شرط توسعه ایران گذر از نظام الیگارشی است یعنی حذف حکومت گروه های خاص یا اندک سالاران است . در ایران این گروه های خاص به خرید آرا چه با پرداخت پول یا وعده های سرخرمن به حفظ منافع خویش و پاداش دادن به خود و حامیانشان است . در کشور ما دولت برای تامین منافع این گروه و مردم به چاپ پول یا استقراض اقدام می کند. در زمان احمدی نژاد و دولت روحانی برای جبران کسری بودجه ضمن استفاده از دو عامل مخرب ( چاپ پول یا استقراض بانک مرکزی ) و سایر بانک ، صندوق های تامین اجتماعی و جیب مردم استفاده کردند و می کنند این پروسه بحران مالی کشور را افزایش می دهد و چرخه ی وشکستگی کشور را در اقتصاد به دنبال آورد. در ایران سرنوشت خصوصی سازی ، آزاد سازی نرخ ارز و نرخ بهره ، ... فاجعه آمیز است .علت اجرایی نادرست سیاست اقتصادی ایران در کنار تحریم در نیل به توسعه دو راهی دولتها : حفظ کارآیی کشور یا حفظ حکومت گروه خاص است در ایران دولتها برای حفظ قدرت سیاسی خود منافع عمومی را قربانی حفظ منافع گروه خاص کرده تار قدرت سیاسی خود را حفظ کنند.در ایران طی چهل سال دولتها آمدند و فقط منافع تعدادی از خانواده های ذی نفوذ در ایران بعداز انقلاب را حفظ و حتی سیاست و اقتصاد را به آنها واگذار کردند ، گروهی که حافظ منافع سیاسی آنهاستکه این مسیر همان اندک سالار یا الیگارشی است .امروه مسئله کشور ما مهار الیگارشی است متاسفانه در طول تاریخ تنها فردی که موفق شد طی چهار سال اندی با منافع این گروه مبارزه کند امام علی بود که مواجه با سه جنگ خونین جمل و صفین و نهروان شد حاکمان قبل از امام علی و بعداز او بخصوص معاویه جهت بقای حکومت خود به تقویت اندک سالاران اقدام و بقای حکومت خود را تضمین نمودند.در دو قران اخیر بعضی از کشورها با وجود غالب بودن اندک سالاری مثل انگلستان موفق شدند به الیگارشی در کشور خود پایان دهند و در کشور آرژانتین هم می شود بعنوان نمونه نگاه کرد این سیستم حرکت پاندولی داشته . اندک سالاری فرو ریخته و مردم سالاری استقرار بافته و مجدداً اندک سالاری حاکم شده در سال 1912 انقلاب در سال 1930 نظام پارلمانی سرنگون در 1946 دموکراسی ایجاد و 1955 سرنگون در سال 1973 انقلاب در 1976 حکومت نظامی ودر 1983انتخابات آزاد دوباره برقرار شد. مهمترین دلیل موفقیت انگلستان و عدم موفقیت آرژانتین به کنترل مدنی نیروهای امنیتب و نظامی باز می گردد.در کنار ایران ایالات متحده هم با گسیل نیروهای خود به سایر نقاط جهان جوامع را به سوی اندک سالاری سوق می دهند که قدرت مدنی جامعه را به چالش می کشد.تنها راه نجات توانمندسازی مردم است در برزیل تحقق یافت آموزش ، گسترش اطلاعات از طریق رسانه های آزاد، شرکت در سازمانهای غیر دولتی و حضور احزاب در فضای سیاسی از راهکار های توانمند سازی مردم است .

ریشه نارضایتی در ایران فقر است سطح متوسط درآمد مردم با وضع موجود نمی خواند الان 80 درصد مردم ایران در فقر شدید به سر می برندو نابرابری ها چشمگیر است بیش از جمعیت کشور در فقر مطلق قرار گرفته است آیا کشور ما از فساد و آموزش بد رنج می برد آیا آزادی اساسی در کشور ما نیست آیا حکومت ما انتخابی است ؟ کشور ما با نبود عدالت اجتماعی در چالش است ؟ دولت ما فاسد و ناکارآمد است ؟ آیا از استعداد ، همت ، خلاقیت و آموخته های مردم این سیستم بهره می گیرد؟ کشورما از نحوه اعمال قدرت سیاسی و به انحصار در آوردن آن توسط گروه اندک فرادستان در نج است ؟ در کشورما عوامل جغرافیایی در فقر مردم نقش دارد ؟درکشور ما اخلاق کاری ، هویت جمعی و خصلتهای فرهنگی وجود ندارد؟ کشور ما فقیر شد چون فرادستان اندک جامعه در راستای مناف خود ب هزینه انبوه گستره مردم سازمان دادند و اداره می کنند آنان از این قدرت برای انباشت ثروت های افسانه ای بهره گرفته اند . شهروندان انگلیسی و امریکایی به آن دلیل ثروتمند شدند که حلقه ی بسته و تنگ فرادستان صاحب قدرت را شکستند و حقوق سیاسی به گونه ای فراگیر توزیع شده و حکومت نسبت به شهروندان پاسخگوبوده بخش وسیعی از مردم از ظرفیتها و فرصتهای اقتصادی بهره مند می شوند

+ نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۵/۲۰ساعت 12:22  توسط ابوالفضل مددی  |