|
امیر سرلشکر ولی الله فلاحی ولیالله فلاحی در سال ۱۳۱۰ در طالقان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در طالقان و دبیرستان نظام تهران گذراند و پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری شد و با درجه ستوان دومی از آن دانشکده فارغ التحصیل شده و کار خود را از فرماندهی دسته در نیروی زمینی آغاز کرد. وی در طول خدمت به علت شایستگی توانست تا درجه سرتیپی وگذراندن دوره دانشکده فرماندهی و ستاد پیش برود اما با ا ین وجود بعلت فعالیت علیه رژیم سابق از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۲ ، ۴ بار به زندان افتاد. امیر فلاحی علاقه شدیدی به حفظ نظام جمهوری اسلامی داشت و سعی میکرد هماهنگی لازم را در بین ارتش و سایر نیروها مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوجود آورد. امیر سرلشکر فلاحی سرانجام در بازگشت از سفری که به منظور دیدار از مناطق آزاد شده در عملیات ثامنالائمه به جنوب به همراه بیش از صد تن رفته بود بر اثر سقوط هواپیمایc-۱۳۰ کشته شد. یک نوشته به یادگارمانده از امیر سرلشکر ولی الله فلاحی: انسان از راه اندیشه پرواز میکند؛ کاوش میکند؛ میبیند؛ به رازها پی میبرد؛ مناعت طبع پیدا میکند؛ از اسارت هوسها ، غرضها ، حسادتها ، خودبینیها رها میشود و سرانجام از راه اندیشه به آرامش درون میرسد. به اقلیم وجود آنها پا مینهد و بر دیدگاهی رفیع میایستد و افق بیکران و نامتناهی اقلیم الهی را میبیند و بر صفحه رادار اندیشه خود ، عوارض مادی را نمیبیند ، یک صفحه شفاف روحانی و ربانی میبیند که لکههای عوارض مادی بر آن محسوسند.امیر سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد ظهیرنژاد در ۱۳۳۰ برای تحصیل وارد دانشگاه افسری (امام علی) شد و در سال ۱۳۵۲ به عنوان سرهنگ دوم از ارتش بازنشسته شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ به ارتش بازگشت و در زمان آغاز ناآرامیهای کردستان در ۱۳۵۸ فرمانده لشگر ۶۴ ارومیه بود. در ۱۳۵۹ به عنوان سرتیپ به فرماندهیژاندارمری کل کشور و نیروی زمینی ارتش مفتخر و در ۹ مهر ۱۳۶۰ به سمت ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد. طی جنگ ایران و عراق پافشاری او به اجرای روشهای کلاسیک رزمی موجب درگیری با فرماندهان سپاه پاسداران که متکی به استفاده پرشمار از نیروی پیاده و تجهیزات زرهی ناچیز بودند میشد. او در ۱۳۶۶ به درجه سرلشگری نایل و در ۶ آبان ۱۳۶۸ به ریاست گروه مشاوران نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح برگزیده شد. وی در ۱۳۷۸ بر اثر سکته مغزی درگذشت.سپهبد علی صیاد شیرازی او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت میکرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محلّ پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید. و پس از تحصیلات دبیرستان، وارد دانشگاه افسری شد.او در سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد.وی در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ درجه کارشناسی از دانشگاه افسری گردید و پس از طی دوره تخصصی توپخانه، به عنوان استاد در مرکز آموزش توپخانه اصفهان مشغول به تدریس شد.علی صیاد شیرازی در سال ۱۳۵۲ ، برای تکمیل تخصصهای توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل در ایالت اوکلاهما، در منطقهای نظامی، با موفقیت طی کرد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت کرد.ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال ۱۳۵۳ به اصفهان ـ مرکز توپخانه ـ منتقل کرد. سروان صیاد در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم میکرد، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در ۱۹ بهمن دستگیر و زندانی شد.او از مخالفان شاهنشاهی پهلوی بود تا جایی که توسط عوامل آن رژیم دستگیر و زندانی شد و در آستانه پیروزی انقلاب، در بهمن ۱۳۵۷ آزاد گردید.در هفتم مهرماه ۱۳۶۰ توسط سید امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد. او در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر ۱، ۲، ۳، ۴، ۸، ۹، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزیهای بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد. سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال ۱۳۶۵ از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنهای و تصویب امام خمینی به سمت «نمایندگی امام در شورای عالی دفاع» منصوب شد.صیاد شیرازی نقش حساسی در آزادسازی خرمشهر ایفا نمود و حضور او در هشت سال جنگ ایران و عراق پیروزیهای متعددی را برای ایران به همراه داشت. وی در تیر ماه ۱۳۶۵ به فرمان سید روحالله خمینی به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد و در اردیبهشت، ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقاء یافت. صیاد شیرازی در سال ۱۳۶۸ به سمت معاونت بازرسی ستاد ارتش، در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد کل ارتش و در فروردین، ۱۳۷۸از سوی فرمانده کل قوا به درجه سرلشگری نائل آمد که این درجه با پس از ترور وی به سپهبدی ارتقاء یافت.پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به غرب اعزام میگردد. و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد میکنند. این عملیات در کردستان موجب میگردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه میگردد اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و محمد علی رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام میشود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای ۶۴ ارومیه و ۲۸ کردستان و تیپهای ۲۳ نیروی ویژه هوا برد و تیپ ۳۰ گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد.در سال ۶۶ به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال ۶۷ در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم قرار گرفته بود ارتش سازمان مجاهدین خلق ایران را شکست داد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد. امیر سرتیپ صیاد شیرازی در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ با حکم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد.سرانجام صیاد شیرازی در بامداد ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به وسیله عوامل سازمان مجاهدین خلق ایران - منافقین در شهر تهران و در مقابل خانه مسکونیاش ترور شدو به شهادت رسید.. پیکر وی با حضور آیت الله خامنهای و مقامات لشکری و کشوری وقت در بهشت زهرا دفن شد.امیر سرتیپ احمد دادبین امیر سرتیپ عبدالعلی پورشاسب امیرسرتیب ناصر محمدی فر امیرسرتیب محمد حسین دادرس محمد حسین دادرس فرمانده کنونی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ وارد دانشکده افسری نیروی زمینی شده و ردههای فرماندهی را طی سالهای دفاع مقدس با موفقیت گذرانده است.وی که دارای مدرک دکترای مدیریت استراتژیک از دانشگاه دفاع ملی است، پیش از این جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش بوده است.او همکنون دارای درجه سرتیپ تمامی است. امیرسرتیب احمد رضا پوردستان از۵/۶/۱۳۸۷تاکنون فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایراندریادار احمد مدنی دریادار بهرام افضلی ناخدا یکم اسفندیار حسینیناخدا یکم محمد حسین ملک زادگان امیر دریابان علی شمخانی امیردریابان علی شمخانی از فرماندهان با سابقه جنگ ایران و عراق و از نیروهای سپاهی، از اولین روزهای آغازین جنگ در نبرد با نیروهای بعثی بود.او که متولد خوزستان می باشد او بعدها در زمان دولت آقای خاتمی به عنوان وزیر دفاع به مجلس پنجم معرفی و به این سمت منصوب گردید.در زمان انتخاب ریاست جمهوری هشتم به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مورد حمایت جناح اصولگرا قرار گرفت اما در رقابت با محمد خاتمی شکست خورد. در زمان دولت هشتم و دولت دوم آقای خاتمی دوباره به سمت وزارت دفاع منصوب گردید. او هم اکنون عضو شورای راهبردی سیاست خارجی نظام می باشد امیردریادار کوچک زاده امیردریادار حبیب الله سیاری فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایرانامیر سرلشکر جواد فکوری سرتیپ جواد فکوری فرمانده نیروی هوایی و سپس وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران بود. او در سال ۱۳۱۷ در محله چرنداپ شهر تبریز در یک خانواده مذهبی متولد شد. پدرش فردی مذهبی و از کاسب های جزء بود. به دلیل این که کارش رونق نداشت، به همراه خانواده به تهران عزیمت می کند. جواد در این موقع دوران کودکی را سپری می کند. پس از طی شدن دوران کودکی، برای گذراندان دوره تحصیلات ابتدایی وارد مدرسه اقبال می شود و پس از آن تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان مروی تهران آغاز و در سال ۱۳۳۷ مدرک دیپلم خود را با موفقیت کسب می کند. فکوری در سال ۱۳۳۸ در کنکور سراسری شرکت کرده و در رشته پزشکی پذیرفته شد ولی به خاطر علاقه زیادی که به خلبانی داشت، با انصراف دادن از تحصیل در دانشگاه در مهر ماه همین سال وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد. پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز، اولین پرواز مستقل خود را درسال ۱۳۳۹ با هواپیمای T-33 بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیت های مختلف و به مدت یک ساعت و نیم با موفقیت انجام داد. فکوری پس گذراندن این دوره، برای تکمیل آموزش به آمریکا اعزام شد و پس از یک سال و نیم با ۲۶۳ ساعت آموزش پرواز، موفق به اخذ گواهینامه خلبانی هواپیمای شکاری بمب افکن اف ۴ شد و پس از بازگشت به ایران، با درجه ستواندومی در پایگاه یکم شکاری مشغول به خدمت شد و پس از مدتی به پایگاه هوایی شیراز منتقل شد و در گردان تاکتیکی شکاری مشغول به خدمت شد. او در سال ۱۳۴۳ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو فرزند پسر و یک دختر است (انوشیروان -آلاله و علی). در طول این مدت وی به پایگاه های مختلف سفر می کرد. ابتدا پایگاه مهرآباد، سه سال پایگاه همدان، سه سال در تهران، هشت سال در شیراز.وی دورههای تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف ۴)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد. فکوری دو بار برای تحصیل به آمریکا رفتهاست بار اول پایان آن در سال ۱۳۴۲ بود و بار دوم آن در سال ۱۳۵۶ برای گذراندن دوره ستاد به آمریکا رفته بود. با تمام شدن دوره در اسفند ۵۷ بهایران برگشت.فکوری در دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی شناخته میشد. در تبریز درگیری با حزب خلق مسلمان آغاز شده بود و جواد فکوری فرمانده مقابله با آنها بود. ۴۸ ساعت او را گروگان گرفته بودند. بعد از ماموریت تبریز و سرکوب حزب خلق مسلمان به فرماندهی پایگاه یکم فرودگاه مهرآباد منصوب شد.پیش از آن فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری- فرماندهی پایگاه دوم شکاری- فرماندهی پایگاه یکم شکاری- معاون عملیاتی نیروی هوایی را به عهده داشت و بعد از یک ماه فرمانده نیروی هوایی شد. یک سال بعد و پس از تشکیل کابینه محمد علی رجایی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد. یک سال و چند ماه وزیر بود و پس از اینکه سرهنگ معین پور به فرماندهی نیروی هوایی گمارده شد، وی مورد تشویق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشینی رئیس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد. جواد فکوری در طرح عملیات کمان 99 و عملیات H3 شرکت داشت. سرتیپ فکوری در ۷ مهرماه سال ۶۰ در راه برگشت از جبهه بر اثر سقوط هواپیما درگذشت.محمد حسین معین پور سرهنگ هوشنگ صدیق امیر سرلشکر منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین میزبان نوزادی متولد شد که او را منصور نامیدند. پدر کودک تازه از راه رسیده، شاعری فاضل بود که نه سال بعد دیده از جهان فروبست و خانواده را با تنگدستی تنها گذارد. «ماتمکده عشاق» دیوان شعری بود که به میراث از او بر جای ماند و مایه دلگرمی فرزندان در تحصیل و کسب معرفت شد. منصور دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران تحصیلات متوسطه را در روستای «یونیک» باقرآباد به پایان رسانید. او با وجود سختیهای بسیار و طاقت فرسایی که در راه تحصیل اش وجود داشت با پشتکار و جدیت فراوان به کسب علم می پرداخت. در سال 1346 با پایان یافتن تحصیلات متوسطه وارد دانشکده افسری شد و پس از پایان دوران آموزش به درجه ستوان دومی نائل گشت. سال 1350 بود که برای گذراندن دوره عملی کنترل رادار، راهی کشور امریکا شد و پس از یک سال به ایران بازگشت و به عنوان افسر شکاری نیروی هوایی مشغول به کار شد. سه سال بعد یعنی در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد اما با شروع جنگ تحمیلی در حالی که بیش از چند واحد به پایان تحصیلات دانشگاهی اش باقی نمانده بود، دفاع از میهن را ترجیح داده و تحصیل را رها کرد. وی افسری مؤمن، شجاع و تیزهوش بود. طرح ها و ابتکارات زیادی در تجهیز سیستم های راداری و پدافندی به اجرا گذارد که سدی محکم در برابر تجاوزات دشمن بود. در سال 1363 به دلیل کارایی و لیاقتی که از خود نشان داده بود به سمت معاونت عملیات پدافند نیروی هوایی منصوب گشت. سال 1364 زمان ارتقاء او به سمت معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی بود. سرانجام این نیروی متعهد و کارآمد در بهمن ماه 1365 به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب گردید و تاهنگام شهادت عهده دار این امر خطیر بود و سرانجام این انسان خلاق و مشتاق پس از گذراندن 46 بهار پربار در سال 1373 به دیدار یار شتافت. یادش همیشه در دلها جاودان باد. عباس بابایی (۱۳۲۹-۱۳۶۶) سرلشگر خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی شرکت کننده در جنگ ایران و عراق و فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در جنگ ایران و عراق به شهادت رسید.عباس در دامان خانوادهای متوسط و مذهبی در شهر قزوین و در سال ۱۳۲۹ متولد شد. او فن تزریقات را از پدرش آموخت و در نوجوانی به عنوان دستیار پدر مشغول به کار شد. پس از گرفتن دیپلم، در رشتههای علوم پزشکی دانشگاه پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه وافرش به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش به آمریکا اعزام گشت.عباس بابایی در طول آموزش خلبانی در آمریکا کارآموزی ممتاز محسوب میشد. او در کنار پیشرفت در خلبانی، به عنوان کاپیتان تیم والیبال پایگاه نیز انتخاب شد. به گفته خود عباس بابایی، «خلبان شدن او با عنایت خداوند بودهاست». پس از باز گشت به ایران وی به عنوان خلبان جنگنده اف-۱۴ تامکت در پایگاه شکاری اصفهان مستقر کردیدبا شروع جنگ، عباس بابایی به انجام عملیات جنگی هوایی مشغول شد. او در طول خدمت به خاطر کاردانی و فعالیت شبانه روزی اش در ۹/۵/۱۳۶۰ ضمن ارتقا به درجه سرهنگ دومی به عنوان فرمانده «پایگاه هوایی اصفهان» منصوب شد. او جزو اولین خلبانانی است که عملیات پیچیده سوختگیری در شب را با مهارت به انجام رساند.بابایی با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز کارنامه درخشانی برای خود و میهنش به جا گذاشت. برای پیشرفت سریع عملیات و دقت در آن تنها به نظارت اکتفا نمیکرد بلکه همواره در عملیات پیش قدم بود و در تمام ماموریتهای طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی خود، آنها را آزمایش میکرد.عباس مدتی بعد با دخترداییاش «صدیقه حکمت» ازدواج کرد و صاحب دختری به نام «سلما» و دو پسر به نامهای«محمد» و «حسین» شد.عباس بابایی پس از چهار سال خدمت در مقام معاونت عملیات نیروی هوایی به علت لیاقت و رشادتهایی که از خود نشان داد، در اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه «سرتیپی» نایل گردید. عباس بابایی، خلبان دلیر ایران در ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ در حالی که قرار بود به همراه همسرش در مراسم حج حضور داشته باشد، در سن ۳۷ سالگی و پس از ۶۰ ماموریت جنگی موفق و پس از یک عملیات برون مرزی در منطقه عملیاتی سردشت به شهادت رسید. توان و تاکتیکهای نظامی ایران و عراق در جنگ هشت ساله صدام حسین، رییس جمهور سابق عراق، هنگامی که در۳۱ شهریور ۱۳۵۹ دستور حمله سراسری به ایران را صادر کرد، هرگز گمان نمی کرد آتش جنگی را برافروخته باشد که هشت سال به درازا بکشد. یکی از اهداف عمده صدام از این تجاوز تصرف ساحل شرقی اروندرود و دستیابی به بخشی از خوزستان بود، چرا که بدین ترتیب عراق از بزرگترین نقیصه جغرافیایی اش یعنی نداشتن سواحل عریض و بزرگ رهایی می یافت.ارتش عراق در آن سالها اگرچه در زمره ارتشهایی بزرگ منطقه بود، اما باید اذعان کرد ابعاد آن برای مبارزه با بزرگترین کشور خاورمیانه (از نظر جمعیت وامکانات) کافی نبود. وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ سبب آشفتگی سیاسی و نظامی ایران شد و بنابراین فرصت طلایی را برای حاکم فرصت طلب بغداد فراهم آورد. قدرت نظامی ایران محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران، بین سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ با صرف دهها میلیارد دلار ارتش ایران را مبدل به قدرت اول نظامی خاورمیانه کرده بود تا آنجا که به گفته کارشناسان، نیروی نظامی ایران "هدفی فراتر از اهداف منطقه ای" را جستجو می کرد.کمکهای بی دریغ آمریکا نیز ثابت می کند که واشنگتن برای این ارتش اهمیت زیادی قائل بوده و این انتظار را از ایران داشته است که در شرایط حساس مانند ورود ناگهانی اتحاد شوروی به منطقه، دوشادوش قدرتهای غربی به مقابله با نیروهای متخاصم برخیزد.به گفته کارشناسان، ارتش ایران در آن سالها مرکب از دو هزار و ۴۶۰ دستگاه تانک، دو هزار نفربر زرهی ، ۷۳۹ فروند هلی کوپتر و ۴۸۶ هواپیما بوده است. اگرچه این نیرو در قبل از انقلاب از ۵۰۰ هزار سرباز نیز برخوردار بود، اما در ابتدای جنگ بدلیل سیاستهای مسئولان وقت جمهوری اسلامی، این نیرو به کمتر از دویست هزارنفر کاهش یافته بود.نیروی هوایی ارتش ایران در ابتدای جنگ از هواپیماهای بسیار پیشرفته اف-۱۴ برخوردار بود که می توانست با اندکی خطا با هر شلیک یک هواپیمای دشمن را سرنگون کند. همچنین حدود ۴۰۰ فروند اف-پنج (تایگر) و اف-چهار (فانتوم) به نیروی هوایی ایران قدرت تهاجمی می داد و آن را قادر به مقابله با هر نیرویی در منطقه می کرد.تانکهای ایران نیز از انواع چیفتن ام-۴۷، ام-۴۸ ، ام-۶۰ بودند که همگی ساخت انگلستان و آمریکا بوده و در آن زمان از مدلهای پیشرفته روز محسوب می شدند.مهمتر از همه، هوانیروز یا ناوگان هلی کوپتری ایران بود که با داشتن ۲۰۲ فروند هلی کوپتر تهاجمی کبرا، ۲۱۴ فروند بل-۲۱۴ و ۵۰ فروند بل-۲۰۵، به قدرت سوم هوانیروز جهان تبدیل شده بود. با این وجود، خروج مستشاران خارجی در بهمن ۱۳۵۷ از یکسو و کاهش ۵۰ درصدی نفرات ارتش از سوی دیگر توان نظامی ایران را در شهریور ۱۳۵۹ حداقل به یک سوم سطح پیش از انقلاب کاهش داده بود. قدرت نظامی عراق در مقابل، ارتش عراق در سا ل ۱۳۵۹ ساختاری مناسب داشت. خلا قدرت ناشی از سقوط شاه و به دنبال آن تضعیف حضور ایران در مناسبات امنیتی – نظامی خاورمیانه و خلیج فارس سبب شده بود تا حزب بعث عراق به فرماندهی صدام حسین بدنبال ایفای نقش جدی تری در منطقه باشد.کارشناسان توان نیروی هوایی عراق پیش از شروع جنگ را اینگونه ارزیابی کرده اند: سیصد و ۳۹ فروند هواپیما از انواع توپولف ۲۲، میگ ۲۳، سوخوی ۷، میگ ۲۱ و سوخوی ۲۰، ۱۳۳ فروند هلی کوپتر و ۵۶ فروند هواپیمای ترابری.عراق همچنین از ۱۵۰۰ نفربر روسی و۲۴۰۰ دستگاه توپ صحرایی و ضد هوایی برخوردار بود.اما قدرت اصلی عراق را ۲۳۰ هزار سرباز تعلیم دیده و ۲۸۵۰ تانک روسی از انواع تی-۵۴، ۵۵، ۶۲ و ۷۲ تشکیل می داد. آغاز تهاجم عراق حمله خود به ایران را در ۳۱ شهریور از سه جبهه آغاز کرد. در جبهه شمالی سپاه اول عراق متشکل از دو لشکر قصد داشت با تصرف کردستان و حمله به آذربایجان غربی مقدمات تجزیه کردستان ایران را فراهم کند.در جبهه میانی پنج لشکرعراقی درقالب سپاه دوم قصد داشتند با پیشروی در عمق ۵۰ کیلومتری خاک ایران، بغداد را که به گونه ای نگران کننده به مرز ایران نزدیک بود، مراقبت کرده و درعین حال استانهای کرمانشاه و ایلام را تصرف کند و از شمال استان خوزستان سر برآورد.اما عراق قدرت اصلی خود را در جبهه جنوب متمرکز کرده بود. پنج لشکر در قالب سپاه سوم مرکب از لشکرهای یک مکانیزه، ۱۰ زرهی، ۹ زرهی، ۵ مکانیزه و۳ زرهی قصد داشتند تا مهمترین شهرهای جنوبی ایران نظیر اهواز، آبادان و خرمشهر را تصرف کرده و زمـینه سقـوط خوزستان را فراهـم کنـند. سد هوانیروز بیشتر نیروهای ایران در هفـته های اول گرفـتار نقـل و انتقـال از مرزهای شرقی، مرکزی و شمالی کشور به جنوب بودند وهمین امر سبب شد تا ارتش صدام حسـین از عـنصر غافـلگیری به خوبی اسـتفـاده کند.مثلا لشکر ۷۷ خراسان از مشهد به منطقه جنوب اعزام شد یا لشکر ۱۶ زرهی قزوین بیش از هزار کیلومتر با منطقه عملیاتی فاصله داشت. تنها لشکر ۹۲ زرهی اهواز در جنوب و لشکر ۸۱ خرم آباد در مرکز منطقه عملیاتی برای مبارزه حضور داشتند و در کمال ناباوری، برغم برخورداری از حداقـل پشتیبانی، به دفاع پرداختند، حال آن که صدام گمان می کرد روحیه ضعیف مانع از جنگیدن جدی سـربازان ایرانی می شود.بهر حال، قـدرت زرهی قـابل توجه عراق سبب شد تا بسیاری از مناطق مهم منطقه عملیاتی در سه ماه اول جنگ به اشغال عراق درآید. تصرف خرمشهر، سومار، نفت شهر، مهران، بستان، محاصره آبادان و تسلط بر محورهای اصلی همگی جزء پیروزیهای اولیه ارتش عراق بود. اما ایران در کنار مقاومتهای پراکنده از یک ابزار مناسب دیگر نیز بهره می برد: نیروی هوایی و هوانیروز. خلبانان ایرانی در هـفـته های اول جنگ ضربات جبرا ن ناپذیری را به نیروهای مکانیزه و زرهی عراق به ویژه در محور جنوب وارد آوردند. شاید همین حملات سبب کند شدن حرکت ستونهای زرهی عراق به داخل خاک ایران شد. هلی کوپترها و هواپیماهای ایرانی اصولا برای منهدم کردن ادوات زرهی خریداری شده بودند و خلبانان ایرانی پیش از جنگ، بارها چنین نبردهایی را تمرین کرده بودند.اشغال بیش از ده هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در سه ماه اول جنگ، اگرچه یک موفقیت نظامی بود، اما بسیار کمتر از انتظار فرماندهان نظامی عراقی بود. برگشتن ورق به موازات تحلیل رفتن ارتش عراق در اثر ضربات نیروی هوایی وهوانیروز ایران، ورود صدها هزار نیروی داوطلب از یکسو و فراخوانی ارتش برای جلب نیروهای وظیفه از سوی دیگر سبب شد تا برتری جمعیت ۳۷ میلیون نفـری ایران بر جمعیت ۱۳ میلیون نفـری عراق خود را نشان دهـد. بکارگیری گسترده نفـرات سبب شد تا در پنجم مهر ۱۳۶۰ ایران محاصره آبادان را بشکند و در آذر ماه با تصرف بستان مقدمه آزاد سازی خرمشهر را فـراهم آورد. در حالی که ایران در دو نبرد مذکور به ترتیب تنها از ۲۵ و ۳۲ گردان رزمی استفاده کرد، مطابق آمار نظامی، این کشور در عملیات فتح المبین و بیت المقـدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد به ترتیب از ۱۳۵ و ۱۴۴ گردان نیرو استفـاده کرد.در دو عملیات مذکور که بین ماه های فروردین تا خرداد ۱۳۶۱ انجام شد، عرا ق با تحمل ۲۰ هزار کشته و زخمی و ۳۴ هزار اسیر مجبور شد تا حدود شش هزار کیلومتر از منطقه اشغالی را واگذار کند. ا ین نبردها در مجموع ۲۰ درصد از توان عراق را از بین برد.با رد درخواست آتش بس عراق در خرداد ۱۳۶۱ توسط جمهوری اسلامی، روند جنگ تغییر کرد و از آن زمان به بعد عرا ق در موقعیت دفاعی قرار گرفت. دوپینگ برای عراق در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ (۸۳-۱۹۸۲) متحدان عراق متقاعد شدند به کمک عراق شتافته و با کمکهای گسترده ارزی و فروش سلاح سازمان ارتش عراق را دو برابر کنند.بنا به برآورد موسسه بین المللی تحقـیقـات استراتژیک برا ی سا ل ۱۹۸۳ــ۱۹۸۴، ارتش عراق مرکب از ۵۱۷ هزار سرباز بوده که در کنار ۷/۷ میلیارد دلار بودجه نظامی طی دو سا ل ۱۹۸۱ و۱۹۸۲ از حداقـل ۲۵ میلیارد دلار کمک نظامی خارجی نیز بهره مند شده است.ورود میراژهای فرانسوی، سوپراتانداردها، موشکها ی سام، تانکهای جدید تی ۷۲، میگهای ۲۵ و ۲۷ تنها بخشی از جنگ افزارهای جدید ارتش عراق بود.تقویت عراق سبب شد ایران نتوا ند سرعت پیشروی خود در سا ل ۶۱-۱۳۶۰ را در سالهای بعد تجربه کند و۱۳۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران در جنوب کماکان در اشغال عراق ماند.شکست عملیات رمضان و والفجر یک در سال ۱۳۶۱ از نشانه های تقویت شدن عراق بود، هر چند در سال ۱۳۶۲ ایران با تصرف جزایر مجنون توانست با قبول تلفـات زیاد، عراق را مجبور به یک عقب نشینی محدود کند. در جبهه های شمالی و میانی نیز اگرچه شدت جنگ کمتر بود، اما تحرکات ایران و عراق کم نبود و در محور مهران، سومار و نفت شهر طرفین بارها اقدام به حمله و ضد حمله علیه یکدیگر کردند، اما مشخص بود که قرار است تکلیف جنگ در جنوب مشخص شود. عبور از اروند در بهمن ۱۳۶۴ نیروهای ایران با گذر از رودخانه خروشان وعریض اروند نیروهای عراقی مستقر در ساحل غربی رودخانه را غافلگیر کرده و توانستند شهر کوچک اما مهم فاو را بگیرند وعملا ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع کنند. این حمله اگرچه برای ایرانیان خیلی خونین تمام شد، اما چون عراق برغم استفاده از حداکثر توان زرهی و هوایی نتوانست آنها را عقب براند موقعیت این کشور را به خطر انداخت. در این نبردها عراق صدها تانک و هواپیما را از دست داد و ایران نیز کمبود تجهیزات خود را با گذشتن از جان دهها هزار نفر از نیروهایش جبران کرد. اما در سال ۱۳۶۵ ارتش عراق باز هم تقویت شد و به گفته کارشناسان، در این زمان از ۹۶۰ هزار سرباز، هفت هزار تانک و نفربر، ۶۰۰ هواپیما و ۴۰۰ هلی کوپتر برخوردار بود. این در حالی بود که تجهیزات ایران به حدود ۱۰۰ هواپیما و هزار تانک محدود شده بود.در نتیجه، پس از این دیگر حملات ایران فایده ای نداشت و حمله ایران به جنوب و شرق بصره در سال ۱۳۶۵ و در جبهه میانی در سال ۱۳۶۶بی نتیجه ماند. رکود در جنگ ارتش صدام که با اتخاذ تدابیر دفاعی مانع ورود ایران به خاک عراق شده بود، د ر سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ با بهره گیری از نیروی هوایی خود از یکسو و توان موشکی از سوی دیگرعملا به صورت یک طرفه به تخریب تاسیسات قتصادی و شهرهای ایران پرداخت و این امر سبب شد تا به مرور روحیه مردم ایران نیز تضعیف شود. از یک طرف برتری قوای عراق از نظر توپخانه، قدرت موشکی و توان زرهی به درجه ای رسیده بود که ایران دیگر قدرت پیشروی به داخل عراق را نداشت.از طرف دیگر، فعالیتهای سازمان ملل برای صدور قطعنامه برای پذیرش آتش بس از سوی ایران افزایش یافت و در سا ل ۱۳۶۶ منجر به صدور قطعنامه ۵۹۸ شد، اما ایران هنوز حاضر به قبول آتش بس نبود. حملات مجدد عراق عراق پس از آن که مطمئن شد نیروهای مسلح ایران قادر به ادامه حملات خود نیستند، از اوایل سا ل ۱۳۶۷ ا ز لاک دفاعی درآ مده و ایران را با چند عملیات از فاو و شرق بصره به عقب راند. درگیری نیروهای دریایی ایران و آمریکا در فروردین همان سال نیز که منجر به غرق شدن یک ناو ایرانی شد، به ایران فهماند که آمریکا نیز مایل به خاتمه هر چه سریعتر جنگ است.در نتیجه ایران در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ (دو هفته پس از سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس ایران به دست سربازان نیروی دریایی آمریکا) قطعنامه را پذیرفت، اما عراق که اکنون دست بالا را داشت، به بهانه حمایت از مجاهدین خلق در جبهه جنوب تا پشت دروازه های اهواز و در شمال تا نزدیکی کرمانشاه پیش راند. این حملات گسترده، مجددا سبب ورود سیل داوطلبان ایرانی به جبهه ها شد تا آن که در سوم مرداد به دنبال ضد حمله سنگین ایران و شکست واحدهای مجاهدین در عملیات "فروغ جاویدان" در نهایت در ۱۵ مرداد عرا ق قطعنامه را پذیرفت. نتایج جنگ جنگ ایران و عراق در نهایت فرجامی نیک برای هیچکدام از طرفین نداشت. نابودی زیر بناهای دو کشور در کنار مرگ صدها هزار ایرانی و عراقی و معلول شدن صدها هزار سرباز دیگر تنها بخشی ا ز اثرات این جنگ هشت ساله بود که پس از جنگ ویتنام بزرگترین جنگ جهان پس از جنگ جهانی دوم محسوب می شود. خسارات ایران در این جنگ بین ۲۰۰ میلیارد دلار (برآورد منابع غربی) تا هزار میلیارد دلار (تخمین مقامات جمهوری اسلامی) تخمین زده می شود. عراق نیز پس از جنگ اگرچه از ارتشی بسیار بزرگتر از ارتش سا ل۱۳۵۹ خود برخوردارشد، اما از بین رفتن بنیه مالی این کشور سبب شد تا صدام حسین تنها راه چاره برای فرار از ورشکستگی را تجاوز به کویت ببیند که این حمله مقدمه ای شد برای ۱۳ سا ل مناقشه بی حاصل دیگر بین سربازان این کشور و قدرتهای جهان. تانک های موجود در نیرو های مسلح جمهوری اسلامی ایران در این مقاله به تانک های موجود در ایران که همکنون در خدمت هستند می پردازیم . برای کوتاه شدن این مقاله به تانک های که در طول تاریخ ارتش نوین ایران وارد خدمت شده و همکنون در خدمت نیست اشاره نمی شود. همچنین نفربرها و تانک های سبک در مقاله ای دیگر بررسی میشود تمامی تانک های که در این مقاله اورده شده اند در مقاله های اختصاصی سایت معرفی شده اند از این رو با کلیک کردن روی اسم انها به مقاله اصلی رجوع کنید ام ۴۷ پاتن این تانک ۶۰ ساله که همچنان در خدمت ارتش ایران است . این تانک در سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۵۹ به شکل دست دوم وارد ایران شد. ایران ۴۰۰ دستگاه از این تانک را دریافت کرد که همگی از نوع ام ۴۷ نسخه تولید بود ولی در دهه ۱۹۷۰ اکثر انها پیش از انقلاب ارتقاء یافته و به مدل ام ۴۷ ام ارتقاء یافتند . این ارتقاء شامل نصب موتور دیزل ام ۶۰ ای و نصب سامانه اتش تانک ام ۶۰ ای ۱ بود و همچنین کمک راننده که کنار راننده قرار داشت حذف شد و به جای ان میزان بیشتری مهمات ۹۰ م م قرار گرفت.این ارتقاء در ایران روی تانک های ام ۴۷ ایرانی و ارتش پاکستان انجام شد. ام ۴۷ با سن ۶۰ سال بین سال های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ تولید شد یعنی زمان جنگ کره. این تانک بر اساس نیاز جنگ کره ساخته شد و عملا در اواخر همان دهه ۱۹۵۰ با تانک ام ۴۸ جایگزین شد ولی امروزه ایران همچنان این تانک را در خدمت دارد و تنها کاربر نظامی ان است.این تانک در جنگ ایران و عراق حضور داشت ولی به دلیل زره کم و کارایی کم توپ ۹۰ م م بیشتری برای پشتیبانی اتش و اتش غیر مستقیم مورد استفاده قرار رفت. ایران حدود ۱۳۰ تا ۱۶۰ عراده ام ۴۷ دارد. دو پروژه سبلان و تیام روی این تانک اجرا شد که در هر دو مورد شامل نصب توپ ۱۰۵ م م، تعویض برجک و استفاده از سامانه اتش کت ۷۲ ( نسخه تولید داخل سامانه EFCS-3) ولی مشخص نیست ایا این ارتقا روی چه میزان از این ناوگان انجام شده است. در نهایت همچنان تعداد زیادی ام ۴۷ در ایران در خدمت هستند که مجهز به توپ ۹۰ م م هستند که عملا تنها برای پشتیبانی نیروی پیاده انهم با سامانه اتش قدیم موثر هستند
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۱۰/۲۳ساعت 9:12  توسط ابوالفضل مددی
|
|