ارگانیک با منطقه اش

4-    عدم هماهنگی سیاست قطب رشد با دیگر سیاستها ، از جمله در کنار مشوق های قطب ، بازدارنده ها در دیگر نواحی ، بویژه شهر اصلی در نظر گرفته نشده و به تضعیف قطب رشد انجامیده است.

5-    تعداد قطب های رشد اعلام شده بیش از واقعیات و کارآیی اقتصادی و بااهداف سیاسی و عدالت فضایی بوده و تعهدی قوی و استمرار سیاستها را به دنبال نداشته است [11].

نارسایی دیگر مطرح شده در ابعاد نظری و عملی

1-    عدم انتشارات فضایی رشد به دیگر فضاها

2-    عدم تبدیل رشد به توسعه راستین

3-    حداقل اشتغال زایی صنایع پیشاهنگ بعلت استفاده از فن آوری و سرمایه بر

4-    عدم ایجاد تحرک در فعالیتهای محلی

5-    عدم تحقق انتقال فن آوری

6-    انتقال ارزش افزوده به دست امده به خارج از منطقه

7-    عدم توجه به اقتصاد سیاسی و نقش شرکتهای فراملیتی در توسعه برونزا

8-    این چنین جزایر رشد در دریای عق ماندگی به طور مسلم توسعه قلمداد نمی شود حتی گفته می شود که نقش اشاعه الگوی مصرفی آنها بر برقراری الگوی تولید نوین آنها می چربد و گسترش فضای حاشیه ای و عقب مانده را سبب می شود .[12]

9-    ناكامي‌ در توزیع اثرات‌ رشد حاصله از قطبش به نواحي‌ پيرامون

10-ناتواني‌ دولت‌ها در ايجاد تاسیسات زيربنايي‌ مورد نیاز در نواحی پیرامون قطبش

11-عدم توجه به زیر ساخت ها و تاسیسات در ایجاد مراکز رشد (مراکز قطب رشد)

نظرات مدافعان قطب رشد:

1-    تحقق قطب رشد به 25 سال نیاز دارد

2-    بزرگ شدن بیش از اندازه شهرها بیماری نیست

3-    هدایت صحیح توزیع رشد در فضای گسترده

 



[1] - اجلالي‌، پرويز،تحليل‌ منطقه‌اي‌ و سطح‌ بندي‌ سكونتگاهها، 1370، ص‌ 32

[2]- مأخذ پيشين‌، ص‌33

[3] - مأخذ پيشين‌، صص 35-34

[4] - مأخذ پيشين‌، ص 35

[5] - مأخذ پيشين‌، صص 39-38

[6] - مأخذ پيشين‌، ص 43

[7] - مأخذ پيشين‌، ص 44

[8] - مأخذ پيشين‌، ص 40

[9] - مأخذ پيشين‌، ص 43

[10] - مأخذ پيشين‌، صص45-44

[11] - صرافی‌، مظفر،مبانی برنامه ریزی توسعه منطقه ای،1377، ص‌ 117

[12] - مأخذ پيشين‌، صص 116-115

+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 11:24  توسط ابوالفضل مددی  | 

سیستم اداری روستا روستای غریبدوست

سیستم اداری روستا

 در قدیم الایام عده ی قلیلی از اهالی مالک اراضی بوده اند و مابقی یا رعیت یا اجاره دار آنها محسوب می  شدند و افرادی که مالک بودند می توانستند کدخدا باشند.مشکلات قضایی مردم از طریق خانه های انصاف که کدخدا در حکم رئیس آنها بود حل می شد و یا به مراجع بالاتر و از جمله نزدیکترین پاسگاه ارجاع داده می شد.تفاوت سیستم اداری – سیاسی قبل و بعد از انقلاب در نحوه ی اداره ی روستاست که از حالت کدخدایی به حالت شورایی درآمده است. شورا به عنوان عامل اجرایی روستا و انجمن اسلامی به عنوان عامل سیاسی مذهبی این روستا می باشد.معمولا" اعضای شورای محل مرکب از 5 نفر بودند که 3 نفر از آنها اعضای اصلی و دو نفر علی البدل بودند و عمدتا" توسط بخشداری انتخاب می شد و در سیستم انتخابی 78-77 شورای محل ترکیبی از 5 عضو اصلی و 2 عضو علی البدل می باشند که با رای مردم انتخاب و زیر نظر بخشداری  و دهداری مشغول فعالیت هستند.

چشمه های روستا

چشمه های روستا نیز از ارتفاعات اطراف آبگیری می کنند  و در داخل روستا مورد استفاده است عبارتند از چشمه نصیر بلاغی در وسط روستا و داش بلاغی در شمال روستا درانتهای آن قرار دارد متاسفانه یکی از چشمه های خوب روستا چشمه حسنعلی چمنی بود که آب آن بهترین و با کیفیت ترین آب منطقه بود که خشک شده است و چشمه های دیگری که  در پایین دستها و در اطراف دره ها می باشد. این چشمه ها یا خشک شده اند و یا در حال خشک شدن می باشند.

منابع آب روستا

 

·         منابع آب روستا از دو حالت شرب و کشاورزی و همچنین سطحی و زیر زمینی قابل بررسی اند. با آنکه کلیه آب روستا و اطراف آن از کیفیت نسبتا"  بالایی  در منطقه برخوردارند اما روستاییان عمدتا" به مصرف آب با کیفیت بالاتر راغب بوده اند. آب شرب روستاییان عمدتا" آب چشمه بوده است و وجود چشمه ها و پرآبی آنها  ونیز کیفیت بالای آب چشمه ها برای اهالی رضایت بخش بوده است. بعدها به حفر چاهها در داخل خانه روی آوردند . برای تامین آب حمام روستااز چاه استفاده می کنند . همچنین از قدیم الایام  تاکنون عمده ی تامین آب مصارف کشاورزی و بخصوص زمینهای آبی , نهرها , دره ها و رودخانه ها بوده اند.  . با ورود انواع لوازم کشاورزی و از جمله موتور پمپهای متنوع کشت دیم و باغات با حفر چاههای نیمه عمیق و لوله کشی (دائم و موقت ) آبیاری می شوند.

 کشاورزی

 شغل اصلی مردم روستا کشاورزی است که این مهم به عنوان شغل اول و بعضا" به عنوان شغل دوم اهالی مطرح است.بر اساس آمار و اطلاعات نسبتا" دقیقی که از اهالی اخذ گردیده است حدودا" مقدار ۰۰۰ هکتار زمین دیم و ۰۰۰هکتارزمین آبی در اختیار آنها قرار دارد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/03/22ساعت 11:31  توسط ابوالفضل مددی  | 

کار آفرینی و نقش آن در توسعه پایدارروستاهای ایران

چکیده

 

توسعه‌ي روستايي از جمله مباحث مهم در توسعه هر كشور به حساب مي‎آيد و اولويت آن در برنامه‎هاي توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسيار مهم و اساسي مي‎باشد و در صورت عدم توجه به فضاهاي روستايي ، بي توجهي يا كم‎توجهيبه توان و امكانات توليدي نواحي روستايي و نيروي انساني پرتوان روستا ، نتيجه‎اي جز تخريب و نابودي روستاها و گسترش مشكلات و مسايل شهري نخواهد داشت. زيرا ريشه تمامي مشكلات و مسائل عقب ماندگي مثل فقر گسترده، نابرابري در حال رشد، رشد سريع جمعيت و بيكاري فزاينده، در مناطق روستايي قرار دارد( تودارو، 1364، 255).در برنامه ‎هاي توسعه بايد به جايگاه والاي روستا توجه كامل شود، چرا كه اگر قرار است توسعه‎اي انجام گيرد و مستمر و تداوم داشته باشد، و محور توسعه روستاها بطور سنتی کشاورزی تعریف نشود، زیرا روستاهای ایران  محدودیت آب و خاک و پیری جمعیت مواجه هستند و این عوامل در بیشترروستاهای ایران ، باعث رکود اقتصادی شده و توسعه کشاورزی به توسعه پایدار همه روستاهای منتج نشده است.بنابراین برنامه های توسعه روستایی ،بايد به‎طور اعم از بخش كشاورزي و به‎طور اخص از مناطق روستايي آغاز شود.بر اين پايه‌ي فكري و تجربي است كه اندیشمندان توسعه  معتقدند بدون توسعه‌ي روستايي و كشاورزي ، توسعه پایداروجود نخواهد شد و جوامع روستایی ، دير يا زود دچار فقر گسترده و نابرابري اقتصادی در کسب فرصتهای زندگی مادی و با نا ‎پايداری توسعه  در تامين رفاه اجتماعي در همه‌ي سطوح، بهبود شرايط زندگي و برخورداري از بالاترين استاندارهاي علمي و معنوی خواهند شد.

      براي نيل به اهداف توسعه‌ي پايدار با توجه به رشد روزافزون جمعيت در جوامع شهري و روستايي، امروزه روستاها محیط مناسبی برای رشد بخش‌های غیرکشاورزی و فعالیت شرکت‌های تولیدی و خدماتی شناخته شده است این موضوع در واقع نوعی حرکت از کسب ‌وکارهای مبتنی بر منابع طبیعی به سمت کسب ‌وکارهای مبتنی بر دانش است. وضعیت جامعه روستایی ایران نشان می دهد که با افزایش سطح سواد ، دانش و مهارت‌های علمی و عملی، گرایش به اشتغال در بخش‌های سنتی اقتصاد کمتر شده و میل برای اشتغال در بخش های مدرن و خدماتی بیشتر است. این در حالی است که روستاهای ایران نیز همچون شهرها، مملو از فرصتهای جدید و کشف نشده هستند که کشف و بهره برداری به موقع از این فرصت‌ها و ایجاد کسب و کارهای جدید و رقابت پذیر می تواند مزایای اقتصادی چشمگیری به همراه آورد. در این مقاله سعی شده است با بررسی ویژگی‌های جامعه روستایی ایران و گرایش های موجود و در حال شکل گیری، زمینه ها و فرصت‌های جدید اشتغال احصاء و راهکارهای توسعه و بالفعل شدن آنها با استفاده از توان و نیروی تخصصی جدید پیشنهاد گردد.همچنین موانع جدي و عمده  سرمایه گذاری ها در راه تحقق اهداف توسعه در بخش كشاورزي و روستايي مورد بررسی قرار گیرد ، نهايتاً اينكه براي رسيدن به توسعه خود اتكاء، درونزا و از همه مهم تر، توسعه  پایدار ، تسهيل و تسريع در جلب و توسعه سرمایه گذاری ها ، با توجه به ویژگی‌های جمعیتی روستاهای ایران و تحول اتفاق افتاده در کیفیت نیروها، بویژه با توسعه آموزش عالی، در کنار مشاغل سنتی، راهکارهای ایجاد مشاغل جدید و مدرن و رقابت پذیر متناسب با شرایط مورد بررسی و تبیین قرار گیرد و در نهایت با توجه به ظرفیت‌ها و ویژگی‌های جدید جمعیتی، و گام های برای تحقق این مشاغل برداشت شود.

کلید واژه : روستا ، کارآفرینی ، کارآفرینی روستایی ، توسعه پایدار روستایی

 

+ نوشته شده در  91/03/22ساعت 11:22  توسط ابوالفضل مددی  | 

نظرية‌ سيستمها:

نظرية‌ سيستمها:

 در 20 سال‌ گذشته‌، نوشته‌ها و تحقيقات‌ جغرافيايي‌، بيشتر روي‌ تحليل‌ سيستمي‌ در داخل‌ موضوعات‌ جغرافيايي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. در نتيجه‌ اين‌ تحقيقات‌، دانش‌ جغرافيا به‌ مسيرهاي‌ كاملاً علمي‌ كشيده‌ شد و به‌ تكامل‌ در ميان‌ ساير شاخه‌هاي‌ علوم‌ دست‌ يافت‌. تا آنجا كه‌ ديويد هاروي‌ به‌ حق‌ مي‌گويد كه‌ مفهوم‌ سيستم‌ مطلقاً اساس‌ درك‌ ما از تبيين‌ در جغرافيا مي‌باشد.

 هر چند كه‌ مفاهيم‌ «برخورد سيستمي‌»، «تفكرات‌ سيستمي‌»، «تحليل‌ سيستمي‌» و «نظريه‌ سيستمي‌» به‌ وسيلة‌ محققان‌ و جغرافيدانان‌ بطور گوناگون‌ و گاهي‌ مبهم‌ بكار گرفته‌ شده‌ است‌، امّا در نهايت‌ «تحليل‌ سيستمي‌» در تبيين‌ جغرافيا، اين‌ دانش‌ كهن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ دانش‌ كاملاً علمي‌ و شايد ممتاز ميان‌ همه‌ علوم‌ محيط‌ زيست‌ قرار داده‌ است‌.

مفهوم تحلیل سیستمی، یک مسیر تازه ای در علوم نمی باشد. از سالیان دراز، تیوتون در مورد سیستم خورشیدی ، اقتصادانان در زمینه سیستم های اقتصادی ، بیولوژیستها در باره سیستم های زنده و گیاهی و بالاخرهء جغرافی دانان از بدو تولد دانش جغرافیا ، روی سیستم های مکانی ناخیه ای تاکیده کرده اند.     

 در علم‌ جغرافيا نظريه‌ سیستم ها ابتدا بوسيلة‌ «ويليام‌ وارنتز» مطرح‌ شده‌ است‌، و ويليام‌ وارنتز دانش‌ جغرافيا را كاملاً يك‌ دانش‌ تحليلي‌، فلسفي‌ و علمي‌ معرفي‌ مي‌كند. بر اين‌ مبنا، مفهوم‌ تحليل‌ سيستمهاي‌ فضاي‌ زندگي‌ عبارت‌ است‌ از:

 1- قوانين‌ معيني‌ بر همه‌ پديده‌هاي‌ طبيعي‌ و انساني‌ حاكميت‌ دارد و جغرافيا نيز نمي‌تواند در جدايي‌ از ساير علوم‌ ادامه‌ حيات‌ دهد.

 2- مراد ما از سيستمهاي‌ عمومي‌ فضاي‌ زندگي‌، هم‌ شامل‌ سيستمهاي‌ فضاي‌ اشغال‌ شده‌ به‌ وسيله‌ انسان‌ و هم‌ سيستمهاي‌ فلسفي‌ است‌ كه‌ عهده‌ دار سازمان‌ فضايي‌ است‌.

خصیصه های عمدۀ هر سیستم را می توان به این شرح خلاصه کرد: 

الف) کلیت: که ازخصیصه های اصلی هر سیستم است با خود صفت عمده ای به همراه دارد. این صفت سلسله مراتب است. سیستم ها همواره از رده بندی ساختی و یا رفتاری برخوردارند. به این معنی که عناصر سیستم ها در سطوحی از فرم یا عملکرد واقع می باشند، هریک ازاین سطوح خود سیستم کاملی است که همچون عنصری برای کل سیستم عمل می کند و نیز هر مرتبه ازاین سلسله مراتب نمایشگر عنصری از مرتبۀ بالاتروسیستمی نسبت به مرتبه پایین ترازخودش می باشد. نظربعضی ازمحققين سیستمی بر آن است که تبیین یک سیستم را حداقل بایستی ازسه دیدگاه و در سه سطح متفاوت انجام داد:  
1- از نقطه نظر جامدیت و کلیت خارجی سیستم و خواص مربوط به آن.      
2- از نقطه نظر ساختمان داخلی سیستم و سهمی که عناصرش در تشکیل و کلیت بخشیدن به سیستم دارند .
3- از دیدگاه تفسیر یک سیستم به عنوان عنصری سیستمی از یک سیستم  بزرگ تر.
ب) عنصر:
مراد از عنصر کوچک ترین واحد سیستم که قادر به اجرای یک کارکرد (نقش)نسبتاً مستقل باشد . این ویژگی کارکردی عناصر،بیانگر فعال بودن همۀ عناصر در درون سیستم است.
ج) ارتباط:
از مشخصات اصلی سیستم ، ارتباط میان عناصر آن است ،عاملی که  بیش ازوسعت سیستم اهمیت دارد. پس تعادل و توازن سیستم به عناصرتشکیل  دهندۀ آن بستگی خواهد داشت.

به طور کلی سیستم عبارت است ازمجموعه ای ازعناصر که بر یکدیگر تأثیرات متقابل دارند . تغییر هر یک از عناصر سیستم ،بر سایر عناصر سیستم تأثیرمی گذارند و موجب تغییرات در کل سیستم می شود. بدین سان که در تحلیل مفهوم سیستم اصول مهم آن کلیت و سلسله مراتب است که حاکی از برتری سیستم به عنوان یک کل بر عناصرش می باشد.

سیستمهای جغرافیایی ومفاهیم پس خورندگی:       
اگردریک سیستم متشکل ازعلت و معلول ، معلول به نوبه خود روی علت اثر بگذارد حلقۀ پس خوراندگی تشکیل می شود. پس خوراندگی مثبت اصول علت را تقویت می کند و پس خوراندگی منفی اصول علت را تضعیف می نماید و از طریق این تضعیف سبب تضعیف خود می گردد.  
پسخورندگی در سیستم های باز از عوامل مهم تبادل اطلاعات و کنترل سیستم است. پس خورندگی به طور کلی عبارت از اطلاعاتی است که عملکرد یا بازده یک دستگاه درانتها و یا در جایی از آن مجدداً به ابتدای دستگاه و یا به نقاط دیگری پس فرستاده شود. مکانیسم های کنترل کننده و تنظیم کننده با استفاده از این اطلاعات در می یابند کد سیستم چگونه عمل کرده است. در صورتی که نیازی به تغییر اعمال سیستم باشد براساس آن اطلاعات کنترل های لازم توسط مکانیسم کنترلی اعمال می شود. در رابطه با پدیدۀ پس فرستی یا پس خوراندگی معمولاً دو نوع پس خورندگی مشخص می شود که یکی پس خورندگی مثبت و دیگری پس خورندگی منفی می باشد.   
پس خورندگی مثبت آن چنان پس خورندگی است که دریافت اطلاعات موجود در آن منجر به تقویت جریان ورودی و تحریکات و ادامه رفتار سیستم در وضع کنونی گردد. پس خورندگی منفی از سوی دیگر اطلاعاتی است که به مکانیسم های کنترلی هشدار می دهد که روند عملکرد سیستم در جهت مطلوب نیست و باید از ورود به سیستم یعنی از تحریکات وارد به سیستم کاسته شود.

سيستم‌ و اكوسيستم‌ در جغرافيا:

 در چند دهه‌ گذشته‌ به‌ سبب‌ تحليلهاي‌ علّت‌ و معلولي‌، مفاهيم‌ تحليل‌ سيستمي‌ وارد جغرافيا شد، شايد ميان‌ جغرافي‌ دانان‌ آنهائيكه‌ علم‌ جغرافيا را علم‌ اكولوژي‌ انساني‌ مي‌دانسته‌اند، نظير «هارلن‌ باروز» به‌ تفكرات‌ سيستمي‌ در جغرافيا اعتبار بخشيدند. مراد جغرافيدانان‌ از تحليل‌ سيستمي‌ بيشتر در مفاهيم‌ كلي‌ نگري‌ ناحيه‌اي‌ بيان‌ مي‌شود و يا جغرافيداناني‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ تفسير و تحليل‌ جغرافيايي‌ را در مفاهيم‌ اكوسيستم‌ جستجو مي‌كنند اغلب‌ تحليلهاي‌ سيستمي‌ را در جغرافيا وسعت‌ مي‌دهند.اكو سيستمها از نظر وسعت‌، مشخصات‌، موقتي‌ يا دائمي‌ بودن‌، طبيعي‌ يا كمتر طبيعي‌ بودن‌ تفاوت‌ هايي‌ را نشان‌ مي‌دهد. يك‌ رشتة‌ كوهستاني‌، يك‌ درياچه‌، يك‌ گندم‌ زار، يك‌ ناحيه‌ و يك‌ شهر مي‌تواند يك‌ سيستم‌ و اكوسيستم‌ محسوب‌ شود.

جغرافیای کاربردی و نظریه سیستم ها

 در جغرافيا تحليل‌ سيستمي‌ به‌ عنوان‌ موتور تحقيقات‌ در دو مورد بكار گرفته‌ مي‌شود:

 1- تحليل‌ سيستمهاي‌ طبيعي‌ و انساني‌.

 2- بكارگيري‌ چارچوب‌ سيستمها جهت‌ تحليل‌ موضوعات‌ جغرافيايي‌

 بطور كلي‌ در علم‌ جغرافيا، بيشتر از سيستمهاي‌ باز استفاده‌ مي‌شود، سيستم‌ باز سيستمي‌ است‌ كه‌ در آن‌ اثرات‌ متقابل‌ محيط‌ و سيستم‌ وجود دارد و مبادله‌ انرژي‌ صورت‌ مي‌گيرد، اما سيستم بسته، سيستمي است با مرزهاي معين که درآن هيچگونه مبادله انرژي صورت نمي گيرد. يعني در آن نه جريان ورودي ماده وجود دارد ونه جريان خروجي ماده. در سيستم هاي بسته، تاثيرات متقابل محيط و سيستم ديده نمي شود، در جغرافیا به ندرت می توان یک سیستم بسته پیداکرد.

 تفكرات‌ سيستم‌ باز، توجه‌ به‌ ناهمگن‌ بودن‌ فضاي‌ زندگي‌، بوجود آمدن‌ جدايي‌ گزيني‌ و افزايش‌ تفاوت‌هاي‌ سلسله‌ مراتبي‌ را كه‌ در طول‌ زمان‌ بوقوع‌ مي‌پيوندد، بيشتر مي‌كند. اين‌ مشخصات‌ قبل‌ از همه‌ بيانگر سير تحول‌ اجتماعي‌ و بيولوژيكي‌ است‌. از اين‌ رو مدلهاي‌ سيستم‌ باز از مشخصات‌ ديدگاه‌ كاركردي‌ محسوب‌ مي‌شود.

   جامعه به طور کلي، سيستمي باز است و مانند هر سيستم باز ديگر، با محيط خويش مرتبط مي باشد. ارتباط هر جامعه با محيط علاوه بر ارتباط مادي که در سيستم هاي مادي باز وجود دارد شامل مبادلات اطلاعاتي و کنترلي نيز مي شود. در سيستم هاي اجتماعي، عناصر سيستم نه تنها با محيط خارج مبادلات ماده و انرژي و اطلاعاتي دارند که تبادل مادي و اطلاعاتي در درون سيستم نيز از مشخصات اصلي اين گونه سيستم هاست.

در تحليل‌ سيستمي‌ از مسائل‌ جغرافيايي‌ تأكيد بر نظام‌ و الگوي‌ فضاي‌ زندگي‌ است‌.  اصولاً سيستمهاي‌ جغرافيايي‌ تمايل‌ به‌ تعادل‌ بخشي‌، حفاظت‌ الگوها، انطباق‌ يا خود سازماندهي‌ و از همه‌ مهمتر ساختهاي‌ سلسله‌ مراتبي‌ دارد.

 در يك‌ سيستم‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، هر خرده‌ سيستم‌ كاركرد ويژه‌اي‌ دارد. اما مكان‌ مركزي‌، كاركردهاي‌ مركزي‌ بوجود مي‌آورد. سيستمهاي‌ صنعتي‌ سود توليد مي‌كند، در حكم‌ نهائي‌، موجوديت‌ فقط‌ دلالت‌ بر شرايط‌ ضروري‌ دارد، بنابراين‌ مكان‌ مركزي‌ سيستمهاي‌ صنعتي‌ و حمل‌ و نقل‌ ممكن‌ است‌ به‌ عنوان‌ «سيستمهاي‌ خودپايا» در نظر گرفته‌ شود، آنها تابع‌ تبيين‌ كاركردي‌ مي‌باشند، از طرفي‌ شرط‌ لازم‌ در هر سيستم‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، موضوع‌ نيازها است‌. وحدت‌ فضاي‌ جغرافيايي‌، يك‌ وحدت‌ كاركردي‌ است‌. در اين‌ زمينه‌  ويدال‌ دولابلاش‌ اظهار مي‌دارد: پديده‌هاي‌ جغرافياي‌ انساني‌ به‌ وحدت‌ مكاني‌ وابسته‌ است‌ و وحدت‌ مكاني‌ ناحيه‌اي‌، چيزي‌ جز وحدت‌ كاركردي‌ ميان‌ خرده‌ سيستم‌هاي‌ طبيعي‌ و انساني‌ داخل‌ يك‌ ناحيه‌ و يا يك‌ فضاي‌ زندگي‌ نمي‌باشد.

 سيستم هاي جغرافيايي
   حوضه آبريز رودخانه هاي بزرگ، از حوضه هاي فرعي و کوچک يا سيستم هاي فرعي تشکيل مي شود و سلسله مراتب سيستمي که در نظريه سيستم ها مورد بحث است در اينجا نيز ديده مي شود. در سال 1933، که سازمان دره تنسي امريکا تاسيس گرديده حوضه رودخانه به عنوان يک واحد برنامه ريزي و يا يک اکوسيستم (سيستم اکولوژيکي) در نظر گرفته شد. در اين برنامه ريزي که بعدها در حوضه رودخانه هاي سراسر دنيا به عنوان الگو مورد استفاده قرار گرفت ميزان آب مورد نياز در آبياري، توليد نيروي برق از قدرت آب، کشتيراني و مهار کردن سيلابها همه به صورت پيوسته بهم وتحت يک سازمان کنترل واحد درآمد. يعني واحدهاي حوضه آبريز، به عنوان يک واحد طبيعي فضاي زندگي با کل و کليت و نظام سلسله مراتب سيستمي، در جغرافيا مورد مطالعه است.

سيستمها در رابطه‌ با سكونتگاههاي‌ روستايي‌ و شهري‌:

 براين‌ بري‌ ، جغرافيدان‌ معروف‌ آمريكايي‌، شايد براي‌ اولين‌ بار تئوري‌ سيستمها را در مطالعات‌ شهري‌ بكار گرفت‌. مفهوم‌ سيستم‌ شهري‌ مبني‌ بر وجود مجموعه‌اي‌ از مراكز شهري‌ ـ ناحيه‌اي‌ است‌. در اين‌ نگرش‌ هر شهرك‌ و هر شهر داراي‌ منطقه‌ نفوذي‌ است‌ كه‌ با هم‌ كل‌ منطقه‌ نفوذ را در بر مي‌گيرد. كاركردهاي‌ اقتصادي‌ ميان‌ اين‌ نواحي‌ بر اساس‌ ملاكهاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و سياسي‌ توزيع‌ شده‌ است‌. پاره‌اي‌ از كاركردها در همه‌ جا وجود دارد و حتي‌ در پايين‌ترين‌ سطح‌ سلسله‌ مراتب‌ مكان‌ مركزي‌ نيز يافت‌ مي‌شود.

 پاره‌اي‌ تنها به‌ مكانهاي‌ ويژه‌ اختصاص‌ يافته‌ و چه‌ بسا كه‌ فقط‌ در بزرگترين‌ شهر ناحيه‌، آنهم‌ با هدف‌ خاص‌ بوجود آمده‌ باشد. هر شهر و شهرك‌ و منطقة‌ آنها بطور مستقيم‌ و غير مستقيم‌ از جهت‌ كالا و خدماتي‌ كه‌ توليد مي‌كنند و يا توليد آن‌ در محل‌ امكان‌پذير نيست‌ به‌ ديگري‌ وابسته‌ است‌ و اين‌ سيستم‌ بوسيلة‌ شبكه‌اي‌ از راهها، جريان‌ كالا، خدمات‌، سرمايه‌ها و نيروي‌ كار، قابليت‌ نظام‌ پذيري‌ و كليت‌ يافتن‌ را دارا مي‌باشد.

 در جغرافيا هر ناحيه‌ شهري‌ - روستايي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ اکوسيستم‌ بررسي‌ مي‌شود. اين‌ ناحيه‌ شامل‌ همه‌ سكونتگاههاي‌ انساني‌ است‌ كه‌ با سازمان‌ فضاي‌ زندگي‌ پيوند مي‌خورند اين‌ سكونتگاهها كوچكتر از شهر مي‌باشند اما مثل‌ خرده‌ سيستمها، سيستمهاي‌ فرعي‌ در داخل‌ يك‌ (سيستم‌) عمل‌ مي‌كنند. پيوند اين‌ سكونتگاهها با شهر، سبب‌ مبادله‌ و حركت‌ مردم‌، مواد غذايي‌، پول‌، اطلاعات‌ و ساير عوامل‌ مي‌شود. بدين‌ سان‌ مي‌بينيم‌ كه‌ ناحيه‌ شهري‌ نيز مثل‌ حوضه‌ آبريز از  سلسله‌ مراتب‌ يا خرده‌ سيستمها تشكيل‌ مي‌شود كه‌ در درون‌ ديگري‌ جاي‌ مي‌گيرند. ناحيه‌ شهري‌ - روستايي‌ نيز مثل‌ هر اكوسيستم‌، نياز به‌ جريان‌ انرژي‌ و ماده‌ دارد. اگر ما حركت‌ مردم‌ و جريان‌ پول‌ را در اين‌ ناحيه‌ قطع‌ كنيم‌ اين‌ سيستم‌ از حركت‌ باز مي‌ايستد ولي‌ در صورت‌ افزايش‌ جريانها، وسعت‌ ناحيه‌ افزايش‌ مي‌يابد.

 بطور كلي‌، اكوسيستمهاي‌ نواحي‌ شهري‌ ـ روستايي‌ همواره‌ در يك‌ حالت‌ تعادل‌ بسر مي‌برند. يعني‌ تعادل‌ ميان‌ حلقه‌هاي‌ پس‌ خورندگي‌ مثبت‌ و پس‌ خورندگي‌ منفي‌ تعادل‌ سيستم‌ را بوجود مي‌آورند. سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌، ساخت‌ منظم‌ دارند و كاركرد آنها مثل‌ هر سيستم‌ در ارتباط‌ با ميزان‌ همبستگي‌ در ساخت‌ داخلي‌ آن‌ و وابسته‌ به‌ ادامه‌ جريان‌ انرژي‌ و مواد مي‌باشد.در جغرافياي کاربردي، سيستم هاي باز ناحيه اي عموميت دارد. اين سيستم هاي ناحيه اي داراي مشخصاتي است که اهم آنها به اين قرار است:
1- سيستم باز ناحيه اي نياز به تهيه و ذخيره انرژي براي بقاي سيستم و پايداري آن دارد.
2- در سيستم باز ناحيه اي،ورود و خروج انرژي و ماده در حد تعادل مي باشد.
3- سيستم باز ناحيه اي، به وسيله تعادل سلسله عمليات داخلي حالت خود تنظيمي دارد.

4- پايداري مطلوب سيستم باز ناحيه اي در دوره هايي از زمان به وجود مي آيد.
   هر سازمان ناحيه اي، نياز به حرکت دائمي مردم، کار، پول و اطلاعات در جهت بقاي خود دارد. افزايش حرکت ها و جريان هاي بالا به داخل سيستم، ممکن است به تغييراتي در شکل و وسعت سيستم بينجامد که توسعه شهر و گسترش بي قواره و نامنظم آن نمونه روشن براين گفته است. البته کاهش حرکتها و جريانها به داخل سيستم نيز ممکن است انقباض شهري را فراهم آورد.

 

طلا مينايي‌در کتاب تحلیلی از ویژگیهای منطقه ای در ایران (نوشهرهاس صنعتی در ایران) ، سيستمها را در ارتباط‌ با سكونتگاههاي‌ روستايي‌ و شهري‌ و مراكز جمعيتي‌ به‌ شرح‌ زير طبقه‌ بندي‌ مي‌كند:

1- سيستمهاي‌ ساده‌:

 شامل‌ يك‌ عنصر واحد بوده‌ و ساده‌ترين‌ فرم‌ خود را كه‌ «خوديار» است‌ تشكيل‌ مي‌دهند.  در اينجا عنصر عبارت‌ از واحد بنيان‌گذار سيستمهاي‌ پيچيدة‌ منطقه‌اي‌ خواهد بود(طلا مينايي‌در ص 97).

 2- سيستم‌ مداري‌:

 سيستمي‌ كه‌ در آن‌ تك‌ عنصرها بصورت‌ مداري‌ دور هم‌ و به‌ صورت‌ زنجيري‌ پيوسته‌ يكديگر را دنبال‌ مي‌كنند. در شكلي‌ از روابط‌ مراكز جمعيتي‌ كه‌ در آن‌ اجزاي‌ سازندة‌ هر مركز جمعيتي‌ (عنصر) از قبيل‌ مزارع‌ و مراكز مسكوني‌ بصورت‌ واحدي‌ «خوديار» تشكيل‌ عنصري‌ را مي‌دهند و عامل‌ داد و ستد همه‌ را به‌ هم‌ مربوط‌ كرده‌، تشكيل‌ زنجيري‌ را مي‌دهند كه‌ آنرا سيستم‌ مداري‌ مي‌ناميم(طلا مينايي‌در ص 97).

 البته‌ چنين‌ مداري‌ مي‌تواند بسته‌ بوده‌ و يك‌ واحد خود مختار بسته‌ در مقياس‌ بالاتر را مطرح‌ نمايد و يا باز و ادامه‌ دار باشد كه‌ در اين‌ حالت‌ شروعي‌ از فرم‌ ساده‌ سيستمهاي‌ باز است‌. در تشكيل‌ سيستمهاي‌ مداري‌ عامل‌ اقتصادي‌ را نمي‌توان‌ عامل‌ منحصر به‌ فرد مؤثر دانست‌، چه‌ اغلب‌ موارد عامل‌ فرهنگي‌ باعث‌ بوجود آمدن‌ چنين‌ زنجيره‌هاي‌ بسته‌اي‌ در مجموعه‌اي‌ از روستاها مي‌گردند(طلا مينايي‌در ص 97).  

3- سيستمهاي‌ بسته‌:

 مجموعه‌اي‌ از مراكز جمعيتي‌ است‌ كه‌ هر واحد جمعيتي‌ بصورت‌ خودمختار و بسته‌ در كنار واحد جمعيتي‌ خودمختار و بسته‌ ديگر قرار گرفته‌ و مجموعه‌اي‌ از عناصر بسته‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. در چنين‌ سيستمي‌ هر واحد جمعيتي‌ بصورت‌ قطبي‌ كار مي‌كند به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ مراكز جمعيتي‌ در وسط‌ مزارع‌ و غيره‌ در اطراف‌ هر قطب‌ قرار دارند. نمونه‌هاي‌ اين‌ نوع‌ نظام‌ كه‌ در سطح‌ خود نظامي‌ است‌ با كارايي‌ پايين‌، در اغلب‌ مناطق‌ ايران‌ وجود دارد. علت‌ عدم‌ وجود روابط‌ دو طرفه‌ بين‌ اين‌ عناصر عبارتند از:

 بسته‌ بودن‌ نظام‌ اجتماعي‌ گروههاي‌ ساكن‌ در هر كدام‌، عدم‌ وجود تشابهات‌ و هماهنگي‌هاي‌ لازم‌ بين‌ آنها، نقش‌ جداكننده‌ عوامل‌ طبيعي‌ جغرافيايي‌ و بالاخره‌ در مواردي‌ كه‌ وجود مركزي‌ عظيم‌ كه‌ قادر به‌ تأمين‌ مايحتاج‌ اين‌ سكنه‌ در خارج‌ از محيط‌ مي‌باشد، به‌ فرمي‌ كه‌ هر يك‌ از عناصر بصورت‌ مجزا مايحتاج‌ خود را در رابطه‌ با آن‌ تأمين‌ مي‌نمايند(طلا مينايي‌در ص 97).

4- سيستم‌ و مركزيت‌ در مراكز جمعيتي‌:

 پايه‌ اين‌ سيستم‌ بر نظام‌ تسلسلي‌ و سلسله‌ مراتبي‌ كه‌ تحت‌ تأثير قوانين‌ عرضه‌ و تقاضا مي‌باشد، قرار دارد. مراكز اين‌ نوع‌ سيستمها با برخورداري‌ از اصول‌ سلسله‌ مراتبي‌ در درجات‌ مختلف‌ سرويس‌ دهندگي‌، توليد و بالاخره‌ مركزيت‌ قرار دارند(طلا مينايي‌در ص 98).

 5- سيستم‌ تكامل‌ يافته‌ (مكمل‌):

 اصولاً در تئوري‌ «كريستالر» (سيستم‌ مركزيت‌) اساس‌ سلسله‌ مراتب‌ را احتياجات‌ مصرفي‌ و الگوي‌ حاصله‌ از آن‌ تشكيل‌ مي‌دهد. در حالي‌ كه‌ مي‌توان‌ از نظام‌ كاملتري‌ نام‌ برد كه‌ بر اساس‌ هر دو عامل‌ عرضه‌ و تقاضا شكل‌ يابند، زيرا فقط‌ در سيستم‌هاي‌ بسته‌ يا عناصر خود يار است‌ كه‌ مي‌توان‌ مسئله‌ عرضه‌ و تقاضاي‌ متقابل‌ را به‌ علت‌ مقياس‌ نسبتاً ناچيز و خود مختاري‌ آنها ناديده‌ گرفت‌. بنابراين‌ تبادلات‌ حاصل‌ از حركات‌ و ارتباطات‌ تجارتي‌ بين‌ عناصر جمعيتي‌ در داخل‌ هر كدام‌ از آنها، شروع‌ مسئله‌ تكامل‌ سيستمها را مطرح‌ مي‌كند. زيرا در سيستم‌هاي‌ متكي‌ بر سيستم‌  عرضه‌ و تقاضا، نظام‌ روابط‌ بر دو اصل‌ متكي‌ است‌. از يك‌ طرف‌ حركت‌ براي‌ دستيابي‌ به‌  سرويس‌ مورد احتياج‌ و از طرف‌ ديگر حركت‌ براي‌ عرضه‌ محصولات‌ توليدي‌ به‌ آن‌ مركز وجود دارد.

 ضرورت‌ وجود بازار مشترك‌ براي‌ برآوردن‌ نيازهاي‌ مراكز جمعيتي‌، اين‌ مركز را يك‌ مرحله‌ به‌ تكامل‌ جمعيتي‌ نزديك‌تر مي‌كند. اين‌ مرحله‌ زماني‌ است‌ كه‌ امكانات‌ لزوم‌ ايجاد بازار مشترك‌ در نقطه‌اي‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ آن‌ براي‌ همه‌ امكان‌پذير باشد را ايجاب‌ مي‌نمايد(ص 98). چنين‌ مركز مهم‌ جمعيتي‌، عمده‌ فروشيهاي‌ مراكز جمعيتي‌ اطراف‌ را بخود جلب‌ نموده‌، عامل‌ تماس‌ آنها با مراكز مشابه‌ مي‌شود و اساس‌ منطق‌ داد و ستد تكميلي‌ را كه‌ نقش‌ مكمل‌ براي‌ قسمت‌ ديگر به‌ عهده‌ دارد، بنيان‌ مي‌گذارد. باين‌ معني‌ كه‌ اين‌ مراكز مهم‌ جمعيتي‌ (شهرك‌) علاوه‌ بر نقش‌ فرستندة‌ كالاها و محصولات‌ اين‌ دسته‌ از مراكز جمعيتي‌، نقش‌ دريافت‌ كننده‌ محصولات‌ و كالاهاي‌ ديگر از مراكز جمعيتي‌ را خواهد داشت(طلا مينايي‌در ص 99).

 6-  مرحله‌ بعدي‌ تكامل‌ سيستم‌ نيز مرحله‌ شروع‌ و جهت‌ تكامل‌ مشابه‌ حالت‌ قبل‌ را دارد بدين‌ معني‌ كه‌ احتياج‌ به‌ عرضه‌ و تقاضا در سطح‌ بالاتر، مجموعه‌اي‌ از اين‌ شهرك‌ها را بر آن‌ مي‌دارد كه‌ در نقطه‌اي‌ با موقعيت‌ جغرافيايي‌ مناسب‌ كه‌ دسترسي‌ مشترك‌ و متوازني‌ را براي‌ همة‌ آنها ارائه‌ نمايد، ايجاد و يا مراكز موجود را در سطح‌ بالاتري‌ از سرويس‌دهندگي‌ قرار خواهد گرفت‌، تقويت‌ مي‌نمايد(طلا مينايي‌در ص 99).

انواع سيستم هاي جغرافيايي  
   به طوريکه گفته شد هر سيستم از مشخصات زير ترکيب مي شود:      
1- مجموعه اي از عناصر.       
2- مجموعه اي از وابستگي ها ميان اين عناصر.   

3- مجموعه اي از وابستگي ها ميان سيستم و محيط آن.      
   در جغرافيا معمولا چهار نوع سيستم مورد تاکيد قرار مي گيرد:  

1-    سيستم هاي مورفولوژيکي: سيستم هاي مورفولوژيکي تفسير و تحليل وابستگي هاي ايستا و بيانگر روابط ميان عناصر آن مي باشد. سيستم هاي مورفولوژيکي ممکن است به صورت نقشه، مکانهايي را نشان دهد که در آن، مکانهاي جغرافيايي به وسيله راهها با هم ارتباط دارند.
2- سيستم هاي جريانات منظم: در اين سيستم، ارتباط از طريق عبور انرژي از يک عنصر به عنصر ديگر است. کارخانه ها مي توانند تصويري از سيستم جريانات منتظم را بدست دهند. در اين سيستم، در موارد بسيار، ممکن است ستاده ها از يک کارخانه به عنوان داده هاي عناصر ديگر عمل کند. از طرفي هر عنصري ممکن است خودبه مثابه يک سيستم محسوب گردد (نظير ادارات و سازمانها در داخل يک کارخانه)

3-     سيستم هاي روند واکنشي: اين قبيل سيستم ها با اثرات عناصر وابسته به يکديگر مشخص مي شوند و به جاي تاکيد در شکل سيستم، تاکيد بر روندها و بيان علت مناسبات مشترک داخلي صورت مي گيرد. اثرات تورم ايالات متحده در بيکاري انگلستان و يا انتقال امراض از يک ناحيه به ناحيه ديگر در يک کشور ازآن جمله است. در جغرافياي کاربردي،تحليل تاثيرات مکان A بر مکانB از جهات مختلف، اساس کار تحليل سيستم هاي جغرافيايي به شمار مي آيد.

4-    سيستم هاي کنترل: سيستمهاي کنترل موارد ويژه از سيستم هاي روند واکنشي است که داراي ويژگي اضافي يک يا چند عنصر اصلي است که مي تواند عملکرد سيستم را تنظيم و در کنترل سيستم به کار گرفته شود.

 


 

مراحل‌ تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌:

 پيترهاگت‌، جغرافيدان‌ معروف‌ انگليسي‌ با قبول‌ نواحي‌ به‌ عنوان‌ سيستم‌هاي‌ باز در تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌ به‌ شش‌ مرحله‌ اشاره‌ مي‌كند:

 1- حركت‌ و جريان‌:

 حركت‌ و جريان‌ يكي‌ از مشخصات‌ سازمان‌ ناحيه‌اي‌ است‌ كه‌ در شاخه‌هاي‌ مختلف‌ جغرافياي‌ انساني‌ بر آن‌ تأكيد بسيار مي‌شود زيرا حركت‌هاي‌ جمعيتي‌، جريان‌ كالا و انرژي‌، محور اصلي‌ مطالعات‌ جغرافيايي‌ است‌. مثلاً در زمينة‌ مهاجرت‌، عامل‌ جمعيت‌ نه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پديده‌ ايستا، بلكه‌ به‌ مثابه‌ اجزاءق‌ پيچيده‌ و در حال‌ حركت‌، با حلقه‌هاي‌ كوتاه‌ وابسته‌ به‌ محل‌ خواب‌، كار، گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ و با حلقه‌هاي‌ دراز وابسته‌ به‌ زادگاه‌ و مبدأ مهاجرت‌ است‌. جريان‌ كالا و مواد در مناطق‌ كشاورزي‌ و با رشد شهر بر حسب‌ آمد و شد روزانه‌ نظير همان‌ حركت‌هاي‌ جمعيتي‌ است‌، روشن‌ است‌ كه‌ هر يك‌ از اين‌ حركت‌ها و جريانها اثرات‌ ويژه‌اي‌ در چهرة‌ زمين‌ باقي‌ مي‌گذارد. در تحليل‌ حركت‌ و جريان‌ مسائل‌ مختلف‌ نظير رابطه‌ متقابل‌ حركت‌ و فاصله‌، حدود قلمرو حركت‌ در رابطه‌ با وسعت‌ حوزه‌ حركت‌ و رابطه‌ حركت‌ و زمان‌ بررسي‌ مي‌شود.

2- شبكه‌ها:

 پاره‌اي‌ از حركت‌ها و جريانها به‌ مسيرهاي‌ معيّني‌ محدود مي‌شود و پاره‌اي‌ ديگر آزادانه‌ جهات‌ مختلفي‌ را مي‌پيمايند. پاره‌اي‌ از حركت‌ها و جريانها در طول‌ مسيرهاي‌ ويژه‌ مثل‌ راهها، خط‌ لوله‌ و خط‌ تلفنها صورت‌ مي‌گيرد. همة‌ اين‌ مشخصات‌ به‌ پاره‌اي‌ از مسائل‌ مكاني‌ امكان‌ مي‌دهد. در سالهاي‌ اخير، تحليل‌ شبكه‌ها هم‌ در جغرافياي‌ طبيعي‌ و هم‌ در جغرافياي‌ انساني‌ مباحث‌ مهمي‌ را مطرح‌ ساخته‌اند. در بررسي‌ شبكه‌ها، محل‌ يك‌ مسير واحد ميان‌ دو سكونتگاه‌، شبكه‌هاي‌ مسيرهاي‌ انتخابي‌ در رابطه‌ با حداقل‌ فاصله‌، طرح‌ عملي‌ شبكة‌ مطلوب‌ تأثير عوامل‌ سياسي‌ در مسير يابي‌ شبكه‌ها، حمل‌ و نقل‌ و سياست‌، سياست‌ جهاني‌ يك‌ كشور در رابطه‌ با مسير يابي‌ شبكه‌ها، الگوهاي‌ تراكم‌ شبكه‌ راهها به‌ سطوح‌ محلي‌، ناحيه‌اي‌، جهاني‌ و مسائل‌ ديگر مورد توجه‌ است‌. از طرفي‌ رابطه‌ توسعه‌ شبكه‌ راههاي‌ زميني‌، دريايي‌ و هوايي‌ با توسعه‌ اقتصادي‌ و عمرانهاي‌ ناحيه‌اي‌ بويژه‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ از موارد مهم‌ در مطالعات‌ جغرافيايي‌ و تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌ مي‌باشد.

 3- گره‌هاي‌ ارتباطي‌ روي‌ شبكه‌ها:

 در تحليل‌ سيستم‌هاي‌ ناحيه‌اي‌ در جغرافياي‌ كاربردي‌، موارد زير بررسي‌ مي‌شود:

 الف‌) مرفولوژي‌ الگوهاي‌ سكونتگاهي‌ در رابطه‌ با شرايط‌ طبيعي‌ ناحيه‌، شرايط‌ زماني‌، منابع‌ طبيعي‌، شبكه‌ راهها و... .

 ب‌) تراكم‌ جمعيت‌: رابطه‌ جمعيت‌ با وسعت‌، شكل‌ پراكندگي‌ جمعيت‌، سلسله‌ مراتب‌ شهري‌ و جمعيت‌، رابطه‌ فضاي‌ سكونتگاهي‌ با متغيرهاي‌ گوناگون‌ مثل‌ منطقه‌ كشاورزي‌، منطقه‌ دامپروري‌، منطقه‌ گندم‌ خيز و... .

 4- سلسله‌ مراتب‌:

 نظام‌ سلسله‌ مراتبي‌ سكونتگاهها، سلسله‌ مراتب‌ كاركردي‌ سكونتگاهها، رابطة‌ ميزان‌ جمعيت‌ يك‌ سكونتگاه‌ و ميزان‌ كاركرد آن‌، رابطه‌ سكونتگاههاي‌ بزرگ‌ با كاركردهاي‌ خدماتي‌ آنها، رابطة‌ شرايط‌ محيطي‌ با ميزان‌ كاركردها مثل‌ كاركردهاي‌ خدماتي‌، سلسله‌ مراتب‌ مكان‌ مركزي‌، مراكز تخصصي‌ در داخل‌ سلسله‌ مراتب‌ ناحيه‌اي‌، مسائل‌ عدم‌ هماهنگي‌ در سطوح‌ ناحيه‌اي‌.

5- سطح‌:

 در تحليل‌ سيستمهاي‌ ناحيه‌اي‌، مشخصات‌ سطح‌، رابطه‌ شيب‌ با تراكم‌، شيب‌ و حوزه‌هاي‌ شهري‌، شيب‌ و حوزه‌هاي‌ روستايي‌، نحوة‌ استفاده‌ از زمين‌، حداقل‌ حركت‌ در رابطه‌ با شيب‌، مراحل‌ توسعه‌ در طول‌ زمان‌، مدل‌هاي‌ توسعه‌ شهري‌ (بصورت‌ دو دايره‌ متحدالمركز توسعه‌ قطاعي‌ شهر، توسعه‌ چند هسته‌اي‌ شهر) در رابطه‌ با مشخصات‌ سطح‌ مطالعه‌ مي‌گردد.

6- پخش‌ در فضاي‌ جغرافيايي‌:

 الگوهاي‌ اشغال‌ زمين‌ بوسيلة‌ انسان‌، غالباً در جامعه‌هاي‌ جديد تغيير مي‌يابند. تغييرات‌ از يك‌ يا چند مكان‌ منشأ مي‌گيرد و از طريق‌ مسيرهاي‌ حركت‌ گره‌هاي‌ ارتباطي‌ روي‌ شبكه‌ها و يا در طول‌ سطح‌ به‌ بخش‌هاي‌ ديگر مي‌رسد. اين‌ مسير تغيير در مكان‌ و زمان‌ به‌ عنوان‌ پخش‌ در فضاي‌ جغرافيايي‌ خوانده‌ مي‌شود.

منایع :

1-    دکتر حسین شکوئی ، جغرافیای کاربردی و مکتبهای جغرافیایی ، 1364.

2-    دکتر اصغر طلا مینائی ، تحلیلی از ویژگیهای منطقه ای در ایران (نوشهرهاس صنعتی در یران)،انتشارات دانشگاه تهران ، 1353.

 http://ruralology.blogfa.com :آدرس وبلاگ

+ نوشته شده در  89/11/23ساعت 12:21  توسط ابوالفضل مددی  | 

مقاله ای در مورد تعاریف روستا در ایران و جهان

تعاریف از "روستایی"

چکیده :

تعاریف متعددی از "روستا" در کشورهای مختلف در دسترس هست. هر تعریف بر معیارهای مختلف (اندازه جمعیت، تراکم، بافت) متکی بوده و و با آستانه های همراه است.مثل اندازه واحد ارضی (بلوک ساختمان) که از آن ساخته شده است هر تعریف از یک کشور به کشور دیگر نیز متفاوت است. در نتیجه،در تعریف روستا باید مسائل و عناصر مورد توجه قرار گیرد و اگردر تعریف "روستا"از معیار جمعیت استفاده شود باید این افراد مختلف به عنوان "روستایی" در هر تعریف، طبقه بندی شوند. به طور کلی ، هر تعریف در تحلیلی نتیجه مشابه فراهم می کند (به عنوان مثال، استخدام کمتر مردم روستایی را سطح درآمد پایین تر از میانگین درامد کشور)، اما سطح هر یک از مشخصه ها برای هر تعریف از روستا متفاوت است. توصیه می شود  که تحلیل گران در تعریف "روستایی"و تخلیل موضوع آن مقیاس محلی، جامعه و یا منطقه ای را قبل از انتخاب یک تعریف در نظر بگیرند و با توجه به کاربری ارضی ، در تجزیه و تحلیل از تعریف مناسب استفاده گردد .همچنین تحلیلگران به در تعریف روستا باید به ابعاد جغرافیایی، اندازه جمعیت ، تراکم جمعیت ، بازار کار و یا بستر حل و فصل توجه نمایند.

لازم به ذکر است که در تعریف روستا نه تنها یک کاراکتر بلکه باید معیارهای دیگر را با توجه به سیساست ملی و موضوع مطالعه در نظر گرفت و در بین این معیارها باید به معیار جمعیت روستا بیشتر متمرکز شد .بنابراین توجه به معیار جمعیت می تواند نقطه شروع تعریف روستا باشد ، این امر می تواند درک خوبی از جمعیت روستایی ارائه دهد و بعنوان روستا یا شهر کوچک تعریف گردد که این جمعیت در شهر ها یا مناطق بدون شهرداری و یا خارج ازمراکز شهری بزرگتر و با جمعیت 10 هزار و یا بیشتر زندگی کنند.     

 

1-   مقدمه

موضوع تحلیل روستا اغلب با این سوال آغاز می شود. اندازه جمعیت روستایی چقدر است ؟ و پاسخ مناسب بستگی به موضوع و هدف مطالعه شما دارد.پاسخ به این سوال خیلی مهم است ، چون آلترناتیوهای متعددی برای تعریف روستا وجود دارد که به سیاست ملی و استانی و سطح تحلیل، چالش ها ، تصمیم گیریها بستگی دارد.  

بعنوان مثال تعاریف که محققین کانادا در ترسیم نمودن اندازه جمعیت روستایی استفاده کردند : 

-        سرشماری نواحی روستایی

-        روستاها و شهرهای کوچک ، نواحی شهری و سرشماری مناطق تحت نفوذ

-        جوامع روستایی

-        مناطق عمدتاً روستایی

-        مناطق غیر شهری

-        کد پستی روستایی

موضوع این مقاله ، ارائه اطلاعات در مورد اشتراکات و اختلافات میان این شش گزینه که محققین بتوانند انتخاب آگاهانه تری از انتخاب تعریف مورد نیاز خود داشته باشند.

1-1-        طراحی تحقیق:

ما در شرح و مقایسه بلوک های ساختمانی ، معیارهای جغرافیایی و تعیین آستانه های روستایی / شهری از شش تعاریف ذکر شده در بالا استفاده خواهیم کرد.

سپس ما بخواهیماین سوال را مطرح کنیم."آیا مهم است که درتحقیق و تجزیه و تحلیل موضوع ، تعریفهای  برای مناطق روستایی استفاده می شود"؟ به این سوال را در سه بخش ما پاسخ داده می شود  :

1-    انداز جمعیت روستایی :از نتایح مورد استفاده این تعریف مقایسه جمعیت روستایی استانها ، سرزمین ها است .

2-    اشتراک جمعیت : ما در تعریفهای اشتراک جمعیت اندازه آلترنتیوها را تعیین می کنیم.ما گروه بندی می کنیم تعاریف انتخاب شده را در دوازده قسمت و ارتباط می دهیم تعریف روستا را با آلترنتیوهای دیگر  و جدول بندی متقاطع جمعیت روستایی و قرار می دهیم هر تعریف را سطوح سرزمینی و استانی

3-    شاخص اقتصادی- اجتماعی: ما می توانیم با مقایسه نتایج شاخص های کلیدی اقتصادی – اجتماعی از این شش تعریف در سراسر کشور استفاده کنیم.ما همچنین از مقایسه نتایج این شاخص در محصولات اشتراکی و غیر اشتراکی جمعیت در سطح کشور استفاده کنیم.

 بر اساس نتایج این تخقیق، چرا ما تصمیم می گیریم که در تحقیق و تحلیل موضوع از تعریف روستا استفاده کنیم.ما  به این سوال در آخر و پایان مقاله و انتخاب یک استراتژی برای تعریف "روستایی"بر اساس مقیاس جغرافیایی و ابعاد مسئله مورد مطالعه پیشنهاد  می کنیم. تحلیگران با توضیح دو گزینه دیگر از تعاریف روستا می توانند استفاده کنند:

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  89/10/29ساعت 8:16  توسط ابوالفضل مددی  | 

روستای غریبدوست

1-    موقع ریاضی روستای غریبدوست :

      قریه ای است در یک کیلومتری جاده شوسه ای و در 6 کیلومتری شمال غربی بخش ترکمانچای قرار گرفته است . طول جرافیای آن  47 درجه ، 18 دقیقه و 38 ثانیه و عرض جغرافیای آن 37 درجه ، 37 دقیقه و 4 ثانیه و ارتفاع آن از سطح دریا 1690 متر و در فاصله 60 کیلومتری از شهر میانه قرار گرفته و از روستاهای دهستان بروانان و از توابع بخش ترکمانچای ، جزء شهرستان میانه و در استان آذربایجان شرقی قرار دارد و پیرامون آن را روستای بالسین شریف آباد ، سانیان سفلی و مهماندوست ، قرجه قیا ، شیخ احمدلو ، صومعه علیا ، دستجرد ، ورزقان و کلهر قرار گرفته است .

2-   موقع نسبی روستای غریبدوست :

      روستای غریبدوست یکی از روستاهایی سرسبز و خوش آب هوای شهرستان میانه بخش ترکمانچای میباشد که در دامنه کوههای سر به فلک کشیده بزگوش قرار گرفته وتقریبا درشمال شرقی شهرستان میانه می باشد و با از سمت غرب با روستای مهماندوست و ازسمت شرق با بخش ترکمانچای واز سمت جنوب شرقی با روستای شیخ احمدلو و از سمت جنوب غربی با روستای قرجه قیا همسایه می باشد در قدیم تقریبا مانند ترمینال برای روستاهای اطراف بود.قرار گرفتن روستا در کنار محور قدیمی ، وجود بازار بازار هفتگی و وجود شرکت تعاونی این روستا بعنوان روستای مرکزی عمل می کند . مواد غذایی و تولیدات شهر و سایر وسایل مورد نیاز کشاورزی را بین روستاهای پیرامون خود پخش می کند و همین محور ارتباطی باعث شده که در روستا بازار هفتگی در روزهای چهارشنبه ایحاد شود و خود بازار نیز در کنار جاده ساخته شده و از روستاهای دور و نزدیک و از شهر تبریز ، سراب ، بستان آباد، قرچمن ، ترکمانچای ، میانه و.. جهت خرید وفروش به این بازار می آیند.دورتا دور این روستا را روستاهای چون بالسین شریف آباد ، سانیان سفلی ، مهماندوست ، قرجه قیا ، شیخ احمدلو ، صومعه علیا ، دستجرد ، ورزقان قرار گرفته است .   

3-   علت تسمیه و وچه نام گذاری :

احتمالاً نزدیکی به جاده قدیمی از قدیم الایام که در زمستانها برف سنگین و کولاک باعث بسته شدن راه وتوقف مسافران گشته ودر نتیجه آنها در روستا مانده و مورد پذیرایی قرار گرفتند احتمالً همین مهمانوازی روستائیان باعث شده که این روستا غریبدوست نام گیرد. یکی از دلیل اصلی که اسم این روستا را در تاریخ به ثبت رسانده عبور جاده ابریشم از این روستا می باشد.

4-    تاریخ روستای غریبدوست :   

ریش سفیدان معتقد هستند که روستای غریبدوست قذمت طولانی دارد.وجود جاده ابریشم ، پیدایش قبور مغولان در کنار مسیر ارتباطی و اطراف روستا ، و جود تپه باستانی " بروانان غربي" قدمت این روستا را اثبات می کند و این تپه در جنوب غربی روستا و بالای شعبه نفت روستا قرار دارد.و اهلی روستا متعقد هستند که در  اثر زلزله روستا به تپه تبدیل شده و حفاری که در گذشته توسط اهالی صورت گرفته است از آن تنورها و سفالی های شکسته پیدا شده که نشان می دهد که این جا یک استقرار گاه روستا یوده و احتمالاً مقر اولیه روستا این تپه بود که بعد از  وقوع زلزله و تخریب کامل روستا بازماندگان روستای کنونی را در دو طرف رودخانه و در روی دو دامنه که با شیب ملایم به خط القعر رودخانه می رسد  ساختند . این روستا  در طول تاریخ مخصوصاً در دوره قاجار و اوایل رضاخان شاهد تعدی و غارت اقوام روس و عثمانی و قزاقان ایران بود ، بطوری که سواران امیرخان وخالو قربان این روستا را مورد چپاول و غارت قرار داده بودند . در واقعه ننگین عهده ترکمانچای نیروهای روسی در نزدیکی این روستا مستقر بودند . در جنگ جهانی دوم و ماجرای پیشه وری مردم این روستا بعلت ظلم و ستم اربان از نیروی آذربایجان حمایت نموده ودر این دوره بحرانی اهالی روستا اربان و مباشران ارباب ها را از روستا رانده و به تقسیم زمین های زراعی پرداختند ولی بعد از سقوط دولت پیشه وری در آذربایجان ارباب ها مجداً به روستا بازگشته و زمین های زراعی را پس گرفتند سپس در دوران اصلاحات ازضی روستائیان مطابق با حق نسق صاحب زمین شدند ، لازم به ذکر است که قبل از اصلاحات ارضی در این روستا خرده مالکی نیز وجود داشت و حتی تعدادی از روستائیان در روستاهای مجاور صاحب زمین بودند.در واقعه کشف حجاب اهالی روستا مرد وزن مورد آزار و اذیت قزاقان قرا گرفتند و مردان جرات نداشتند که بدون کلاه پهلوی در کوچه ظاهر شوند و ریش سفیدان توانستند با پرداخت رشوه به ماموران قزاق مانع کشف حجاب در روستا شوند.

5- مقر روستا:

این روستا در کنار رودخانه ای و بر روی دامنه های کوههای کم ارتفاع و در ناودیسی مستقر شده است. جریان رودخانه در طول ناودیس، اراضی حاصلخیز و مستعد به کشاورزی و وجود جاده ارتباطی قدیم تبریز- تهران  از عوامل کشش و مکان یابی و استقرار روستا بوده است.در سالهای گذشته وجود رودخانه و بستر آن امکان دسترسی آب را برای اهالی فراهم ساخته و برای روستائیان از ارزش و اهمیت خاصی بر خودار است ، زیرا حیات روستا به وجود رودخانه بستگی دارد . شرایط طبیعی و توپوگرافی چوت وسعت زمین ، زهکشی خوب و طبیعی و مناسب و شیلاب مدلایم دامنه ها باعث شده آب های سطحی و فاضلاب به آسانی خارج از محیط مسکونی هدایت شود و نیز دسترسی آسان به آب باعث شده که سایر احتیاجات روستا تا حدودی با توپوگرافی روستا هماهنگ باشد.با وجود این توسعه روستا در بستر طغیانی رودخانه باعث شده که در مواقع طغیانی وسیل های شدید با مشکلاتی مواجه شود .روستای غریبدوست به لحاظ مکانی جزء روستاهای میان کوهی و کناره ای بوده و عبور رودخانه از وسط ناودیس باعث شده روستا در جهت شمال جنوب دارای بافت طولی باشد و مساکن روستا به شکل خطی به موازات دره رودخانه در دو طرف آن کشیده شود که هیچ حفاطتی در استقرار روستا و مکان یابی مسکن مشهود نیست.  چنانکه اشاره شد این روستا میان کوهی بوده و توازی دو کوه کم ارتفاع و عبور رودخانه از میان آن ، موجب شده که مساکن روستا تا دامنه و در طول سواحل کشیده شود. وجود شیب ملایم دامنه به طرف رودخانه و استقرار مساکن در پای این کوههای کم ارتفاع یک زهکشی طبیعی و قابل قبولی بوجود آورده است.  مقر این روستا و مساکن موجود آن در رابطه با شرایط طبیعی و توپوگرافی و انسانی بوده و اهالی مساکن خود را با در نظر گرفتن توپوگرافی و حجم و مقدار تولیدات کشاورزی و دامی و فضای مورد نیاز برای دامها و ظرفیت انبارهای مواد غذایی ایجاد نموده بودند. ولی نتوانستند از گسترش مساکن و باغات و زمین های کشت یونجه در بستر طغیانی رودخانه جلوگیری نمایند و خانه های مسکونی بارها مورد هجوم سیلاب قرار گرفتند. لازم به یاد آوری است که در روستاهای ایران نقش مساکن و موقعیت مقر این مساکن در پروسه های تولید زراعی بر کسی پوشیده نیست و ساختمانها و تاسیسات ساختمانی وایستگی پثابتی با زمین های کشاورزی دارند که شامل خانه های مسکونی ، اصطبل و انبار که به بعد خانوار و وسعت رمین های کشاورزی و تعداد دام بستگی دارد و برای جا دادن انسان و محصولات زراعی و دامی و دام ها احداث می شوند.

 6- تفسیر و تحلیل توپوگرافی روستای غریبدوست  :

این روستا بر روی مخروط افکنه در مناطق پایکوهی واقع شده و علت استقرار آن وجود خاک مناسب برای کشاورزی و دسترسی آسان به آب رودخانه و سوار شدن آب بر روی زمین های زراعی و مراتع مصنوعی و باغات و شیب ملایم دامنه و کم ارتفاع بودن کوهها و تپه های متعدد و سفره های زیر زمینی و چشمه ها سارها می باشد. در این روستا ، دره ها و مخروط افکنه های حاصلخیز متعددی بصورت دشتهای کوچک سیلابی که در اثر فرسایش سیلاب از کوهها و تپه ها کنده شده و در زمین های پست و پائین دست رسوب کرده بوجود آمده است .مقر روستا در درون ناودیس (دره) قرار دارد و قسمت عمده زمین های آبیاری و باغات و یونجه زارها در طول این ناودیس قرار دارد.                 

 7-  شبکه هیدروگرافی روستا:

 دراین روستا رودخانه ای که جریان دائمی داشته باشد وجودندارد تنهایک رودخانه فصلی ازوسط روستادرطول ناودیس جریان دارد که مسیرش را با این ناهمواری تطبیق داده است.  ازکوههای بزغوش نزدیک روستای ینگجه سرچشمه گرفته درطول مسیرخود بامشروب کردن نواحی اطراف سبب به وجود آمدن چمنزارهای سرسبزوخرم شده وپس ازعبورازوسط روستا چه درقسمت علیا ویادرقسمت سفلی کمک زیادی به کشاورزان این سامان می کند وآب آن به مصرف زراعت ساکنین وزمین های ساحل یمین ویساررودخانه می رسد سپس بعدازالحاق شعبه های دیگری وارد شهرچای می شود وآب این رودخانه از باران های بهاری وزمستانی وذوب برف های کوه های بزغوش وسایر ناهمواری ها وچشمه های داخلی روستا واطراف وکانالی که به تازگی ایجادشده،تامین می شود.ومرتفع بودن کوه های بزغوش وبارش برف درزمستان ذخیره بزرگی برای آب رودخانه وقنوات تشکیل می دهد وقسمت عمده آب این رودخانه ازبرف های ذخیره شده درکوههای بزقوش تامین می گردد ومیزان آب رودخانه درفصل پائیزوزمستان وبهاربمقدار قابل ملاحظه ای زیاد بوده است ولی درفصل تابستان خشک می گردد وتنها آب کاتال ویک چشمه به نام<< سنگ چشمه نصیر>> آب جاری رودخانه رابوجود می آورند.

وعلت افزایش آب دربهارواوایل تابستان ذوب برف های ذخیره شده وباران میباشد وعلت خشک شدن آب رودخانه درفصل تابستان این است که آب رودخانه درطول مسیرخود به وسیله روستائیان برای آبیاری زمین های زراعی خوداستفاده می کنند وعدم بارش باران را نیزباید به آن اضافه کرد ودرفصل های زمستان وپائیزآب رودخانه به علت اینکه موردمصرف آبیاری نمی گیردافزایش مییابد

1-7- نیمرخ دامنه: 

نیمرخ دامنه های مشرف به رودخانه بسیارمتغییرمی باشد ودامنه های آن دارای پوشش ریزونرم میباشد وسطح دامنه پوشیده ازعلف ومراتع مصنوعی وباغات بوده وبسترمعمولی رود وبستر معمولی رودخانه از مواد غلطیده ومدور وگرد بو سیله سیل حمل شده وپس ازکاهش سرعت آب ته نشین شده است پوشیده شده دراین بسترپوشش گیاهی فوقالعاده کم ولی تعداد اندکیدرخت وجوددارد وبستر طغیانی رودخانه راخانه ها ودرختان ومراتع مصنوعی وباغات درقسمت علیا وسفلی روستا تشکیل می دهد.

8- منابع آب روستا:

عمده ترین منابع آب روستا باران ونزولات جوی-رودخانه وآبهای زیرزمینی وچشمه ها هستند.

1-8-  آبهای سطحی شامل رودخانه وچشمه هاهستند رگ حیاتی روستا می باشند وآب مصرفی و زراعی روستارادر دسترسشان می گذارد ومنشاآبگیری رودخانه ازذوب برف ها وباران های فصول سرد ومعتدل است ومیزان آب ونوسان آن درهر فصل در ارتباط با میزان نزولات  جوی سالیانه است .مسلما درهنگام بارندگی آب فراوان،وپس از قطع بارندگی آب بسرعت کاهش می یابد وپس ازذوب برف وقطع بارندگی سرچشمه این رودخانه چشمه های متعدد وکانال در کوههای حاشیه ای است بنابراین هراندازه درفصل سرد ومعتدل آب بیشتربه زمین نفوذ کرده باشد چشمه ها ورودخانه پرازآب خواهد بود همچنانچه اشاره شد گاهی به میزان بارندگی در بهاروزمستان وتابستان وپائیزوذوب تدریجی برف ها وقابلیت نفوذ زمین که منابع آبی زیرزمینی غنی می سازد تابصورت چشمه روان گردد دارد و نفوذ آبها درداخل منشا ایجاد چشمه ها درطول رودخانه ودره های متعدد روستا می باشد .واهمیت این چشمه ها ومیزان آب آنهادر فصل گرم یعنی هنگام قطع نزولات جوی وپایان ذوب برفها قابل ملاحظه است واین نوع چشمه ها درداخل روستا ودرهای آن پراکنده بوده ازاهمیت ویژه وکیفیت خوبی برای تهیه آب مصرفی وآشامیدنی خالص برخوردارهستند همچنین برای آبیاری وپرکردن استخرها وبرکه ها بکار میروند ودرتمام سال فعال وبه ندرت خشک می گردد ومهمترین چشمه های روستا عبارتند از: چشمه سنگ،چشمه نصیروچشمه حسن آلی می باشد وچشمه های متعدد دیگری نیزوجوددارند که از ذکر نام آنها خودداری میگردد ولازم به یادآوری است که آب چشمه های سنگ ونصیربرای آشامیدن بکار میرود .

  2-8- چاه: طبق واحد آماربرنامه ریزی جهادسازندگی دراین روستا 25حلقه چاه وجوددارد بوسیله موتورپمپ مورداستفاده آبیاری درمزارع وباغات قرار میگیرد وقسمت عمده این چاهها درقسمت سفلی روستا قراردارد واین چاهها اکثرا در کنارزمینهای دیمی ایجاد شده اند تاآنهارا تبدیل به مراتع مصنوعی کنند.

9- وضعیت اقلیمی روستا:

درتقسیما ت آب وهوای کشورآذربایجان جزء آب وهوای معتدل کوهستانی بوده ازجریان هوای مدیترانه متاثر میباشد وجریان هوای مدیترانه از اواخرپائیزوتمام زمستان تااوائل بهارمنطقه رافراگرفته  ونزولات آن درارتفاعات بصورت برف است همچنین این استان تحت تاثیررطوبت دریای مازندران وتودهای سیبری قرارمیگیرد وتوده عظیم سبلان سد مهمی رادرمقابل جریانات خزری تشکیل داده وآن را به دوقسمت تقسیم میکند که یک شاخه آن ازطریق اردبیل به میانه میرسد، به باد مه معروف است درتمام فصول میوزد وبادیست سردومرطوب که غالبا درفصول گرم موجب ریزش باران میشود درحالیکه درزمستان سبب ریزش برف میگردد درمقیاس کوچک کوهستانی بودن منطقه ازعوامل برودت روستا بوده وجریانات توده های منطقه نیزموثر می باشد وهمچنین تحت تاثیرزمستانهای بسیار سرد وتابستانهای معتدل بزغوش میباشد وخود روستا بازمستانهای بسیارسرد وتابستانهای خنک وگرم وخشک شناخته می شود ولازم به یاد آوری است اگربادغالب درروستا بادسفید باشد هوای روستا درتابستان خیلی گرم می شود.ووزش باد مه نیزموجب خنکی هوا میگردد درگذشته درزمستان برفهای سنگین میبارید وسطح رودخانه یخ می بست واهالی را مجبور میکرد برای شستشووتامین آب مصرفی یخهای سطحی رودخانه رابشکنند وتوپوگرافی روستا واستقرار آن در دره وکناررودخانه باعث شده که درجه حرارت درشب کمترازدامنه ورطوبت نسبی بیشتر ازدامنه باشد واین روستا تحت تاثیرنسیم کوه ودره بین دره ترکمانچای بارشته کوه بزغوش است وبه هنگام روزخورشید برسینه کوه عمود میتابد تابه دره درنتیجه کوه سریعتر ازدره گرم شده وهوای مجاورآن نیز گرمتر می شود وبه بالا می رود وهوای سرد دره جایگزین آن میشود همین مکانیسم حرارتی باعث می شود درروز از اواخرصبح تا غروب آفتاب از دره ترکمان به بزغوش ودرموقع شب جریان معکوس از بزغوش به دره ترکمان چای بوزد همچنین استقرار واسکان یابی روستا دردامنه و پای کوه موجب شده که تحت تاثیر نسیم های دامنه ای به نسیم دره ای ترکمانچای مربوط است قرار گیرد . بالا رفتن هوا درطول دامنه های گرم شده روستا وپائین آمدن هوای سردروستا در موقع شب جزء نسیم های دامنه ای به حساب می آورند. لازم به یاد آوری است که فرهنگ جغرافیائی ایران ،آب وهوای این روستا را، کوهستانی ومعتدل ذکر نموده است.علاوه برسرد شدن هوابارندگی ها زیادترمی گردد شتقریبا آب وهوای روستا مشابه اب وهوای مدیترانه میباشد.

 

10- درجه حرارت:

موثرترین عامل ایجاد آب و هوانیروی آفتاب است عوامل موثر در حرارت عبارتند از : مدت روشنائی وزمان آفتابی-زاویه تابش یا ارتفاع آفتاب دربالای افق –فصول مختلف –عرض جغرافیائی ودوری ونزدیکی بهدریا میباشد همچنین عوامل توپوگرافی چون قرار گرفتن دره هاهمچنین دره ها در صبح وعصردرسایه قرار گرفته تابش آفتاب گاهی تا چندساعت نسبت به بخش هابی فوقانی دامنه هاوقلل کم ارتفاع و تپه ها کاهش مییابد وجهت گیری دامنه ها تاثیر مهمی در حرارت دارد و دامنه هائی که رو به آفتاب یا رو به جنوب هستند بیشتر از دامنه های پشت به آفتاب یاروبه جنوب هستند دما دریافت میکند نتیجتا برف در زمین های آفتابی زودذوب می شود و هوایش گرمتر است.وشخم زنی وبذر افشانی زودتر ازدامنه های پشت به آفتاب صورت میگیرد محصولات کشاورزی  در زمین های رو به آفتاب زود تر از زمین های پشت به آفتاب می رسد و درو می گردد و وزش باد نیز در میزان درجه حرارت موثر بوده بطوریکه وزش باد سفید در روستا موجب گرمی هوا ورسیدن محصولات می گردد و وزش باد مه موجب خنکی هوا وکاهش حصول و دیر رسیدن آن می شود بعلت نبودن ایستگاه هواشناسی میزان درجه شهرستان و بستلان آباد ذکر می گردد. معدل درجه حرارت ماهیانه در ایستگاه های قرانقو و استور 9/12 و معدل حداکثر حرارت 3/20 و معدل حداقل 7 و حداکثر مطلق 9/40 و حداقل مطلق 9/11 درجه می باشد و بعلت کوهستانی بودن روستا آب وهوا و درجه حرارت آن از آب وهوای این منطقه نسبتاً سردتر است . و متوسط سالانه درجه حرارت بستان آباد 8 درجه سانتی گراد می باشد و تبخیر حقیقی شهرستان میانه 269 و تبخیر حقیقی آن نسبت به بارندگی 99 می باشد.

11- نزولات آسمانی روستا:

جریانات هوای منطقه ازاواخر پاییزوتمام زمستان تااوائل بهاردراثر وزش بادهای غربی در فصل های سرددرارتفاعات موجب ریزش برف ودر فصل گرم و معتدل موجب ریزش باران می گردد.

وقسمت عمده بارندگی در روستاازاواسط پاییز وتااوائل بهار بصورت برف میباشد وبیشترین مقدار بارش در روستا در فصل بهار از اواخر اسفندماه تااواخر بهار بعلت جریانات غربی صورت می گیرد در بعضی اوقات مخصوصا در سالهای اخیر در فصل پاییز وزمستان بارش بصورت باران بوده وبارش درفصل نامعلوم وتابع تغییرات ناگهانی جوی است و تابستان وفصل خشک وبارندگی خیلی کم است

واغلب بارش بصورت رگبارهای ناگهانی وتگرگ است که به کشاورزان ومحصولات آنهاخسارات فراوانی وارد می سازد.درسالهای اخیر بارش برف در زمستان کاهش یافته است وبارندگی نافع درروستا

در فصل بهارصورت میگیرد وحداکثر بارندگی از اواسط اسفند ماه تا فروردین و اردیبهشت منطبق است و به علت نبودن ایستگاه هواشناسی از آمار بارندگی شهر میانه استفاده می شود دراین شهر آب وهوایش بر اساس روش کوپن نیمه مرطوب ومعتدل وتابستان گرم وخشک وحداقل بارندگی آن درماه اوت است ورقم بارندگی آن دارای دوحداکثر درماههای آوریل ودسامبر می باشد وبه وسیله یک حداقل درماههای ژوئیه و اوت قطع می شود واختلاف بارندگی دراین شهر زیاد است 4ماه خشک -3ماه نیمه خشک و5ماه مرطوب داردومتوسط بارش 271وتبخیر حقیقی آن269 میباشد.تبخیر حقیقی ان نسبت به بارندگی99وضریب خشکی دوماتن برای این شهر12وضریب رطوبت آمبرژه آن40می باشد.

12- میزان رطوبت روستا:

بعلت فقدان ایستگاه هواشناسی از میزان رطوبت شهرستان میانه وبخش بستان آباد استفاده میشود گرمای تابستان ازاواسط خرداد ماه شروع تااواسط مرداد ماه ادامه دارد فصلی خشک وبارندگی خیلی کم است ورطوبت کمتر مخصوصا حداقل رطوبت درتیر ماه است و ضریب خشکی بستان آباد 15وضریب رطوبت آمبرژه72میباشد.وضریب خشکی دوماتن برای شهرستان میانه 12وضریب رطوبتی آمبرژه آن 40می باشد.

لازم به یاد اوری است که حد اکثر رطوبت متوسط در دی ماه 5/80درصد وحداقل متوسط آن 8/46مرداد ماه است ورطوبت نسبی روستا درفصل بهار وزمستان وپائیز افزایش می یابد(.حدود6 ماه ازسال در بستان آباد و5 ماه در میانه مرطوب بوده ) .

علت افزایش رطوبت نسبی در فاصله اواخر پائیز تا اوائل بهار علاوه برکاهش درجه حرارت ورود توده هائی از هوای سرد ومرطوب اروپا است که با گذشتن از دریای مدیترانه وارد ایران می گردد.

13- یخبندان روستا:

هوای روستا از اواسط فصل پائیز رو به سردی می گذارد ودر آذرماه برف ویخبندان شروع می شود و زمستان روستا فصلی سرد وطولانی است حدود 6 ماه ادامه دارد وتمام فعالیتهای کشاورزی متوقف   می شود حدود 6  ماه یخبندان وجود دارد تعداد روزهای یخبندان در ماههای مختلف متفاوت است امسال یخبندان در روستا تا اوایل اسفند ماه ادامه داشت ولی در سالهای گذشته تا اوایل بهار یخبندان دیده  می شد و بعلت نبودن ایستگاه هوا شناسی،یخبندان شهر میانه ذکر می شود دراین شهر تعداد روزهای یخبندان 4/91 روز درسال بوده وبیشتر یخبندان درماه به دی میباشد

14- بادهای محلی روستا:.

 شامل بادهای وعد وباد سفید وباد مه میباشد.باد وعد از 12 اسفند ماه شروع به وزیدن می کند وباد سفید از اوایل تابستان شروع به وزیدن می کند ازطرف شمالغرب به طرف روستا وارد می شود و منشأ باد سفید از غرب استان میوزد ورطوبت مدیترانه رابا خود میآورد درفصل تابستان باعث رشد سریع گیاهان وبه ثمر رسیدن آنها می گردد.وبه علت آوردن ابرهای باران آورکه موجب ریزش باران میشود مرغوبیّت محصول را در روستا بالا می برد ودر اواخر پائیز سوزناک بوده موجب سرما زدگی محصولات می شود وباد مه از طرف دره ترکمنچای به طرف روستا می وزد جهت جنوب به شمال دارد وزش این باد باعث کاهش ودیر رسیدن محصولات کشاورزی میگردد ولازم به یادآوری است که باد سفید موجب گرمی هوا در تابستان وباد مه موجب خشکی هوا میگردد .

15- خصوصیات جمعیتی واجتماعی: طبق واحد آمار سازمان برنامه وبودجه در سال 1365 تعداد خانوار روستا 135وکل  جمعیّت آن 931 نفر وجمعیّت 6ساله وبیشتر 751 نفر بوده وبعد متوسط خانواردرهمان سال 7نفر بودوجمعیّت روستا در سال 55 از تراکم بالائی برخوردار بوده تعداد خانوار ساکن 312خانوار وکل جمعیّت 1282نفر بود وجمعیّت روستا طبق فرمول پیش بینی جمعیّت درسال 1370 5/755 بوده وتعداد خانوار روستا تقریباً 5/46 میباشد (بعد متوسط خانوار در سال 70) وجمعیّت باسواد روستا با توجه به آمار،412نفر بوده یعنی55درصد جمعیّت6 ساله وبیشتر را افراد باسواد تشکیل می دهند  مراجعه به آمار روستا نشان می دهد که در این روستا مهاجرت روند صعودی شدیدی داشته و4/3 روستائیان به شهر های دور ونزدیک مهاجرت نموده اند که این نشان میدهد روستا شروع به خالی شدن از جمعیّت ورو به متروک شدنوتبدیل به ویرانه میگردد. درصد رشد سالانه روستا 03/- میباشد رشد سالانه جمعیّت در این روستا منفی بوده نشان دهنده این است که افراد سنین بین 15تا 45سال روستا را ترک می کنند واین گروه سنی نیروی فعال روستا را تشکیل می دهد و مهاجرت این گروه باعث می شود که بازده تولید کاهش یافته از میزان زادو ولد روستا کاسته می گردد وافراد سالخورده ونوجوانان از انجام کارهای کشاورزی ناتوان شده وروستا را با کاهش تولید مواجه کرده است .

16- مشاغل روستا: از کل 931نفر جمعیت روستا فقط 180نفرآن شاغل بوده وبخش عده جمعیت روستا   کشاورزهستند.وازراه کشت وزرع زندگی خودرامی گذرانند.غیر از کشاورزی ،دامداری وباغ داری عده کمی به کارهای جنبی مثل راننده اتومبیل ،تراکتور ،مغازه داری،قصابی،آسیابانی،سلمانی ,             لحیم کاری, تعمیروسایل خانگی وقهوه چی می پردازند دراین روستافروشگاه تعاونی وشعبه نفت نیمه فعال وجوددارد که اجناس سهمیه بندی شده مانندروغن وشکروبرنج وپودررختشوئی وبرخی حبوبات ونفت دراختیارروستائیان قرار میدهدودرزمان گذشته شرکت تعاونی به روستائیان وام میدادوازاین 

 طریق درصد کمی از مردم بااین مشاغل زندگی میکنند.

17- سوادوسیستم آموزشی درروستا:

قبل ازورود آموزش وپرورش به سبک غربی به ایران،دراین روستا آموزش به روش مکتب خانه ای بود برای مثال:مکتب خانه میریحیی وحاجی اشرف ومیر محمد وجود داشت وبچه ها درزمستان درمکتب خانه درس می خواندندوشهریه میپرداختند وکتابهائیکه دراین مکتب خانه ها تدریس می شد به ترتیب قرآن گلستان، بوستان نصاب صرف میر(صرف ونحو امروزی)تاریخ پادشاهان یاتاریخ معجم واعراب متداول بود.کسانی که ادامه تحصیل می دادند پس ازپایان تحصیل درروستا،برای ادامه تحصیل به تبریزوازتبریزبه حوزه علمیه می رفتند.ولی باشروع نهضت فرهنگی وورود سیستم آموزش وپرورش جدید،سیستم قدیم آموزش روستا برچیده شد.آموزش به سبک غربی جایگزین آن گشت واولین مدرسه ابتدائی درسال1342تاسیس شد و5کلاس داشت بعد ازانقلاب درسال1364مدرسه راهنمائی درروستاتاسیس شد.لازم به یادآوری است که قبل ازورود سیستم آموزش جدید اکثریت مردم باسوادبودند وعده ای اززنان روستا توانائی خواندن قرآن راداشتند.

۱۸- علل مهاجرت: بعد از اصلاحات ارضی درایران اهالی این روستا نیز مثل سایرمناطق ایران درجریان روند مهاجرت قرارگرفتند. اصلاخات ارضی وضعیت روستائیان وخیم نموده و بعلت عدم توجه دولت و عدم کارآیی شرکت تعاونی روستا ، کشاورزان با مشکلات زیادی روبرو شدند و بنا به گفته یکی از اهالی روستا اصلاحات ارضی باعث کاهش بازده تولید شد و روستائیان با مشکل مالی وتامین امکانات مورد نیاز مواجه شدند،که قبلاً این مشکلات بوسیله اربابان و مباشر تامین می شد و اربابان به موقع به زارع کمک می کرد و آب و بذر لازم را در اختیار او قرار می داد و شبکه های آبرسانی را خفظ و بازسازی می کرد.     عوامل گريزاننده ى روستاها دركنار عوامل جذب كننده ى شهرها در كشور نيز موجب مهاجرت دريجى روستاها به شهرها شدندكه عده اى با علاقه خاصى كه روستا داشتند مجبور به زندگى بين شهرى و روستايى شده اند يعنى كشاورزى را بعنوان شغل چندم در كنار شغلهاى ديگر برگزيدند.در  سال های اخیر به دلیل تامین شدن بسیاری از امکانات که دلیل اصلی مهاجرت بودند(آب٬ برق٬ گاز٬ تلفن٬ مسائل بهداشتی٬ بر طرف شدن مشکلات حمل و نقل و ...) از میزان مهاجرت و تمایل ساکنین و جوانان برای ترک روستا کم شده است.

 اهالی غریبدوست بعداز مهاجرت از روستا به شهرهای میانه ، تبریز ، کرج و تهران و قم مهاجرت کردند این مهاجران در تبریز در محله مارلان  در کرج در منظریه و در قم در نیروگاه و در تهران فلاح و در اسلامشهر سکنی گزیده اند

 

 ۲۰- جهات توسعه

بافت روستاى غریبدوست  جهت طولى شرقى – غربى و جهت عرضى شمالى – جنوبى دارد. عوامل عدم توسعه بافت در ناحيه شمالى - جنوبی ،وجود باغات  مى باشد . عوامل عدم توسعه روستا در ناحيه شرقی- غربی نيز  ارتفاعات اطراف آن  ،ر گورستان و باغات مى باشد.علت توسعه خطى روستاى امره  وجود خط القعر ، شمالى و جنوبى مى باشد. توسعه محلات بصورت خطى و در كنار رودخانه روستا  می باشد اين محلات بصورت استقرار و تكثير افراد بومى بوجود آمده اند.روستا از دو محله علیا و سفلی با ساختمانهاى متمرکز مى باشند تشکیل شده است.

+ نوشته شده در  89/10/27ساعت 13:39  توسط ابوالفضل مددی  | 

پیشنه پایدار

« حسن‌نژاد، يوسف » در بررسي خود به اين نتيجه رسيده است كه روستاهاي موردمطالعه داراي مساكني مجتمع و متمركز هستند.درحال حاضر بافت جديد اينگونه روستاها بدلايل اجتماعي - اقتصادي افزايش در تعداد بهره‌برداران زراعي داراي مساكني بصورت پراكنده و متفرق از هسته اصلي روستا مي‌باشند.چنين روندي بافتي پراكنده را به اين گونه مساكن دربافت جديد آنها داده است بخصوص كه اين پراكندگي در اينگونه روستاها با اشغال زمينهاي زراعي از يكطرف ، و از طرف ديگر باعث تغيير در شكل و تيپ روستاهاي منطقه شده است .اين تغيير شكل در روستاهاي همچون گوگ تپه، درياس - يوسفكند،اگريقاش ... بيشتر به چشم مي‌خورد بطوريكه توسعه و بافت جديد اين روستاها بصورت خطي و در مسير جاده‌ها شكل ميگيرد تغييردر شكل روستاها مي‌تواند ناشي از عواملي چون تغيير كاركردهاي روستا بدليل توسعه و ارتباط با شهر همراه با اثرات آن، موقعيت طبيعي و جغرافيايي، رشد اقتصادي، اجتماعي، خاكهاي حاصلخيز و فراوان ...بوده كه اين عوامل نقش خود را در روستاهاي نام برده نشان داده اما در تعدادي از روستاهاي منطقه (داشخانه، كهنه‌ده، گرده‌گرو،گاپيس ...) بعلت دوري از جاده‌هاي ارتباطي و شهر مهاباد،و كمبود اراضي كشاورزي اين تغييرات چندان چشمگير نبوده و همچنان در حالت انزوا و ركود قرار دارند و از رشد چنداني برخوردار نيستند.به تبع اين تحولات مساكن روستايي نيز در چند دهه اخير به علت رشد فرهنگي و اقتصادي و ارتباط بيشتر با شهرها تحولي سريع داشته‌اند بطوري كه قبل از دهه 40 و اجراي برنامه‌هاي اصلاحات ارضي كه هنوز ارتباط بين شهر و روستا وسعت پيدا نكرده بود مساكن به شكل نسبتا" ساده و ابتدايي داراي مساكن يكپارچه بوده‌اند وجود چنين مساكن دراين دروه ناشي از ضعيف بودن شيوه‌ها و مناسبات توليد و همچنين اثرات اين موارد را در رشد كند اقتصادي و اجتماعي اينگونه روستاها مي‌توان جستجو كرده به نحوي كه شيوه‌هاي توليد، نوع توليد و بهره‌برداري به علت نظام اجتماعي حاكم براين گونه روستاها و عدم ارتباط آنها با شهرها درحد بسيار پاييني قرار داشت و اين امر اثرات خود را در روابط اقتصادي و اجتماعي آنها نشان مي‌داد.بعداز اصلاحات ارضي و رند سريع رابطه شهر با روستاها كم‌كم فرهنگ وظواهر شهرنشيني به داخل روستاها بصورت شكل‌گيري مساكني با پلان و نما به شيوه معماري شهرها،داشتن گلخانه ...رسوخ ميكند چنين مساكني در روستاهايي شكل گرفته‌اند كه معمولا" نزديك مهاباد هستند و اين امر همراه با اهميت يافتن اينگونه روستاها، بالارفتن ارزش زمين و سرمايه‌گذاري بيشتر در آنها خواهد بود، چنين تغييري ناشي از رشد تاثيرپذيري از شهرها، تغيير درميزان درآمد،و تغيير كاركردهاي روستا و مناسبات توليدي و اقتصادي دراينگونه روستاها بوده است بخصوص كه در ساخت اينگونه مساكن از مصالحي با دوام برخلاف گذشته استفاده خواهدشد.اندازه و شكل قطعات زراعي نيز در طي اين دوره براثر عوامل اجتماعي، اقتصادي (تقسيم ارث ، معاملات زمين،افزايش تعداد بهره‌برداران زراعي و تغيير در مناسبات توليد همراه با ارتباط بيشتر با شهرها) تغيير پيدا كرده است .درواقع شكل تحولات مزارع روستايي بيانگر تغيير در شيوه‌ها، عوامل و مناسبات توليدي است به نحوي كه بارشد اقتصادي و تغيير در شيوه‌هاي توليد و مناسبات آن منجر به تغيير در نوع محصول، تنوع محصول، تنوع آن و افزايش درآمد زارعين در مواردي شده كه نتايج اين امر را مي‌توان در تقطيع اراضي زراعي - خريد و فروش زمينهاي كشاورزي، تغيير در الگوي كشت و تنوع محصولات زراعي خلاصه كرد.ورود ماشين‌آلات كشاورزي سموم ...خلاصه كرد.كه ناشي از ورود مظاهر و تكنولوژي شهرها به روستاها است .كم‌كم موجب بازدهي در محصول، تغيير در شيوه‌هاي بهره‌برداري، تنوع محصول شده است و اين ارتباط طوري بوده كه انتخاب محصول دررابطه با تغيير و تحولات اقتصادي منطقه،بازار مصرف و درعين حال با شرايط زماني و اقتصادي پيوند پيدا كرده است .

« نظري، عبدالحميد » در: بررسي نحوه شكل‌گيري و روند تحولات جامعه روستايي مورد مطالعه، نقش تاثير عوامل فرهنگي - معيشتي را در شكل دهي به بافت روستاهاي تركمن صحرا به خوبي روشن ساخت . از جمله آنها تاثيرپذيري آرايش خطي خانه‌هاي روستايي از آرايش خطي آلاچئق‌هاي عشايري است . توجه به اين مساله در بررسي بافت سكونتگاهي و اجراي پروژه‌هاي بهسازي روستائي از چند جهت حائز اهميت است : - تاثيرپذيري آرايش خطي خانه‌ها از عوامل طريعي نظير جهت وزش باد، پستي و بلنديها، شيب زمين و مبين انطباق بيشتر آنها با شرايط محيط جغرافيايي است . اين مساله باعث ميشود كه نه تنها جريان هوا در ميان فضاهاي مختلف زيستي به خوبي انجام گيرد، بلكه اجراي پروژه‌هاي سيستم دفع فاضلاب روستايي نيز به راحتي ممكن ميگردد. - به تبعيت از اين شيوه آرايش ، شبكه ارتباطي و معابر بين فضاهاي زيستي بصورت خطوط مستقيم شكل بگيريد. اين نوع شبكه ارتباطي موجب ميگردد كه هر خانوار بطور مستقيم با فضاهاي عمومي (خيابانها و كوچه‌ها ...) ارتباط داشته باشد. نتيجتا" انطباق بيشتري با گرايشات زندگي خصوصي دارد. - عبور و مرور ماشين آلات در اين سيستم شبكه ارتباطي، به خوبي انجام ميگيرد، شايد يكي از دلايل پذيرش زود هنگام ماشين آلات كشاورزي در روستاهاي تركمن صحرا همين مساله باشد كه خود به نحو بارزي در تحولات اقتصادي - اجتماعي روستائيان موثر بوده است . - در صورت افزايش تراكم مسكوني و يا اجراي پروژه‌هاي بهسازي روستائي، تعريض مابر و خيابانها و حتي احداث خيابانها و كوچه‌هاي جديد با كمترين تخريب انجام گيرد. اما از نكات منفي تاثير پذيري روستائيان از فرهنگ عشايري، گرايش به زيستن در فضاهاي باز و گسترده است . توجه به اين مساله از نظر برنامه ريزي روستايي، در نقاطي كه هم اكنون اسكان عشاير بصورت خودجوش انجام ميگيرد، حائز اهميت است . چرا كه در اين گونه روستاها فاصله زياد خانه‌ها اجراي بسياري از پروژه‌هاي خدماتي نظير، شن ريزي خيابانها، لوله‌كشي آب آشاميدني، تعيين محل مدرسه و ساير خدمات روستايي را با مشكل مواجه ميسازد. بطوريكه در پاره‌اي موارد بواسطه بالا رفتن هزينه سرانه اجراي پروژه‌ها، مسئولين را از اجراي آن باز ميدارد. همانگونه كه قبلا" گفته شده گرايش به زيستن در فضاهاي باز هم اكنون نيز در روستاهاي عشايري به چشم مي‌خورد. آثار اين گرايشات در روستاهاي مورد مطالعه از طريق احداث مسكن در زمينهاي زراعي بوضوح قابل رويت ميباشد. اين مسلاه علاوه‌بر اينكه موجب ميشود سالانه بخش قابل ملاحظه‌اي از اراضي زراعي به اماكن مسكوني تبديل شوند. مسائل ديگري را نيز بدنبال دارند كه از نظر برنامه‌هاي روستايي بايستي مورد توجه قرار گيرند. بسياري از اين خانه‌ها در زمينهايي ساخته ميشوند كه در مجاور سكونتگاه روستا قرار ندارند و لذا فاصله بيشتري با بخش مسكوني فعلي روستا پيدا مي‌كنند . و چون بر روي زمين زراعي ساخته ميشوند فاقد راه ارتباطي هستند، بنابراين بخشي از زمين عملا" به راه ارتباطي تبديل ميگردد. چون استفاده از ماشين‌آلات در روستاهاي مورد مطالعه امري همگاني است : ضرورت شن ريزي خيابان يا كوچه جديد هزينه اضافي را بدنبال دارد كه خانواده بايستي آنرا تحمل نمايد. از طرفي انتقال آب ، برق و ساير خدمات عمومي نيز هزينه‌هاي زيادي را بدنبال دارد. هر چند تمامي اين هزينه‌ها را مالك خانه تامين مي‌نمايد. اما بايستي توجه كرد كه اين مساله به نحوي در افزايش هزينه‌هاي عمومي دولت نيز تاثير ميگذارد. اما نكته مهم تبديل زمينهاي زراعي به خانه مسكوني است . مطالعات موردي نگارنده نشان داد كه در يك روستاي 2500 نفري سالانه حدود يك هكتار از اراضي زراعي به بخش مسكوني تبديل شده است . با توجه به اينكه از حدود 700 روستاي دشت گرگان قريب نيمي از آنها بالاي 2000 نفر جمعيت دارند، ميتوان گفت كه در اين دشت سالانه حدود 350 هكتار از بهترين خاكهاي زراعي تغيير كاربردي داده و عملا" به بخش مسكوني اضافه ميشوند. با توجه به روند شتابان افزايش جمعيت روستايي بنظر ميرسد در سالهاي آينده اين مساله شكل حادتري به خود بگيرد. اين در حالي است كه بخش قابل ملاحظه‌اي از اراضي نيز در اثر تقطيع اراضي از بين ميرود. يكي از دلايل تشديد اين مسائل فقدان مديريت و برنامه‌ريزي صحيح در نقاط روستايي است . به نحويكه بهره‌برداري از فضاهاي مختلف به نحوه مطلوب انجام نمي‌گيرد. بنابراين بايستي در اين خصوص اقدامات موثري صورت گيرد. پيشنهاد ميشود كه اولا"، لوايحي در اين رابطه خصوصا" در نقاط دشتي كه داراي جمعيت روستايي متمركز هستند، تهيه و به مجلس شوراي اسلامي ارائه گردد. ثانيا" مطالعاتي در خصوص تعيين حريم مسكوني روستاها انجام گيرد كه در مراحل مختلف زماني مبين توسعه فيزيكي روستا باشد.

« كركه‌آبادي، زينب » در پژوهش چنين اظهار نظر كرده است ,  براساس مدارك تاريخي شهر سمنان از گذشته دور نظر به مركزيت شهري داراي اعتبار خاصي در ميان مراكز پيراموني خود بوده است كه عواملي چون اهميت ارتباطي و تجاري شهر، مساعدت طبيعي، مذهبي بودن (وجود مسجد جامع در قلب شهر) توان جذب جمعيت و مقام ناحيه‌اي آن سبب اين اعتبار گشته‌اند كه تائيد و تاءكيد مورخان و محققان بر اين عوامل مصداقي بر مطلب ميباشد. بخش قديم شهر نيز تحت تاءثير عوامل فوق داراي ساخت و بافت هماهنگ با ساير شهرهاي شرق اسلامي ميباشد بگونه‌ايكه بررسي و مطالعه آن در اين رساله نشان داد كه چشم انداز فضاهاي سنتي شهر تحت تاءثير شبكه آبها و اقليم گرم و خشك ناحيه بوده و شهر سمنان بعنوان يك شهر شرق اسلامي با وجود عناصر بازار، مسجد جامع، ارگ ، محلات ، دروازه‌ها، گذرهاي ارتباطي و پيوند فضائي اين عناصر بسياري از نظريات ارائه شده در مورد توسعه شهري در كشورهاي جهان سوم را مورد، تائيد و تاكيد قرار ميدهد. با توجه به اين حقايق اهميت و نقش اين عوامل در حفظ تعادل اكولوژيكي و پويايي شهر در برنامه ريزيهاي شهري نبايد ناديده انگاشته شود اگرچه دردهه‌هاي اخير مردم و سياستهاي ملي در بهم زدن اين تعادل نقش بسزائي داشته‌اند بطوريكه با گسترش شهر و استقرار مراكز مسكوني جديد در شمال شهر و بطور پراكنده در نواحي مختلف شهر اين عدم تعادل و بي‌تناسبي بوضوح آشكار و قابل رويت است در بافت جديد شهر وجود خانه‌هاي يك طبقه با كاربرد مصالح و فنون جديد (همسان با ساير شهرهاي ايران) بدون توجه به شرايط طبيعي، خيابانهاي غريض ، كمبود و يا فقدان تاءسيسات و امكانات زيربنائي و رفاهي همه حاكي از اين عدم تعادلها و ناهماهنگي ميباشد. از اواخر سده گذشته و اوايل قرن حاضر مقارن با تغير بافت اقتصادي، اجتماعي كشور و بازتاب حاصله از آن، و شهر از وضعيت خودكفائي نسبي بسوي وابستگي پيش ميرود. بگونه‌ايكه روند مصرف تغير يافته و فرآيند توليد پويائي خود را از دست داده است بنابراين توجه به اين بخش در جهت حفظ، احياء و يا گسترش اين فعاليتها ضروري بنظر ميرسد. از دهه 1335 بويژه از سال 1345 ببعد بسبب تحولات اجتماعي - اقتصادي در كل كشور و سياستهاي ناشي از باصطلاح "انقلاب سفيد" روند توليد در بخش عمده اقتصاد دگرگون ميشود. تضعيف و يا منسوخ شدن برخي از رشته‌هاي صنايع دستي در سالهاي اخير و ورود قاليبافي بعنوان جانشين اين صنايع سبب تغييراتي در درآمد و اقتصاد خانوارهاي شاغل به اين رشته گرديده است . اگرچه در اكثر موارد حاصل زحمت بافندگان از دست آنها خارج شده و سود خالص نصيب دلالان و تجار فرش شده است (اهلرز 1975) كه گسترش صنعت قاليبافي با ايجاد كارگاههاي بزرگ دولتي و با شيوه پرداخت دستمزد عادلانه موجب اشتغال در منطقه شده بويژه آنكه ايجاد اين كارگاهها از مهاجرت روستائيان جلوگيري مينمايد. وجود 1818 واحد تجاري و كسب و پيش نشان دهنده افزايش اين واحدها در سالهاي اخير و تغيير روند مصرف و توليد با توجه به نقش ضعيف توليدي اين واحدها ميباشد. احداث مراكز صنعتي مانند شهركهاي صنعتي اعلاء و سمنان در شرق شهر بسبب گرايش شهر به صنعت تحت تاءثير برنامه‌ريزيهاي ملي و همچنين تبيين جايگاه شهر سمنان در سطح ملي بعنوان قطب صنعت و دانشگاه سبب تشديد و دگرگوني بافت اقتصادي و اجتماعي بويژه جذب جمعيت روستاها و شهرهاي اطراف و ساير مكانهاي كشور گرديده است كه در اين رابطه ارائه خدمات بيشتر مانند انتقال آب رودخانه گل‌رودبار و در صورت عدم تامين نيازهاي انتقال آب خطير كوه به سمنان در سالهاي آينده، لوله كشي گاز (در حال حاضر) ايجاد مراكز آموزش عالي و جذب دانشجويان مكانهاي مختلف كشور، احداث مراكز رفاهي و تسهيلاتي گسترش فضاي سبز جذابيت بيش از پيش اين شهر گرديده است تمركز اين واحدها در شهر و سيطره آن برحوزه پيراموني تائيدي بر نظريات بازن، كاستللو، انگليش ، ميباشد. روند سريع شهرنشيني، وجود امكانات ارتباطي و موقعيت سهل و آسان دشت سمنان جهت دسترسي مكانهاي تابعه باين مركز، كاهش بخش فعاليت كشاورزي و رشد بخش خدمات ، بورس بازي زمين، فعاليتهاي ساختماني و بهره‌گيري از، امكانات و خدمات شهري موجب تشديد روند مهاجرت بشهر سمنان از حوزه‌هاي پيراموني گرديده است كه كاهش جمعيت روستائي در طي دهه‌هاي گذشته به نسبت 23 در سال 1355 و 11 در سال 1365 بيانگر واقعيت فوق ميباشد بنابراين با حمايتهاي دولتي، سرمايه گذاري و اعطاي وام بروستائيان در جهت ايجاد بعضي از كارگاهها مانند قاليبافي و ساير صنايع سبك (با توجه به منابع مادي روستاها)ميتوان از مهاجرت آنها بشهر جلوگيري بعمل آورد . در اين رساله آنچه اهميت ميباشد نقش فعال شهر سمنان در ارائه امكانات و خدمات به حوزه پيراموني خود ميباشد اگرچه بتبع حوزه جغرافيائي آن مانند اختلافات توپوگرافي و تاثير مرفولوژي پيرامون شهر، فواصل و ابعاد مختلف آنها با شهر سمنان تاثيرات اين نقش متفاوت ميباشد.

« ميرعلي‌كتولي، جعفر » معتقد است , بمنظور فراهم آوردن فضايي كه قادر باشد بخش عمده‌اي از جمعيت منطقه را در خود جاي دهد و در فرايند توسعه اقتصادي و اجتماعي منطقه، اين فضاها از موقعيت مناسبي برخوردار باشند، و در نهايت ، منطقه‌اي متعادل، منسجم و توسعه يافته‌اي داشته باشيم، توجه به نكات زير حائز اهميت است : بكارگيري ترفندهايي جهت كند يا قطع كردن جريان يكطرفه سرما روستا به شهر، اين مهم از طرق مختلف ، از جمله طرق زير قابل حصول است ، ايجاد بازار مبادله محصولات توليدي روستا، در نقاط مختلف نواحي روستايي و همچنين ايجاد و يا رونق بازارهاي محلي در طول هفته، ايجاد منظومه‌هاي روستايي و سلسله مراتب مراكز روستايي، از طريق استقرار مراكز خدماتي در سطوح مختلف و اصلاح شبكه ارتباطي روستا از شرايط فعلي دسترسي مستقيم به شهر در جهت دسترسي سلسله مراتبي به مراكز شهري اصلاح مناسبات اجتماعي نامناسب و غيرمنطقي همچون مالكيتها، ....، باقي ماندن سرمايه بتنهايي در روستا براي توسعه كافي نيست ، بلكه سرمايه‌گذاري و به جريان انداختن سرمايه است كه رونق و پويايي اقتصادي را به فضاي روستايي عرضه مي‌دارد، كه از راه سرمايه‌گذاري‌هاي اصولي با همكاري دستگاههاي دولتي در زمينه‌هاي معيشتي همچون صنايع دستي، آب و خاك و يا در اموري كه كاركرد منطقه‌اي دارند همچون كارخانه‌هاي مختلف مرتبط با فعاليتهاي توليدي روستاها، ...، كه فرصتهاي جديد شغلي ايجاد نموده و ايجاد درآمد براي ساكنين روستايي نموده كه اين امر نه تنها در جذب مهاجرت در محيط هاي روستايي كمك مي‌كند بلكه در اين زمان نه تنها قادر به نگهداري و حفاظت از پروژه‌هاي عمراني انجام شده بوسيله دستگاههاي دولتي هستند بلكه در اجراي پروژه‌ها و طرحها نيز مي‌توانند مشاركت جدي داشته باشند. مسكن يكي از عناصر نهادي در زندگي انسان روستايي بشمار مي‌رود، چرا كه هم محل زندگي و استراحت او محسوب مي‌گردد و هم بخشي از كاركردهاي اقتصادي و توليدي آن در فضاي مسكوني صورت مي‌گيرد، لذا بمنظور جلوگيري از اجراي پلانهاي غيرمرتبط با سكونتگاههاي روستايي، لزوم مطالعه موردي روستاها يا روستاهاي تيپ ، جهت ارائه الگوهاي مسكن متناسب با روحيات آنها و كاركرد اقتصادي و فعاليتهاي توليدي آنها را ضروري مي‌سازد كه نه تنها در هماهنگي با روحيات و آداب و رسوم آنها و كاركرد اقتصادي و توليدي آنها خواهد بود بلكه در افزايش كارايي و شكوفايي عرصه روستايي موثر خواهد بود، همچنين، از اتلاف بخشي از درآمدها و نيروي آنها جلوگيري مي‌كند، چنانكه در يكي از روستاهاي مورد بررسي در اين مطالعه به نمونه جالب توجهي برخورد شد، بدين صورت كه چيزي حدود 2.3 خانه‌هاي با پلان سرويسي كامل داراي فضاي مربوط به توالت بودند، عليرغم آماده بودن توالت در ساختمان از توالت طراحي شده در فضاي حياط استفاده مي‌نمودند كه اكثرا" عدم استفاده توالت درون ساختمان را مغاير بودن آن با روحياتشان ذكر مي‌نمودند. همچنين طراحي پاسيودر مساكن روستاهاي منطقه بنظر امري غيرضروري بوده اولويت‌دار بنظر نمي‌رسد، در حالي كه در اكثر ساختمانهاي جديد چنين فضايي طراحي و ساخته هم مي‌شود. تحت كنترل در آوردن گسترش بافت روستاها با استفاده از روشهاي مختلف بگونه‌اي كه اولا" از رشد بي‌رويه و بي‌ضابطه آن جلوگيري شود، حداكثر دسترسي را براي ساكنين در استفاده از اماكن عمومي، مذهبي، بهداشتي و بويژه آموزشي و ...، فراهم آورده و در كنار آن، از طريق انسجام و جلوگيري از گسيختگي بافت روستايي نه تنها از تقطيع اراضي مزروعي، و بورس بازي زود هنگام زمين در روستاها جلوگيري مي‌شود، بلكه با طراحي و جهت دادن به شكل و كالبد روستا، بعضي از سنتها و آداب و رسوم، ارتباطات اجتماعي، همياري و مشاركت‌هاي عمومي و تمايل به زندگي جمعي احياء مي‌شود. اين امر از طريق كنترل زمينه‌هاي مناسب ساخت و ساز اطراف روستاها امكان پذير است .

« به نظر مشرفي، مهدي»  سياستهاي توسعه روستايي كه مستقيما" بر ساختار مولد روستاها تاثير داشته است ، در كشور ما همواره با چالش‌ها و تنگناهاي فراواني دست به گريبان بوده است . همانگونه كه قبلا" نيز گفته شد مشخصه اصلي اينگونه سياستها، عدم انسجام، عدم هدفمندي و ناهماهنگي و از همه مهمتر تاثيرپذيري از هدفهاي غيراقتصادي بوده است . اتخاذ سياستهاي نوين توسعه از دهه چهل به بعد، كه متاثر از اوضاع پيچيده بين‌المللي و نيازهاي داخلي جهت تحولات ساختاري در كشور بوده است ، با محتوايي بروكراتيك و ليبرالي، جهت سياستهاي عمده كشور را در دوره‌هاي بعدي تعيين نمود. جوهره اصلي اينگونه سياستها صنعتي كردن كشور و همپايي با دنياي سرمايه‌داري با اتكاء به سرمايه‌هاي نفتي بوده است . اعتقاد به سنتي‌بودن توليد كشاورزي، توجه به اين بخش را به مثابه يك ارتجاع اقتصادي قلمداد مي‌نمود. علاوه بر اين سياستهاي صنعتي كردن كشور، چنين بي‌توجهي را توجيه مي‌نمود، چرا كه بدين ترتيب بسياري از پتانسيل‌ها، سرمايه‌ها و نيروهاي بخش كشاورزي بسوي ساير بخشها از جمله صنعت و خدمات انتقال يافت و زمينه رشد و توسعه آنها را فراهم آورد. در چنين جوي سياستهاي توسعه روستايي تدوين گرديد. بديهي ست كه نگرش‌هاي فوق‌الذكر در قالب دهي و جهت‌گيري سياستها و اهداف توسعه روستايي ايران نقش مؤثري داشته است . سياست اصلاحات ارضي قبل از آنكه بر توانائي‌هاي كشاورزي كشور بيافزايد، زمينه را جهت انتقال سرمايه‌ها كشاورزي اعم از مالي و انساني بسوي ساير بخشهاي اقتصادي، آفريد. اين انتقال به صورت فضايي و جغرافيايي، به انتقال سرمايه از روستا به شهر انجاميد و بدنبال سرمايه پتانسيل‌ها و امكانات نيز بسوي ساير بخشها انتقال يافتند. به اين ترتيب بود كه بازتاب اينگونه از سياستها چهره كنوني كشاورزي در كشور را با ساختاري نامتجانس و با ارزش توليدي ناچيز شكل داد. توزيع اراضي در قطعات زراعي كوچك بعد از اصلاحات ارضي و گسترش روزافزون واحدهاي بهره‌برداري خرده مالكي كه مانع عمده در يكپارچگي اراضي و كشت وسيع مي‌باشند، مي‌تواند از بزرگترين بازتابهاي سياستهاي اتخاذ شده باشد. در واقع اگر مالكيت و ساختار آنرا زيربنايي‌ترين عامل در توليد كشاورزي به حساب آوريم، در آن صورت مي‌توان ادعا كرد كه اكثر مسايل و مشكلات كشاورزي كشور به نحوي به مساله مالكيت و تنگناهاي اساسي آن مربوط مي‌گردد. از طرف ديگر عدم بهره‌برداري كامل و علمي از منابع آب و ابتدائي بودن شيوه‌هاي بهره‌برداري از منابع آب و روشهاي آبياري و در نتيجه پايين بودن راندمان آبياري، بهره‌گيري از دومين عامل اساسي توليد در كشاورزي را دچار مشكلات فراوان كرده است . سياستهاي غلط دولت در زمينه سرمايه‌گذاري در بخش كشاورزي از يكطرف و ضعف بنيه مالي اكثر كشاورزان و ابتدائي بودن شيوه كشت و كار كشاورزي بعلت عدم امكان كشاورزان در سرمايه‌گذاري براي استفاده از ماشين‌آلات ، مواد و وسايل و شيوه‌هاي نوين كشاورزي از طرف ديگر، از توانائيهاي كشاورزي كاسته و امكانات توليد بيشتر و بهتر از آن سلب نموده است . در زمينه سازمان توليد، غيراقتصادي بودن و حتي غيرممكن بودن بكارگيري ماشين‌آلات و تجهيزات كشاورزي در قطعات كوچك اراضي مزروعي و در نتيجه پايين بودن بازدهي نيروي كار در بخش كشاورزي، همه و همه توليد بخش كشاورزي را دچار اختلال نموده است . سياستهاي دولت در زمينه قيمت محصولات كشاورزي و ثابت نگه‌داشتن آنها، باعث گرديده است كه كشاورزان كوچك و متوسط براي تامين مايحتاج اوليه زندگي ناچارا" محصول خويش را پيش فروش كرده و وام‌هايي با بهره زياد دريافت نمايند. همه اين عوامل در كاهش درآمد كشاورزان در مقايسه با ساير فعاليتهاي اقتصادي تاثير عمده‌اي داشته‌اند. اين امر باعث روند نزولي اشتغال بخش كشاورزي در طول زمان شده است . بدين ترتيب بخش كشاورزي بعد از اتخاذ سياستهاي توسعه نوين كه با اصلاحات ارضي شروع گرديد همه عناصر سازنده و مولد خود از جمله، زمين و مالكيت مناسب سرمايه و نيروي انساني را بتدريج از دست داد. از طرف ديگر سرمايه‌گذاريهاي بعمل آمده نيز به علت ناكافي و نامناسب بودن نتوانستند، كمبودها و نواقص اين بخش را جبران نمايند. بدين ترتيب طي يك دوره نسبتا" كوتاه در سطح مكان ارزش افزوده بخش كشاورزي به نازلترين سطح خود تنزل يافت و در ساختار توليد ناخالص ملي كشور تنها درصد ناچيزي را بخود اختصاص داد. در سطوح خردتر، افزايش توليد محصولات كشاورزي همگام با افزايش جمعيت و نيازهاي مصرفي آنها توسعه نيافت . عملكرد توليد در سطح نازلي قرار گرفت و در مواقعي نيز كه تمام عناصر توليد جهت يك توليد اقتصادي جفت و جور گرديد، ساختار تجاري بازار جهت توليد را تحت‌الشعاع قرار داده و آنرا بسوي توليد محصولاتي سوق داد كه نه در جهت تقويت بخش كشاورزي بلكه برطرف كردن نياز ساير بخشها، بكار مي‌روند. همه اين عوامل در بوجود آمدن ساختاري وابسته در كشاورزي نقشي بسزا ايفا نمودند. بدين ترتيب كشاورزي در طول زمان نه تنها توسعه نيافت بلكه از تامين نيازهاي اساسي خود نيز باز ماند و واردات محصولات كشاورزي به يكي از پديده‌هاي اقتصادي معمول تبديل گرديد. چنين ساختاري بازتاب ويژه‌اي را در نواحي گوناگون كشور آفريده است در اين بررسي اوضاع كشاورزي شهرستان اروميه بعنوان نمونه‌اي فضايي از سرانجام تحولات كشاورزي كشور مورد بررسي قرار گرفت . در اين بررسي مشخص گرديد كه عليرغم امكانات ويژه و پتانسيل‌هاي بالقوه‌اي كه محيط طبيعي در اختيار قرار داده است ، با اين همه تنگناها و محدوديتهاي كشاورزي در منطقه اساسي و زيربنايي مي‌باشد. كشت محصولاتي كه بعد از گذشت ساليان دراز هنوز بازار ثابت و مطمئني را كسب نكرده‌اند همه حكايت از بي‌هدفي و سر درگمي در ساختار كشاورزي كشور دارد. علاوه بر اينها اين شيوه از توليد، امكانات و قابليتهاي ويژه محيطي كه مستقيما" با دخالت انسان به معرض بهره‌گيري خواهد رسيد، را نيز از بين برده و امكانات توليد مجدد را سلب مي‌نمايد.

«به نظر  اعظم‌نورفريماني، كبري » مطالعهء تحولات تاريخي منطقه مويد اين واقعيت است كه در پي نفوذ فرهنگ غرب و رواج ارزشها و نظام اقتصادي آن در ايران كه باعث تحول الگوهاي اقتصاد منطقه‌اي و روابط سنتي شهر و روستا گرديد، منطقهء فريمان و روستاي تقي‌آباد نيز از نتايج چنين رويدادي بي‌بهره نمانده است . تا قبل از بسط روابط سرمايه‌داري، تفاوت ميان اقتصاد و بخشهاي روستايي و شهري چندان فاحش نبود و سكونتگاههاي روستايي داراي تركيبي مناسب از فعاليتهاي كشاورزي و صنعتي متناسب با نيازهاي موجود بود و علاوه بر توليد محصولات كشاورزي، به توليد صنايع روستايي نيز مبادرت مي‌ورزيدند. "شهرمازاد اقتصاد منطقه را استخراج و در مقابل خدمات لازم را براي منطقه تامين مي‌نمود و در كل شبكهء شهري تمركز چنداني از لحاظ سرمايه، امكانات اشتغال و غيره وجود نداشت . " بدليل اينكه شهر فضاي تحقق مناسبات توليد و روابط اجتماعي سرمايه داري بود و روستا جايگاه مناسبات كهن توليد و اجتماعي است كه تحول مناسبات شهر در آن دگرگوني بوجود مي‌آورد. اگرچه پتانسيل طبيعي روستاي مورد مطالعه به نحويست كه در صورت بهره‌برداري معقول و صحيح قادر به تامين نيازمنديهاي جمعيت مي‌باشد ولي از سويي ساختار اقتصادي - اجتماعي دروني روستا، .. نه تنها نيروي فعال را در جهت بهره‌وري از طبيعت در منطقه تثبيت ننموده بلكه گسترش روند مهاجرت به مراكز شهري را بدنبال داشته است و از سوي ديگر مناسبات بيروني روستا، تمركز سرمايه گذاري در شهر مشهد و فريمان و انتقال بخش عظيمي از ثروت حاصله در روستا به شهرهاي مذكور و نيز شهر تهران، روابط و مناسبات عادلانه بين شهر و روستا و ناهمگوني ساختار فضايي روستا كه باعث افزايش نابرابريهاي فضاي شهري و روستايي گرديده تواما" در ايجاد چنين شرايطي موثر بوده‌اند. در واقع شهر مركز مبادلهء توليدات كشاورزي، محل سكونت سرمايه‌داران و مالكين و در ضمن تامين كنندهء خدمات و كالاهاي مورد نياز روستائيست و عمدتا" تحولات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي از شهر سرچشمه مي‌گيرد. مكانيسم اين مناسبات و سلسله مراتب سكونتگاهي در منطقه به نحويست كه حاكميت سرمايه داري بهره‌وري را در بسياري از ابعاد نشان مي‌دهد . تجاري شدن محصولات كشاورزي و دامي، نظام پيش فروش ، تمركز مراكز اداري در شهرها،وجود زير ساخت‌ها و تاسيسات زير بنايي در شهرها، از رشد مستقل فعاليتهاي اقتصادي روستا جلوگيري مي‌نمايد. روستاي تقي آباد بدليل سهولت دسترسي و مناسبات گسترده‌اي كه با شهر فريمان برقرار مي‌نمايد، در بسياري از موارد تحت سيطرهء اين شهر است ، اما وجود شهر مشهد بعنوان بزرگترين شهر ناحيه‌اي كه مانعي در مقابل توسعهء مكانهاي مركزي كوچكتر مي‌باشد و كاركردهاي آنرا به سوي بزرگترين مكان مركزي (شهر مشهد) ترغيب مي‌نمايد، مانع از تسلط كامل اين شهر (فريمان) مي‌گردد و روابط اقتصادي عمده در اين شهر صورت مي‌گيرد. (در اين رابطه به فروش شير بطور عمده، محصولات باغي بصورت پيش فروش ، سرمايه گذاري روستائيان و ساكنين شهر فريمان به شهر مشهد، و سرمايه گذاري سهامداران كارخانه اشاره شد) و اما پايتخت بعنوان قطب جاذب سرمايه‌ها، منافع اقتصادي كليهء مراكز را به سوي خود جذب مي‌نمايد و اين سلسله مراتب از كوچكترين سكونتگاهها گرفته و تا شهرهاي بزرگ و مراكز استان قابل ملاحظه است . (در اين رابطه كاركردهاي اقتصادي كارخانهء قند فريمان به محل سكونت سهامداران عمده در اين شهر و مكانيسم فعاليتهاي صنايع دستي در روستا مورد اشاره قرار گرفت) البه كارهاي خدماتي شهري نيز نبايد ناديده گرفت . لذا دگرگوني در سازمان‌بندي فضايي روستا و بوجود آمدن شرايط توسعه، توسعه‌اي وسيع و همه جانبه و بعبارتي "انساني كردن" رشد و توسعهء روستا به معناي ايجاد كيفيت‌هاي جديد زندگي در جهت رشد و تعالي انسانها ضروري مي‌نمايد. دستيابي به چنين امري مستلزم ايجاد تحول در سازمان دروني و بروني روستاست . كوشش در جهت مطلوبيت بخشيدن چنين مناسباتي و ايجاد كيفيت‌هاي جديد زندگي در جهت رشد و تعالي انسانها ضروري مي‌نمايد. دستيابي به چنين امري مستلزم ايجاد تحول در سازمان دروني و بروني روستاست . كوشش در جهت مطلوبيت بخشيدن چنين مناسباتي و ايجاد اعتدال دو عوامل برون‌زا و تعديل نابرابريهاي شهر و روستا و تحول در جهت توانمند نمودن عناصر پديدآورندهء فضاي روستا و تعادل بخشي به مناسبات نامعقول در جهت ايجاد فضاي متعادل روستاها ساختاري متعادل و متناسب را پديد خواهد آورد.

« جاودان، مجتبي»  معتقد است كه : عملكرد تحولات تحقق يافته از ابتداي قرن جاري به همراه تنوع و گوناگوني در نظام جغرافيايي سرزمين منجر به روند توسعه ناهمگن و قطبي در خصوص توزيع جمعيت ، فعاليت و امكانات ميان حوزه‌هاي شهري - روستايي شده است ; مصاديق و بازتابهاي نه چندان خوشايند اين پويش ، هم اكنون تغيير در روند و نحوه اشغال فضا به گونه‌اي نابهنجار و شتابان در قالب تخليه بي‌رويه روستاها و بويژه روستاهاي كوچك و پراكنده و متورم شدن شهرهاي بزرگ و در نتيجه از هم گسيختگي در سازمان فضايي و سلسله مراتب اسكان تبلور يافته، امري كه در نهايت توسعه پايدار و محيط زيست را به مخاطره انداخته است ; بدين اعتبار، در اين برهه از زمان ساماندهي فضا در جهت مديريت هدفمند و بهينه به منظور پوياسازي فعاليت ، استفاده از منابع نقطه‌اي و پراكنده در سطح سرزمين، جلوگيري از مهاجرتهاي بي‌رويه و نظم بخشي به الگوي استقرار و در نهايت اتصال معقول و مقدور حوزه‌هاي روستايي به شبكه عام نظام سكونتگاهي در راستاي نيل به توسعه پايدار ضرورتي بس ويژه مي‌يابد ; با چنين نگرشي به مقوله نابساماني در ساختار و سازمان فضايي نظام سكونتگاهي بويژه در حوزه‌هاي روستايي، تحقيق حاضر به آزمون بخشي از آن در قالب شهرستان فريمان پرداخته است . با اتكاي بر واقعيتهاي ذكر شده و تبيين مسائل موجود در سازمان فضايي سكونتگاهها، درصدد يافتن پاسخ به سؤال اصلي زير بر آمده است : چگونه مي‌توان با تحليل نظام سكونتگاهي و عوامل تاثيرگذار در آن به ساماندهي متناسبي از جمعيت ، فعاليت و خدمات دست يافت ؟ در اين رهگذر موقعيتهاي نامعيني كه با استعانت از روشهاي كمي و كيفي به صورت موقعيتهاي مساله‌اي در نظام فضايي - كالبدي و زيستي روستاهاي ناحيه مورد مطالعه (شهرستان فريمان) ادراك شده‌اند، عبارتند از : نابساماني در عملكردهاي نظام فضايي (عملكردهاي اجتماعي، اقتصادي و ...) ; نابساماني در روابط نظام فضايي (روابط ميان كانونها و سلسله مراتب دسترسي) ; و نابساماني در ترتيب توزيع و نحوه استقرار مراكز كه مكمل يكديگر نيز نيستند. با عنايت به مسائل ياد شده و تلاش در جهت حل يا تعديل آنان، دستيابي به هدف غايي زير كانون توجه تحقيق قرار گرفته است : رهيابي به چارچوبي (مقدور و مناسب) جهت تفكيك و سطح‌بندي نظام سكونتگاهي كه براساس آن هر مركز (از كوچك تا بزرگ) با توجه به ويژگيهاي دروني و بيروني خود كاركردهاي مشخصي را در قالب يك سلسله مراتب فضايي - كالبدي عهده‌دار گردد تا بر اين اساس هم از هدر رفتن نيروها و امكانات معدود و محدود موجود جلوگيري شود و هم تا حد ممكن تمامي مراكز روستايي، خدمات ضروري را براي رفع نياز خود در يك فاصله دسترسي معقول و مقدور دريافت داشته و در نهايت با انتظام سازماني خود يكپارچگي فضايي را در سطح مختلف عملكردي عينيت بخشند. سازمان تحقيق شامل سه فصل اصلي و زيربخشهاي آن است : در فصل اول، چارچوب نظري - تجربي تحقيق مورد بررسي و تدقيق قرار گرفته است ; هدف از اين فصل طرح مساله و شناخت ابعاد آن در سطح ملي ˆ منطقه‌اي و همچنين مروري بر پيشينه نظريه‌اي و سوابق تجربي در ايران بوده تا در نهايت شالوده نظري لازم براي برخورد با مساله نابساماني شبكه نظام سكونتگاهي و در هنگامه بعد ساماندهي و سازماندهي آن فراهم شود. در فصل دوم، ساختار و سازمان فضايي نظام سكونتگاهي روستايي ناحيه (شهرستان فريمان)، مورد بررسي و تدقيق واقع شده است ; اين مرحله از تحقيق، در واقع به تحليل و تبيين وضع موجود در قالب خصيصه‌هاي ساختاري نظام اكولوژيكي و فرهنگي - اجتماعي و همچنين خصوصيات فضايي - كالبدي پرداخته، تصويري كلي و در عين حال راهبردي را از سازمان فضايي موجود ناحيه بدست مي‌دهد ; و در نهايت در فصل سوم، با استنتاج از احكام راهبردي و آزمون فرضيات ، الگوي يكپارچه سازمان فضايي - كالبدي و كاركردي ناحيه ارائه شده است ، الگويي كه در آن كانونها، دسترسيها، خدمات ، فعاليت و اندازه جمعيت مبتني بر نظامي سلسله مراتبي در مقياسهاي ناحيه، حوزه، منظومه، مجموعه، مجموع روستا و روستا به خود معني و مفهومي دوباره مي‌بخشد و از خصيصه‌هايي چون تعادل، تقارن و تباين در ساختار و كاركرد از ذره تا كلان، در فضاهاي استقرار برخوردار مي‌گردد.

« رحيمي، حسين» . در پژوهش خود سه فرضيه مورد آزمايش قرارداده است كه عبارتند از: 1 - حوزه نفوذ روستايي در حدود 60000 نفر و ارتباط اوليه آنها با شهر بردسكن موجب رشد فيزيكي شهر مذكور شده است . 2 - روابط نابرابر شهر و روستا موجب مهاجرت روستائيان به شهر و بدين ترتيب موجب بروز مشكلاتي براي شهر و روستاها شده است . 3 - عدم تعادل ناحيه‌اي تحت تاثير وضعيت موجود (وجود يك كانون شهري بعنوان مركز و بالغ بر 100 روستا و آبادي بعنوان پيرامون) و روابط نامعقول اين دو مكان با پيدايش هسته‌هاي ثانوي شهري و ايجاد يك شبكه شهري ناحيه‌اي كاهش مي‌يابد. در فصل دوم، از آنجاكه عمران ناحيه‌اي با ويژگيهاي طبيعي محيط، با شكل ناهمواريها، جنس زمين، آب و هوا و جريان آبها و رويش گياهي و زيست حيواني و منابع معدني ناحيه در ارتباط است و در واقع محيط طبيعي است كه بعنوان بستر برنامه‌ريزي شناخته شده و همين ويژگيهاي جغرافيايي است كه ظرفيت و سطح و امكان پذيرش برنامه‌هاي عمراني را تعيين مي‌كند به تحليل عوامل اكولوژي طبيعي در روابط شهر و روستا شامل: شناخت ناحيه جغرافيايي مورد مطالعه، ويژگيهاي اكولوژي طبيعي از جمله ساختار زمين‌شناسي، ژئومرفولوژي، ويژگيهاي اب و هوايي، منابع اب ، خاك و پوشش گياهي پرداخته‌ايم. در فصل سوم اكولوژي انساني در مناسبات فضايي شهر و روستا مورد تحليل قرار گرفته است . اين فصل شامل مواردي چون سابقه سكونت در ناحيه، جمعيت و ساختار دموگرافيك آن، مسائل اقتصادي و توليدي، مسائل اجتماعي و فرهنگي و بررسي تاسيسات زيربنايي ناحيه مي‌باشد. در فصل چهارم به بررسي روابط فضايي شهر و روستا شامل مهاجرت و انواع آن در محل، مناسبات شهر و روستا و مهاجرت ، اثرات فضايي مهاجرت از روستا به شهر، توزيع فضايي مهاجرين، مقصد و مبداء مهاجرين، مهاجرت و رشد فيزيكي شهر بردسكن پرداخته‌ايم. در فصل پنجم تحت عنوان برنامه‌ريزي ناحيه‌اي و نقش آن در تعادل روابط شهر و روستا به بررسي وشناخت برنامه‌ريزي ناحيه‌اي، اهداف و رسالت اين شاخه علمي، شناسائي توان محيطي ناحيه، حوزه نفوذ شهر، شدت و ضعف حوزه نفوذ در رابطه با روستاها، برنامه‌ريزي ناحيه‌اي در بردسكن، تعيين الگوها و خط مشي‌هاي توسعه براي مكانها، تعيين مكانهاي مركزي و نقش سلسله مراتب شهري در داخل ناحيه و ايجاد شبكه شهري ناحيه‌اي با ذكريت سه نقطه شهري يعني شهرآباد، انابدوكبودان پرداخته‌ايم. فصل ششم فصل انتهايي رساله بوده شامل نتايج و پيشنهادها، و پرسشنامه و منابع و ماخذ مي‌باشد.

ج – آن دسته منابعي كه فقط به تاريخچه توسعه پايدار و مفاهيم پرداخته و به صورت مقالات در ماهنامه , فصلنامه , نشريات وابسته به وزرارت خانه منتشر شده است به اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم :

1- بوسل , هارتموت در مقاله خود « توسعه پايدار , مفاهيم و محدوديتها ضمن تعريف از پايداري و ناپايداري معتقد است كه توسعه پايدار جامعه انساني داراي ابعاد شايان توجه زيست محيطي , مادي و اكولوژيكي , اجتماعي , اقتصادي , قانوني , فرهنگي , سياسي , و رواشناسي است . اشكالي از توسعه پديرفته است كه براي انسانها قابل پذيرش باشد و از خطر اضمحلال به دور باشد . به نظر نامبرده روند توسعه پايدار با محدوديتهاي طبيعي و ماهيت واهداف انساني انطباق داشته باشد و امكان انطباق با زمان را داشته باشد .

2- موحد , علي در مقاله توسعه پايداري شهري بر توسعه پايدار و اهميت فعاليتهاي شهري و توجه به منابع اكو لوژيكي مربوط به حال وآيندة تاكيد داشت و همچنين برشناخت توسعه پايدار شهري و به مسائل شهري و برنامه هاي محيطي و به استراتژيهاي توسعه پايدار شهري تاكيد دارد معتقد است كه توسعه پايدار شهري از چهار جنبه اقتصادي , اجتماعي و زيست محيطي و نهادي سعي در حل اين مشكلات دارد . به طوري كه دربخش اجتماعي , حقوق افراد , دمكراسي , عدالت اجتماعي را مد نظر دارد .و در بخش اقتصادي بر طرف كردن نيازهاي اساسي مردم , جلوگيري از فقر و برنامه ريزي درجهت مشاركت مردم در فعاليتهاي اقتصادي و فعاليتهاي انحصارگرانه اقتصادي مورد نظر است . در اين مقاله ابعاد توسعه پايدار به پايداري زيست محيطي , پايداري اقتصادي , پايداري اجتماعي , پايداري نهادي تقسيم بندي شده به نظر نامبرده ابعاد فوق باعث توسعه پايداري شهري , حل نيازهاي اساسي , خوداتكايي و ثبات اكولوژيكي خواهد شد .  

3- اصلاني , رضا , در مقاله تحت عنوان توسعه پايدار تاريخچه , تعاريف و ديدگاهها , سعي دارد كه ضمن مرور تاريخچه رويكرد توسعه پايدار , در ادامه به معرفي تعاريف و ديدگاههاي مختلفي كه ازاين مقوله وجود دارد بپردازد و درنهايت اصول اساسي آن را باز شناسي و ارائه نمايد .          

4- ملكي , سعيد در مقاله خود به اهداف و ابعاد و اصول توسعه پايدار شهري و نقش برنامه ريزان وشهرسازان در ترسيم شهرپايدار اشاره نموده و سپس به بررسي وژگيها وخصوصيات يك شهر سالم و اكولوژيك پرداخته است و در نهايت راهبردها و نقش برنامه ريزان وشهرسازان در مورد توسعه پايدار شهري مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است . نامبرده در اين مقاله به تعريف توسعه و توسعه پايدار پرداخته است . 

5- بحريني , حسين و مكنون رضا در مقاله خودشان , ضمن مرور مبدا ومنشا پايداري , تعاريف و اهداف پايداري و شناخت كاربرد مفهوم پايداري در توسعه شهري , راهها و زمينه هاي تحقق عملي پايداري در شهرها مورد مطالعه قرار دادند و درصدد ارائه چارچوب مناسبي براي توسعه شهري پايدار بودند .    

6- نقي زاده , محمد در مقاله خود سه موضوع بنيادين مرتبط با فعاليتهاي انسان در دنياي معاصر را در مورد ايران با ويژگيهاي خاص خود به طور اجمال مورد بررسي قرار داده و وجوه اشتراك و ارتباط آنها را معرفي نموده است . جهان بيني اسلامي به عنوان بستر و فضاي فعاليت مسلمين , نظريه توسعه پايدار به عنوان يكي از نظريات مطرح شهرهاي بياباني ايران كه به عنوان يكي از بارزترين ساخته هاي انسان كه ضمن تاثير پذيري از جهانبيني اسلامي پاسخگوي اصول توسعه پايدار نيز بوده اند . نگاهي اجمالي به شهرهاي بيابان ايران بيانگر اين است كه اين شهرها محيطي پايدار و مناسب زندگي نه تنها پاسخگوي نيازهاي انسان بودند بلكه نقش مهمي در رشد و تعالي آنها ايفا مي نمودند .    

7- شاراچاندرا م . در اين مقاله به بررسي نارسايي ها و كاستيهاي توسعه پايدار اشاره كرده است و اين نارسايي ها شامل درك ناقص از مسئله فقر و تخريب زيست محيطي و نوعي سردرگمي در باره نقش رشد اقتصادي و نيز مفهوم پايدار بودن و مشاركت است . وي دراين مقاله پيشنهاده نموده است اگر قرار است توسعه پايدار تاثيري اساسي داشته باشد , بايد ابهامات مصلحتي سياسي آن رفع گردد تا وضوح قوت فكري آن رخ نمايد . 

8-  شاه حسيني(1382):در پژوهش خود با عنوان «تبيين فرايند شكل گيري و ناهنجاري هاي كالبدي و اقتصادي سكونتگاههاي خودرو و پيرامون كلان شهر تهران مورد مطالعه شهرك پاكدشت »به اين نتيجه مي رسد كه مهمترين عوامل تشكيل دهنده سكونتگاههاي خودرو و پيرامون كلان شهر تهران ارزان بودن قيمت زمين و مسكن و خروج صنايع آلوده و مزاحم شهر تهران و استقرار و گسترش آنها در روستاها و شهركهاي صنعتي اطراف بوده است .اين عوامل از دهه 60 13به بعد شدت گرفته و در حال حاضر تشديد شده است.بعلاوه از آنجا كه اين نقاط سكونتي خودرو و نه براساس توان هاي اقتصادي،بلكه براساس عوامل برون زا شكل گرفته اند،فاقد كاركرد اقتصادي مشخصي هستند.

9-    عليزاده و سجادي (1373) در بررسي«روابط مكاني-فضايي مادرشهرهاي منطقه اي و مراكز جمعيتي پيرامون آنها»به مطالعه كم و كيف روابط مكاني فضايي مادرشهرها و شهرهاي كوچك اندام مي پردازند.دستاوردهاي  تحقيق  آنها  تداعي كنندة روابط جهاني مركز-پيرامون در مقياس منطقه اي است و نشان مي دهد كه هدايت عام تحولات اجتماعي-اقتصادي منطقه اي توسط كانون جمعيتي مسلط صورت مي گيرد كه البته نوع  و روند آن مطابق با توانمنديهاي پيراموني متغير است.

10- تاج (1367)در پژوهش خود به« بررسي نقش تهران در تحول بافت و فرم سكونتگاههاي روستايي لواسانات» پرداخته است به گونه اي كه «روستاگريزي»و«حومه نشيني»نمود خاصي در ناحيه داشته و تحول بافت و فرم روستاها تيشتر متأثر از اين مقولة مهم بوده است.

 با همه كوشش هاي انجام شده در راستاي تبيين نقش تهران در دگرگوني نواحي اطراف،تحقيق حاضر سعي دارد تحولات كالبدي- فضايي روستاهاي پيرامون كلان شهر تهران،مورد مطالعه اسلام شهر،از سال 1355 به بعد،رويكرد ونگرش جديدي را در زمينه اثرات و پيامدهاي  كلان شهر تهران بر نواحي روستايي پيراموني  ارائه نمايد،كه در پژوهش هاي انجام شده تا امروز به اين جنبه پرداخته نشده است.

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:46  توسط ابوالفضل مددی  | 

پيشينه تحقيق : 1

پيشينه تحقيق :

 

مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق وقت گيرترين فعاليت پژوهش است . اينكه پژوهشگر قسمت عمده اي از وقت خود را به شناسايي و مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق اختصاص مي دهد نمايانگر اهميت اين بخش از فعاليت پژوهش است . جان ديويي اين مطالعه را به عنوان سومين مرحله پژوهش علمي مورد بحث قرار داده است و معتقد است كه پيشينه تحقيق عمق دانش وشناخت پژوهشگران و ميزان احاطه اورا برموضوع مورد تحقيق نشان مي دهد و در زمينه ‌عوامل‌موثردرناپايداری اجتماعی ـ اقتصادی سكونتگاههاي روستايي و زمينه‌يابي‌جهت پايداري‌آنها، مطالعات مختلفي توسط پژوهندگان ايراني وخارجي انجام گرفته است در اينجا نتايج برخي از اين پژوهش ها براي كمك به تدوين اهداف، فرضيه ها و ... به اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم , بنابراين منابع موجود در اين زمينه به سه گروه تقسيم مي شود  :

الف :  آن دسته منابعي كه به بررسي   ‌عوامل‌موثردرناپايداری اجتماعی ـ اقتصادی سكونتگاههاي روستايي و زمينه‌يابي‌جهت پايداري‌آنها پرداخته است .   

«كونل وهمكاران»»درخصوص كشورهاي درحال توسعه اظهار مي دارند :« عدم توازن فرصت هاي بين مناطق روستايي با ساير مناطق ونبود فرصت هاي مالي و سرمايه گذاري در مناطق روستايي به خصوص براي جوانان كه طالب فرصت هاي متعدد اجتماعي و اقتصادي منجر به خروج آنها از روستاها شده و ناپايداري اجتماعي و اقتصادي روستاها را تشديد مي كند».    connell. John ., and al ., (1976)  , P . 228 )).

«براون» در مطالعات خود در منطقه كاراكاس (پايتخت ونزوئلا ) ،  تفاوت هاي منطقه اي را از دلايل مهم جابجايي جمعيت از  روستاها به  شهرمي‌داند. بطوريكه سطوح  متفاوت توسعه يافتگي بين مناطق باعث خالي شدن  روستاها از جمعيت و ناپايداري آنها مي شود ((Wenk ,Deann ., & Hardesty  , Constance . , (1993) ,  PP .77.

« سينگ » در مقالة خود در خصوص كشورهاي درحال توسعه (بويژه كشورهاي آسيايي ) به اين نتيجه مي رسد : « عموماً در بسياري از كشورهاي جهان سوم بخش كشاورزي در سطح پايين از تكنولوژي قرار دارد و به دليل‌بهره وري پايين زمين و نيروي كار، مازاد حاصله پايين مي باشد و هنگامي كه همة فعاليت ها  در اين بخش در سطح پايين از تعادل قرار داشته باشد اين مقوله به محدود شدن ارتباطات با جهان خارج مي انجامد.در نتيجه بخش قابل توجهي از جمعيت وابسته به كشاورزي امكان جذب در اين بخش برايشان وجود نداشته و به ناچار روستا را ترك مي كنند».(( Sing , Surjit . , (1993) P .395

«جن جالرن»در تحقيقي تحت عنوان تمركززدايي برنامه‌ريزي توسعه روستايي در شمال تايلند به اين نتيجه مي رسد : ‌« سرمايه‌گذاريهاي متمركز اقتصادي دركلان شهر ملي براي اكثريت جمعيت روستايي منافع اساسي و قابل توجهي بهمراه نداشته است. برنامه اشتغال‌زايي روستايي اولين تلاش مهم براي تمركززدايي برخي از جنبه‌هاي قدرت و اقتدار در برنامه‌ريزي توسعه براي سازمانهاي پايين‌تر محسوب مي‌شود» . ( Jengjalern, P., (1989), P.807)

ب – آن دسته منابعي به بررسي روابط شهر و روستا و دالايل ناپايداري در يك روابط نابرابر مورد مطالعه قرار داده و به تحولات جمعيتي و كالبدي ـ فضايي پرداخته اند .   

« رهنمايي , محمد تقي  » در پژوهش خود تحت عنوان« توسعه تهران و دگرگوني در ساختارهاي نواحي روستايي اطراف» به تبيين نقش عوامل جغرافيايي در توسعةتهران و اثرات توسعه تهران برروند شهرنشيني درنواحي پيراموني ، اثرات تهران بر تحولات كالبدي نواحي روستايي و اثرات محيطي و جغرافيايي نواحي پيراموني پرداخته است.نتايج تحقيقات وي نشان داده است ،تهران با توسعه و گسترش روزافزون خود در مناطق روستايي اطراف براساس يك سلسله مكانيسم هاي ناشناخته،اثرات بنيادي وسيعي برجاي مي گذارد كه افزايش تعداد شهرها،تورم جمعيتي روستاها بويژه روستاهاي با قابليت دسترسي بهترو...از نمودهاي برجسته آن است.طي چنين فرايندي مي توان پيش بيني كرد كه منطقه تهران برزگ با رشد غير طبيعي خود ناگزير است فشارهاي جمعيتي زيادي را تحمل كند . بالا رفتن تراكم جمعيت پي آمدهاي فضايي معيني را به همراه دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :

-        تبديل كشت هاي سنتي گسترده به كشت متمركز

-        آلودگي منابع آبهاي سطحي و زيرزميني

-        مسموميت خاك

-        رويش سرطاني و گسترش ني زارها

-        توسعه شبكه ارتباطي و تشديد روابط شهر وروستايي

« نظريان  , اصغر » در مقاله «گسترش فضايي شهر تهران  و پيدايش شهرك هاي اقماري»نتيجه مي گيرد،شهر تهران به دنبال عدم تعادل در سطح ملي به علت بيشتر شدن تسلط منطقه‌اي‌‌اش باعث ايجاد ناهماهنگي هايي در سطح منطقه نيز شده است واين ناهماهنگي نظم فضايي برو ن شهري و بافت درون شهري را دگرگون كرده , همراه جاذبه هاي متعدد , پيدايش قطبهاي جمعيتي را در اطراف تهران غير قابل اجتناب كرده است , در اين ميان نظم فضايي منطقه كه در پيوستگي كامل با تهران و در ارتباط با نظم ملي شكل گرفته است اختلاف در نظم اجتماعي را نيز موجب مي شود وبدين ترتيب قابليت منطقه را در جذب نيرو و جمعيت اضافي از ديدگاههاي مختلف زيرسؤال قرار مي گيرد و ناموزونيهاي اجتماعي ـ قومي ـ فرهنگي و حتي اقتصادي را تشديد مي كند و باعث رشد ماكرو سفال شهري ايران , كاهش بيشتر تعداد جمعيت روستاهاي كشور و اختلال در پتنانسيل و ظرفيت منطقه اي بخشهاي مختلف كشور مي شود . 

« مستولي زاده , سيد اصغر » در مطالعه خود با عنوان « علل عدم دستيابي  به توسعه پايدار در جوامع روستايي استان  اصفهان » به اين نتيجه مي رسد : « علي رغم اجرايي برنامه ها در مقياس وبخش هاي مختلف ، كاهش سطح زير كشت توليد محصولات كشاورزي روند فزاينده مهاجرت از مناطق روستايي باعث ناپايداري سكونتگاهها ي روستايي شده است.

« شمس الديني , شهباز » در مطالعة خود در استان چهار محال بختياري به نتايج زير دست يافته است :  « نبود فرصتهاي شغلي مناسب به دنبال آن پايين بودن  سطح درآمد روستاييان، تمركز درحوزة فعاليت هاي عمران روستايي ، دوگانگي ساختار اقتصادي مناطق شهري و روستايي، توزيع نامتعادل امكانات زندگي در شهر و روستا از موانع ومشكلات توسعة روستايي پايدار است كه باعث  ناپايداري اجتماعي ـ اقتصادي سكونتگاههاي روستايي در استان شده است».   

« زيني‌وند , محمدجواد »در پژوهش خود  درصد است با توجه به اين مشكل (نبود ادبيات غني در كشور) از يكسو و وجود ديدگاههاي متضاد در ادبيات دنياي صنعتي در اين مورد از سوي ديگر، به يكي از اساسي‌ترين سئوالهاي مطرح شده در ادبيات توسعه روستائي پاسخ علمي دهد. در اين پژوهش ، با اعتقاد به ديدگاه و نگرش توسعه پايددار (حفظ محيط زيست با در نظر گرفتن توسعه اقتصادي) روستائيان، تلاش گرديد تا با نگرش رفتاري و روش شناختي نگرش‌سنجي، اين نظريه مهم در ادبيات توسعه پايدار را با ساخت مكاني-اجتماعي جامعه روستائي ايران در شهرستان دره‌شهر مورد آزمون قرار گيرد. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه روستائيان در مجموع موافق با محيط زيست و سازگار با رشد مي‌باشند يا بعبارت ديگر اغلب روستائيان ارزشهاي زيست محيطي و اقتصادي را باور دارند.

« سليماني ، حسين » در پژوهشي  تحت عنوان توسعه روستايي با تاكيد بر بخش كشاورزي در دهستان خرقان از توابع شاهرود , معتقد است كه دستيابي به توسعه اقتصادي - اجتماعي و نيز به ثمر رسيدن پروژه‌هاي عمراني بدون شناخت دقيق مشكلات و توانمنديهاي محيطي امكان‌پذير نيست . در همين راستا ابتدا با نگرشي سيستمي به مطالعه عوامل طبيعي، انساني و اقتصادي و تاثير متقابل آن بر توسعه كشاورزي توجه شده است . تحقيقات انجام شده در بخش طبيعي و انساني نشانگر توان بالاي دهستان مورد تحقيق جهت توسعه كشاورزي مي‌باشد، ولي در همين رابطه نيز مشكلاتي وجود دارد كه مهمترين آن عبارتند از ضعف نيروي انساني در مديريت كشاورزي و عدم سرمايه‌گذاريهاي لازم در اين بخش ، استفاده بي‌رويه و غيراصولي از منابع آب ، و در نتيجه كاهش دبي قنوات و چاههاي عميق، مهاجرت بي‌رويه روستائيان بويژه قشر تحصيل كرده روستايي به شهر و در نتيجه تهي شدن روستاها از افراد باسواد و در نهايت پايين بودن سطح بهره‌وري از منابع طبيعي و انساني. با تكيه بر مطالعات انجام شده راهبردهاي توسعه روستايي در اين دهستان، متكي بر آموزش نيروي انساني بويژه ارتقاء مهارت و كارآيي جمعيت شاغل در بخش كشاورزي، تامين سرمايه لازم جهت سرمايه‌گذاري‌هاي بنيادي و اساسي توسعه روستايي و كشاورزي، تامين امكانات لازم براي افزايش درآمد و اشتغالزايي در دهستان خرقان مي‌باشد.

« ابراهيمي ‌تربقان ، عباس » در مطالعه خود چنين اظهار نظر كرده است , اگر چه در روابط شهر و روستا در كشور ما تحولاتي به وجود آمده و اين تحولات اثراتي را در روستاها به جاي گذاشته و تئوري هانس‌بوبك كه ساليان سال اساس روابط شهر و روستا در ايران را تشكيل مي‌داد، رفته رفته اهميت خود را از دست داده اين اثرات و تغييرات جنبه‌هاي مثبت و منفي داشته‌اند. از يك طرف باعث شده كه خدمات و امكانات رفاهي در روستاها گسترش يابد و از طرف ديگر اين امر سبب وابستگي روستاها در زمينه رفع احتياجاتش به شهر گرديده است . شهر كاشمر در ناحيه مورد مطالعه با سلطه تجاري و خدماتي خود باعث انتقال سرمايه و ارزش افزوده توليدات كشاورزي صنايع دستي (قالي) توسط تجار، واسطهها و دلالان از روستاهاي پيرامون به شهر گرديده‌اند. تدامه اين روند توسعه نيافتگي روستاهاي ناحيه را به دنبال داشته است . البته بعد از انقلاب اسلامي اقدامات بعمل آمده در زمينه حمايت‌هاي همه جانبه از روسصتاييان و ايجاد عدالت اجتماعي در نقاط شهري و روستايي موجب شده است كه مشكلات مزبور تا حدودي كاهش يابد.

« سورگي ، محمدباقر» در پژوهش خود چنين اظهار نظر كرده است :   روابط شهر و روستا در كشور ما در حال تحول مي‌باشد. اين تحول، اثراتي را در روستاها بجاي گذاشته و تغييراتي نيز در آنها ايجاد نموده است . اين اثرات و تغييرات ، جنبه‌هاي مثبت و منفي داشته‌اند. از يك سو باعث شده‌اند كه خدمات و امكانات رفاهي به درون روستاها نفوذ نمايند، و از ديگر سو، وابستگي روستاها در زمينه رفع نيازمنديهايشان به شهرها را افزايش داده‌اند و شهرها امروزه، برخلاف تئوري هانس بوبك بيشتر از طريق سلطه تجاري و خدماتي خود باعث انتقال سرمايه و ارزش افزوده توليدات روستايي به شهر مي‌گردند اين روابط هنوز به حالت مكمل يكديگر كه ايده‌ال هر برنامه‌ريز مي‌باشد، نرسيده‌اند. بطور كلي سرمايه و ارزش افزوده توليدات روستايي به شيوه‌هاي مختلف از روستاها خارج مي‌شوند كه عبارتند از: -1وجود مالكيتهاي سنتي در بعضي از روستاها -2 بافت و توليد قالي در روستاها -3اشتغال نيروهاي غيربومي و ساكن شهر در روستاها -4 خريد خانه در شهر، توسط روستائيان -5 سلطه شهر در زمينه توزيع نيازمنديهاي روستائيان. اين روابط از جنبه‌هايي باعث تقويت روستاها و بازگشت سرمايه به آنها مي‌گردد، كه به اين موارد مي‌تواند اشاره نمود. -1 افزايش درآمد و اشتغال از طريق بافت قالي. -2 اشتغال فصلي نيروي كار روستاها در شهر. -3 توسعه كشتهاي تجاري مانند زرشك كه باعث افزايش درآمد روستائيان مي‌گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 13:45  توسط ابوالفضل مددی  |