|
مقدمه توسعه پايدار مفهومي است كه در سالهاي اخير به عنوان يك مسأله جهاني به آن نگريسته شده است. اين مفهوم، از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و نهادهاي بسياري براي تحقق آن كوشيدهاند و از آن به عنوان راهبرد مناسب جهت كمك به مقابله با چالشهاي , نطير افزايش جمعيت , تخريب زيست محيطي , محدوديت منابع , نابرابري اجتماعي ـ اقتصادي , بيكاري , فقر , ناهنجاري هاي اجتماعي , استفاده كنند .امروزه توسعة پايدار به عنوان الگووارة جديدي درجهان مطرح شده است . ريشه هاي توسعه پايدار به نارضايتي ازنتايج توسعه و رشد اقتصادي ـ اجتماعي در جوامع شهري و روستايي از منظر بوم شناسي (اكولوژي) برمي گردد .اين الگو درصدد است با الگوي هاي توليد , توزيع , و مصرف ناسازگار با طبيعت به مقابله به پردازد از اتمام منابع و تخريب محيط زيست جلوگيري كند , و تنها فرايندي توسعه اي را تاييد مي كند كه به بهبود كيفيت زندگي انسانها درحد ظرفيت پذيرش نظام هاي پشتيبان حيات منجر شود . توسعه اي كه كشورهاي پيشرفته كه بدان نايل شده اند و كشورهاي ديگر مثل ايران و... كه درصدد رسيدن به آن هستند فاقد چنين ويژگيهايي بوده است و آهنگ مصرف منابع طبيعي و ريزش آلاينده ها به محيط , قابل استمرار نيست و ناپايدار تعريف مي شود . بر فرض هم اگر توسعه صورت گيرد تمام جوامع شهري و روستايي دربر نمي گيرد بلكه اين نوع توسعه بيشتر جوامع شهري بخصوص كلانشهر ها و مادرشهرها تحت تاثير قرار مي دهد و جوامع روستايي و جمعيت هاي حاشيه اي را به ورطة فراموشي مي سپارد و به ناپايداري جوامع حاشيه اي و روستايي دامن مي زند . اين الگو واره براي جلوگيري از ناپايداري به عدالت بين نسل ها و وابستگي به طبيعت , برتري كيفيت توسعه بركميت رشد , كل گرايي , و توانمد سازي اجتماعات به همراه ارزش هاي معنوي و انساني , تاكيد ويژه اي دارد ودرصدد گسترش سياستهاي پايداري به پهنه هاي جغرافيايي , توجه به ابعاد اجتماعي ـ اقتضادي در كنار بعد بوم شناسانه است . ( صرافي , مظفر , ص 8 و 9 ) توسعه پايدار, تاريخچه چنانچه نگاهي گذرا به پيشينه تاريخي توسعه بيندازيم، ضرورت توجه به آن آشكار ميشود.بطور كلي، پس از توسعه صنعتي در دهههاي 1950 و1960 در اروپا، ناهنجاريهاي زيست محيطي زيادي بوجود آمد. عوارض ناشي از اين توسعه علاقهمندان به محيط زيست را در وهله اول به واكنش كشان داد.در همين راستا نخستين اجلاس بينالمللي را در زمينه محيط زيست در سال 1951 در استكهلم تشكيل دادند و بيانيهاي در حمايت از محيط زيست منتشر كردند (مكنون، 1376، 3). از زمان به بعد تفكر در زمينه حفظ محيط زيست در كنفرانسهاي بيوسفر يونسكو (پاريس 1968 ) ,جنبه هاي اكولوژيكي توسعه (واشنگتن 1968 ) و محيط انساني ( استكهلم 1972 ) شكل گرفت (بدري , 1376 , ص 44 ) قابل ذكر است پيدايش مفهوم پايداري در دهه 1970 را مي توان نتيجه رشد منطقي و آگاهي تازه اي نسبت به مسائل جهاني محيط زيست و توسعه دانست كه به نوبه خود تحت تاثير عواملي همچون نهضت هاي زيست محيطي دهه 6, انتشاركتابهاي نظير محدوديتهاي رشد ( 1972 ) از دانلاميدوز , بهار خاموش( 1962 ) از راشل كارسون و دايره بسته ( 1971 ) از باري كامونر, بود به دنبال اجلاس استكهلم ,در سال 1974 كنفرانس شوراي جهاني كليساها خواستار تحقق جامعه پايدار شد و درهمين سال (1974 ) اعلاميه كوكويوك ( Cocoyoc) كه در آن توسعه بوم شناسانه (Ecodevelopment) مطرح شد كه سرانجام عنوان توسعه پايدار (Sustainable evelopment ) بخود گرفت مهمترين نسبت در اين نام گذاري طرح الگويي بود كه براي محيط زيست زيان آور نباشد (حسن نصري , ) , با اين حال اصطلاح توسعه پايدار براي اولين بار در اواسط دهه 1970 به خانم بار بارا ( B.Ward ) نسبت داده مي شود (بدري , 1376 , ص 45-44 ).از اجلاس مهم فونيكس نيز به عنوان بخشي از فرايند شكل گيري تفكر توسعه پايدار ياد مي شود . گزارش فونيكس به همراه اعلاميه سال 1972 اسكهلم و اعلاميه كوكويوك ضمن تصديق پيچيدگي و جدي بودن بحرانهاي اجتماعي و زيست محيطي كه جامعه انساني با آنها روبرو ست , موجب بروژپيامدهاي نويد بخشي شده اند كه همگي نياز به تدوين و اجراي استراتژيهاي سالم زيست محيطي به منظور ترويج توسعه اجتماعي ـ اقتصادي يا توسعه زيست محيطي متفق القول هستند ( جمالي , ويكتوريا ص 2 ) . در سال 1983 مجمع عمومي سازمان ملل متحد كمسيوني را با عنوان كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه ( WCED ) متشكل از 22 كشور به رياست براتنلند نخست وزير تشكيل داد تا خط مشي زيست محيطي درازمدت جامعه بيالمللي را روشن سازد و مهمترين مسائلي كه مورد شناسايي كمسيون برانتلند قرار گرفت و به عنوان شرايط توسعه پايدار مطرح گرديد عبارتند از : جمعيت و توسعه , امنيت غذايي , انرژي و صنعت , چالشهاي شهري . اين گزارش مبناي مذاكرات كشورها براي تهيه دستوركار 21 جهت برگزاري كنفرانس ريو(اجلاس زمين)درسال 1992 گرديد .اين كنفرانس با حضور سران و نمايندگان 172 كشور و تعدادي زيادي از سازمانهاي غير دولتي در شهر ريودوژانيرو برزيل تشكيل گرديد و هرچند كه نتايج آن خواسته هاي طرفداران محيط زيست را برآورده نكرد لكن صدور بيانيه ريو حداقل توانست طرح توسعه پايدار (دستور كار 21 ) را براي سالهاي پاياني قرن بيستم مشخحص سازد( و . م . آدامز , مترجم ملكي معيري , مهناز , مجله بن شماره 6 ص 20 , اقتباس و تلخيص ) . در اين كنفرانس همه اختلاف نظر ها حل شد ولي تا حدودي يك برنامه پويا به دست آمد تا در طي زمانها بوسيله كشورها و مناطق , به اجرا گذداشته شود . يكي از فراز هاي مهم دستور كار 21 تشكيل كميسيون پايدار ) ( CSDزير نظر سازمان ملل بود كه در دستور كار فوق هدف از تشكيل آن چنين دكرشده است : اطمينان موثر از پيگيري اهداف كنفرانس ريو , ارتقاي همكاري هاي بين المللي و منطقي كردن ظرفيت تصميم گيري بين دولتها و مرور اقدامات اجرايي دستور كار 21 درسطوح محلي , ملي , منطقه اي , بين امللي . در پي تشكيل كمسيون فوق به منظور پي گيري اهداف آن اولين نشست اين كمسيون در سال 1993 برگزار شد و بعداز آن نيز تاكنون اجلاس كمسيون هر ساله برگزار مي شود . در كشورما نيز توجه خاصي به دستور كار 21 شده و كمينه اي تحت عنوان كميته توسعه پايدار جهت برنامه ريزي و تعيين سياستها و ارائه پيشنهادهاي لازم در خصوص دستوركار فوق بوجود آمده كه در ساختار آن كميته هاي فرعي مختلفي در نظر گرفته شده است ( رضا اصلاني ص 45 ) . مفهوم توسعه پايدار امروزه اصطلاح توسعه پايدار به عنوان موضوع مورد بحث كنفرانسها، مؤسسات پژوهشي و نهادهاي بينالمللي و بخصوص برنامهريزان رشد و توسعه اقتصادي كشورها درآمده است. چنين به نظر ميرسد كه «توسعه پايدار» به صورت الگويي مناسب براي توسعه در دهههاي اخير و آتي ظاهر گشته است.صاحبنظران تعريفهاي متعددي از توسعه پايدار ارائه دادهاند. 1- برخي معتقدند «توسعه پايدار» توسعهاي است كه نيازهاي زمان حال را بدون اينكه توانائي نسلهاي آينده را در تأمين نيازهايشان به مخاطره اندازد، فراهم كند (كمسيون جهاني محيط زيست و توسعه 1987 ) . 2- عدهاي ديگر با لحاظ كردن مفهوم عدالت، توسعه پايدار را مفهوم جديدي از رشد اقتصادي قلمداد كردهاند كه عدالت و امكانات زندگي را براي تمامي جهانيان و نه براي تعداد اندكي از افراد برگزيده به ارمغان ميآورد و همچنين اين رشد بدون پيامدهاي مخرب و نه بيش از ظرفيت منابع محدود جهان ميباشد (رحماني، 1372، 82). 3- در تعريف عامتر توسعه پايدار به عنوان يك فرآيند، لازمه بهبود و پيشرفت است، فرآيندي كه اساس بهبود وضعيت و از بين برنده كاستيهاي اجتماعي-فرهنگي جوامع است. همچنين از توسعه پايدار به منزله نيروي محركه پيشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمامي كشورها بويژه كشورهاي در حال رشد نيز ياد شده است (سلامي، 1376، 44). 4- برنامه محيط زيست سازمان ملل متحدد توسعه پايدار را « پيشرفت كيفيت زندگي انسانها با توجه به حفظ ظرفيتهاي سيستم تامين كننده حيات كره زمين » يعني برزآوردن نيازهاي نسل كنوني بدون صدمه زدن به منافع كره زمين و بدون اينكه جلوي تامين نيازهاي نسل آينده گرفته تعريف مي كند (ص 2 , پايداري كشاورزي , ترجمه محسن تشكري ) . 5- تعريفي با نگرش وسيعتر توسعه پايدار را بدينگونه تعريف مي كند « نوعي فعاليت انساني كه آشكارا بقاي تمامي گونه هاي حيات بر روي كره زمين را در طول تاريخ , تقويت و تداوم مي بخشد ( توسعه پايدار , مفاهيم و محدوديها , هارتموت بوسل , مترجم حسن دارابي , فصلنامه علمي ـ پژوهشي مسكن وانقلاب , شماره 89 , بهار 1379 ) 6- بانك جهاني توسعه پايدار را چنين تعريف مي كند : « توسعه اي كه دوام يابد » لمن و ككس (Leman and Cox ,1991 ) نيز توسعه پايدار را چنين تعريف مي كنند : « توسعه پايدار روندي است كه بهبود شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي و فن آوري به سوي عدالت اجتماعي باشد ود جهت آلودگي اكوسيستم وتخريب منابع طبيعي نباشد ( عزيزي , محمد مهدي , 1380 , توسعه شهري پايدار , برداشت تحليلي از ديدگاه جهاني , نشريه علمي ـ پژوهشي صفه , دانكده معماري وشهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي سال 11 شماره 33 ص 22 ). 7- عرصه پيوند انديشه و حفاظت زيست محيطي و توسعه 8- بهكرد كيفيت زندگي انساني از طريق حفاظت از ظرفيت نگهداشت اكوسيستم ها 9- توسعه پايدار بازگشت به طبيعت پس از يك قرن حاكميت صنعتي شدن , تجارت وشهرگرايي به عنوان شاخصهاي پيشرفت ملي توصيف كرد (ميكسل ريموند ص 27 ) 10- توسعه پايدار ويژگيهاي خاصي چون متوازن بودن با ارزشهاي منطبق با جامعه ,سرعت تحولات درآن كشش مردم و حساس بودن به تحولات طبيعي را شامل مي شود ( باقريان محمد , ص 76 ) 11- توسعه پايدار در صدد فراهم آوري استراژيها و ابزاري است كه بتواند به پنچ نياز اساسي زير پاسخ دهد : - تلفيق حفاطت و توسعه - تامين نيازهاي اوليه زيستي انسان - دسيابي به عدالت اجتماعي - خودمختاري وتنوع فرهنگي - حفظ يگانگي اكولوژيكي ( شاراچاندرا م. لله , ص 53 ) 12 – توسعه پايدار را تلاش انسان براي برقراري آشتي بين پيشرفت و توسعه به موازات حفاظت ومحيط زيست و منابع موجود دانسته اند (اليوت 1994 , براتي , ناصر , ص 71) 13- اگر نگاهي دوباره به مفهوم توسعه پايدار داشته باشيم توسعهاي را توسعه پايدار ميناميم كه ضمن بهبود وضعيت اقتصادي و ايجاد رفاه همگاني كه توأم با عدالت اجتماعي واقتصادي است، از آثارمخرب زيست محيطي و ناهنجاريهاي اجتماعي نيز به دور باشد . 14 – مفهوم مورد نظر برنامه محيط زيست سازمان ملل از توسعه پايدار , شامل اين عنصار بود : 1- كمك به افراد فقير , چرا كه آنان هيچ راهي جز تخريب محيط خود ندارند . 2- ايدة توسعة برخود – متكي , درچاچوب محدوديتهاي طبيعي , 3- ايدة توسعه مقرون به صرفه , با استفاده اط شاخصهاي اقتصادي غير سنتي , 4- موضوعات مهم كنترل سلامتي , تكنولوژي مناسب , خودكفايي غذايي , آب سالم وسرپناه براي همه , 5- اين انديشه كه ابتكارات مردم ـ محور مورد نياز است ( شاراچاندرا م . لله , ص 52 ) با استفاده از تعاريف به عمل آمده، نكات و ويژگيهاي زير را ميتوان براي توسعه پايدار برشمرد: 1- توسعه پايدار يك فرايند محسوب ميشود؛ 2- توسعه پايدار مبنا و لازمه پيشرفت است (نيروي محركه توسعه محسوب ميشود)؛ 3- توسعهاي متوازن است (متعادل كننده و هماهنگ كننده جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است)؛ 4- توسعهاي همه جانبه است (تأمينكننده نيازهاي حال وآينده بشر است)؛ 5- توسعهاي بدون تخريب و مخاطره است. الزامات توسعه پايدار براي رسيدن به توسعه پايدار لزوماً نياز به در اختيار بودن مجموعهاي از عوامل و شرايط است. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED) الزامات زير را براي رسيدن به توسعه پايدار بر ميشمارد: - وجود يك نظام سياسي كه با تأمين امنيت براي شهروندان، آنها را در تصميمگيريها مشاركت دهد. - وجود يك نظام اقتصادي كه بتواند براي تنشهاي ناشي از ناموزوني توسعه، چارهانديشي كند. - وجود يك نظام توليدي كه ملزم به حمايت از محيط زيست باشد و محيط را اساس توسعه بداند. - وجود يك نظام بينالمللي كه الگوهاي پايدار از تجارت فراهم نمايد. - وجود يك نظام بينالمللي كه الگوهايي مناسب از تجارت را ايجاد كند. - و سرانجام وجود يك نظام مديريتي قابل انعطاف كه ظرفيت خود اصلاحي را داشته باشد (اليوت، 1378 پايداري : پايداري (Sustainability)، به معناي تداوم درامري همچون فعاليت وايجاد ” موازنة پويا“ (Dynamic balance) ميان عوامل موثرفراوان نظيرعوامل طبيعي، اجتماعي، اقتصادي، موردنيازنوع بشرمي باشد. اماآنچه دراين تحقيق مدنظر است عبارتندازمجموعه شرايطي كه منجربه وضعيت مطلوب مي گرددبه طوري كه باعث مي شودتداوم حيات روستاهاازجنبه هاي اجتماعي ـ اقتصادي وكالبدي ازشرايط مطلوبي برخوردارشده وبه توسعه دست يابد1. سكونتگاه روستايي : سكونتگاه روستايي واحدي طبيعي , جغرافيايي , انساني و صورتي از استقرار انسان بر سطح زمين با اجزا وزيرساختهاي خود در تعامل مي باشد .مشتمل است بر مورفولوژي ده و اراضي زير كشت وباير آن را احاطه كرده است ومانند طرفي است اجتماع انساني دربرگرفته است . سكونتگاههاي روستايي پديده فضايي ـ مكاني بوده وبه همين علت شناخت و تبين آنها در چارچوب روابط متقابل انسان انسان و محيط يك موضوع جغرافيايي بوده ودر محورمطالعات جغرافيايي قرار دارد . اين سكونتگاه ها , تبلور فضايي و ايفاي نقشهاي انساني مي باشند كه برحسب شرايط محيط طبيعي , اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي , سياسي و تاريخي شكل گرفته ومتحول شده و سازمان يافته اند1 , كه علاوه بر كنش بين اجزا دروني ( طبيعي , اجتماعي , اقتصادي , كالبدي ـ فضايي ) در حال تقابل با ساير نظامها و نيروهاي بيروني قرار دارد2. پايداري اجتماعي : توانايي حفظ ارزشهاي اجتماعي , سنتها , فرهنگها , يا ساير ويژگيهاي اجتماعي ضروري تحولات كالبدي ـ فضايي : افزايش يا كاهش كمي و كيفي كاربري ها وفضاهاي كالبدي (مسكوني , تجاري , مذهبي , ارتباطي , آموزشي , صنعتي , ... ) يك روستا در ابعاد مختلف كه در طول زمان انجام مي گيرد تحولات كالبدي گويند .
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۵/۱۰ساعت 15:14  توسط ابوالفضل مددی
|
|