|
» بهروزي ، شكرالله » در اين تحقيق به بيان ويژگيهاي محيطي و بررسي تمايزات طبيعي در بين نواحي مختلف منطقه و تاثير آن بر توزيع و نحوه استقرار مراكز جمعيتي ميپردازد، همچنين به مطالعه ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي منطقه و به بررسي وضعيت توزيع امكانات و خدمات و ميزان برخورداري روستاها از امكانات ارائه شده در دو دهه اخير ميپردازد. سپس ضمن بررسي تحولات فضايي جمعيت بخصوص تحركات مكاني جمعيت (مهاجرت ) وضعيت و ميزان توسعه يافتگي روستاها را در نتيجه فعاليتها و اقدامات انجام گرفته در چند دهه اخير از سوي مسئولين و برنامهريزان ميباشد، بررسي ميكند. همچنين به نتيجهگيري از مطالب مطرح شده به ارائه پيشنهاداتي ميپردازد. « سلطاني مقدس ، ريحانه » در دگرگوني روابط سنتي شهر و روستا در ايران در جريان صنعت گرايي نمونه موردي حوزه روستائي توس شهرستان مشهد به اين نتيجه رسيده است : با توجه به اينكه دهستان توس به مادر شهر مشهد و تاثيرپذيري اجتماعي - اقتصادي بيشتر از ساير مراكز، مهاجرپذيري شديد، محدوديت منابع بخش اول اقتصادي(كشاورزي) و نيز محدوديت منابع آب و خاك كه در اين جهت وابستگي قشر جوان در جهت جستجوي فرصتهاي شغلي در مادر شهر مشهد را بيشتر نمود، اين مسئله باعث گسترش روندهاي مهاجرت گرديد، ولي با حضور بخش صنعت و تسهيل در ايجاد كارگاهها در روستاها، مشكلات شغلي جوانان كاهش يافته و تمركز و گسترش خدمات و توسعه راههاي ارتباطي نيز به مدد وجود بخش صنعت ، صورت گرفته است . با توجه به تحولات ذكر شده، انجام بررسي، الزام مييابد. « رنجبر، فاطمه » در مطالعه خود به اين نتيجه رسيده كه , تحركهاي جمعيتي در يك ناحيه جغرافيايي از طريق مراجعات روزانه و نيز مهاجرتهاي دايمي، باعث تشكيل ارتباط فضايي بين شهر و حوزههاي روستايي ميشود. هر چه شهرها بزرگتر باشند ارتباطشان با مناطق نفوذشان بيشتر است ، پس ميتوان با تعيين مناطق نفوذ شهري بين شهرها و حوزه نفوذشان روابط متعادلي برقرار كرده كه هر يك (شهر و روستا) فعاليت خود را بدون بهرهكشي و استثمار ديگري ادامه دهند و نيازهاي خود را با ايجاد رابطهاي معقول و منطقي تامين نمايند. در واقع بايستي شهرنشيني موجب توسعه روستاها گشته و پيشرفت روستاها پشتيبان توسعه شهرها شود و ايجاد اين روند بايستي منجر به كاهش شكاف بين شهر و روستا از نظر درآمد، خدمات و كيفيت زندگي گردد. پس براي جلوگيري از تورم شهرها و تخليه روستاها بايستي اقدام به يك برنامهريزي بنيادي و اصولي نموده و با ارائه امكانات و خدمات براي روستاها (روستاهاي مركزي) تعادلي را در زندگي آنان برقرار كرد بطوريكه روستاها با مراكز شهري يك ارتباط سالم داشته باشند و با افزايش سطح توليد و درآمد خود تمايلي به زندگي شهري و مهاجرت به شهرها را نداشته باشند. نظر به اينكه منطقه مورد مطالعه از بارش خوب ، پوشش گياهي غني شامل مراتع جهت توسعه دامداري و كشاورزي برخوردار بوده و نيز با توجه به 61 درصد جمعيت روستانشين، منطقه از پتانسيلهاي بالقوه طبيعي برخوردار است و اندكي توجه و خدماترساني به روستاهاي پرجمعيت و مراكز دهستان ميتواند گرهگشاي بسياري از مشكلاتي كه در اثر ايجاد ترددهاي بيش از حد روستائيان به علت عدم وجود مراكز رفع نياز به شهر صورت ميگيرد باشد. سعي شده به علل اصلي ترددها بويژه عوامل اصلي موثر در ايجاد عدم تعادل و توازن در روابط شهر و روستا پرداخته و با ارائه راهحلهاي كاربردي، رابطه منطقي بين عناصر سيستم بوجود آورده و كاركرد آن مصوب گردد. « موحد، علي » در پژوهش خود به اين نتيجه رسيده است كه , نابرابري و عدم تعادل فضايي بين سطوح ملي، منطقهاي ˆ ناحيهاي و محلي يكي از مسائل مهم ايران بوده كه در اثر عوامل گوناگون تحت تاثير مكانيسمهاي حاكم بر ساختارهاي اقتصادي - اجتماعي و سياسي پديد آمده است . اين ناهنجاري با افزايش نقش دولت در اقتصاد با توجه به ماهيت تمركزگرايي و بخشگرايي آن افزوده و برنامهريزي بيشتر در اختيار دولت قرار گرفته، از مشاركت مردم كاسته شد و شهر و روستا در يك كليت يكپارچه ديده نشد، همينطور در امر برنامهريزي يكي از جنبههايي كه كمتر به اين پرداخته شد برنامهريزي فضايي است . اين شيوه از برنامهريزي ميان برنامههاي منطقهاي و محلي را فراهم آورده، به ايجاد هماهنگي در فضاهاي كشور با مشاركت مردمي و توجه به مسائل كيفي همينطور پديد آمدن بهترين فضا براي توسعه موزون و عدم تمركز تاكيد دارد. با توجه به اين امر تحقيق حاضر با ديد فضايي به تحليل بخش زواره تابعه شهرستان اردستان از استان اصفهان بر اساس روش الگوهاي نظري يوفرد ميپردازد كه اهداف ذيل را دنبال ميكند: -1 تنظيم برنامه توسعه فضايي منطقه و ساماندهي عملكردهاي سكونتگاهي -2 افزايش ميزان دسترسي سكونتگاهي بويژه روستائيان به امكانات و خدمات شهري -3 توزيع مناسب امكانات و خدمات و فعاليتهاي توليدي و استفاده از امكانات بيروني در توسعه منطقه. در اين راستا سوال اصلي تحقيق وجود نابساماني در عملكردهاي نظام قضايي ناحيه با توجه به نقش جديدي كه گرفته است شكل داده و به منظور دستيابي به توسعه روستايي از طريق عملكردهاي شهري و با توجه به اهداف مطروحه و سوالات تحقيق، فرضيههاي زير تدوين گرديد: -1 طراحي شبكه ارتباطي (فيزيكي) مناسب (كمي، كيفي، زماني) و روابط قضايي در ناحيه باعث افزايش ميزان استفاده از امكانات و خدمات شهري (تجاري، اداري، بهداشتي، آموزشي و...) ميشود. -2 دسترسي به خدمات شهري از مهاجرت بيرويه روستائيان كاسته و در نتيجه از رشد بيحساب شهرها جلوگيري مينمايد. -3 توزيع فضايي كاركردهاي مختلف در ميان سكونتگاههاي ناحيه داراي نظم خاصي در نظام سكونتگاهي نيست . -4 طراحي يك سلسله مراتب سكونتگاهي در منطقه مورد مطالعه باعث اصلاح ساختار فضايي شد و با ساماندهي فضايي رابطه معنيداري پيدا مينمايد. با توجه به نوع مطالعه اهداف و فرضيههاي پژوهش ، رويكرد كلي حاكم بر فضاي تحقيق رويكرد سيستماتيك بر اساس روشهاي علمي بويژه تحليل سيستمي است . كه ضمن مطالعه ساختار منطقه در قالب اين رويكردها با تاكيد به روش يوفرد، تجزيه و تحليل منطقهاي پرداخته و در نهايت برنامه توسعه و راهبرد منطقه را ارائه مينمايد. به منظور تبين ساختار سكونتگاهي منطقه از روشهاي كلاسيك مكانيابي و سطحبندي خدمات و نيز روش الگوي رفتاري ضمن بيان وضع موجود و نقاط قوت و ضعف ، ساختار منطقه بررسي و تجزيه و تحليل شده و فرضيههاي تحقيق مورد ارزيابي قرار گرفته است . در نهايت با تلفيق برخي از متغيرهاي مورد استفاده در اين روشها بويژه مدل مركزيت با پتانسيل جمعيت و روش سطحبندي خدمات بر اساس ميزان نهادي گاتمن و الگوي رفتاري موجود الگوي پيشنهادي شامل سطوح و مراكز حوزهها و مجموعهها و منظومههاي خدماتي و برنامه توسعه منطقه در دو برنامه كوتاه و بلند مدت ارايه گرديده است . از مهمترين نتايج اين پژوهش ميتوان به موارد زير اشاره نمود: - الگوي سلسله مراتبي موجود با سلسله مراتب الگوي كريستالر مطابقت ندارد - ساختار كنوني توزيع خدمات در مراكز موجود و استقرار آنها در اكثر روستاها نشانگر نبود يكپارژگي سيستم فضايي و نظام سكونتگاهي مطلوب است . - عملكرد ضعيف و ناكارايي مراكز دهستان بخصوص دهستان ريگستان كه به علت قرارگيري در حوزه نفوذ سيستم شهر زواره داراي روستاي اقماري نميباشد. - به علت عملكردهاي ضعيف شهر زواره و كمي نيروي جذب سكونتگاهي روستايي، شهر زواره استفاده از خدمات و امكانات شهري كمتر به چشم ميخورد. - از جمله سكونتگاهي روستايي استفادهكننده از خدمات و امكانات شهر زواره نقاط روستايي كه در حوزه نفوذ اين شهر قرار دارند و ارتباط مناسبي با اين شهر را دارند، هستند. - از عملكردهاي ضعيف شهر زواره ميتوان به عملكرد ضعيف تفريحي، فرهنگي (تئاتر، سينما، ويدئو كلوپ ، مجتمع فرهنگي) و صنعتي اشاره كرد كه سبب عدم جذب سكونتگاهي ناحيه ميشود. « عربي، مهدي » ضمن مطالعه وضعيت تاريخي كميجان ناحيهاي واقع درمورد ناپايداري اين ناحيه كه در طي سدههاي گذشته , استعدادهاي بالقوهء نسبتا مناسب و پتانسيل جمعيتي قوي بوده و نقش قابل توجهي در اقتصاد ناحيه و ولايات دورههاي قبل داشته است چنين داوري كرده كه اين ناحيهء جغرافيايي به لحاظ جهتگيريهاي نامطلوب سياسي، اقتصادي، اجتماعي از موقعيت و جايگاه قبلي7 خود تنزل نموده است در طي دورههاي ده ساله از 1330 تاكنون روند تخليهء جمعيتي باعث ركود فعاليتهاي توليدي، اقتصادي گرديده است و در نتيجهء آن پويائي و تحرك نسبتا مطلوب اين ناحيه كه در دورههاي قبل برقرار بود به ركورد و شرايط اقتصادي نامطلوب مبدل گرديده است . انزواي جغرافيائي، عدم دسترسي مناسب و نامطلوب بودن عوامل ارتباطي ناحيه، بيتوجهي مسئولين به شرايط اقتصادي اجتماعي نامناسب روستاهاي اين ناحيه منجر به خيزش امواج مهاجرتهاي عظيم و افزايش تعداد نقاط مهاجرفرست گرديده است . شهر كميجان كه از لحاظ جمعيت در سال 1335 فقط يك سيزدهم اراك جمعيت داشته است و به دليل سرايت اين شرايط از تكاپوي لازم برخوردار نبوده است . اكثر روستاهاي اين ناحيه از شرايط توليدي اقتصادي به شرايط مصرفي گرائيدهاند. جريان توليد مواد اوليه كه در دورههاي قبل از روستا به شهر برقرار بوده بدليل عدم توجه به پتانسيلهاي محيطي روستاهاي اين ناحيه منجر به افزايش فاصلهء ميان شهر و روستا گرديدهاند اين جريان نابرابر سبب به استثمار كشاندن روستاها و بهرهكشي جامعهء شهري از محيط روستائي گرديده است . بعد از مدتي روستاهاي ناحيه از شرايط استقلال اقتصادي و خودكفائي در امورات خويش عاجز و مبدل به يك مصرفكننده محصولات و مصنوعات جامعهء شهري گرديدهاند. اكثر روستاهاي اين ناحيه ديگر توان توليد اقتصادي و شرايط خودكفائي گذشتهء خود را ندارند. به دليل عدم وجود شهري قوي در مركز ناحيه اكثر نيازهاي اداري - سياسي و خدماتي روستاهاي ناحيه يا بطور ناقص تامين ميشود و يا از طريق شهر اراك تامين ميشود. و به همين دليل انبوهي مهاجرت روستائي در اين ناحيه چشمگير است . نارسائي تاسيسات زيربنائي و جادهها از جمله عواملي هستند كه شرايط زندگي در اين ناحيه را با دشواري مواجه ساخته است . كشاورزي سنتي و معيشتي در اكثر روستاهاي ناحيهء كميجان به عنوان شغل اصلي به حساب ميآيد و لذا هيچگونه تحرك اقتصادي و اضافه درآمد در اين روستاها به چشم نميخورد. با توجه به شرايط موجود در ناحيه كميجان ضرورت سازماندهي و سازمانيابي فضائي در اين ناحيه احساس ميشود تا بر اين اساس يك نوع كاركرد روشن و دقيقي از ناحيه مشخص گردد و چرخههاي اقتصادي اين ناحيه بر آن محور استوار و به گردش درآيد. جهت پويانمودن بخش اقتصادي اين ناحيه ضرورت حوزهبندي روستاها و عمران روستائي احساس ميشود. در اين خصوص يك نوع برنامهريزي شهري و منطقهاي در سطح كل ناحيه طرحريزي شده است و براي سرعت بخشيدن به روند پويائي بخش اقتصادي ناحيه از عوامل جهشزا چون، احداث صنايع مكمل و احداث مسير ترانزيتي همدان كميجان ضروري به نظر ميرسد. همچنين قطببندي اقتصادي در ناحيه و ارتقاء نقش سياسي - اداري شهر مركز ناحيه و اعطاي نقشهاي ويژه به شهرهاي كوچك ميتواند در اين زمينه كارساز باشد. « تيرماهي، عليرضا » در پژوهش خود چنين نتيجهگيري كرده كه افزايش جمعيت و عدم توان روستا در تامين نيازها و عامل مهم مهاجرت باعث تخليه كامل و يا متروك شدن قسمتي از روستا شده است (فرض اول) جهت اثبات اين فرض بايد گفت كه در سال 1345-1355 جمعيت روستايي با نرخ رشد 1/1 روبرو بوده است كه اين نسبت در دهه 1355-1365 به 3/5 رسيده است اين افزايش جمعيت و عدم توان روستا در تامين نيازهاي ساكنين باعث شده است تا در ساختار كالبدي روستا تغيير و تحول حاصل شود. اما بايد دانست كه برخورداري از كيفيت و كميت يك زندگي بهتر در مناطق شهري يكي از عوامل مهم مهاجرت روستائيان به شهرها بوده است نامناسب بودن كمي و كيفي واحدهاي مسكوني فقدان برق و آب بهداشتي، عدم وجود امكانات درماني، كمبودهاي آموزشي و ساير تاسيسات رفاهي و خدمات از جمله عوامل ديگر مهاجرت روستائيان به شهرها ميباشد. اختلاف سطح درآمد روستائيان و شهرنشينان بعلت بالا بودن سطح دستمزد كارگران صنعتي و خدماتي، كمي قيمت محصولات كشاورزي و بالا رفتن ارزش خدمات و نهادههاي كشاورزي و در نتيجه پائين بودن بهره كار كشاورزي نسبت به ساير بخشهاي اقتصادي، تعداد زيادي از شاغلين در بخش كشاورزي جذب صنايع و خدمات شهري و ساختماني شدهاند. افزايش شكاف بين درآمد روستايي و شهري را ميتوان در پائين بودن سود حاصله از توليدات كشاورزي بعلت ارزاني قيمت اين محصولات ، در رابطه با هزينه توليد و افزايش دستمزد كارگر ساده در بخشهاي ساختماني و صنعتي ذكر كرد. اكثر بهرهبرداريهاي كشاورزي وسعت و قدرت كافي جهت جذب نيروي كار اعضاي خانوار خود را ندارند در نتيجه نيروي فعال روستايي به صورت كارگر ساده به شهرها روي ميآورد. حال بايد انديشيد كه راه حل اساسي و منطقي و راه حلي كه بتواند هم در كاهش رشد جمعيت و هم مهاجرت موفق باشد و راه حلي كه هم قابل اجراء و هم برطرفكننده تمامي اين مشكلات و معضلات باشد چيست و چگونه بايد به آن دست يافت ؟ در حال حاضر رشد جمعيت روستايي بر منابع آن پيشي گرفته است و باز هم پيشي خواهد گرفت . كمبود منابع آب و مرتع و محدوديت اقليم در كاربري زمين فزوني خواهد داشت و فشار جمعيت بر زمين افزايش خواهد يافت ، لذا بايد به طور همزمان از طرفي تعادل به وجود آورد و از طرف ديگر چارهاي براي جمعيت رو به افزايش انديشيد. زيرا اگر روند موجود زيست محيطي و منابع طبيعي ادامه يابد هر الگوي از توسعه و رشد نامستمر و ناپايدار خواهد بود. لذا در صدر برنامههاي منطقه بايد جلوگيري از تخريب مراتع و فرسايش خاك ، بسيج منابع آب گسترش امكانات بهداشتي، آموزشي و بالا بردن سطح آگاهيهاي مردم در جلوگيري از رشد بيرويه جمعيت و زاد و ولد قرار گيرد. ويژگيهاي خرده مالكي و تعدد سكونتگاههاي روستايي و پراكندگي نواحي مزروعي بحران ايجاد ميكند كه كنترل روندها و بسيج منابع فوقالذكر به صورت غيرمتمركز و توسط نهادهاي مردمي و با حمايت دولت صورت پذيرد. زيرا حل مشكلات و موانع توسعه روستايي در قالبي يك پارچه مقدور است كه آموزش و سازماندهي و مشاركت مردم را هماهنگ ساخته و ابعاد فيزيكي و اقتصادي - اجتماعي را توامان شامل ميشود. بنابراين تكرار اشتباهات از قبيل، اقدامات بهسازي روستا بدون نگاه به وقايع جاذب در شهرها كه به عنوان لولههاي مكنده عمل ميكنند. ايجاد تاسيسات و خدمات مبتني بر ميزان مصرف تعداد جمعيت و خودياري، ناديده انگاشتن حوزههاي شهرها و... پاسخگوي توسعه روستايي نخواهد بود و كفايت و كارا بودن اين اقدامات در هماهنگي و يكپارچگي آنها در محيط روستا است آوردن امكانات بهداشتي و رفاهي و خدمات آموزشي و خلاصه تمامي امكانات به محيط روستا بدون ايجاد فرصت شغلي و امكان كسب درآمد در محيط روستا كارساز نخواهد بود و جمعيت روستايي به مهاجرت خويش ادامه خواهد داد. « ميرزائيان، فرزانه » تحقيق خود را در 7 فصل بشرح زير طراحي نموده است . در فصل اول، ضمن بيان مساله و تعيين هدفها، ضرورتها و ارائه چارچوب كلي تحقيق، به بيان روش كار و شيوههاي جمعآوري اطلاعات پرداخته . در فصل دوم، هدف ، بيان مفاهيم كلي الگو و نظام فضايي استقرار سكونتگاههاي روستايي است . بدين منظور ابتدا ضمن تعريف برخي مفاهيم مورد نظر، به بيان تاريخچه مطالعات سكونتگاههاي روستايي، الگوهاي سنتي مختلف در نظام فضايي كشور(خطي، پايكوهي، كوهستاني)، مباني سطحبندي سكونتگاهها، ادبيات سطحبندي سكونتگاهها در ايران و در نهايت به ارائه روشهاي آماري و كمي در نظام سطحبندي سكونتگاهها اشاره نموده است . در فصل سوم، از آنجا كه جهت ايجاد نظم فضايي و سازمانيابي مكاني پديدههاي مستقر در محيط، شناخت پايهاي از شرايط جغرافيائي آن امري لازم است ، به بررسي ويژگيهاي موقعيتي، فيزيوگرافي، ... شهرستان زنجان پرداخته و در نهايت به بيان چگونگي نقش عوامل طبيعي در ايجاد و شكلگيري سكونتگاههاي روستايي اشاره كرده است . در فصل چهارم، جمعيت و تريلوژي جغرافيائي يعني تمركز و پراكندگي جمعيت در كانونهاي شهري، روستايي و عشاير كوچنده مورد مداقه قرار داده است . در فصل پنجم: سيماي عمومي اقتصاد منطقه مورد بررسي قرار گرفته و ميزان اشتغال جمعيت در بخشهاي عمدهء اقتصادي(كشاورزي، صنعت ، خدمات) تحليل شده است . در فصل ششم، كه اساسيترين بخش تحقيق حاضر ميباشد، شيوه سكونت گزيني و الگوهاي پراكندگي و عوامل موثر در شكلگيري الگوهاي كنوني سكونتگاههاي روستايي در شهرستان زنجان بررسي گرديده و در نهايت در فصل هفتم، ضمن سطحبندي سكونتگاههاي روستايي براساس بار جمعيتي و ميزان برخورداري از نهادها و خدمات در مقياس دهستان به ارائه الگويي با هدف توسعه منطقه موردنظر پرداخته است . « شكاري، فرشاد » رساله حاضر را در سه بخش تهيه نموده است . كه در ابتدا به بيان طرح مساله و هدف از تحقيق و سابقه مطالعاتي و روش بررسي پرداخته شده و سپس بخشهاي سهگانه به ترتيب زيرآورده شدهاند: در بخش اول: به بيان مسائل مربوط به توسعه و توسعه روستايي پرداخته شده كه شامل دو فصل ميباشد. در فصل اول كليات توسعه و توسعه روستايي شامل سير تكويني مفهوم توسعه، تعاريف و شاخصهاي آن، تعاريف ، اهداف و نظريات توسعه روستايي بيان شده است و در فصل دوم روند توسعه روستايي در ايران شامل توسعه روستايي قبل و بعد از انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار گرفته و در نهايت جمعبندي بخش اول ارائه گرديده است . در بخش دوم: به بررسي و شناخت وضع موجود محدوده مورد مطالعه پرداخته شده كه شامل فصول زير ميگردد، در فصل اول خصوصيات جغرافيايي و اقليمي محدوده مورد بررسي شامل موقعيت و وسعت ، ساختار زمين و اشكال ناهمواريها، ويژگيهاي اقليمي، منابع آب ، خاك و پوشش گياهي و در آخر جمعبندي ويژگيهاي محيطي - اكولوژيكي به عنوان بستر شكلگيري سكونتگاههاي روستايي مورد بررسي قرار گرفته است . در فصل دوم به بررسي و تجزيه و تحليل ويژگيهاي اجتماعي سكونتگاههاي روستايي شامل روندهاي زماني - مكاني نظام استقرار و تحولات آن، خصوصيات كمي جمعيت از جمله تعداد، توزيع، تركيب سني و جنسي، حركات مكاني - فضايي، رشد و آيندهنگري جمعيت و خصوصيات اجتماعي جمعيت و در آخر جمعبندي ويژگيهاي اجتماعي پرداخته شده است . در فصل سوم ويژگيهاي اقتصادي شامل، زمينههاي غالب اشتغال و فعاليتهاي اقتصادي از جمله كشاورزي، صنعت و معدن و خدمات در محدوده مورد مطالعه عنوان شده و در انتها نيز جمعبندي ساختار اقتصادي ارائه گرديده و در فصل چهارم نيز به بيان ويژگيهاي فضايي - كالبدي شامل، بافت سكونتگاهها و نحوه استقرار آنها، ارتباطات و امكانات زيربنايي، خدمات و امكانات رفاهي و بافت مكاني - فضايي سكونتگاهها پرداخته شده است . در بخش سوم: به تجزيه و تحليل نظام فضايي سكونتگاهها و ساماندهي فضاهاي روستايي محدوده مورد مطالعه پرداخته شده است . كه در اين بخش براساس دادهها و اطلاعات حاصله از بخشهاي پيشين سعي شده است چارچوبي منطقي جهت ساماندهي فضايي خدمات و فعاليتها در قالب نظامي سلسله مراتبي از مراكز جمعيتي ارائه گردد. بنحوي كه بتواند زمينهساز توسعه روستايي و مهياكننده، مسيري جهت حركت در اين راستا باشد. « آمار، تيمور » اين رساله در دو بخش تحت عنوان:"بررسي وضعيت موجود" و "سازماندهي و پيشنهاد استقرار بهينه نظام سكونتگاهي بخش رحمتآباد" يا تدوين وضع مطلوب تنظيم شده است . بخش اول شامل چهارفصل جداگانه است : فصل اول موقعيت و ويژگيهاي طبيعي كه شامل موقعيت جغرافيايي، ساختار زمين و اشكال ناهمواريها، اقليم، منابع آب ، خاك و پوشش گياهي است . فصل دوم: خصوصيات دموگرافيك و اجتماعي جمعيت كه شامل روندهاي زماني - مكاني نظام استقرار، تعداد توزيع و تراكم، تركيب سني و ساخت جنسي، حركات مكاني - فضايي جمعيت ، رشد تحول و آيندهنگري، فعاليت و اشتغال نيروي انساني، دين مذهب و زبان، سواد و آموزش و بهداشت و درمان ميباشد. فصل سوم: بررسي ساختار اقتصادي منطقه شامل زراعت و باغداري، دامداري، زنبورداري، نوغانداري، صنعت و معدن، خدمات و كارگري و جمعبندي كه بررسي چگونگي ايجاد فرصتهاي شغلي جديد را در بر ميگيرد. فصل چهارم: شناخت كالبدي فضايي منطقه شامل عناصر محصوركننده فضا در مقياس منطقه، فرم فضا، استقرار، خدمات (زيرساختي و روساختي)، ارتباطات و وضعيت مسكن ميشود. و بخش دوم شامل 7 مبحث جداگانه ميباشد كه عبارتند از: جايگاه بخش رحمتآباد در نظام سلسله مراتبي شهرستان رودبار و استان گيلان، مباني نظري استقرار بهينه سكونتگاههاي روستائي، الگو و مبناي تقسيمات كالبدي - فضايي منطقه، نظام سلسله مراتب مراكز روستايي در وضعيت موجود و همچنين وضعيت مطلوب ، سازماندهي فعاليتها و خدمات طبق تقسيمات كالبد پيشنهادي و در پايان ارائه راهحلهاي اساسي در زمينه استقرار بهينه سكونتگاههاي روستايي ميباشد. « فروغينسب، كاظم » در مطالعه خودتحت عنوان پيامدهاي مكاني-فضائي روابط شهر و روستا در شهرستان تفت پس از انقلاب اسلامي ، مورد:شهر تفت و آباديهاي دهستان نصرآباد , چنين اظهار نظركرده : چشم انداز جغرافيائي به صورت يك سيستم فضائي است كه اجزاي آن با همديگر مرتبطند. بررسي جداگانه هيچكدام از پديدهها وضعيت جامع چشمانداز را آشكار نميكند بلكه بايد تمام سيستم را يكجا مطالعه كرد، يعني روابط موجود ميان پديدهها را كشف كرد. سكونتگاههاي شهري و روستائي اگر چه از نظر فيزيكي از يكديگر جدا ميباشند، اما روابط تنگاتنگ موجود بين اين سكونتگاهها، مطالعه و و بررسي توام آندو را جهت برنامه ريزي جامع شهر و روستا يادآوري مينمايد. بديهي است اولين قدم در اين زمينه شناخت روابط موجود بين اين دو پديده و آثار اين روابط بر هر يك از سكونتگاهها شهري و روستائي ميباشد. در اين بررسي كوشش شده تا با مطالعهاي سيستماتيك ، روابط مكاني فضائي شهر و روستا در شهرستان تفت ، و پيامدهاي آن در شهر تفت و روستاهاي دهستان نصرآباد شناخته شود. تحقيق حاضر به سه بخش تقسيم شده است ، در بخش اول ويژگيهاي طبيعي محدوده مورد مطالعه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است . در بخش دوم ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي منطقه مورد مطالعه و چگونگي روابط مكاني-فضائي سكونتگاههاي شهري و روستائي مورد مطالعه با توجه به هر يك از كاركردهاي شهري و روستائي را مورد تفحص قرار ميدهد. در بخش سوم پيامدهاي مكاني -فضائي رابطه شهر و روستا در دهستان نصرآباد را به تفصيل در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فيزيكي بررسي نموده اين بررسي عمدتا بر تحقيقات ميداني به روش پرسشگري استوار ميباشد. در فصل سوم با ارزيابي پيش فرضها و نتيجه گيري نهائي به ارائه پيشنهادات در اين رابطه پرداخته شده است « فخرالدين تفتي، محمدحميد» در بررسي خود چنين نتيجه گيري كرده است : -1 روابط شهروروستا درمنطقه براساس يك رابطه نابرابر به نفع شهر درجريان است . تحول دران مستلزم تغيير دركاركردهاي اقتصادي ونقشهاي مختلف شهري كه مديريت مناطق روستايي رابرعهده دارند مي باشد. -2 اعمال سياستها وبرنامه هاي جهت جلوگيري ازجريان يكطرفه سرازيرشدن سرمايه هاي مناطق روستايي به شهر كه براي رسيدن به اين منظور لازم است شركتهاي تعاوني توليد ومصرف درقالب بخش خصوصي درزمينه هاي صنايع روستايي خصوصا (قاليبافي)ومحصولات كشاورزي ايجاد شودكه درنقش دولت دراين ميان دادن وام موافقت اصولي براي تامين شركت وفراهم نمودن زمينه هاي لازم جهت استاندار نمودن محصولات توليدي وصادرات انها توسط روستائيان است كه به اين ترتيب دست واسطه هاي شهري نيزقطع گرديده است سود اصلي نصيب فرد روستايي شده از ضرر سرمايه از روستا جلوگيري بعمل آمده واشتغالزايي نيز بوجود مي آيد. -3 تقويت بخش روستاي طزرجان به عنوان روستاي مركز دهستان درزمينه كاركردهاي مختلف . -4 بالابردن سطح كيفي امكانات وخدمات درسطح دهستان زيرا ازنظر كميت وضعيت نسبتا مناسب مي باشد. -5 نظارت كنترل وجلوگيري ازگسترش بي رويه مساكن در بافت اراضي كشاورزي و درنهايت جلوگيري ازتخريب بافت روستاها وجلوگيري ازآلودگي محيط روستابه منظور حفظ . -6 تقويت نقش كاركرد اوقات فراغت منطقه ازطريق احياي اسيابهاي آبي وايجاد پاركهاي كوچك جنگلي ايجاد ايستگاههاي كوهنوردي احداث مهمانسراها باخدمات استاندارد وارزان قيمت در مناطقي كه چشم انداز مناسب دارند وتعويض راههاي روستايي درداخل بافت روستابه منظور دسترسي افرادي كه جهت اوقات فراغت آمده اند. -7 گسترش مراكز اموزشي فني وحرفه اي دردهستانهاي شيركوه بنادك سادات ومنشاد درزمينه كشاورزي ودامپروي ومدارس راهنمايي دخترانه ودبيرستان دخترانه وپسرانه بطوريكه روستاي طزرجان به عنوان روستاي مركزيت فاصله اين دهستانها باتاسيس اين مراكز شبانه روزي دانش آموزان اين نواحي بتوانند درمحل سكونت خود زا اموزشهايي درزمينه نيازهاي روزانه شان برخوردار شنوند. -8 احداث سدهاي كوچك وبزرگ جهت تهيه وتامين برق ابي درفصول برآبي منطقه . -9 تقويت طرحهاي آبخيزداري واحياء مراتع درجهت جلوگيري ازفرسايش خاك تغذيه سفره آبهاي زيرزميني جهت تامين نيازها به آب كشاورزي وشرب درفصل خشك وكم آب سال. -10 تغيير نوع بهره برداري از اراضي كشاورزي وتبديل كشت سنتي همسو بابازار درجهت اقتصادي نمودن كشاورزي . 11 دادن امتياز بهره برداري ازمعادن محدوده موردمطالعه به شركتهاي تعاوني محل درجهت ايجاداثرات توسعه آن درمنطقه . « رساله«شهابتالي محسن » مشتمل بر سه بخش ميباشد: دربخش اول شكلگيري، تكامل و تاثير مادر شهر تهران برنواحي پيراموني مورد بررسي قرار گرفته است .در اين بخش به بررسي عوامل مختلف در رشد و توسعه تهران، منطقه نفوذ متروپل تهران و نحوه تاثيرگذاري تهران برنواحي پيراموني پرداخته شده است .در بخش دوم به تجزيه و تحليل ويژگيها،و توانهاي محيط طبيعي، و ويژگيهاي اجتماعي اقتصادي در محدوده مورد بررسي پرداختهايم.دربخش سوم رساله به بررسي تحولات در ساختار مكاني - فضائي روستاهاي موردمطالعه پرداخته شده است ،دراين ارتباط تحولات ، در ساختار اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و كالبدي موردتوجه است . « شفيعيثابت، ناصر » در اين بررسي كوشش نموده تا با مطالعهاي سيستماتيك ، مسائل و مشكلات روستاهاي پراكنده در محدوده شهرستان دماوند شناخته شود و سپس امكانسنجي در راستاي استقرار بهينه آنها صورت گيرد. براين مبنا در تحقيق حاضر تاكيد اساسي بر روي وضع موجود ناحيه دماوند قرار داشته، و سعي شده با مشاهده و تجزيه و تحليل وضع موجود، پيشنهادات و ارائه راهحلهاي اساسي، با واقعيات ناحيه موردبحث انطباق بيشتري داشته باشد. از اينرو اين رساله به دو بخش تقسيم شده است ، بخش اول كه قسمت عمده مطالعه را دربردارد، به بررسي وضع موجود ناحيه مورد مطالعه ميپردازد و بدين منظور به ده فصل جداگانه تفكيك شده . فصل اول و دوم، موقعيت جغرافيايي شهرستان را بيان نموده و به بررسي و تجزيه و تحليل ساختار زمين و اشكال ناهمواريها در محدوده مورد مطالعه ميپردازد. فصل سوم، شرايط اقليمي ناحيه مورد مطالعه را مفصلا به بررسي ميكشد. فصل چهارم، منابع آب شهرستان، اعم از آبهاي سطحي و زيرزميني را مورد مطالعه و تحليل قرار ميدهد. فصل پنجم و ششم، وضعيت خاكهاي ناحيه دماوند و پراكندگي آن و پوشش گياهي را مورد مطالعه قرار داده است . فصل هفتم، به جمعبندي محيط طبيعي بعنوان بستر سكونت و فعاليت مجتمعهاي زيستي در محدوده مطالعاتي پرداخته است . فصل هشتم و نهم، به بررسي و تجزيه و تحليل ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي شهرستان دماوند ميپردازد. و فصل دهم، نوع شبكه دسترسي و نحوه توزيع خدمات و مراجعات خدماتي را روشن ميسازد. اما بخش دوم، نظام فضايي سكونتگاههاي روستايي شهرستان را بتفصيل مورد بررسي قرار ميدهد. لذا در بخش دوم سعي شده است تا براساس نتايج يافتههاي بخش اول استوار باشد و حداكثر از تكرار مطالب و موضوعات پرهيز گردد. در نهايت با توجه به اهداف تحقيق و پيشفرضها به ارائه پيشنهادات و راهحلهاي اساسي در راستاي امكانسنجي استقرار بهينه سكونتگاههاي روستايي پرداخته شده و همچنين رويهها و روشهاي مطلوب سازماندهي فضاي روستايي ناحيه مورد مطالعه بيان گرديده است . لازم به ذکر است خود نویسنده در مورد پایان نامه خود چنین اظهار نظر نموده است : اين تحقيق با هدف تبيين مسائل روستاهاي پراكنده و امكان سنجي استقرار بهينهي آنها در ناحيهي دماوند و فيروزكوه با استفاده از تكنيك مصاحبه و مشاهده و مدل تحليل جريان ها[1] انجام گرفته است. در اين بررسي در تمامي 218 روستاي داراي سكنهي ناحيهي مورد مطالعه پرسشنامه حهت دستيابي به اطلاعات اجتماعي، اقتصادي، خدماتي، كالبدي و تعيين جريانهاي اقتصاديـ خدماتي و ...، براساس روش تحقيق مشاركتي[2] تكميل شده است. يافته هاي اين تحقيق نشان داده است: در سلسله مراتب سكونتگاههاي ناحيهي مورد مطالعه، مراكز سطوحمياني و واسطهاي كاملاً مجهز و يامراكز سطح پايينتر موجود نبوده ويا مراكز كنوني بخشي از نظام سلسله مراتب نقاط مركزي را كه از نظر كاركردي يكپارچه باشند، تشكيل ندادهاند. بنابراين الگوياستقرار در اين ناحيه به روشني نيازمند نوعي اصلاح است كه از طريق « برنامه ريزي فضايي» ميسر خواهد شد. به عبارت ديگر، در تبيين نظام فضايي سكونتگاههاي روستايي ناحيهي مورد مطالعه، مشخصه و صفات زير مشاهده شده است: 1- جمعيت كم: 131 روستا برابر 1/60 در صد كمتر از 100 نفر، و 2/75درصد، معادل 164 روستا كمتر از 500 نفر جمعيت داشتهاند. 2- پراكندگي و ناپايداري جمعيت: به دليل شرايط توپوگرافي ناحيهي مذكور (ناهمواري شديد) ، جمعيت بهطور پراكنده در سكونتگاههاي دور از هم استقرار يافته، و به دليل بيتوجهي به مسائل اجتماعي و اقتصادي آنها، جمعيت بسيار ناپايداري دارند. 3- محدوديت نسبي منابع و امكانات توليدي: بهرهبرداري از اراضي كشاورزي در اين ناحيه به طريقهي سنتي بوده، از اينرو كارايي چندان مطلوبي نداشته، و از اراضي و مراتع به شكل بهينه استفاده نميشود. 4- فقدان امكانات زيربنايي و رفاهي: نقاط روستايي پراكنده در سطح ناحيه فاقد هرگونه امكانات زيربنايي و رفاهي بوده، وخدمات موجود به شكلي توزيع شده كه دسترسي به آنها را در بسياري از نقاط عملاً غيرممكن كردهاست. 5- دوري از مراكز و كانونهاي شهري و قطبهاي توسعه: فاصلهي روستاها تامراكز شهري در بعضي نقاط حدود60كيلومتر بوده است. اين مقوله با توجه به توپوگرافي ناحيه و شرايط سخت اقليمي از لحاظ زمان دسترسي به مراكز خدماترساني 2 و يا گاهي 3 برابر ميشود. خصيصه و صفات مذكور سبب شده، تا تمامي روستاها نتوانند به شكل مطلوب از امكانات و خدمات مكانهاي مركزي موجود استفاده نمايند. بهطوريكه تعداد سطوح موجود در نظام سلسله مراتبي خدماترساني ناحيه 2سطحي بوده است. در واقع مراكزشهري و مراكزبخش با هم مراكز خدمات سطح اول، و مراكز دهستانها ، سطوح دوم را تشكيل ميدهند. البته ميزان خدمات موجود در مراكز دهستانها بسيار اندك بوده، و فاصلهي واحدهاي روستايي پراكنده در هر دهستان تا مركز آنها خيلي زياد است. بهطوريكه در بعضي از دهستانها امكان دريافت خدمات براي واحدهاي روستايي پراكنده عملاً غيرممكن بوده است. براين مبنا، براي تعديل مسائل مذكور، طراحي نظام سلسله مراتبي چندسطحي، و مكانيابي مراكز روستايي ضروري است. بر اين اساس باتوجه به مدل تحليل جريانها (نظير: جريانهاي تجاري، آموزشي، درماني، و...)، كه مبتني بر مشاهدهي رفتار واقعي مردم بوده، و روند اين جريانها تاحدود زيادي تحت تأثير عوامل مختلفي از جمله : الف)- پيوندهاي توپوگرافيك ب)- موقعيت اقليمي مشابه ج)- دسترسيهاي مشترك د)- يكساني نسبي در توليد هـ)- موقعيت و تاريخ مشترك و... قرار داشته، نظام سلسله مراتبي در بعضي از واحدهاي جغرافيايي اين ناحيه 3سطحي و در بعضي ديگر 4 سطحي طراحي شده ، و بهطوركلي وضعيت تمامي روستاها، دهستانها و بخشها در سازمان فضايي ناحيهي كوهستاني شرق استان تهران از لحاظ خدماترساني مشخص و تبيين شده است. بهطوريكه در الگوي پيشنهادي نظام سلسله مراتبي مراكز خدمات رساني سكونتگاههاي روستايي ناحيهي كوهستاني شرق استان تعداد 2 منظومه به مركزيت شهر دماوند و فيروزكوه، 8 مجموعه با مركزيت 3 شهر رودهن، آبسرد، كيلان و5 روستاي سربندان، آتشان ـ مزداران (زرين دشت)، ارجمند، شهرآباد و سرانزا و 8 مركزخدماتي مكمل با مركزيت كانونهاي روستايي آبعلي، مهرآباد، مراء، حصاربن ، سلهبن هرانده، جليزجند وپيرده ميباشد. سطح خدماترساني و تجهيز مراكز هر مجموعه، مراكز خدماتي مكمل و روستاهاي منفرد، امري نسبي وتابع شرايط زماني و مكاني است. از اينرو، مراكز سطوح مختلف، از لحاظ برخورداري از انواع خدمات، يكسان نبوده واين مقوله تابعي از عوامل متعددي است كه دراين تحقيق براين مبنا نوع خدمات پيشنهاد شده است. اين عوامل عبارتند از: 1- منابع و قابليتهاي طبيعي 2- ميزان جمعيت و ظرفيت آتي و نگهداشت جمعيت 3- قابليت اقتصادي 4- نقش وموقعيت مكاني 5- نيازها و تقاضاهاي خدماتي اين پنج عامل در ارتباط با هم سطح برخورداري مراكز سطوح مختلف از خدمات اساسي تعيين كرده است. در اين زمينه، آنچه اهميت دارد ودر اين تحقيق به آن دست يافته ايم، « تجميع و ادغام» تعداد معدودي از روستاهاي پراكنده و به دور از مراكز مجموعه و زير مجموعهي الگوي پيشنهادي بوده، كه به ناچار بايد در روستاها يا مكانهاي جديد پيشنهاد شده، ادغام شوند. از جملهي اين روستاها ادغام روستاهاي بولان، تنگه بولان، كبود ملك در روستاي دوآب ويرانه، و ادغام روستاهاي سقزدره و دمي آقا در محمودآباد مي باشد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ساعت 13:45  توسط ابوالفضل مددی
|
|